مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٦ - فلسفه جامعه در قرآن
دفاع از اين گمراهى بسرعت به شر محض تبديل مىشوند.
و اين چنين است كه خداوند داستان بشريت نخستين را براى ما نقل مىكند: (كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيَما اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ) [١]. «مردم يك امّت بودند، پس خدا پيامبران بشارت دهنده و بيم دهنده را بفرستاد و بر آنها كتاب بر حقرا نازل كرد تا آنكتاب در آنچهمردم در آن اختلاف دارند ميانشان حكم كند، ولى جز كسانى كه كتاب بر آنها نازل شده و حجّتها آشكار گشته بود از روى حسدى كه نسبت به هم مىورزيدند در آن اختلاف نكردند. و خدا مؤمنان را به اراده خود در آن حقيقتى كه اختلاف مىكردند راهنمايى نمود، كه خدا هر كس را كه بخواهد به راه راست هدايت مىكند.»
پس گمراهى فراگيرى وجود دارد و خداوند مردم را هدايت مىكند و پس از آن مردم در هدايت اختلاف مىيابند.
[١] - سوره بقره، آيه ٢١٣.