دانشنامه امام هادی علیه السلام
(١)
دانشنامه امام هادی علیه السلام
١ ص
(٢)
مشخصات کتاب
٢ ص
(٣)
آ
٣ ص
(٤)
آسانگیری در آنچه خدا آسان گرفته
٤ ص
(٥)
آگاهی از اسرار
٥ ص
(٦)
آگاهی از درون اشخاص
٦ ص
(٧)
آشنائی به زبانها و تعلیم به دیگران
٧ ص
(٨)
آموزش در کنار بستر شهادت
٨ ص
(٩)
آفتاب پاییزی جانشینی
٩ ص
(١٠)
آسمان، تیره از ابر فتنه
١٠ ص
(١١)
آسمان زندگی ابری است
١١ ص
(١٢)
آن عصر پاییزی
١٢ ص
(١٣)
آسمان، باژگونه دریاچه
١٣ ص
(١٤)
آدم بیشخصیت
١٤ ص
(١٥)
آثار گوشتخواری
١٥ ص
(١٦)
آنچه بر آن سجده میشود
١٦ ص
(١٧)
آب
١٧ ص
(١٨)
آگاهی ابوهاشم به زبان های مختلف
١٨ ص
(١٩)
آشکار کردن قصرها و حوریان بهشتی
١٩ ص
(٢٠)
آگاه کردن محمد بن فرج را از مرگش
٢٠ ص
(٢١)
آشنا کردن ابوهاشم جعفری با 73 زبان
٢١ ص
(٢٢)
آگاهی از پنهان درون خاک
٢٢ ص
(٢٣)
آگاهی امام هادی از امور غیبی
٢٣ ص
(٢٤)
آگاهی امام هادی از شهادت پدر
٢٤ ص
(٢٥)
آگاهی امام هادی از حوادث آینده
٢٥ ص
(٢٦)
آگاهی از آمدن باران
٢٦ ص
(٢٧)
آگاهی از زبانهای گوناگون
٢٧ ص
(٢٨)
آستانه سامرا
٢٨ ص
(٢٩)
آستانه سید محمد
٢٩ ص
(٣٠)
آستانه ابراهیم اشتر نخعی
٣٠ ص
(٣١)
آستانه شیخ جمیل
٣١ ص
(٣٢)
آستانه ابو هاشم جعفری
٣٢ ص
(٣٣)
ا
٣٣ ص
(٣٤)
اسامی شروع شده با «ذ» و «ر»
٣٤ ص
(٣٥)
اسامی شروع شده با «ز»«س»«ش»
٣٥ ص
(٣٦)
اسامی شروع شده با «ص»
٣٦ ص
(٣٧)
اسامی شروع شده با «ط»«ظ»«ع»
٣٧ ص
(٣٨)
اسامی شروع شده با «غ»«ف»
٣٨ ص
(٣٩)
اسامی شروع شده با «ق»
٣٩ ص
(٤٠)
اسامی شروع شده با «ک»
٤٠ ص
(٤١)
اسامی شروع شده با «ل»«م»
٤١ ص
(٤٢)
اسامی شروع شده با «ن»
٤٢ ص
(٤٣)
اسامی شروع شده با «هـ»«ی»
٤٣ ص
(٤٤)
ابراهیم بن ادریس
٤٤ ص
(٤٥)
ابراهیم بن داود الیعقوبی
٤٥ ص
(٤٦)
ابراهیم بن عبده نیشابوری
٤٦ ص
(٤٧)
ابراهیم بن عقبه
٤٧ ص
(٤٨)
ابراهیم بن مهزیار
٤٨ ص
(٤٩)
احکم بن یسار
٤٩ ص
(٥٠)
احمد بن اسحاق قمی
٥٠ ص
(٥١)
احمد بن حاتم بن ماهویه
٥١ ص
(٥٢)
اسماعیل بن علی بن الحکم
٥٢ ص
(٥٣)
ایوب بن نوح بن دراج النخعی ابوالحسین
٥٣ ص
(٥٤)
ابراهیم بن اسحاق
٥٤ ص
(٥٥)
ابراهیم بن ابیبکر
٥٥ ص
(٥٦)
ابراهیم بن ادریس
٥٦ ص
(٥٧)
ابراهیم بن اسحاق
٥٧ ص
(٥٨)
ابراهیم بن داوود یعقوبی
٥٨ ص
(٥٩)
ابراهیم بن شیبه
٥٩ ص
(٦٠)
ابراهیم بن عبده نیشابوری
٦٠ ص
(٦١)
ابراهیم بن عقبه
٦١ ص
(٦٢)
ابراهیم بن محمد بن فارس نیشابوری
٦٢ ص
(٦٣)
ابراهیم بن محمد همدانی
٦٣ ص
(٦٤)
احترام به امام هادی
٦٤ ص
(٦٥)
ابهت و عظمت امام هادی
٦٥ ص
(٦٦)
استجابت دعای امام هادی
٦٦ ص
(٦٧)
امام هادی در سرای گدایان
٦٧ ص
(٦٨)
اقامت در سامرا
٦٨ ص
(٦٩)
الان موقع فریادرسی است
٦٩ ص
(٧٠)
از این جا نمیروم تا پذیرایی شوم
٧٠ ص
(٧١)
احترام پرندگان به امام هادی
٧١ ص
(٧٢)
اطاعت شیر وحشی و شفای جن مریض
٧٢ ص
(٧٣)
این چنین صحرا از قبرها پر میشود
٧٣ ص
(٧٤)
از گفتار و رفتار فتح قلانسی خبر داد
٧٤ ص
(٧٥)
استر ابوهاشم را راهوار نمود
٧٥ ص
(٧٦)
از مرگ جوانی جسور خبر داد
٧٦ ص
(٧٧)
الاغ مرد خراسانی را زنده نمود
٧٧ ص
(٧٨)
ابوبکر احمد بن علی الخطیب البغدادی
٧٨ ص
(٧٩)
احمد بن محمد ابنخلکان
٧٩ ص
(٨٠)
احمد بن یوسف القرمانی
٨٠ ص
(٨١)
ابن روزبهان خنجی اصفهانی
٨١ ص
(٨٢)
احمد بن حجر الهیثمی المکی
٨٢ ص
(٨٣)
ابوهاشم داود بن قاسم جعفری
٨٣ ص
(٨٤)
ابن سکیت یعقوب بن اسحاق اهوازی
٨٤ ص
(٨٥)
احمد بن اسحاق اشعری قمی
٨٥ ص
(٨٦)
ابراهیم بن مهزیار
٨٦ ص
(٨٧)
ایوب بن نوح
٨٧ ص
(٨٨)
ابوعلی حسن بن راشد
٨٨ ص
(٨٩)
اسامی شروع شده با «ب»
٨٩ ص
(٩٠)
اسامی شروع شده با «ت»«ث»«ج»
٩٠ ص
(٩١)
اسامی شروع شده با «ح»
٩١ ص
(٩٢)
اسامی شروع شده با «خ»
٩٢ ص
(٩٣)
اسامی شروع شده با «د»
٩٣ ص
(٩٤)
احترام به اهل دانش
٩٤ ص
(٩٥)
اهمیت عقیق و فیروز در نجات از درندگان
٩٥ ص
(٩٦)
استجابت بعد از سه روز
٩٦ ص
(٩٧)
از ولادت جعفر خوشحال نمیشود
٩٧ ص
(٩٨)
اسطوره حقیقت
٩٨ ص
(٩٩)
اطاعت خیرخواه
٩٩ ص
(١٠٠)
اوصاف پروردگار
١٠٠ ص
(١٠١)
اثر بخش خداست، نه روزگار
١٠١ ص
(١٠٢)
اسیر زبان
١٠٢ ص
(١٠٣)
او را با عقول نتوان شناخت
١٠٣ ص
(١٠٤)
اسم اعظم خدا
١٠٤ ص
(١٠٥)
اشتیاق ساقه نخل به پیامبر
١٠٥ ص
(١٠٦)
احتجاج پیامبر با مشرکان بوسیله قرآن
١٠٦ ص
(١٠٧)
اندیشه امام هادی بر شعر ابن ابیحفصه
١٠٧ ص
(١٠٨)
امام هادی و نرگس و مژده او
١٠٨ ص
(١٠٩)
انتظار فرج
١٠٩ ص
(١١٠)
ایمان ابوطالب
١١٠ ص
(١١١)
ابوعلی بن راشد
١١١ ص
(١١٢)
ابوعمرو عثمان بن سعید عمری
١١٢ ص
(١١٣)
ابوهاشم جعفری
١١٣ ص
(١١٤)
احمد بن حماد
١١٤ ص
(١١٥)
ایوب بن نوح
١١٥ ص
(١١٦)
اکرام فقیه
١١٦ ص
(١١٧)
اذکار امام علی پس از وضو
١١٧ ص
(١١٨)
اوقات نماز
١١٨ ص
(١١٩)
اجاره
١١٩ ص
(١٢٠)
اندرزهای امام
١٢٠ ص
(١٢١)
امکان رؤیت خدای بزرگ
١٢١ ص
(١٢٢)
اعمال و کردار
١٢٢ ص
(١٢٣)
اخبار غیبی
١٢٣ ص
(١٢٤)
ب
١٢٤ ص
(١٢٥)
بی اختیار پیاده شدن از اسب
١٢٥ ص
(١٢٦)
بیرون آوردن خرما و انگور و موز از ستون
١٢٦ ص
(١٢٧)
بیان کردن سؤال محمد بن شرف را پیش از پرسیدن
١٢٧ ص
(١٢٨)
بشر بن سلیمان از نسل ابوایوب انصاری
١٢٨ ص
(١٢٩)
بشر بن بشار نیشابوری
١٢٩ ص
(١٣٠)
بیرون آوردن نقره خالص از زمین
١٣٠ ص
(١٣١)
بیرون آوردن میوه از ستون
١٣١ ص
(١٣٢)
بالا رفتن امام هادی به آسمان
١٣٢ ص
(١٣٣)
برطرف شدن بیماری با نهیب امام هادی
١٣٣ ص
(١٣٤)
بلد سید محمد
١٣٤ ص
(١٣٥)
بابی انتم وامی واهلی ومالی واسرتی
١٣٥ ص
(١٣٦)
به معنی روح و جان
١٣٦ ص
(١٣٧)
به معنی مرکز عواطف
١٣٧ ص
(١٣٨)
بابی انتم وامی ونفسی واهلی ومالی
١٣٨ ص
(١٣٩)
بکم فتح الله وبکم یختم
١٣٩ ص
(١٤٠)
بابی انتم وامی ونفسی واهلی ومالی
١٤٠ ص
(١٤١)
بزم شراب در هم ریخت
١٤١ ص
(١٤٢)
به روزگار بد مگو
١٤٢ ص
(١٤٣)
بابی انتم وامی ونفسی
١٤٣ ص
(١٤٤)
بابی انتم وامی ونفسی
١٤٤ ص
(١٤٥)
بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا
١٤٥ ص
(١٤٦)
بخشش و کرم حضرت هادی
١٤٦ ص
(١٤٧)
بخشندگی امام هادی
١٤٧ ص
(١٤٨)
بهره مندی از نعمتهای الهی
١٤٨ ص
(١٤٩)
بخشش
١٤٩ ص
(١٥٠)
بردباری
١٥٠ ص
(١٥١)
بلند شدن بزرگان به احترام امام هادی
١٥١ ص
(١٥٢)
بالا رفتن پرده با قدوم مبارک امام هادی
١٥٢ ص
(١٥٣)
بادهای سرد شمالی
١٥٣ ص
(١٥٤)
بازیچه دست آزمندان
١٥٤ ص
(١٥٥)
باران و کویر
١٥٥ ص
(١٥٦)
بهتر از نیکی و زیباتر از زیبایی
١٥٦ ص
(١٥٧)
برداشت نیکو از نعمت ها
١٥٧ ص
(١٥٨)
بیطاقتی در مصیبت
١٥٨ ص
(١٥٩)
بطیخ
١٥٩ ص
(١٦٠)
بادنجان
١٦٠ ص
(١٦١)
بدگمانی
١٦١ ص
(١٦٢)
بردباری
١٦٢ ص
(١٦٣)
بهتر از خوب و بدتر از بد
١٦٣ ص
(١٦٤)
بر حذر بودن از مخالفت اوامر الهی
١٦٤ ص
(١٦٥)
بر حذر داشتن از احساس امنیت از مکر الهی
١٦٥ ص
(١٦٦)
بر حذر داشتن از خودپسندی
١٦٦ ص
(١٦٧)
بر حذر داشتن از جدل کردن
