دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٢٠ - محتجب بذمتکم
محتجب بذمتکم
زائر در این فراز اقرار دارد بر اینکه: من خود را در استتارِ امان شما و
داخل در پناهگاه و پناهدهی و ایمنی شما میدانم. شاید هم زائر میگوید:
من خود را همانند عبد و مملوک در تحت اختیار شما میدانم و همانگونه که
مولا، عبدش را از تمامی هلاکتها نجات میدهد، از شما میخواهم مرا نجات
دهید و مرا تحت حمایتهای دنیایی و آخرتی خود قرار دهید.
همچنین منظورِ
زائر میتواند چنین باشد که: من در پیمان و عهدی که با شما بستهام، با
شما هستم و در پناه شما به سر میبرم. چرا که شما را عهد و پیمان خداوند
میدانم و عهد با شما، عهد با خداوند است.
عن خثیمه قال: قال لی
ابوعبدالله علیه السلام: «یا خثیمه نَحْن عَهْد اللّه فَمَن وَفی
بِعَهْدِنا فَقَد وَفی بِعَهْد اللّه و مَنْ خفرها فقد خفر ذَمّة اللّه و
عَهْده».[١] .
خثیمه میگوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند: ای
خثیمه، ما عهد و پیمان خداوند هستیم. پس هر کس به عهد ما وفا کرد، به عهد
الهی وفا کرده و هر کس در عهد ما خلل و نقصی وارد کرد، همانا در ذمّه و عهد
الهی خلل و نقص وارد کرده است.
و آن عهد، پیمانی است در دنیا که شیعیان با امامان خود بسته و پیمانی است که تمام مردم در «عالم ذرّ» با خداوند بستهاند.
قال
ابوعبدالله علیه السلام: «اخْرج اللّه مِن ظَهر آدمَ ذُرّیتة إلی یوم
القیامة فَخَرجوا کالذرّ فَعَرَفَهم نَفْسه و اراهم نفسه و لَوْلا ذلک لَم
یعرف أحدٌ ربّه. ثمّ قال: أ لست برَبّکم؟ قالوا: بلی. قال: فان مُحمّداً
عَبْدی و رَسْولی و إنّ عَلیاً امیرالمؤمنین خَلیفَتی و اَمینی».[٢] .
امام
صادق علیه السلام فرمودند: خداوند تمامی انسانها را که در پشت آدم بودند،
جمعآوری کرد و آنها در «عالم ذر» بودند. پس خداوند خود را به آنها
شناساند و اگر نمیشناساند، هیچ کس به او معرفت نمییافت. سپس از آنها سؤال
کرد: آیا من پروردگار شما هستم؟ همه گفتند: آری. (خداوند) فرمود: همانا
محمّد بنده و فرستاده من بر شماست و همانا علی امیرالمؤمنین علیه السلام و
جانشین من و امین من است.
در نهایت اینکه شاید منظور زائر آن است که:
من خود را مستتر به حقّ شما میدانم و اقرار دارم که حقّ شما بسیار عظیم
است و حقّ شما بر من، همان اقرار به ولایت و فضائل و مقامهایی است که
خداوند برای شما قرار داده است. همانگونه که قبلاً نیز اعتراف نمودم که من
عارف و آشنا به حقوق شما هستم و گفتم «عارف بِحَقِّکم».
(١) تفسیر نور الثقلین، ج ١، ص ٧٣.
(٢) بحارالانوار، ج ٢٦، ص ٢٩٤.
منبع: پرچمداران هدایت، تدبری در زیارت جامعه کبیره؛ سید احمد سجادی؛ انتشارات اسوه؛ چاپ اول خرداد ١٣٨٨.