مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٥ - راه شناخت عقل
الف- عامل روحى كه در دوست داشتن حق و گرايش نسبت به شناخت آن و دانستن اين نكته كه حق پايدار و سودمند است خلاصه مىشود زيرا بدون اين امور انسان در راه حق نمىكوشد.
ب- شكّ فرد در افكار خود و ترديد در اين نكته كه تنها او بر حقّ است زيرا بدون اين عامل انسان از داشتهاى خود دچار غرورى ژرف مىگردد و جستجوى حق را رها مىكند.
ج- اعتماد به توانايى خود در شناخت حق و در نتيجه اعتماد به عقل خويش. كسى كه از رسيدن به حق نااميد گردد در تقليد باقى مىماند و ديگر مشوقى براى ادامه كند و كاو پيرامون حق نمىشود، و نيز احساس حقارت در برابر انديشه انسان نابغه آدمى را از پيگيرى پژوهشهايش ناتوان مىسازد، زيرا پيشاپيش چنين مىانديشد كه از رسيدن بدانچه آن نابغه بدان دست يافته عاجز و درمانده است و هرچه خود را به زحمت اندازد باز هم به انديشههايى دست خواهد يافت كه بىارزشتر از انديشههايى است كه آن نابغه بدان دست يافته و نتيجه طبيعى آن تقليد از آن نابغه بدون تحمّل سختيهاى حاصل از پژوهش و كند و كاو است.
٦- اگر شناخت عقل و ويژگيهاى آن با نگرش «عبورى» در حقايقى است كه براى ما مكشوف مىدارد و هرچه ويژگيهاى برجستهاى را شماره كنيم كه عقل ما را بدان رهنمون مىشود و هرچه حقايق علمى را كه به وسيله اين ويژگيها ما را به اين حقايق مىرساند