١٦٧ ص
(١٦٨)
بر حذر داشتن از حسد
١٦٨ ص
(١٦٩)
بر حذر داشتن از خشم
١٦٩ ص
(١٧٠)
بر حذر داشتن از سرزنش کردن
١٧٠ ص
(١٧١)
بر حذر داشتن از بخل و طمع
١٧١ ص
(١٧٢)
بر حذر داشتن از سستی کردن
١٧٢ ص
(١٧٣)
بر حذر داشتن از چاپلوسی
١٧٣ ص
(١٧٤)
بر حذر داشتن از بیتابی در مصیبت
١٧٤ ص
(١٧٥)
بی نیازی و فقر
١٧٥ ص
(١٧٦)
بیابان قبرستان شد
١٧٦ ص
(١٧٧)
بردن شخصی با طی الارض به بغداد
١٧٧ ص
(١٧٨)
پ
١٧٨ ص
(١٧٩)
پرهیز از بد گفتن به روزگار
١٧٩ ص
(١٨٠)
پیدایش دو درخت بزرگ
١٨٠ ص
(١٨١)
پیش گوئی از مرگ فرمانده گارد
١٨١ ص
(١٨٢)
پوشش و پیش بینی باران
١٨٢ ص
(١٨٣)
پیامبران و منصب امامت
١٨٣ ص
(١٨٤)
پیدایش آب و نجات همراهان
١٨٤ ص
(١٨٥)
پیش بینی مهم در آزادی از زندان
١٨٥ ص
(١٨٦)
پنج حکایت آموزنده از امام هادی
١٨٦ ص
(١٨٧)
پرهیز از تملق
١٨٧ ص
(١٨٨)
پاسخ امام هادی به پرسش یحیی بن اکثم
١٨٨ ص
(١٨٩)
پیروی از گفتار امامان
١٨٩ ص
(١٩٠)
پاسخ به پرسش شیعیان
١٩٠ ص
(١٩١)
پرداخت مال به فرزند دختر
١٩١ ص
(١٩٢)
پرهیز از زیان به مؤمن
١٩٢ ص
(١٩٣)
پاسخ امام هادی به پرسش یحیی بن اکثم
١٩٣ ص
(١٩٤)
پیدا شدن دزد پول
١٩٤ ص
(١٩٥)
پر شدن ملائکه مسلح مابین آسمان و زمین
١٩٥ ص
(١٩٦)
پرواز به آسمان پرواز
١٩٦ ص
(١٩٧)
پاداش زیارت امام رضا
١٩٧ ص
(١٩٨)
پاداش زیارت امامان
١٩٨ ص
(١٩٩)
پوشیده ماندن از دشمنان
١٩٩ ص
(٢٠٠)
پایتخت هشت خلیفه
٢٠٠ ص
(٢٠١)
پارسایی و زهد
٢٠١ ص
(٢٠٢)
پارسایی امام هادی
٢٠٢ ص
(٢٠٣)
پناه بردن به خدا از شر شیطان
٢٠٣ ص
(٢٠٤)
ت
٢٠٤ ص
(٢٠٥)
تأیید کتاب یونس بن عبدالرحمن
٢٠٥ ص
(٢٠٦)
تطهیر با آب سرد
٢٠٦ ص
(٢٠٧)
تقیه در غسل میت و گذاشتن جریده
٢٠٧ ص
(٢٠٨)
تعقیب نماز
٢٠٨ ص
(٢٠٩)
تصرف در خمس
٢٠٩ ص
(٢١٠)
تقیه
٢١٠ ص
(٢١١)
توبه نصوح
٢١١ ص
(٢١٢)
توحید و نفی تشبیه
٢١٢ ص
(٢١٣)
توحید
٢١٣ ص
(٢١٤)
ترغیب به آخرت
٢١٤ ص
(٢١٥)
توبه نصوح
٢١٥ ص
(٢١٦)
ترغیب به نماز شب و روزه روز
٢١٦ ص
(٢١٧)
ترغیب به عمل
٢١٧ ص
(٢١٨)
تکلم به زبان ترکی
٢١٨ ص
(٢١٩)
تواضع و محبت شیران درنده
٢١٩ ص
(٢٢٠)
تبدیل ریگها به طلاهای خالص
٢٢٠ ص
(٢٢١)
تصویر و شیر درنده
٢٢١ ص
(٢٢٢)
تأویل لا حول و لا قوة الا بالله
٢٢٢ ص
(٢٢٣)
تسبیح امام هادی
٢٢٣ ص
(٢٢٤)
تربت امامان یکی است
٢٢٤ ص
(٢٢٥)
توحید خدای بزرگ
٢٢٥ ص
(٢٢٦)
تسبیح خدای سبحان
٢٢٦ ص
(٢٢٧)
تمجید خدا قبل از ذکر دعا
٢٢٧ ص
(٢٢٨)
تعویذ برای درد سر
٢٢٨ ص
(٢٢٩)
تعویذ برای بیماری امصبیان
٢٢٩ ص
(٢٣٠)
تاویل و تفسیر قرآن
٢٣٠ ص
(٢٣١)
تقسیم کننده بهشت و دوزخ بودن
٢٣١ ص
(٢٣٢)
تصریح بر امامت حضرت هادی
٢٣٢ ص
(٢٣٣)
توبه نصوح
٢٣٣ ص
(٢٣٤)
تبلیغ دین و زنده کردن پنجاه غلام
٢٣٤ ص
(٢٣٥)
تقسیم گوسفند و طی الارض
٢٣٥ ص
(٢٣٦)
تعیین و خریداری همسر در بغداد
٢٣٦ ص
(٢٣٧)
تصرف و اظهار مافوق بشر
٢٣٧ ص
(٢٣٨)
تواضع، نشانه عظمت و حقانیت
٢٣٨ ص
(٢٣٩)
توکل بر خداوند و نجات از مرگ
٢٣٩ ص
(٢٤٠)
تسلیم ودیعههای امامت به وصی خود
٢٤٠ ص
(٢٤١)
تجدید نظر
٢٤١ ص
(٢٤٢)
تپش بال فرشته
٢٤٢ ص
(٢٤٣)
تب تند نیرنگ
٢٤٣ ص
(٢٤٤)
تقیه
٢٤٤ ص
(٢٤٥)
توقع بیجا
٢٤٥ ص
(٢٤٦)
تأثیر صله رحم در ازدیاد عمر
٢٤٦ ص
(٢٤٧)
تصمیم قاطع
٢٤٧ ص
(٢٤٨)
تباهی فقر
٢٤٨ ص
(٢٤٩)
توحید و بی همتایی
٢٤٩ ص
(٢٥٠)
تأیید عقاید حضرت عبدالعظیم حسنی
٢٥٠ ص
(٢٥١)
تراشیدن موی سر آدم
٢٥١ ص
(٢٥٢)
تفسیر آیه «ام تریدون ان تسئلوا رسولکم»
٢٥٢ ص
(٢٥٣)
تفسیر آیه «یسئلونک عن الخمر و المیسر»
٢٥٣ ص
(٢٥٤)
تفسیر آیه مباهله
٢٥٤ ص
(٢٥٥)
تفسیر آیه«لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة»
٢٥٥ ص
(٢٥٦)
تفسیر آیه شریفه«و الارض جمیعا قبضته یوم القیامة»
٢٥٦ ص
(٢٥٧)
تفسیر احقاف در آیه شریفه
٢٥٧ ص
(٢٥٨)
تفسیر آیه «لیغفرلک الله ما تقدم»
٢٥٨ ص
(٢٥٩)
تفسیر آیه «یوم یعض الظالم علی یدیه»
٢٥٩ ص
(٢٦٠)
تفسیر آیه «بل هم أضل»
٢٦٠ ص
(٢٦١)
تفسیر آیه «تبت یدا أبیلهب»
٢٦١ ص
(٢٦٢)
تصریح امام هادی بر امامت فرزندش
٢٦٢ ص
(٢٦٣)
توثیق امام به گروهی از اصحاب
٢٦٣ ص
(٢٦٤)
ث
٢٦٤ ص
(٢٦٥)
ثابت قدم و صاحب نظر در علم
٢٦٥ ص
(٢٦٦)
ثواب زیارت امام حسین
٢٦٦ ص
(٢٦٧)
ج
٢٦٧ ص
(٢٦٨)
جزای خیانت احسان
٢٦٨ ص
(٢٦٩)
جام های شراب پیروزی
٢٦٩ ص
(٢٧٠)
جرعه های نیایش
٢٧٠ ص
(٢٧١)
جبران نقص
٢٧١ ص
(٢٧٢)
جایگاه اجابت دعا
٢٧٢ ص
(٢٧٣)
جایگاه حسن ظن و سوء ظن
٢٧٣ ص
(٢٧٤)
جدال در قرآن
٢٧٤ ص
(٢٧٥)
جود امام هادی
٢٧٥ ص
(٢٧٦)
جبر و تفویض و اثبات عدل
٢٧٦ ص
(٢٧٧)
جاهل اسیر زبانش است
٢٧٧ ص
(٢٧٨)
جسارت متوکل به امام هادی
٢٧٨ ص
(٢٧٩)
جوان تبریزی در حرم عسکریین
٢٧٩ ص
(٢٨٠)
جزای مسخره گر
٢٨٠ ص
(٢٨١)
جواب دادن به سؤالات نامههای باز نشده
٢٨١ ص
(٢٨٢)
جواب دادن به سوال پیش از پرسیدن آن
٢٨٢ ص
(٢٨٣)
جریان یونس انگشترساز
٢٨٣ ص
(٢٨٤)
جعفر بن احمد
٢٨٤ ص
(٢٨٥)
جعفر بن ابراهیم بن نوح
٢٨٥ ص
(٢٨٦)
جعفر بن عبدالله
٢٨٦ ص
(٢٨٧)
جعفر بن محمد
٢٨٧ ص
(٢٨٨)
جعفر بن محمد بن یونس
٢٨٨ ص
(٢٨٩)
جعفر کذاب
٢٨٩ ص
(٢٩٠)
جان، قلب و باطن
٢٩٠ ص
(٢٩١)
جانشینی خداوند
٢٩١ ص
(٢٩٢)
چ
٢٩٢ ص
(٢٩٣)
چشم ها پنجره های ملکوت
٢٩٣ ص
(٢٩٤)
چندین معجزه در یک جریان
٢٩٤ ص
(٢٩٥)
چند معجزه در یک داستان
٢٩٥ ص
(٢٩٦)
ح
٢٩٦ ص
(٢٩٧)
حکمتی از عیسی
٢٩٧ ص
(٢٩٨)
حج
٢٩٨ ص
(٢٩٩)
حرمت همکاری با ستمگران
٢٩٩ ص
(٣٠٠)
حدود
٣٠٠ ص
(٣٠١)
حقیقت توحید
٣٠١ ص
(٣٠٢)
حسن بن علی
٣٠٢ ص
(٣٠٣)
حسن بن علی الوشاء
٣٠٣ ص
(٣٠٤)
حسن بن علی بن ابی عثمان
٣٠٤ ص
(٣٠٥)
حسن بن محمد قمی
٣٠٥ ص
(٣٠٦)
حسن بن محمد بن حی
٣٠٦ ص
(٣٠٧)
حسن بن محمد مداینی
٣٠٧ ص
(٣٠٨)
حسین بن اسد نهدی
٣٠٨ ص
(٣٠٩)
حسین بن اسد بصری
٣٠٩ ص
(٣١٠)
حسین بن اشکیب
٣١٠ ص
(٣١١)
حسین بن عبیدالله قمی
٣١١ ص
(٣١٢)
حسین بن مالک قمی
٣١٢ ص
(٣١٣)
حسین بن محمد مداینی
٣١٣ ص
(٣١٤)
حفص مروزی
٣١٤ ص
(٣١٥)
حمدان بن سلیمان
٣١٥ ص
(٣١٦)
حمزه، غلام علی
٣١٦ ص
(٣١٧)
حسین به سعید اهوازی
٣١٧ ص
(٣١٨)
حسین بن سعید
٣١٨ ص
(٣١٩)
حسین
٣١٩ ص
(٣٢٠)
حرز امام هادی
٣٢٠ ص
(٣٢١)
حدیث تل المخالی
٣٢١ ص
(٣٢٢)
حماسه دجیل
٣٢٢ ص
(٣٢٣)
حضرت حکیمه، دختر جواد الائمه
٣٢٣ ص
(٣٢٤)
حضرت نرگس، مادر مهدی
٣٢٤ ص
(٣٢٥)
حوادث گذشته و آینده
٣٢٥ ص
(٣٢٦)
حتی اعلنتم دعوته وبینتم فرائضه واقَمتم حدوده ونشرتم شرائع احکامه وسننتم سنته
٣٢٦ ص
(٣٢٧)
حتی من علینا بکم
٣٢٧ ص
(٣٢٨)
حیث لا یلحقه لاحق ولا یفوقه فائق ولا یسبقه سابق ولا یطمع فی ادراکه طامع
٣٢٨ ص
(٣٢٩)
حتی لا یبقی ملک مقَرب
٣٢٩ ص
(٣٣٠)
حتی یحیی الله تعالی دینه بکم
٣٣٠ ص
(٣٣١)
حضرت موسی با خدا
٣٣١ ص
(٣٣٢)
حسد و خودخواهی
٣٣٢ ص
(٣٣٣)
حکمت ناپذیری دل فاسد
٣٣٣ ص
(٣٣٤)
حدیث امامان
٣٣٤ ص
(٣٣٥)
حسن بن محمد بن بابا و فارس بن حاتم
٣٣٥ ص
(٣٣٦)
