دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢٧ - روزها، کنایه از امامان است
روزها، کنایه از امامان است
صدوق رحمه الله با سند خود از صقر بن ابی دلف کرخی نقل میکند که گفت:
متوکل،
چون آقای ما امام هادی علیهالسلام را برد، آمدم که از خبرش جویا شوم،
رازقی که دربان متوکل بود مرا دید، دستور داد تا نزدش بروم، نزد او رفتم،
گفت: صقر! چکار داری؟ گفتم: جناب استاد! خیر است.
گفت: بنشین، [نشستم،]
و فکر این سؤال او، و سؤالهای آیندهاش مرا آشفته کرد، با خود گفتم:
اشتباه کردم که آمدم. اشاره کرد و مردم را از خود دور کرد، پس به من گفت:
چکار داری؟ و برای چه آمدهای؟
گفتم: برای کار خیری گفت: شاید میخواهی از مولایت خبر بگیری؟
گفتم: کدام مولا؟ مولای من امیر است.
گفت: آرام باش، مولای تو حق است، من نیز مذهب تو را دارم.
گفتم: الحمدلله! گفت: آیا میخواهی او را ببینی؟
گفتم
آری. گفت: بنشین تا رئیس پیکها از نزدش بیرون آید، نشستم، چون بیرون آمد،
رازقی به غلامش گفت: دست صقر را بگیر، و به حجرهای که علوی در آن زندانی
است ببر، و آنها را تنها بگذار، او مرا به آن حجره درآورد، به اتاقی اشاره
کرد، و من داخل شدم، و دیدم که امام هادی علیهالسلام روی حصیری نشسته، و
قبری در برابرش کندهاند، سلام کردم، پاسخم را داد، و دستور داد بنشینم،
سپس فرمود: صقر! برای چه آمدهای؟ عرض کردم: سرورم! آمدهام تا از احوال تو
آگاه شوم. سپس به قبر نگاه کردم و گریستم، به من نگاه کرد و فرمود: صقر!
نگران نباش، فعلا نمیتوانند به ما بدی برسانند.
عرض کردم: الحمدلله!
سپس گفتم: سرورم! حدیثی از رسول خدا علیهالسلام نقل شده که معنی آن را
نمیدانم. فرمود: کدام حدیث؟ عرض کردم: حدیث «با روزها دشمنی نکنید که با
شما دشمنی میکنند» معنای آن چیست؟ فرمود: آری، تا آسمانها و زمین به
پاست، روزها ما هستیم، شنبه، نام [و کنایه از] پیامبر خداست، یکشنبه، کنایه
از امیرمؤمنان است، دوشنبه، حسن و حسین علیهماالسلام است، سهشنبه، علی بن
الحسین، محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهمالسلام است، چهارشنبه، موسی بن
جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی علیهمالسلام و من است، پنجشنبه، فرزندم
حسن بن علی علیهالسلام است، و جمعه، فرزند فرزندم [حجة بن الحسن
علیهالسلام] است، که گروه حق خواه بنی آدم، نزد او گرد آیند، و او زمین را
پر از داد و عدل کند، همچنانکه پر از ظلم و جور شده است.
این است
معنای روزها، پس در دنیا با ایشان دشمنی نکنید، که در آخرت با شما دشمنی
میکنند سپس فرمود: [صقر!] خداحافظی کن و برو که من بر تو ایمن نیستم.
قال الصدوق:
حدثنا
محمد بن موسی بن المتوکل رضی الله عنه قال: حدثنا علی بن ابراهیم بن هاشم
قال: حدثنا عبدالله بن أحمد الموصلی، عن الصقر بن أبی دلف الکرخی، قال:
لما
حمل المتوکل سیدنا أباالحسن العسکری علیهالسلام جئت أسأل عن خبره، قال:
فنظر الی الرازقی، و کان حاجبا للمتوکل، فأمر أن أدخل الیه، فأدخلت الیه،
فقال: یا صقر! ما شأنک؟
فقلت: خیر، أیها الأستاذ! فقال: اقعد، فأخذنی
ما تقدم و ما تأخر، و قلت: أخطأت فی المجیء، قال: فوحی الناس عنه، ثم قال
لی: ما شأنک، وفیم جئت؟
قلت: لخیر ما، فقال: لعلک تسأل عن خبر مولاک؟
فقلت له: و من مولای؟ مولای أمیرالمؤمنین.
