دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢٣ - ریگ بیابان یا طلای سرخ
ریگ بیابان یا طلای سرخ
مرحوم قطب الدین راوندی،طبرسی، ابنحمزهی طوسی و برخی دیگر از بزرگان رضوان الله تعالی علیهم آوردهاند:
یحیی
بن زکریای خزاعی به نقل از ابوهاشم جعفری - یکی از اصحاب حدیث میباشد -
حکایت کند: روزی از روزها به همراه حضرت ابوالحسن، امام علی هادی
علیهالسلام به بیرون شهر سامراء، جهت ملاقات با بعضی از طالبیین خارج
گشتیم.
پس در بیابان ساعتهائی را ماندیم و برای حضرت فرشی را پهن کردند
و امام علیهالسلام روی آن نشست؛ و من نیز در نزدیکی آن حضرت نشستم و با
یکدیگر مشغول سخن گفتن شدیم.
و من در بین صحبتها و مذاکرات، اظهار
داشتم: یا ابنرسول الله! همان طور که اطلاع دارید، من تهی دست هستم و
زندگی خود و خانوادهام را به سختی سپری می کنم.
امام هادی علیهالسلام
همین که سخن مرا شنید، دست مبارک خود را به سمت جائی که نشسته بود، دراز
نمود و مشتی از ریگهای بیابان را برداشت و به من داد و فرمود: ای ابوهاشم!
با این مقدار، زندگی و معاش خود را بگذران که خداوند متعال بر تو توسعه و
برکت در روزی، عطا گرداند. و سپس افزود: سعی کن که این موضوع، محرمانه و
مخفی بماند و برای کسی بازگو و فاش نگردد. ابوهاشم گوید: چون آن ریگها را
در جیب خود ریختم و هنگامی که به منزل بازگشتم، نگاهی به آنها انداختم، پس
دیدم که همچون طلای سرخ صیقل و جلا داده شده میدرخشد. فردای آن روز یکی
از آشنایان زرگر را به منزل آوردم تا آن ریگها را امتحان و آزمایش کند.
همین که زرگر آنها را مورد آزمایش قرار داد گفت: اینها از بهترین نوع
طلای سرخ است که به این شکل در آمده است، آنها را از کجا و چگونه به دست
آورده ای؟!
در جواب، به او گفتم: اینها از قدیم الأیام نزد ما بوده است [١] .
(١) الخزایج و الجرایح: ج ٢، ص ٦٧٣، ح ٣، اثبات الهداة: ج ٣، ص ٣٦٩، ح ٣١، مجموعة نفیسة: ص ٢٣٣، اعلام الوری طبرسی: ج ٢، ص ١١٨، الثاقب فی المناقب: ص ٥٣٢، ح ٤٦٧، بحارالأنوار: ج ٥٠، ص ١٣٨، ح ٣٢.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام علی هادی؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.