حد بلوغ
٣٣٦ ص
(٣٣٧)
حمل زکات به شهر دیگر
٣٣٧ ص
(٣٣٨)
حج صروره
٣٣٨ ص
(٣٣٩)
حق شفعه
٣٣٩ ص
(٣٤٠)
حکم خنثی
٣٤٠ ص
(٣٤١)
حد زناکار غیر مسلمان
٣٤١ ص
(٣٤٢)
حکم بیماری که در حین درمان مرد
٣٤٢ ص
(٣٤٣)
حجامت روز چهارشنبه
٣٤٣ ص
(٣٤٤)
حدوث و قدم قرآن
٣٤٤ ص
(٣٤٥)
حسادت
٣٤٥ ص
(٣٤٦)
حاج جواد صباغ و معجزه عسکریین
٣٤٦ ص
(٣٤٧)
حل مشکل همسایه
٣٤٧ ص
(٣٤٨)
حافظ حسین کربلائی تبریزی
٣٤٨ ص
(٣٤٩)
حضرت عبدالعظیم حسنی
٣٤٩ ص
(٣٥٠)
حسین بن سعید بن حماد اهوازی
٣٥٠ ص
(٣٥١)
حسن بن علی ناصر
٣٥١ ص
(٣٥٢)
حسن بن راشد
٣٥٢ ص
(٣٥٣)
حسن بن مسعود
٣٥٣ ص
(٣٥٤)
حسین بن سعید بن حماد اهوازی
٣٥٤ ص
(٣٥٥)
حاتم بن فرج
٣٥٥ ص
(٣٥٦)
حسن بن جعفر
٣٥٦ ص
(٣٥٧)
حسن بن حسن علوی
٣٥٧ ص
(٣٥٨)
حسن بن حسین علوی
٣٥٨ ص
(٣٥٩)
حسن بن خرزاذ
٣٥٩ ص
(٣٦٠)
حسن بن راشد
٣٦٠ ص
(٣٦١)
حسن بن ظریف
٣٦١ ص
(٣٦٢)
خ
٣٦٢ ص
(٣٦٣)
خلقکم الله انوارا
٣٦٣ ص
(٣٦٤)
خمس
٣٦٤ ص
(٣٦٥)
خدا دیدنی نیست
٣٦٥ ص
(٣٦٦)
خبر از کشته شدن متوکل در آینده
٣٦٦ ص
(٣٦٧)
خبر از ما علی بن یقطین اهوازی
٣٦٧ ص
(٣٦٨)
خبر از گرفتاری محمد بن عبدالله قمی
٣٦٨ ص
(٣٦٩)
خبر از شیعه شدن پسر
٣٦٩ ص
(٣٧٠)
خبر غیبی هدایتگر
٣٧٠ ص
(٣٧١)
خبر از مرگ متوکل
٣٧١ ص
(٣٧٢)
خبر دادن از غیب و کشف خیانت
٣٧٢ ص
(٣٧٣)
خبر از آنچه در ذهن شاهویه بن عبدالله بود
٣٧٣ ص
(٣٧٤)
خلق طلا برای داود بن قاسم جعفری
٣٧٤ ص
(٣٧٥)
خبر از غیبت حضرت حجة بن الحسن
٣٧٥ ص
(٣٧٦)
خبر از سوختن دکان محمد بن فضل
٣٧٦ ص
(٣٧٧)
خبر از پسر بودن مولود در رحم
٣٧٧ ص
(٣٧٨)
خبر از دختر بودن مولود در رحم
٣٧٨ ص
(٣٧٩)
خبر از عزل قاضی در آینده
٣٧٩ ص
(٣٨٠)
خبر از ذلیل شدن دشمن محمد بن ریان
٣٨٠ ص
(٣٨١)
خبر دادن از غیب
٣٨١ ص
(٣٨٢)
خیرالدین الزرکلی
٣٨٢ ص
(٣٨٣)
خیران خادم قراطیسی
٣٨٣ ص
(٣٨٤)
خلیل بن هاشم فارسی
٣٨٤ ص
(٣٨٥)
خیران بن اسحاق زاکانی
٣٨٥ ص
(٣٨٦)
خیران خادم
٣٨٦ ص
(٣٨٧)
خیران خادم
٣٨٧ ص
(٣٨٨)
خبر دادن از بهبود بیماری
٣٨٨ ص
(٣٨٩)
خبر دادن از غیب و اسرار دل مردم
٣٨٩ ص
(٣٩٠)
خبر دادن امام هادی از خلافت متوکل
٣٩٠ ص
(٣٩١)
خبر دادن امام هادی از مرگ دیگران
٣٩١ ص
(٣٩٢)
خبر دادن امام هادی از قتل متوکل
٣٩٢ ص
(٣٩٣)
خبر از فرزنده شیعی فرد مسیحی
٣٩٣ ص
(٣٩٤)
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
٣٩٤ ص
(٣٩٥)
خطیب بزرگ بلد
٣٩٥ ص
(٣٩٦)
خبر از دگرگونی رؤسای حکومت
٣٩٦ ص
(٣٩٧)
خداوند بهترین یار و نگهبان
٣٩٧ ص
(٣٩٨)
خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایام
٣٩٨ ص
(٣٩٩)
خریداری گوسفند برای عید قربان
٣٩٩ ص
(٤٠٠)
خوابهایی فراتر از رؤیا
٤٠٠ ص
(٤٠١)
خورشید در سیه چال
٤٠١ ص
(٤٠٢)
خدا ترسی
٤٠٢ ص
(٤٠٣)
خشم به زیردستان
٤٠٣ ص
(٤٠٤)
خشم و کینه توزی
٤٠٤ ص
(٤٠٥)
خودخواهان مغضوب
٤٠٥ ص
(٤٠٦)
خداوند نه جسم است و نه صورت
٤٠٦ ص
(٤٠٧)
خدا دیده نمیشود
٤٠٧ ص
(٤٠٨)
خوش آهنگی امامان در خواندن قرآن
٤٠٨ ص
(٤٠٩)
خبر دادن از نوزاد
٤٠٩ ص
(٤١٠)
خون مشکوک
٤١٠ ص
(٤١١)
خون پشه و کک
٤١١ ص
(٤١٢)
خمس بعد از مؤونه
٤١٢ ص
(٤١٣)
خطبه نکاح
٤١٣ ص
(٤١٤)
خبر از مرگ واثق خلیفه عباسی
٤١٤ ص
(٤١٥)
خبر از ضمیر و دعای مستجاب
٤١٥ ص
(٤١٦)
خبر از مردن واثق و کشته شدن ابن زیات
٤١٦ ص
(٤١٧)
خبر دادن از گرفتاری و نجات محمد بن فرج
٤١٧ ص
(٤١٨)
خبر دادن از شهادت پدرشان امام جواد
٤١٨ ص
(٤١٩)
خبر از احمد بن محمد بن عبدالله
٤١٩ ص
(٤٢٠)
خبر دادن از کشته شدن متوکل
٤٢٠ ص
(٤٢١)
خبر دادن از مردن سرداری پیش از مرگش
٤٢١ ص
(٤٢٢)
خبر دادن از نام مردی ترک که کسی از آن آگاه نبود
٤٢٢ ص
(٤٢٣)
خبر دادن از نیت و اراده یک شخص
٤٢٣ ص
(٤٢٤)
خبر دادن از حاجت ابوهاشم پیش از اظهار
٤٢٤ ص
(٤٢٥)
خبر دادن از جسم مدفون در زیرزمین
٤٢٥ ص
(٤٢٦)
د
٤٢٦ ص
(٤٢٧)
دعای امام هادی در قنوت
٤٢٧ ص
(٤٢٨)
دعای در حال قنوت
٤٢٨ ص
(٤٢٩)
دعای تعقیب نمازها
٤٢٩ ص
(٤٣٠)
دعای هنگام صبح
٤٣٠ ص
(٤٣١)
دعای در سجده شکر
٤٣١ ص
(٤٣٢)
دعای امام هادی در مورد نکاح
٤٣٢ ص
(٤٣٣)
دعای انجام حاجت ها
٤٣٣ ص
(٤٣٤)
درخواست حوائج
٤٣٤ ص
(٤٣٥)
دعای امام هادی در درخواست حوائج
٤٣٥ ص
(٤٣٦)
دفع کید ستمگر
٤٣٦ ص
(٤٣٧)
دور ماندن از امور ترسناک
٤٣٧ ص
(٤٣٨)
دور ماندن از مشکلات
٤٣٨ ص
(٤٣٩)
دعای شب اول ماه رجب
٤٣٩ ص
(٤٤٠)
دعای امام در شب اول ماه رجب
٤٤٠ ص
(٤٤١)
دعای هنگام زیارت امیرالمؤمنین
٤٤١ ص
(٤٤٢)
دعای هنگام وداع امیرالمؤمنین
٤٤٢ ص
(٤٤٣)
دعای زیارت امام حسین
٤٤٣ ص
(٤٤٤)
دعای زیارت امام کاظم و جواد
٤٤٤ ص
(٤٤٥)
دعای امام هادی در زیارت جامعه
٤٤٥ ص
(٤٤٦)
دعای امام هادی در زیارت جامعه
٤٤٦ ص
(٤٤٧)
دعای زیارت جامعه
٤٤٧ ص
(٤٤٨)
در ساحل دجیل
٤٤٨ ص
(٤٤٩)
دین اسلام
٤٤٩ ص
(٤٥٠)
دارا بودن هر آنچه خدا به پیامبران گذشته عطا نموده
٤٥٠ ص
(٤٥١)
در زمره شهدا جای داشتن
٤٥١ ص
(٤٥٢)
درهای الهی بودن ایشان
٤٥٢ ص
(٤٥٣)
دعای حضرت هادی بعد از نماز عصر
٤٥٣ ص
(٤٥٤)
دعای حضرت هادی پس از نماز صبح
٤٥٤ ص
(٤٥٥)
دین پسندیده
٤٥٥ ص
(٤٥٦)
دعای امام هادی در وقت گرفتاریها
٤٥٦ ص
(٤٥٧)
درمان بوی بد دهان و یبوست
٤٥٧ ص
(٤٥٨)
دو نیم شدن نگین انگشتر
٤٥٨ ص
(٤٥٩)
در راه سامرا
٤٥٩ ص
(٤٦٠)
در راه زیارت
٤٦٠ ص
(٤٦١)
دستگیری از ابو هاشم
٤٦١ ص
(٤٦٢)
دانا شدن به هفتاد و سه زبان
٤٦٢ ص
(٤٦٣)
درآوردن سکه های نقره از زمین
٤٦٣ ص
(٤٦٤)
دانستن سؤال اشخاص پیش از اظهار
٤٦٤ ص
(٤٦٥)
در انبان خالی دینار خلق کرد
٤٦٥ ص
(٤٦٦)
دانستن همه زبان ها
٤٦٦ ص
(٤٦٧)
داود بن قاسم ابوهاشم جعفری
٤٦٧ ص
(٤٦٨)
داوود بن ابیزید
٤٦٨ ص
(٤٦٩)
داوود بن قاسم جعفری
٤٦٩ ص
(٤٧٠)
داوود بن ساخنه صرمی
٤٧٠ ص
(٤٧١)
درباره فرزندان امام هادی
٤٧١ ص
(٤٧٢)
دینار درآوردن از کیسه خالی
٤٧٢ ص
(٤٧٣)
دوا رسانی امام هادی به بیمار
٤٧٣ ص
(٤٧٤)
دعای صبح، هنگام نگرانیها
٤٧٤ ص
(٤٧٥)
دعای قنوت امام هادی
٤٧٥ ص
(٤٧٦)
دعای امام هادی (ع) در قنوت
٤٧٦ ص
(٤٧٧)
دعای طلب حاجت و امور مهمه
٤٧٧ ص
(٤٧٨)
دعای عصر امام هادی
٤٧٨ ص
(٤٧٩)
دعا در حرم سیدالشهدا
٤٧٩ ص
(٤٨٠)
دعای پس از نماز وتر
٤٨٠ ص
(٤٨١)
دعای امام هادی برای بیماران
٤٨١ ص
(٤٨٢)
دعا برای درد شکم
٤٨٢ ص
(٤٨٣)
دعای طلب فرزند
٤٨٣ ص
(٤٨٤)
دعای امام هادی برای سری بن سلامه
٤٨٤ ص
(٤٨٥)
دعای پوشش امام هادی از دشمنان
٤٨٥ ص
(٤٨٦)
دعای روز چهاردهم و پانزدهم ماه
٤٨٦ ص
(٤٨٧)
دلجویی و نوازش از دوستان
٤٨٧ ص
(٤٨٨)
دانش
٤٨٨ ص
(٤٨٩)
دریافت اموال در موقع مناسب
٤٨٩ ص
(٤٩٠)
درمان مریض و مسلمان شدن پزشک نصرانی
٤٩٠ ص
(٤٩١)
دعای امام هادی در حق اصفهانی
٤٩١ ص
(٤٩٢)
دست بالای دست بسیار است
٤٩٢ ص
(٤٩٣)
دور کردن چاپلوس از مدیحه سرایی
٤٩٣ ص
(٤٩٤)
دروگر باد
٤٩٤ ص
