مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٨ - بينش اسلام پيرامون خلقت
سبب فعاليّت شديد و فراگيرى قيموميتش پديدهها را بدون آن كه نقصى در آن راه يابد يا به تحوّلى نياز داشته باشد مىآفريند.
خدا (چنانچه فلسفههاى جاهلى مىپندارد) براى آن كه از وجود خود وجودى بيافريند نيازمند آن نيست تا بخشى از اين وجود را به آن موجود ببخشد، بلكه يك نگاه از سوى او كافى است كه همه تاريكيها به نور مبدّل شود، پس طبيعت خلقت خداوند سبحان از محدوده اين دو حدّ خارج نيست:
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - قم، چاپ: دوم، ١٣٨٦.
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم ؛ ص٨٨
فعل و فاعليت و تأثير گذاردن و هستى بخشيدن.
٢- عدم انفعال و مفعوليّت و تحت تأثير قرار گرفتن و هستى يافتن.
بر انديشه بشرى كه با تماس با مخلوقات خو گرفته دشوار است خلقت نخستين را تصوّر كند زيرا انديشه او از محدوده تأثير و تأثّر خارج نمىشود و به قدرى كه مؤثّر در پديدهاى اثر مىگذارد به همان ميزان از آن متأثّر مىگردد، زيرا آن پدپده انرژى انسان را مىگيرد و خستگى و فرسودگى بدو مىدهد در حالى كه خداوند كاملًا بر عكس چنين چيزى است و از اثر پذيرى و تحوّل مبرّا است.
از همين رو در حديث مىخوانيم كه حضرت على عليه السلام از خطيبى كوفى كه درباره «توانايى» سخن مىگفت پرسيد:
آيا با خدا مىتوانى يا بدون خدا؟ او گفت: نمىدانم چه بگويم.
حضرت فرمود: هريك از اين دو را كه مىگفتى گردنت را مىزدم.
خطيب گفت: يا اميرالمؤمنين چه بگويم؟ حضرت فرمود: بگو به