دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٠٨ - فروش وقف
فروش وقف
صدوق با سند خود از علی بن معبد نقل میکند که گفت:
محمد بن احمد بن
ابراهیم در سال ٢٣٣ به امام هادی علیهالسلام نامه نوشت، و پرسید: مردی از
دنیا رفته، و برای زن و پسران و دختران خود، غلامی را جا گذاشته، و او را
تا ده سال بر ایشان وقف کرده که پس از آن آزاد باشد، حال - فدایت شوم -
آنان گرفتار شدهاند و ناچار، آیا میتوانند این غلام را بفروشند؟ امام
علیهالسلام در پاسخ نوشت: تا پایان زمانی وقف، او را نفروشند، مگر مضطر به
فروش باشند، که در این صورت جایز است.
صدوق از محمد بن عیسی نقل
میکند که گفت: احمد بن حمزه به امام هادی علیهالسلام نوشت: مالک بردهای
که پس از او وقف است از دنیا رفته، و بدهکار است و مالش برای بدهی کافی
نیست. امام علیهالسلام در پاسخ نوشت: وقفش را بفروشند تا دینش را
بپردازند.
صدوق با سند خود از ابوالحسین [بن هلال] نقل میکند که گفت:
به
امام هادی علیهالسلام نوشتم: من زمینی را بر فرزندانم، و نیز در راه حج و
کارهای خیر، که تو و امام پس از تو در آن حقی داشته باشد، برای پس از خود
وقف کردم، و اینک آن را از وقفیت انداختم [، چگونه است]؟ امام علیهالسلام
فرمود: جایز است، میتوانی.
کلینی با سند خود از ابوعلی بن راشد نقل
میکند که گفت: به امام هادی علیهالسلام عرض کردم: فدایت شوم! زمینی را که
در کنار مزرعه من بود، به دو هزار درهم خریدم، چون پولش را پرداختم،
خبردار شدم که زمین، وقفی است [، چه کنم]؟ امام علیهالسلام فرمود: خرید
وقف جایز نیست، و غله آن مال تو نیست، آن را به کسانی بده که وقف آنهاست.
عرض کردم: آنها را نمیشناسم. فرمود: غله آن را صدقه بده.
روی الصدوق:
عن
محمد بن علی بن محبوب، عن محمد بن الفرج، عن علی بن معبد، قال: کتب الیه
علیهالسلام محمد بن أحمد بن ابراهیم [١] ، فی سنة ثلاث و ثلاثین و مأتین،
یسأله عن رجل مات و خلف امرأة و بنین و بنات، و خلف لهم غلاما، أوقفه علیهم
عشر سنین، ثم هو حر بعد العشر سنین، هل یجوز لهؤلاء الورثة بیع هذا
الغلام، و هم مضطرون، اذا کان علی ما وصفته لک، جعلنی الله فداک؟
فکتب علیهالسلام: لا یبیعونه الی میقات شرطه الا أن یکونوا مضطرین الی ذلک، فهو جائز لهم [٢] .
قال
الصدوق: روی محمد بن عیسی العبیدی، قال: کتب أحمد بن حمزة [٣] الی
أبیالحسن علیهالسلام: مدبر وقف ثم مات صاحبه، و علیه دین لا یفی بماله.
فکتب علیهالسلام، یباع وقفه فی الدین [٤] .
و
قال أیضا: روی محمد بن أحمد بن یحیی، عن محمد بن عیسی الیقطینی، عن علی بن
مهزیار، عن أبیالحسین [٥] قال: کتبت الی أبیالحسن الثالث علیهالسلام:
أنی وقفت أرضا علی ولدی، و فی حج، و وجوه بر، و لک فیه حق بعدی و لمن بعدک،
و قد أزلتها عن ذلک المجری. فقال: أنت فی حل، و موسع لک [٦] .
روی
الکلینی: عن محمد بن جعفر الرزاز، عن محمد بن عیسی، عن أبی علی بن راشد،
قال: سألت أباالحسن علیهالسلام قلت: جعلت فداک، اشتریت أرضا الی جنب ضیعتی
بألفی درهم، فلما وفیت المال خبرت أن الأرض وقف. فقال: لا یجوز شراء
الوقف، و لا تدخل الغلة فی مالک، ادفعها الی من أوقفت علیه. قلت: لا أعرف
لها ربا، قال: تصدق بغلتها [٧] .
(١) هو من أصحاب الهادی علیهالسلام، (معجم رجال الحدیث ١٤: ٣١٠ ش ١٠٠٥٥).
(٢) من لا یحضره الفقیه ٤: ٢٤٥ ح ٥٥٨٠، تهذیب الأحکام ٩: ١٣٨ ح ٢٨، وسائل الشیعة ١٣: ٣٢٧ ح ٢٤٤٦٣.
(٣) هو أحمد بن حمزة بن الیسع بن عبدالله القمی، من أصحاب الهادی علیهالسلام «معجم رجال الحدیث ٢: ١٠٧».
(٤) من لا یحضره الفقیه ٤: ٢٣٩ ح ٥٥٧١، تهذیب الأحکام ٩: ١٣٨ ح ٢٦، و ١٤٤ ح ٤٨ و فیه «عن أبیطاهر بن حمزة»، وسائل الشیعة ١٣: ٣٠٥ ح ٧.
[٥] الظاهر هو ابوالحسین بن هلال، ثقة من أصحاب الهادی علیهالسلام «معجم رجال الحدیث ٢١: ١٢٦».
[٦] من لا یحضره الفقیه ٤: ٢٣٧ ح ٥٥٦٨، تهذیب الأحکام ٩: ١٤٣ ح ٤٥، و ١٤٤ ح ٤٨.
[٧] الکافی ٧: ٣٧ ح ٣٥، من لا یحضره الفقیه ٤: ٢٤٣ ح ٥٥٧٦، الاستبصار ٤: ٩٧ ح ١، وسائل الشیعة ١٢: ٢٧٠ ح ١.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.