(٤٩٥)
دختری با گونه های شرمگین
٤٩٥ ص
(٤٩٦)
در بیابان حیرت
٤٩٦ ص
(٤٩٧)
دنیا جایگاه آزمایش
٤٩٧ ص
(٤٩٨)
دنیا جایگاه سود و زیان
٤٩٨ ص
(٤٩٩)
درک لذت در قلت
٤٩٩ ص
(٥٠٠)
درباره جبر و تفویض
٥٠٠ ص
(٥٠١)
داستان مرغ بریان
٥٠١ ص
(٥٠٢)
داستان ابر سفید
٥٠٢ ص
(٥٠٣)
داستان دو درخت
٥٠٣ ص
(٥٠٤)
در سرای گدایان
٥٠٤ ص
(٥٠٥)
درندگان، به ائمه زیان نمیرسانند
٥٠٥ ص
(٥٠٦)
دعای امام بر اسب ابوهاشم جعفری
٥٠٦ ص
(٥٠٧)
دشوار بودن کسب حلال
٥٠٧ ص
(٥٠٨)
دختر محمد بن ابراهیم بن محمد
٥٠٨ ص
(٥٠٩)
دفن مرده
٥٠٩ ص
(٥١٠)
دعا در قنوت
٥١٠ ص
(٥١١)
در کوچ کردن پیش از زوال
٥١١ ص
(٥١٢)
دفن در حرم
٥١٢ ص
(٥١٣)
در برده برداری
٥١٣ ص
(٥١٤)
درمان زخم پا
٥١٤ ص
(٥١٥)
درمان مار و عقرب گزیدگی
٥١٥ ص
(٥١٦)
دعای دردسر
٥١٦ ص
(٥١٧)
ذ
٥١٧ ص
(٥١٨)
ذلیل شدن شیرها و درندگان وحشی
٥١٨ ص
(٥١٩)
ذات و شخص
٥١٩ ص
(٥٢٠)
ذکرکم فی الذاکرین
٥٢٠ ص
(٥٢١)
ر
٥٢١ ص
(٥٢٢)
روزه زنی که بچه شیر میدهد
٥٢٢ ص
(٥٢٣)
ریگ بیابان یا طلای سرخ
٥٢٣ ص
(٥٢٤)
رخساره تابناک بشکوه
٥٢٤ ص
(٥٢٥)
رنج ها بر شانه های آفتاب
٥٢٥ ص
(٥٢٦)
راه پرستش
٥٢٦ ص
(٥٢٧)
روزها، کنایه از امامان است
٥٢٧ ص
(٥٢٨)
رسیدن هدایا به وسیله شتر بیراهنما
٥٢٨ ص
(٥٢٩)
روزه مسافر
٥٢٩ ص
(٥٣٠)
روزه های مستحبی سال
٥٣٠ ص
(٥٣١)
روزه به جای قربانی
٥٣١ ص
(٥٣٢)
رابطه دلها
٥٣٢ ص
(٥٣٣)
رسوائی توطئه گران
٥٣٣ ص
(٥٣٤)
رها کردن شتر در بیابان
٥٣٤ ص
(٥٣٥)
رساندن اسحاق از سامرا به بغداد با طی الارض
٥٣٥ ص
(٥٣٦)
رجاء بن یحیی بن سامان
٥٣٦ ص
(٥٣٧)
ریان بن صلت
٥٣٧ ص
(٥٣٨)
راز و نیاز با خدا
٥٣٨ ص
(٥٣٩)
رسالت قلم در حوزه سامرا
٥٣٩ ص
(٥٤٠)
روح
٥٤٠ ص
(٥٤١)
رفت و آمد ملائکه، به خانه آنها
٥٤١ ص
(٥٤٢)
ربنا امنا بما انزلت واتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین
٥٤٢ ص
(٥٤٣)
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب
٥٤٣ ص
(٥٤٤)
راهنمایی گمراهان
٥٤٤ ص
(٥٤٥)
راهنمایی گمراهان
٥٤٥ ص
(٥٤٦)
روایات امام هادی از پیامبر
٥٤٦ ص
(٥٤٧)
روایات امام هادی از امیرالمؤمنین
٥٤٧ ص
(٥٤٨)
روایت امام هادی از امام باقر
٥٤٨ ص
(٥٤٩)
روایات امام هادی از امام صادق
٥٤٩ ص
(٥٥٠)
روایت امام هادی از امام کاظم
٥٥٠ ص
(٥٥١)
روایت امام هادی از امام رضا
٥٥١ ص
(٥٥٢)
روزه با دیدن ماه واجب میشود
٥٥٢ ص
(٥٥٣)
ز
٥٥٣ ص
(٥٥٤)
زرین تره کوبر خوان
٥٥٤ ص
(٥٥٥)
زورق و نرگس آرزوها
٥٥٥ ص
(٥٥٦)
زیر گام های حوادث
٥٥٦ ص
(٥٥٧)
زلال زمزمه دوست
٥٥٧ ص
(٥٥٨)
زکات فطره
٥٥٨ ص
(٥٥٩)
زینب کذابه
٥٥٩ ص
(٥٦٠)
زنده شدن عکس شیر وحشی و دریدن ساحر
٥٦٠ ص
(٥٦١)
زنده کردن غلامان کشته شده
٥٦١ ص
(٥٦٢)
زنان حضرت هادی
٥٦٢ ص
(٥٦٣)
زنده کردن الاغ
٥٦٣ ص
(٥٦٤)
زیارت امام هادی از امیرمؤمنان
٥٦٤ ص
(٥٦٥)
زیارت امام حسین
٥٦٥ ص
(٥٦٦)
زیارت امام کاظم و امام جواد
٥٦٦ ص
(٥٦٧)
زیارت جامعه کبیره
٥٦٧ ص
(٥٦٨)
زیارت وداع (پس از جامعه کبیره)
٥٦٨ ص
(٥٦٩)
زیارت جامعه دیگر
٥٦٩ ص
(٥٧٠)
زیارت عبدالعظیم حسنی
٥٧٠ ص
(٥٧١)
زیارت امام حسین در روز عاشورا
٥٧١ ص
(٥٧٢)
زیارت امیرالمؤمنین در روز عید غدیر
٥٧٢ ص
(٥٧٣)
زندهدارندگان دانش
٥٧٣ ص
(٥٧٤)
زائر لکم لائذ عائذ بقبورکم
٥٧٤ ص
(٥٧٥)
زیارت جامعه کبیره، گنجینهای پربها
٥٧٥ ص
(٥٧٦)
زیارت غدیر
٥٧٦ ص
(٥٧٧)
زیارات امام هادی برای ائمه
٥٧٧ ص
(٥٧٨)
زکات فطره
٥٧٨ ص
(٥٧٩)
س
٥٧٩ ص
(٥٨٠)
سپاهیان امام هادی
٥٨٠ ص
(٥٨١)
سرزمین های رحمت و نقمت
٥٨١ ص
(٥٨٢)
سامرا در یک نگاه
٥٨٢ ص
(٥٨٣)
سامرا و خلفای بنی عباس
٥٨٣ ص
(٥٨٤)
سامرا در دوران معتصم
٥٨٤ ص
(٥٨٥)
سامرا در روزگار واثق
٥٨٥ ص
(٥٨٦)
سامرا در روزگار متوکل
٥٨٦ ص
(٥٨٧)
سایه سید بر بلندای بلد
٥٨٧ ص
(٥٨٨)
سمانه مادر امام هادی
٥٨٨ ص
(٥٨٩)
سوسن، مادر امام عسکری
٥٨٩ ص
(٥٩٠)
سامرا پیش از میرزای مجدد
٥٩٠ ص
(٥٩١)
سند زیارت جامعه کبیره
٥٩١ ص
(٥٩٢)
سعد من والاکم
٥٩٢ ص
(٥٩٣)
سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم
٥٩٣ ص
(٥٩٤)
سرور اوصیای پیامبران بودن
٥٩٤ ص
(٥٩٥)
سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا
٥٩٥ ص
(٥٩٦)
سخنانی از نور
٥٩٦ ص
(٥٩٧)
سجده بر شیشه
٥٩٧ ص
(٥٩٨)
ساده زیستی
٥٩٨ ص
(٥٩٩)
سخنوری
٥٩٩ ص
(٦٠٠)
سخت کوشی
٦٠٠ ص
(٦٠١)
سردار خاکسار
٦٠١ ص
(٦٠٢)
سپیده شب یلدا
٦٠٢ ص
(٦٠٣)
ستمکار بردبار
٦٠٣ ص
(٦٠٤)
سخن موسی با خدای سبحان
٦٠٤ ص
(٦٠٥)
سلام کردن کوه ها و سنگها
٦٠٥ ص
(٦٠٦)
سخن گفتن پاچه مسموم گوسفند با پیامبر
٦٠٦ ص
(٦٠٧)
سخن امام هادی درباره مادرش
٦٠٧ ص
(٦٠٨)
سعایت عبدالله بن محمد از امام، نزد متوکل
٦٠٨ ص
(٦٠٩)
سخن امام هادی با برادرش موسی (مبرقع)
٦٠٩ ص
(٦١٠)
سخن امام هادی با عمر بن فرج
٦١٠ ص
(٦١١)
سامرا
٦١١ ص
(٦١٢)
سخن امام هادی، پیرامون امام مهدی
٦١٢ ص
(٦١٣)
سنگسار شده عصر امام مهدی
٦١٣ ص
(٦١٤)
سجده و نماز نزد قبر امامان
٦١٤ ص
(٦١٥)
سجده شکر
٦١٥ ص
(٦١٦)
سکونت در مکه
٦١٦ ص
(٦١٧)
سخن آن حضرت در مورد کسی که جانش برایش اعتبار ندارد
٦١٧ ص
(٦١٨)
سحر ساحر باطل شد
٦١٨ ص
(٦١٩)
سبط ابن الجوزی حنفی
٦١٩ ص
(٦٢٠)
سعید الصغیر الحاجب
٦٢٠ ص
(٦٢١)
سری بن سلامه اصفهانی
٦٢١ ص
(٦٢٢)
سلیمان بن حفصویه
٦٢٢ ص
(٦٢٣)
سلیمان بن داوود مروزی
٦٢٣ ص
(٦٢٤)
سندی بن محمد
٦٢٤ ص
(٦٢٥)
سهل بن زیاد
٦٢٥ ص
(٦٢٦)
سهل بن یعقوب بن اسحاق
٦٢٦ ص
(٦٢٧)
سید محمد
٦٢٧ ص
(٦٢٨)
ش
٦٢٨ ص
(٦٢٩)
شوم دانستن روزها
٦٢٩ ص
(٦٣٠)
شکرانه نعمتهای فراموش شده
٦٣٠ ص
(٦٣١)
شکوه و هیبت
٦٣١ ص
(٦٣٢)
شفای خلیفه با دعای امام هادی
٦٣٢ ص
(٦٣٣)
شانس در شکستگی نگین انگشتر
٦٣٣ ص
(٦٣٤)
شعله های سرکش آزادگی
٦٣٤ ص
(٦٣٥)
شب و شمع و طوفان
٦٣٥ ص
(٦٣٦)
شکوه افسانه یا افسانه ی شکوه؟
٦٣٦ ص
(٦٣٧)
شب های بی مهتاب زخمی
٦٣٧ ص
(٦٣٨)
شکر و شاکر
٦٣٨ ص
(٦٣٩)
شوخی بیهوده
٦٣٩ ص
(٦٤٠)
شهادت درخت به پیامبری امام هادی
٦٤٠ ص
(٦٤١)
شهر قم
٦٤١ ص
(٦٤٢)
شیاف روزه دار
٦٤٢ ص
(٦٤٣)
شانه با عاج
٦٤٣ ص
(٦٤٤)
شکر نعمتهای الهی
٦٤٤ ص
(٦٤٥)
شب وصال
٦٤٥ ص
(٦٤٦)
شما میهمان ما هستید
٦٤٦ ص
(٦٤٧)
شمشیرهای برهنه غیبی
٦٤٧ ص
(٦٤٨)
شترانی که اموال را بر آنها حمل و آنها را رها کردند
٦٤٨ ص
(٦٤٩)
شیخ مؤمن بن حسن مؤمن شبلنجی
٦٤٩ ص
(٦٥٠)
شاهویه بن عبدالله
٦٥٠ ص
(٦٥١)
شاهویة بن عبدالله
٦٥١ ص
(٦٥٢)
شیعه شدن مرد اصفهانی
٦٥٢ ص
(٦٥٣)
شفای نابینا و جذامی
٦٥٣ ص
(٦٥٤)
شعبده باز هندی
٦٥٤ ص
(٦٥٥)
شیرمرد دجیل
٦٥٥ ص
(٦٥٦)
شعر و شاعران در حوزه سامرا
٦٥٦ ص
(٦٥٧)
شعرای سامرا
٦٥٧ ص
(٦٥٨)
شکوه معنوی امام هادی
٦٥٨ ص
(٦٥٩)
شرحهای زیارت جامعه
٦٥٩ ص
(٦٦٠)
ص
٦٦٠ ص
(٦٦١)
صوفیان مسلمان نما
٦٦١ ص
(٦٦٢)
صلوات ابراهیم بر محمد و آل او
٦٦٢ ص
(٦٦٣)
