دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٣ - خبر از آنچه در ذهن شاهویه بن عبدالله بود
خبر از آنچه در ذهن شاهویه بن عبدالله بود
کتاب مشارق انوار الیقین از شاهویه بن عبدالله جلاب نقل نموده که گفت: از امام رضا علیهالسلام در ارتباط با امامت امام محمدتقی علیهالسلام خبری به من رسیده بود وقتی که امام جواد علیهالسلام به شهادت رسید مضطرب شدم و متحیر ماندم و کاری از دستم برنمیآمد، و ترس داشتم که جریان را به علی بن محمد علیهماالسلام بنویسم پس نامهای به حضرت نوشتم و از او تقاضای دعا کردم که از خداوند بخواهد گرفتاری که از جانب سلطان برای ما پیش آمده و غلامان ما را دستگیر کرده بود، رفع گردد. در جواب مرقوم فرموده بود: دعا کردم و غلامان به تو برگردانده شد. و در آخر نامه نوشته بود: میخواستی از امام بعد از امام محمدتقی علیهالسلام بپرسی و از این جهت مضطرب بودی: (و ما کان الله لیضل قوما بعد اذ هداهم حتی یتبین لهم ما یتقون) [١] این گونه نیست که خدا گروهی را بعد از آنکه هدایتشان نمود گمراه نماید مگر اینکه برای آنان چیزهایی را که از آن میترسند بیان نماید. امام تو بعد از من پسرم ابومحمد (امام حسن عسکری علیهالسلام) است آنچه مردم به آن نیاز دارند نزد او یافت میشود تقدیم و تأخیر به اراده خدا بستگی دارد. (ما ننسخ من آیة أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها) [٢] هیچ آیهای را نسخ یا محو نکنیم مگر بهتر از آن یا مانند آن را میآوریم. چیزی را در نامه نوشتم که برای شخص خردمند کافی است. [٣] . اشاره به این دارد وقتی که حضرت نوشت: امام بعد از من پسرم ابومحمد علیهالسلام است شخص دانا میفهمد که امام فعلی خود حضرت است.
[~hr~]پی نوشت ها:(١) توبه / ١١٥.
(٢) بقره / ١٠٦.
(٣) مدینة المعاجز، ج ٧، ص ٥٠٢ و ٥٠٣.
منبع: زندگانی عسکریین امام علی النقی؛ عباس حاجیانی دشتی؛ موعود اسلام چاپ اول ١٣٨٦.