فقال: اسکت، مولاک هو الحق، فلا تحتشمنی، فانی علی مذهبک.
فقلت: الحمدلله، قال: أتحب أن تراه؟
قلت: نعم، قال: اجلس حتی یخرج صاحب البرید من عنده.
قال: فجلست، فلما خرج قال لغلام له: خذ بید الصقر، و أدخله الی الحجرة التی فیه العلوی المحبوس، وخل بینه و بینه.
قال:
فأدخلنی الی الحجرة التی فیها العلوی، فأومأ الی بیت فدخلت، فاذا جالس
علیهالسلام علی صدر حصیر، و بحذاه قبر محفور، قال: فسلمت، فرد ثم أمرنی
بالجلوس، ثم قال لی: یا صقر! ما أتی بک؟
قلت: یا سیدی! جئت أتعرف خبرک؟
قال: ثم نظرت الی القبر، فبکیت، فنظر الی فقال: یا صقر! لا علیک، لن یصلوا الینا بسوء الآن.
فقلت:
الحمد لله، ثم قلت: یا سیدی! حدیث یروی عن النبی صلی الله علیه و آله لا
أعرف معناه، قال: و ما هو؟ فقلت: قوله: لا تعادوا الأیام فتعادیکم ما
معناه؟
فقال: نعم، الأیام نحن ما قامت السماوات و الأرض، فالبست اسم
رسول الله صلی الله علیه و آله، و الأحد کنایة عن أمیرالمؤمنین، و الاثنین
الحسن و الحسین، و الثلاثاء علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد، و
الأربعاء موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و أنا، و الخمیس ابنی
الحسن بن علی، و الجمعة ابن ابنی علیهمالسلام، و الیه تجتمع عصابة الحق، و
هو الذی یلمؤها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا.
فهذا معنی الأیام، فلا تعادوهم فی الدنیا، فیعادوکم فی الآخرة.
ثم قال علیهالسلام: ودع و اخرج، فلا آمن علیک [١] .
(١) الخصال: ٣٩٤ ح ١٠٢، اکمال الدین: ٣٨٢ ح ٩، بحارالأنوار ٢٤: ٢٣٨ ح ١، و ٥٠: ١٩٤ ح ٦، و ٥٩: ٢٠ ح ٣. قال الصدوق رضی الله عنه: الأیام لیست بأئمة، و لکن کنی بها علیهالسلام عن الأئمة لئلا یدرک معناه غیر أهل الحق، کما کنی الله عزوجل بالتین و الزیتون، و طور سینین، و هذا البلد الأمین عن النبی صلی الله علیه و آله و علی و الحسن و الحسین علیهمالسلام، و کما کنی عزوجل بالنعاج عن النساء علی قول من روی ذلک فی قصة داود علیهالسلام و الخصمین، و کما کنی بالسیر فی الأرض عن النظر فی القرآن.
سئل الصادق علیهالسلام عن قول الله عزوجل: (أو لم یسیروا فی الأرض) (الروم: ٩).
قال: معناه أولم ینظروا فی القرآن، و کما کنی عزوجل بالسر عن النکاح فی قوله عزوجل: (و لکن لا تواعدوهن سرا) (البقرة: ٢٣٥)، و کما کنی عزوجل بأکل الطعام عن التغوط فقال فی عیسی و أمه: (کانا یأکلان الطعام) (المائدة: ٧٥). و معناه أنهما کانا یتغوطان، و کما کنی بالنحل عن رسول الله صلی الله علیه و آله فی قوله: (و أوحی ربک الی النحل) (النحل: ٦٨) و مثل هذا کثیر.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.