صدا و لحن نیکو
٦٦٣ ص
(٦٦٤)
صد نگهبان شمشیر به دست
٦٦٤ ص
(٦٦٥)
صلاحالدین خلیل بن ایبک الصفدی
٦٦٥ ص
(٦٦٦)
صافی خادم امام هادی
٦٦٦ ص
(٦٦٧)
صالح ابومقاتل دیلمی
٦٦٧ ص
(٦٦٨)
صقر بن دلف
٦٦٨ ص
(٦٦٩)
صالح بن سلمه رازی
٦٦٩ ص
(٦٧٠)
صالح بن عیسی بن عمر بن بزیع
٦٧٠ ص
(٦٧١)
صالح بن محمد همدانی
٦٧١ ص
(٦٧٢)
صلی الله علیه وآله ورحمة الله وبرکاته
٦٧٢ ص
(٦٧٣)
ط
٦٧٣ ص
(٦٧٤)
طلعت نور بین مکه و مدینه
٦٧٤ ص
(٦٧٥)
طوفان اشک و آشوب
٦٧٥ ص
(٦٧٦)
طواف نساء
٦٧٦ ص
(٦٧٧)
طلاق همسر
٦٧٧ ص
(٦٧٨)
طلاق همسری که حیض خود را پنهان میکند
٦٧٨ ص
(٦٧٩)
طلحة بن عبدالله بن ابیعون غسانی
٦٧٩ ص
(٦٨٠)
طلا شدن ماسه
٦٨٠ ص
(٦٨١)
طی الأرض امام با اسحاق
٦٨١ ص
(٦٨٢)
طابت وطهرت بعضها من بعض
٦٨٢ ص
(٦٨٣)
طاطا کل شریف لشرفکم
٦٨٣ ص
(٦٨٤)
ظ
٦٨٤ ص
(٦٨٥)
ظهور مقدرات
٦٨٥ ص
(٦٨٦)
ظهور کرامت ضریح مطهر عسکریین
٦٨٦ ص
(٦٨٧)
ظاهر شدن چشمه آب و درخت از غیب
٦٨٧ ص
(٦٨٨)
ظاهر شدن جسمانی امام هادی به صور مختلف
٦٨٨ ص
(٦٨٩)
ظرف (گرانبهای) دانش خداوند
٦٨٩ ص
(٦٩٠)
ع
٦٩٠ ص
(٦٩١)
علی بن عبدالغفار
٦٩١ ص
(٦٩٢)
علی بن عبدالله
٦٩٢ ص
(٦٩٣)
علی بن عبدالله بن جعفر حمیری
٦٩٣ ص
(٦٩٤)
علی بن عبدالله زبیری
٦٩٤ ص
(٦٩٥)
علی بن عبیدالله
٦٩٥ ص
(٦٩٦)
علی بن عمرو عطار قزوینی
٦٩٦ ص
(٦٩٧)
علی بن محمد بن زیاد صیمری
٦٩٧ ص
(٦٩٨)
علی بن محمد بن شجاع نیشابوری
٦٩٨ ص
(٦٩٩)
علی بن محمد بن شیره کاشانی
٦٩٩ ص
(٧٠٠)
علی بن محمد منقری
٧٠٠ ص
(٧٠١)
علی بن محمد نوفلی
٧٠١ ص
(٧٠٢)
علی بن مهزیار اهوازی دورقی
٧٠٢ ص
(٧٠٣)
علی بن یحیی دهقان
٧٠٣ ص
(٧٠٤)
عیسی بن احمد
٧٠٤ ص
(٧٠٥)
عبدالعظیم حسنی
٧٠٥ ص
(٧٠٦)
علی بن جعفر
٧٠٦ ص
(٧٠٧)
عداوت با آل عدالت
٧٠٧ ص
(٧٠٨)
عمارت جدید
٧٠٨ ص
(٧٠٩)
علل هجرت میرزا به سامرا
٧٠٩ ص
(٧١٠)
عالمترین مردم
٧١٠ ص
(٧١١)
علم پیامبران
٧١١ ص
(٧١٢)
علم کتاب
٧١٢ ص
(٧١٣)
عصمکم الله من الزلل
٧١٣ ص
(٧١٤)
عبادت و بندگی خداوند
٧١٤ ص
(٧١٥)
عارف بحقکم
٧١٥ ص
(٧١٦)
عامل بامرکم
٧١٦ ص
(٧١٧)
علم داشتن بر اسم اعظم الهی
٧١٧ ص
(٧١٨)
عصمت امامان
٧١٨ ص
(٧١٩)
علم امامان
٧١٩ ص
(٧٢٠)
عبادت امام هادی
٧٢٠ ص
(٧٢١)
عثمان بن سعید عمری
٧٢١ ص
(٧٢٢)
علی بن احمد الصیمری
٧٢٢ ص
(٧٢٣)
علی بن جعفر الهمانی
٧٢٣ ص
(٧٢٤)
علی بن الحسن بن علی بن فضال
٧٢٤ ص
(٧٢٥)
علی بن زیاد صیمری
٧٢٥ ص
(٧٢٦)
علی بن عبدالغفار
٧٢٦ ص
(٧٢٧)
علی بن عمرو العطار
٧٢٧ ص
(٧٢٨)
علی بن عمر النوفلی
٧٢٨ ص
(٧٢٩)
علی بن محمد النوفلی
٧٢٩ ص
(٧٣٠)
علی بن مهزیار الاهوازی
٧٣٠ ص
(٧٣١)
عیسی بن احمد بن عیسی
٧٣١ ص
(٧٣٢)
عبدوس عطار کوفی
٧٣٢ ص
(٧٣٣)
عبدالرحمن بن محمد بن طیفور متطبب
٧٣٣ ص
(٧٣٤)
عبدالصمد قمی
٧٣٤ ص
(٧٣٥)
عبدالعظیم حسنی
٧٣٥ ص
(٧٣٦)
عثمان بن سعید عمری
٧٣٦ ص
(٧٣٧)
عروة بن یحیی
٧٣٧ ص
(٧٣٨)
علی بن ابراهیم همدانی
٧٣٨ ص
(٧٣٩)
علی بن ابراهیم
٧٣٩ ص
(٧٤٠)
علی بن ابیقره
٧٤٠ ص
(٧٤١)
علی بن بلال بغدادی
٧٤١ ص
(٧٤٢)
علی بن جعفر همانی
٧٤٢ ص
(٧٤٣)
علی بن حسن
٧٤٣ ص
(٧٤٤)
علی بن حسن بن فضال
٧٤٤ ص
(٧٤٥)
علی بن حسین بن عبد ربه
٧٤٥ ص
(٧٤٦)
علی بن حسین همدانی
٧٤٦ ص
(٧٤٧)
علی بن رمیس بغدادی
٧٤٧ ص
(٧٤٨)
علی بن ریان بن صلت اشعری قمی
٧٤٨ ص
(٧٤٩)
علی بن زیاد صیمری
٧٤٩ ص
(٧٥٠)
علی بن شیره
٧٥٠ ص
(٧٥١)
عبادت و بندگی
٧٥١ ص
(٧٥٢)
عزت نفس و توکل امام هادی به خدا
٧٥٢ ص
(٧٥٣)
عبادت
٧٥٣ ص
(٧٥٤)
عطر گلها، بوی خون
٧٥٤ ص
(٧٥٥)
عاق والدین
٧٥٥ ص
(٧٥٦)
علم خدا به اشیا، پیش از آفرینش
٧٥٦ ص
(٧٥٧)
عقیق زرد و فیروزه
٧٥٧ ص
(٧٥٨)
علم امام به امور غیبی
٧٥٨ ص
(٧٥٩)
علی بن جعفر
٧٥٩ ص
(٧٦٠)
علی بن جعفر و فارس بن حاتم
٧٦٠ ص
(٧٦١)
علی بن الحسین بن عبدالله
٧٦١ ص
(٧٦٢)
علی بن مهزیار
٧٦٢ ص
(٧٦٣)
عمر آل فرج
٧٦٣ ص
(٧٦٤)
عباس بن عبدالمطلب
٧٦٤ ص
(٧٦٥)
عمره تمتع
٧٦٥ ص
(٧٦٦)
عمل به وصایای یهودی
٧٦٦ ص
(٧٦٧)
عسل
٧٦٧ ص
(٧٦٨)
علم الله تعالی
٧٦٨ ص
(٧٦٩)
علت ناخوش داشتن مرگ
٧٦٩ ص
(٧٧٠)
عدم میل به دنیا
٧٧٠ ص
(٧٧١)
عبدالله بن اسعد الیافعی الیمنی
٧٧١ ص
(٧٧٢)
علی بن محمد ابن الصباغ مالکی
٧٧٢ ص
(٧٧٣)
عبد الحی بن العماد الحنبلی
٧٧٣ ص
(٧٧٤)
علی بن مهزیار اهوازی
٧٧٤ ص
(٧٧٥)
علی بن جعفر همینیاوی (همانی)
٧٧٥ ص
(٧٧٦)
عثمان بن سعید (نایب اول از نواب اربعه)
٧٧٦ ص
(٧٧٧)
عبدالرحمان بن محمد بن طیفور المتطیب
٧٧٧ ص
(٧٧٨)
عبدالعظیم
٧٧٨ ص
(٧٧٩)
عبدالله بن محمد اصفهانی
٧٧٩ ص
(٧٨٠)
عبدالله بن محمد بن عبدالله بن یاسین
٧٨٠ ص
(٧٨١)
غ
٧٨١ ص
(٧٨٢)
غوطه ور در شط آرامش
٧٨٢ ص
(٧٨٣)
ف
٧٨٣ ص
(٧٨٤)
فجعلکم بعرشه محدقین
٧٨٤ ص
(٧٨٥)
فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکَر فیها اسمه
٧٨٥ ص
(٧٨٦)
فکنا عنده مسلمین بفضلکم
٧٨٦ ص
(٧٨٧)
فبلغ الله بکم اشرف محل المکَرمین واعلی منازل المقَربین وارفع درجات المرسلین
٧٨٧ ص
(٧٨٨)
فمعکم معکم لامع غیرکم
٧٨٨ ص
(٧٨٩)
فثبتنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم ومحبتکم ودینکم
٧٨٩ ص
(٧٩٠)
فما احلی اسمائکم
٧٩٠ ص
(٧٩١)
فبحق من ائتمنکم علی سره
٧٩١ ص
(٧٩٢)
فانی لکم مطیع
٧٩٢ ص
(٧٩٣)
فبحقهم الذی اوجبت لهم علیک
٧٩٣ ص
(٧٩٤)
فضیلت پیامبر و علی
٧٩٤ ص
(٧٩٥)
فضیلت دانشمندان در زمان غیبت
٧٩٥ ص
(٧٩٦)
فضیلت صبر و پایداری
٧٩٦ ص
(٧٩٧)
فقه امام هادی
٧٩٧ ص
(٧٩٨)
فراهم شدن آب برای نماز
٧٩٨ ص
(٧٩٩)
فرستادن دارو برای بیمار
٧٩٩ ص
(٨٠٠)
فصل رویاهای سبز
٨٠٠ ص
(٨٠١)
فراز و فرود درفش
٨٠١ ص
(٨٠٢)
فروتنی
٨٠٢ ص
(٨٠٣)
فرق ایمان و اسلام
٨٠٣ ص
(٨٠٤)
فضیلت خواندن سوره قدر
٨٠٤ ص
(٨٠٥)
فضیلت قرائت سوره (هل أتی)
٨٠٥ ص
(٨٠٦)
فضیلت علمای شیعه
٨٠٦ ص
(٨٠٧)
فضیلت ماه مبارک
٨٠٧ ص
(٨٠٨)
فروش وقف
٨٠٨ ص
(٨٠٩)
فراموشی وصیت
٨٠٩ ص
(٨١٠)
فضیلت علما و دانشمندان
٨١٠ ص
(٨١١)
فضیلت تقوی
٨١١ ص
(٨١٢)
فضیلت بردباری
٨١٢ ص
(٨١٣)
فضیلت زمین کربلا
٨١٣ ص
(٨١٤)
فضیلت دوراندیشی
٨١٤ ص
(٨١٥)
فضیلت قبول سرزنش
٨١٥ ص
(٨١٦)
فضیلت حکمت
٨١٦ ص
(٨١٧)
فوز دیدار
٨١٧ ص
(٨١٨)
فروتنی درندگان
٨١٨ ص
(٨١٩)
فتح بن یزید گرگانی
٨١٩ ص
(٨٢٠)
فضل بن شاذان نیشابوری
٨٢٠ ص
(٨٢١)
فضل بن کثیر بغدادی
٨٢١ ص
(٨٢٢)
فضل بن مبارک
٨٢٢ ص
(٨٢٣)
فضل بن شاذان نیشابوری
٨٢٣ ص
(٨٢٤)
فضیلت صلوات هنگام بوسیدن گل
٨٢٤ ص
(٨٢٥)
فتوای بزرگی از سامرا صادر شد
٨٢٥ ص
(٨٢٦)
فعظمتم جلاله واکبرتم شانه ومجدتم کَرمه
٨٢٦ ص
(٨٢٧)
فالراغب عنکم مارق والازم لکم لاحق والمقَصر فی حقکم زاهق
٨٢٧ ص
(٨٢٨)
ق
٨٢٨ ص
(٨٢٩)
قایقی غمگین میان ابرها
٨٢٩ ص
(٨٣٠)
قرآن، در هر زمانی، نو است
٨٣٠ ص
(٨٣١)
قاسم یقطینی و علی بن حسکه
٨٣١ ص
(٨٣٢)
قرائت سوره در نماز
٨٣٢ ص
(٨٣٣)
قطع کننده نماز
٨٣٣ ص
(٨٣٤)
قضای نماز و روزه بیهوش
٨٣٤ ص
(٨٣٥)
قربانی
٨٣٥ ص
(٨٣٦)
قوت یافتن مرکب ابوهاشم
٨٣٦ ص
(٨٣٧)
قدرت ملکوتی امام هادی
٨٣٧ ص
(٨٣٨)
قوی شدن شگفت انگیز حیوان
٨٣٨ ص
(٨٣٩)
قاسم شعرانی یقطینی
٨٣٩ ص
(٨٤٠)
قاسم صیقل
٨٤٠ ص
(٨٤١)
قادسیه و کوشک خاقانی
٨٤١ ص
(٨٤٢)
قضاء
٨٤٢ ص
(٨٤٣)
ک
٨٤٣ ص
(٨٤٤)
کشاورزی امام هادی
٨٤٤ ص
(٨٤٥)
کودکی در روزگار تلخ یأس
٨٤٥ ص
(٨٤٦)
کلاغ دسیسه، کویر خلیفه
٨٤٦ ص
(٨٤٧)
کوبش طبل های دیوانه
٨٤٧ ص
(٨٤٨)
کردار بندگان خدا
٨٤٨ ص
(٨٤٩)
کراهت خوابیدن پس از نماز شب
٨٤٩ ص
(٨٥٠)
کفاره روزه
٨٥٠ ص
(٨٥١)
کراهت طلاق از راه طلب مهریه
٨٥١ ص
(٨٥٢)
کفاره نذر
٨٥٢ ص
(٨٥٣)
کسب حلال
٨٥٣ ص
(٨٥٤)
کسی که از خود خشنود است
٨٥٤ ص
(٨٥٥)
کسی که عقیدهاش را برای تو گردانده است
٨٥٥ ص
(٨٥٦)
کسی که به قصد انجام کاری حرکت کند
٨٥٦ ص
(٨٥٧)
کله پوسیده آدمی در زیر خاک
٨٥٧ ص
(٨٥٨)
کار حضرت مسیح را انجام میداد
٨٥٨ ص
(٨٥٩)
کافور خادم
٨٥٩ ص
(٨٦٠)
کرامت امام هادی برای داود
٨٦٠ ص
(٨٦١)
کرامت امام هادی نزد متوکل
٨٦١ ص
(٨٦٢)
کتیبه آستانه
٨٦٢ ص
(٨٦٣)
کوی کنشت ها و کاخها
٨٦٣ ص
(٨٦٤)
کتاب تاریخ سامرا
٨٦٤ ص
(٨٦٥)
کتاب های پیامبران
٨٦٥ ص
(٨٦٦)
کَما شهد الله لنفسه وشهدت له ملائکته واولوا العلم من خلقه
٨٦٦ ص
(٨٦٧)
کلامکم نور
٨٦٧ ص
(٨٦٨)
کیف اصف حسن ثنائکم
٨٦٨ ص
(٨٦٩)
کار کردن
٨٦٩ ص
(٨٧٠)
کمیابی پول حلال
٨٧٠ ص
(٨٧١)
کفاره روزه معین
٨٧١ ص
(٨٧٢)
کفر غلات
٨٧٢ ص
(٨٧٣)
گ
٨٧٣ ص
(٨٧٤)
گذشت و بخشش
٨٧٤ ص
(٨٧٥)
گرگ های عطشان قدرت
٨٧٥ ص
(٨٧٦)
گرداب آشوب و آتش
٨٧٦ ص
(٨٧٧)
گاومیش
٨٧٧ ص
(٨٧٨)
گوشت خشک شده
٨٧٨ ص
(٨٧٩)
گمان بد و گمان نیک
٨٧٩ ص
(٨٨٠)
گنجینه داران دانش خداوند
٨٨٠ ص
(٨٨١)
ل
٨٨١ ص
(٨٨٢)
لشکر خدا
٨٨٢ ص
(٨٨٣)
لبخند زمانه
٨٨٣ ص
(٨٨٤)
لحظه ها رویش اشک و اندوه
٨٨٤ ص
(٨٨٥)
لباس نمازگزار
٨٨٥ ص
(٨٨٦)
لشگر ملائکه
٨٨٦ ص
(٨٨٧)
لیست اسامی شروع شده با«الف»
٨٨٧ ص
(٨٨٨)
لا اله الا هو العزیز الحکیم
٨٨٨ ص
(٨٨٩)
لما استوهبتم ذنوبی
٨٨٩ ص
(٨٩٠)
م
٨٩٠ ص
(٨٩١)
محمد بن قاسم بن حمزة بن موسی
٨٩١ ص
(٨٩٢)
محمد بن مروان جلاب
٨٩٢ ص
(٨٩٣)
محمد بن مروان خطاب
٨٩٣ ص
(٨٩٤)
محمد بن موسی بن فرات
٨٩٤ ص
(٨٩٥)
محمد بن موسی الربعی
٨٩٥ ص
(٨٩٦)
محمد بن یحیی بن دریاب
٨٩٦ ص
(٨٩٧)
مصقلة بن اسحاق قمی اشعری
٨٩٧ ص
(٨٩٨)
معاویة بن حکیم
٨٩٨ ص
(٨٩٩)
منصور بن عباس رازی
٨٩٩ ص
(٩٠٠)
موسی بن داوود یعقوبی
٩٠٠ ص
(٩٠١)
موسی بن عمر بن بزیع
٩٠١ ص
(٩٠٢)
موسی بن عمر حضین
٩٠٢ ص
(٩٠٣)
موسی بن مرشد وراق نیشابوری
٩٠٣ ص
(٩٠٤)
معجزه عجیب طی الارض
٩٠٤ ص
(٩٠٥)
مناجات با خدا
٩٠٥ ص
(٩٠٦)
مرقد حسین بن علی الهادی
٩٠٦ ص
(٩٠٧)
مسجد بزرگ سامرا
٩٠٧ ص
(٩٠٨)
مناره ی ملویه
٩٠٨ ص
(٩٠٩)
مسجد بزرگ ابودلف
٩٠٩ ص
(٩١٠)
مورخ سامرا
٩١٠ ص
(٩١١)
من والاکم فقَد والی الله ومن عاداکم فقد عاد الله و من احبکم فقَد احب الله ومن ابغضکم فقَد ابغض الله
٩١١ ص
(٩١٢)
محبت به خداوند
٩١٢ ص
(٩١٣)
من اتبعکم فالجنة ماویه ومن خالفکم فالنار مثویه
٩١٣ ص
(٩١٤)
مستبصر بشانکم وبضلالة من خالفکم
٩١٤ ص
(٩١٥)
موال لکم ولاولیائکم مبغض لاعدائکم ومعاد لهم
٩١٥ ص
(٩١٦)
محقق لما حققتم مبطل لما ابطلتم
٩١٦ ص
(٩١٧)
مطیع لکم
٩١٧ ص
(٩١٨)
مقر بفضلکم
٩١٨ ص
(٩١٩)
محتمل لعلمکم
٩١٩ ص
(٩٢٠)
محتجب بذمتکم
٩٢٠ ص
(٩٢١)
محمد بن احمد بن عبیدالله
٩٢١ ص
(٩٢٢)
محمد بن سلیمان بن زرقان
٩٢٢ ص
(٩٢٣)
محمد بن ابیطیفور متطبب
٩٢٣ ص
(٩٢٤)
محمد بن احمد بن ابراهیم
٩٢٤ ص
(٩٢٥)
محمد بن احمد محمودی
٩٢٥ ص
(٩٢٦)
محمد بن احمد بن عبیدالله بن منصور
٩٢٦ ص
(٩٢٧)
محمد بن احمد بن مطهر
٩٢٧ ص
(٩٢٨)
محمد بن احمد بن مهران
٩٢٨ ص
(٩٢٩)
محمد بن اسماعیل صیمری قمی
٩٢٩ ص
(٩٣٠)
محمد بن جزک جمال
٩٣٠ ص
(٩٣١)
محمد بن حسن بن شمون بصری
٩٣١ ص
(٩٣٢)
محمد بن حسن بن ابیالخطاب
٩٣٢ ص
(٩٣٣)
محمد بن حمزه قمی
٩٣٣ ص
(٩٣٤)
محمد بن حصین فهری
٩٣٤ ص
(٩٣٥)
محمد بن حصین
٩٣٥ ص
(٩٣٦)
محمد بن خالد رازی
٩٣٦ ص
(٩٣٧)
محمد بن رجا خیاط
٩٣٧ ص
(٩٣٨)
محمد بن ریان بن صلت
٩٣٨ ص
(٩٣٩)
محمد بن سعید بن کلثوم مروزی
٩٣٩ ص
(٩٤٠)
محمد بن سلیمان جلاب
٩٤٠ ص
(٩٤١)
محمد بن صیفی کوفی
٩٤١ ص
(٩٤٢)
محمد بن عبدالجبار
٩٤٢ ص
(٩٤٣)
محمد بن عبدالرحمن همدانی نوفلی
٩٤٣ ص
(٩٤٤)
محمد بن عبدالله بن مهران کرخی
٩٤٤ ص
(٩٤٥)
محمد بن عبیدالله
٩٤٥ ص
(٩٤٦)
محمد بن علی بن عیسی اشعری قمی
٩٤٦ ص
(٩٤٧)
محمد بن علی بن مهزیار
٩٤٧ ص
(٩٤٨)
محمد بن عیسی بن عبید یقطینی
٩٤٨ ص
(٩٤٩)
محمد بن فرج رخجی
٩٤٩ ص
(٩٥٠)
محمد بن فضل بغدادی
٩٥٠ ص
(٩٥١)
مهربانی
٩٥١ ص
(٩٥٢)
مرگ خلیفه ظالم بعد از سه روز
٩٥٢ ص
(٩٥٣)
مرو راهی که بر پا سنگت آید
٩٥٣ ص
(٩٥٤)
مقام امام حسین
٩٥٤ ص
(٩٥٥)
مسلمان شدن قیصر روم از پاسخ امام هادی
٩٥٥ ص
(٩٥٦)
مشعل های خاموش
٩٥٦ ص
(٩٥٧)
موج های خونین شورش
٩٥٧ ص
(٩٥٨)
میان ماه من
٩٥٨ ص
(٩٥٩)
معجزه پیامبر در توطئه گودال و سم
٩٥٩ ص
(٩٦٠)
محمد و علی، پدران این امت
٩٦٠ ص
(٩٦١)
معجزه امام علی از زبان امام هادی
٩٦١ ص
(٩٦٢)
محمد بن ریان
٩٦٢ ص
(٩٦٣)
محمد بن فرج
٩٦٣ ص
(٩٦٤)
مضمضه و استنشاق در وضو
٩٦٤ ص
(٩٦٥)
مسح دو پا
٩٦٥ ص
(٩٦٦)
مکان نمازگزار
٩٦٦ ص
(٩٦٧)
مکروه بودن سفر در پیش از ظهر جمعه
٩٦٧ ص
(٩٦٨)
مصرف زکات
٩٦٨ ص
(٩٦٩)
محرمات احرام
٩٦٩ ص
(٩٧٠)
مهریه
٩٧٠ ص
(٩٧١)
محارم رضاعی
٩٧١ ص
(٩٧٢)
مال پیدا شده
٩٧٢ ص
(٩٧٣)
مال حرام
٩٧٣ ص
(٩٧٤)
مرکب
٩٧٤ ص
(٩٧٥)
مذمت بعضی از صفات
٩٧٥ ص
(٩٧٦)
مذمت حرص
٩٧٦ ص
(٩٧٧)
ملاحظه غربت
٩٧٧ ص
(٩٧٨)
مأمورین غیبی
٩٧٨ ص
(٩٧٩)
محمد بن ابراهیم بن محمد الهمدانی
٩٧٩ ص
(٩٨٠)
محمد بن احمد بن حماد المحمودی
٩٨٠ ص
(٩٨١)
ن
٩٨١ ص
(٩٨٢)
نضر بن محمد همدانی
٩٨٢ ص
(٩٨٣)
نجات علی بن جعفر از زندان
٩٨٣ ص
(٩٨٤)
نجات یکی از شیعیان
٩٨٤ ص
(٩٨٥)
نمایان شدن آب در بیابان
٩٨٥ ص
(٩٨٦)
نذر نصرانی برای امام هادی
٩٨٦ ص
(٩٨٧)
نفرین مظلوم بر ظالم
٩٨٧ ص
(٩٨٨)
نام های سامرا
٩٨٨ ص
(٩٨٩)
نمونهای از سیاست امام هادی
٩٨٩ ص
(٩٩٠)
نیاز به امامت
٩٩٠ ص
(٩٩١)
نص بر امامت امام هادی
٩٩١ ص
(٩٩٢)
نظافت
٩٩٢ ص
(٩٩٣)
نماز در لباس کرک و پشم
٩٩٣ ص
(٩٩٤)
نماز در لباسی از موی انسان
٩٩٤ ص
(٩٩٥)
نماز در بیابان
٩٩٥ ص
(٩٩٦)
نماز شخص بیهوش، قضا ندارد
٩٩٦ ص
(٩٩٧)
نماز قصر در سفر مکه
٩٩٧ ص
(٩٩٨)
ناآگاهی از حقیقت مرگ
٩٩٨ ص
(٩٩٩)
نان در سفره و بلعیدن جادوگر
٩٩٩ ص
(١٠٠٠)
نمایش لشکر امام در مقابل خلیفه
١٠٠٠ ص
(١٠٠١)
نقشه عجیب
١٠٠١ ص
(١٠٠٢)
نذر مادر متوکل برای امام هادی
١٠٠٢ ص
(١٠٠٣)
نصیحت قاطع امام هادی به متوکل
١٠٠٣ ص
(١٠٠٤)
نمونهای از مهمان نوازی و کرم امام هادی
١٠٠٤ ص
(١٠٠٥)
نهی شدید امام هادی از همنشینی با گمراهان
١٠٠٥ ص
(١٠٠٦)
نرمی آواز جوی
١٠٠٦ ص
(١٠٠٧)
نتیج بی اعتنایی به مکر خدا
١٠٠٧ ص
(١٠٠٨)
نتیجه عاق والدین
١٠٠٨ ص
(١٠٠٩)
نتیجه جدال
١٠٠٩ ص
(١٠١٠)
نوح پیامبر، و فرزندانش
١٠١٠ ص
(١٠١١)
ناگواری مرگ
١٠١١ ص
(١٠١٢)
نامیدن فاطمه، به (زهرا)
١٠١٢ ص
(١٠١٣)
نفرین امام بر مردی که سوگند دروغ خورد
١٠١٣ ص
(١٠١٤)
نگین موسی بن بغا
١٠١٤ ص
(١٠١٥)
ناصبی کیست؟
١٠١٥ ص
(١٠١٦)
نماز مسافر
١٠١٦ ص
(١٠١٧)
نماز جماعت در کشتی
١٠١٧ ص
(١٠١٨)
نماز در کجاوه
١٠١٨ ص
(١٠١٩)
نماز جعفر طیار
١٠١٩ ص
(١٠٢٠)
نشانه آغاز ماه رمضان
١٠٢٠ ص
(١٠٢١)
نذر
١٠٢١ ص
(١٠٢٢)
نماز شب
١٠٢٢ ص
(١٠٢٣)
نجات پیدا کردن از مرگ
١٠٢٣ ص
(١٠٢٤)
نفرین امام هادی بر متوکل ملعون
١٠٢٤ ص
(١٠٢٥)
نفرین امام هادی بر شخص جسارتکننده
١٠٢٥ ص
(١٠٢٦)
نیروهای مسلح امام هادی
١٠٢٦ ص
(١٠٢٧)
نتیجه ی جسارت به امام
١٠٢٧ ص
(١٠٢٨)
نصر بن حازم قمی
١٠٢٨ ص
(١٠٢٩)
و
١٠٢٩ ص
(١٠٣٠)
و برهانه
١٠٣٠ ص
(١٠٣١)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٣١ ص
(١٠٣٢)
واشهد ان محمدا عبده المنتجب ورسوله المرتضی
١٠٣٢ ص
(١٠٣٣)
واشهد انکم الائمة الراشدون
١٠٣٣ ص
(١٠٣٤)
وارتضاکم لغیبه
١٠٣٤ ص
(١٠٣٥)
واختارکم لسره
١٠٣٥ ص
(١٠٣٦)
واجتباکم بقدرته
١٠٣٦ ص
(١٠٣٧)
واعزکم بهداه
١٠٣٧ ص
(١٠٣٨)
وخصکم ببرهانه
١٠٣٨ ص
(١٠٣٩)
وانتجبکم لنوره
١٠٣٩ ص
(١٠٤٠)
وایدکم بروحه
١٠٤٠ ص
(١٠٤١)
ورضیکم خلفاء فی ارضه
١٠٤١ ص
(١٠٤٢)
وحججا علی بریته
١٠٤٢ ص
(١٠٤٣)
وانصارا لدینه
١٠٤٣ ص
(١٠٤٤)
و حفظة لسره
١٠٤٤ ص
(١٠٤٥)
ومستودعا لحکمته
١٠٤٥ ص
(١٠٤٦)
وتراجمة لوحیه
١٠٤٦ ص
(١٠٤٧)
وارکانا لتوحیده
١٠٤٧ ص
(١٠٤٨)
وشهداء علی خلقه
١٠٤٨ ص
(١٠٤٩)
واعلاما لعباده
١٠٤٩ ص
(١٠٥٠)
ومنارا فی بلاده
١٠٥٠ ص
(١٠٥١)
وادلاء علی صراطه
١٠٥١ ص
(١٠٥٢)
وامنکم من الفتن
١٠٥٢ ص
(١٠٥٣)
وطهرکم من الدنس
١٠٥٣ ص
(١٠٥٤)
واذهب عنکم الرجس
١٠٥٤ ص
(١٠٥٥)
وطهرکم تطهیرا
١٠٥٥ ص
(١٠٥٦)
وادمتم ذکره ووکدتم میثاقه واحکَمتم عقد طاعته
١٠٥٦ ص
(١٠٥٧)
ونصحتم له فی السر والعلانیة ودعوتم الی سبیله بالحکمة والموعظة الحسنة
١٠٥٧ ص
(١٠٥٨)
وبذلتم انفسکم فی مرضاته
١٠٥٨ ص
(١٠٥٩)
وصبرتم علی ما اصابکم فی جنبه
١٠٥٩ ص
(١٠٦٠)
وسائلی که خداوند برای پیامبران فرستاد
١٠٦٠ ص
(١٠٦١)
والمثل الاعلی
١٠٦١ ص
(١٠٦٢)
والدعوة الحسنی
١٠٦٢ ص
(١٠٦٣)
وحجج الله علی اهل الدنیا والاخرة والاولی
١٠٦٣ ص
(١٠٦٤)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٦٤ ص
(١٠٦٥)
ومساکن برکَة الله
١٠٦٥ ص
(١٠٦٦)
ومعادن حکمة الله
١٠٦٦ ص
(١٠٦٧)
وحفظة سر الله
١٠٦٧ ص
(١٠٦٨)
وحملة کتاب الله
١٠٦٨ ص
(١٠٦٩)
واوصیاء نبی الله
١٠٦٩ ص
(١٠٧٠)
وذریة رسول الله
١٠٧٠ ص
(١٠٧١)
والادلاء علی مرضات الله
١٠٧١ ص
(١٠٧٢)
والمستقرین فی امر الله
١٠٧٢ ص
(١٠٧٣)
والتامین فی محبة الله
١٠٧٣ ص
(١٠٧٤)
والمخلصین فی توحید الله
١٠٧٤ ص
(١٠٧٥)
والمظهرین لامر الله ونهیه
١٠٧٥ ص
(١٠٧٦)
وعباده المکرمین الذین لا یسبقونه بالقَول وهم بامره یعملون
١٠٧٦ ص
(١٠٧٧)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٧٧ ص
(١٠٧٨)
والقادة الهداة
١٠٧٨ ص
(١٠٧٩)
والسادة الولاة
١٠٧٩ ص
(١٠٨٠)
والذادة الحماة
١٠٨٠ ص
(١٠٨١)
واهل الذکر
١٠٨١ ص
(١٠٨٢)
واولی الامر
١٠٨٢ ص
(١٠٨٣)
وبقیة الله
١٠٨٣ ص
(١٠٨٤)
و خیرته
١٠٨٤ ص
(١٠٨٥)
و حزبه
١٠٨٥ ص
(١٠٨٦)
وعیبة علمه
١٠٨٦ ص
(١٠٨٧)
و حجته
١٠٨٧ ص
(١٠٨٨)
و صراطه
١٠٨٨ ص
(١٠٨٩)
و نوره
١٠٨٩ ص
(١٠٩٠)
وساطت غیر مستقیم در رفع مشکل
١٠٩٠ ص
(١٠٩١)
ویژگی های پیامبران
١٠٩١ ص
(١٠٩٢)
وضو پس از غسل جمعه
١٠٩٢ ص
(١٠٩٣)
وقت قضای نوافل
١٠٩٣ ص
(١٠٩٤)
وقف یا صدقه
١٠٩٤ ص
(١٠٩٥)
وصیت
١٠٩٥ ص
(١٠٩٦)
وزیدن باد و بلند کردن پرده
١٠٩٦ ص
(١٠٩٧)
وموضع الرسالة
١٠٩٧ ص
(١٠٩٨)
ومختلف الملائکة
١٠٩٨ ص
(١٠٩٩)
ومهبط الوحی
١٠٩٩ ص
(١١٠٠)
ومعدن الرحمة
١١٠٠ ص
(١١٠١)
وخزان العلم
١١٠١ ص
(١١٠٢)
ومنتهی الحلم
١١٠٢ ص
(١١٠٣)
واصول الکَرم
١١٠٣ ص
(١١٠٤)
وقادة الامم
١١٠٤ ص
(١١٠٥)
و اولیاء النعم
١١٠٥ ص
(١١٠٦)
وعناصر الابرار
١١٠٦ ص
(١١٠٧)
ودعائم الاخیار
١١٠٧ ص
(١١٠٨)
وساسة العباد
١١٠٨ ص
(١١٠٩)
وارکان البلاد
١١٠٩ ص
(١١١٠)
وابواب الایمان
١١١٠ ص
(١١١١)
وامناء الرحمن
١١١١ ص
(١١١٢)
وسلالة النبیین
١١١٢ ص
(١١١٣)
وصفوة المرسلین
١١١٣ ص
(١١١٤)
وعترة خیرة رب العالمین
١١١٤ ص
(١١١٥)
ورحمة الله وبرکاته
١١١٥ ص
(١١١٦)
ومصابیح الدجی
١١١٦ ص
(١١١٧)
واعلام التقی
١١١٧ ص
(١١١٨)
وذوی النهی واولی الحجی
١١١٨ ص
(١١١٩)
وکَهف الوری
١١١٩ ص
(١١٢٠)
ه
١١٢٠ ص
(١١٢١)
هدایت شخص منحرف و مریض
١١٢١ ص
(١١٢٢)
هیچ زمینی خالی از قبر نیست
١١٢٢ ص
(١١٢٣)
هدایت گمراه با سخنی کوتاه
١١٢٣ ص
(١١٢٤)
هدایت یافتگان به دست امام هادی
١١٢٤ ص
(١١٢٥)
همنام گلهای بهاری
١١٢٥ ص
(١١٢٦)
همراهان دنیا و آخرت
١١٢٦ ص
(١١٢٧)
هیچ جا از خدای سبحان خالی نیست
١١٢٧ ص
(١١٢٨)
هجوم شبانه مأموران متوکل به خانه امام
١١٢٨ ص
(١١٢٩)
هلاکت دشمن
١١٢٩ ص
(١١٣٠)
هلاکت شعبده باز
١١٣٠ ص
(١١٣١)
هیبت و عظمت امام هادی
١١٣١ ص
(١١٣٢)
هارون بن الفضل
١١٣٢ ص
(١١٣٣)
همه زبان ها
١١٣٣ ص
(١١٣٤)
همراهی روح (فرشته الهی) با ایشان
١١٣٤ ص
(١١٣٥)
ی
١١٣٥ ص
(١١٣٦)
یگانگی خدا
١١٣٦ ص
(١١٣٧)
یافتن جوابهای غیبی از زیر جانماز
١١٣٧ ص
(١١٣٨)
یاسر خادم الامام الرضا
١١٣٨ ص
(١١٣٩)
یحیی بن عبدالرحمان بن خاقان
١١٣٩ ص
(١١٤٠)
یعقوب بن اسحاق السکیت
١١٤٠ ص
(١١٤١)
یحیی بن ابیبکیر رازی ضریر
١١٤١ ص
(١١٤٢)
یحیی بن محمد
١١٤٢ ص
(١١٤٣)
یعقوب بن اسحاق
١١٤٣ ص
(١١٤٤)
یعقوب بجلی
١١٤٤ ص
(١١٤٥)
یعقوب بن منقوش
١١٤٥ ص
(١١٤٦)
یعقوب بن یزید
١١٤٦ ص
(١١٤٧)
یکی از دعاهای امام هادی
١١٤٧ ص
(١١٤٨)
یک کهکشان، در یک نگاه
١١٤٨ ص
(١١٤٩)
یا اهل بیت النبوة
١١٤٩ ص
(١١٥٠)
یا ولی الله ان بینی وبین الله عزوجل ذنوبا لا یاتی علیها الا رضاکم
١١٥٠ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص

دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠٠ - درباره جبر و تفویض

درباره جبر و تفویض‌

نامه امام هادی علیه‌السلام در رد اهل جبر و تفویض، و اثبات عدل، و مرتبه بین جبر و تفویض:
بنام خداوند بخشنده مهربان
از علی بن محمد [به اهل اهواز که در مورد جبر و تفویض پرسیده، و جویای نظر حق در این زمینه‌اند]. سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد، و بر هر کس که از هدایت الهی پیروی کند، نامه شما به دستم رسید، و از مضمون آن - که حاکی از اختلاف در امر دین، و غور در مباحث [قضا و] قدر، و این که جمعی به جبر، و جمعی به تفویض باور دارند، و [بدینسان] کارتان به تفرقه و جدایی و دشمنی کشیده است، و سرانجام نظر مرا خواسته‌اید - آگاه شدم.
بدانید خدایتان رحمت کند که: ما در روایات، و اخبار فراوانی که وارد شده نظر کرده چنین یافتیم که: آنچه همه فرق اسلام - که علم خود را از [سنت و کتاب] خدا می‌گیرند - نقل کرده‌اند، از دو حال خارج نیست: یا حق است که باید پذیرفت، و یا باطل است که باید رد کرد. و همه فرق اسلامی اجماع و اتفاق نظر دارند که: قرآن حق است، هیچ یک از آحاد امت در آن تردیدی ندارد، همه به حقانیت آن اعتراف دارند، و در این مسئله به حقیقت رسیده‌اند، و حق می‌گویند، چون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است:
«امت من بر گمراهی تجمع نمی‌کنند»، پس خبر داده است که: آنچه مورد اجماع امت باشد حق است، به شرط اینکه هیچ اختلافی در میان نباشد. و در حقانیت نزول قرآن [از جانب خدا]، و صحتش هیچ اختلافی نیست.
حال اگر قرآن، حدیثی را مورد تصدیق و تأیید قرار داد، و آن را جمعی از امت انکار کردند، به ناچار باید [دست از انکار بکشند، و] آن را بپذیرند، به حکم اینکه همه بر حقانیت قرآن اجماع دارند، و اگر به جحد و انکار خود ادامه دهند، محکوم به خروج از دین‌اند.
و نخستین خبری که حقانیت و صدق آن از قرآن به دست می‌آید، و می‌توان کتاب خدا را بر آن گواه گرفت، حدیثی است که بر طبق کتاب خدا از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده، و اختلاف کلمه‌ای در آن نیست، که فرمود:
«من در میان شما دو چیز گرانبها می‌گذارم: کتاب خدا، و عترتم یعنی اهل بیتم، که تا بر آن‌ها تمسک جویید هرگز گمراه نشوید، و این دو هیچگاه از هم جدا نشوند تا کنار حوض [کوثر] بر من وارد شوند». و ما چون شواهد صدق این حدیث را به صراحت در قرآن میابیم، آنجا که می‌فرماید: «ولی [و صاحب اختیار] شما، تنها خدا و پیامبر اوست، و کسانی که ایمان آورده‌اند، همان کسانی که نماز را به پا می‌دارند، و زکات را در حال رکوع می‌پردازند، و هر کس خدا و پیامبر او، و کسانی را که ایمان آورده‌اند، ولی [و صاحب اختیار] خود بگیرد، [پیروز است، چرا که] حزب خدا همان پیروزمندانند»، و روایات اهل سنت گواه است که: این آیه در شأن امیرمؤمنان علیه‌السلام است، که در رکوع انگشترش را صدقه داد، و خداوند با فرستادن این آیه از او تشکر کرد، [پس باید از آن پیروی کنیم] و پیامبر صلی الله علیه و آله را هم می‌بینیم که [در تأیید این آیه] فرموده است: «هر که من مولا [و صاحب اختیار] اویم، علی مولای اوست»، و فرموده است: «تو [ای علی!] نسبت به من، همچون هارونی نسبت به موسی، جز این که پس از من پیامبری نیست»، و نیز فرموده است: «علی بدهی [های] مرا می‌پردازد، و وعده [های] مرا وفا می‌کند و پس از من، جانشین من بر شماست». بنابراین خبر اول [یعنی حدیث ثقلین] - که منشأ صدور اخبار دیگر است - صحیح، مورد اجماع، بی‌اختلاف، و موافق کتاب خداست، و چون این حدیث، و احادیث دیگر، مورد تصدیق و گواهی قرآن‌اند، پس باید همه امت آن‌ها را بپذیرند، [و از آن‌ها پیروی کنند] زیرا از قرآن شاهد گویا دارند، آن‌ها با قرآن موافقند، و قرآن با آن‌ها موافق.
علاوه بر این که حقایق [و مضامین] اخبار رسول خدا صلی الله علیه و آله از راستگویان [یعنی آل پیامبر] نقل شده، و گروهی موثق و شناخته شده آن‌ها را نقل کرده‌اند، پس پیروی از این اخبار بر هر مرد و زن مؤمن واجب است، و جز معاندان [لجوج]، از آن‌ها نگذرند، زیرا گفتار آل پیامبر صلی الله علیه و آله به گفتار خدا پیوسته است، که خدای سبحان فرمود: «آنان که خدا و پیامبرش را آزار می‌رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده، و برایشان عذابی خوار کننده آماده کرده است»، و می‌بینیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله در نظیر آن فرمود: «هر که علی علیه‌السلام را بیازارد مرا آزرده است، و هر که مرا بیازارد خدا را آزرده است، و هر که خدا را بیازارد، به زودی به انتقام او دچار شود»، و فرمود: «هر که علی را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر که مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است». و درباره قبیله بنی ولیعه فرمود: [اینک] مردی را چون خودم به سوی [نبرد با] آنان می‌فرستم که خدا و پیامبرش را دوست دارد، و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند، علی جان! برخیز و به سوی آنان روان شو».
و در جنگ خیبر فرمود: «فردا مردی را به سوی [نبرد با] خیبریان می‌فرستم که خدا و پیامبرش را دوست دارد، و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند، مردی که پیاپی حمله کند، و هیچگاه نگریزد، و تا خدا [این قلعه‌ها را] به دستش نگشاید برنگردد». پیغمبر صلی الله علیه و آله پیش از اعزام او، مژده فتح داد، اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله، همه سرکشیدند [تا بدانند این افتخار از آن کیست]، و چون فردا شد، علی علیه‌السلام را فرا خواند، و به سوی [نبرد با] ایشان فرستاد، آری او را برای این فضیلت [بزرگ] برگزید، و «کرار غیر فرار»، و دوستدار خدا و پیامبرش نامید، و هم خبر داد که: خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند.
ما این شرح و تفصیل را به عنوان مقدمه مقصد، و تأیید آنچه درباره جبر و تفویض، و مرتبه بین آن‌ها بیان خواهیم کرد آوردیم، از خدا یاری و مدد می‌خواهیم، و در همه کارها بر او توکل می‌کنیم.
ما در این زمینه از سخن امام صادق علیه‌السلام آغاز می‌کنیم که فرمود: «نه جبر است و نه تفویض بلکه مرتبه ایست میان آن دو، و آن: تندرستی، آزادی راه، مهلت زمان، توشه مانند مرکب، و سبب تحریک کننده عامل بر عمل است»، این پنج چیز است که حضرت علیه‌السلام، کلیات فضل خدا را در آن‌ها جمع کرده، و اگر بنده در یکی از آن‌ها کمبود داشته باشد، به همان نسبت، تکلیف از او ساقط است.
امام صادق علیه‌السلام اساس آنچه را که [در امر جبر و تفویض]، مردم باید جویای معرفتش باشند خبر داده، قرآن نیز آن را تصدیق کرده، و آیات [و سخنان] محکم پیامبر صلی الله علیه و آله هم بر آن گواه است، زیرا گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و آل او علیهم‌السلام، هرگز از حدود قرآن تجاوز نکند، پس هرگاه حقایق [و مضامین] اخبار با شواهد قرآنی هماهنگ باشند، پیروی از آن‌ها لازم است، و چنانکه در آغاز نامه یادآور شدیم جز معاندان [لجوج] از آن نگذرند.
و ما چون درباره این حدیث امام صادق علیه‌السلام، راجع به مرتبه میان جبر و تفویض، و رد عقیده جبر، و تفویض، تحقیق کنیم، از کتاب خدا شواهد صدق آن را درمیابیم.
و خبر دیگری هماهنگ با این خبر از امام صادق علیه‌السلام است که: از او پرسیدند: آیا خدا بندگان خود را بر گناه‌ها مجبور می‌کند؟ فرمود: خدا از این عادل‌تر است، پرسیدند: آیا خدا کار را به آنان واگذاشته است؟ فرمود: خدا از این مقتدرتر است.
و در حدیث دیگری فرمود: مردم در مسئله قدر سه دسته‌اند: کسی که پندارد کار به او واگذار شده است، چنین کسی قدرت خدا را ناچیز شمرده، و هلاک است. و کسی که پندارد خدا بندگان خود را بر گناهان مجبور ساخته، و چیزی را که توانش ندارند بر ایشان تکلیف فرموده است، این نیز خدا را در حکمش ظالم شمرده، و هلاک است. و کسی که باور دارد خدا بر بندگان خود آنچه را که توانش دارند تکلیف می‌کند، و آنچه را که توانش ندارند تکلیف نمی‌کند، چنین کسی مسلمان بالغ [و به حق] است. پس امام صادق علیه‌السلام خبر داده است که هر که بر جبر و تفویض گردن نهد، و به آن‌ها معتقد گردد، بر خلاف حق است. با این بیان، هر که بر جبر باور کند، خطاکار است، و هر که بر تفویض گردن نهد، بر باطل است، و مرتبه میان آن دو حق است. سپس فرمود: و برای هر یک از این مسلک‌های سه گانه مثالی می‌زنم تا مطلب به ذهن حقیقت جو، نزدیک، و به آسانی بتواند شرح مسئله را بررسی کند، مثالی که آیات محکم قرآن، بر آن شاهد، و صحت آن نزد خردمندان، ثابت است. و توفیق و عصمت، با خداست.
اما عقیده جبر که معتقدانش از خطا بدور نیستند، عقیده کسانی است که می‌پندارند خدای سبحان، بندگان خود را بر گناهان مجبور می‌کند، و در عین حال کیفرشان می‌دهد، و آنچه چنین پندارد، خدا را حاکمی ستمگر دانسته، و او را تکذیب کرده، و سخنش را رد کرده که فرموده: «پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند»، و فرموده: «و این کیفر کارهایی است که به دست خود کرده‌ای، و خدا در حق بندگان، ستمکار نیست»، و فرموده: «خدا هیچ ستمی به مردم نمی‌کند، این مردم‌اند که به خود ستم می‌کنند»، و آیات دیگری از این قبیل.
پس هر که پندارد به گناه مجبور است، گناه خود را بر خدا افکنده، و او را در کیفرش ظالم شمرده است، و هر که خدا را ظالم بداند، کتابش را تکذیب کرده و هر که کتاب خدا را تکذیب کند، به اجماع امت، کافر است. و مثال عقیده جبر این است که: مولایی غلامی دارد که نه مالک خویش است و نه مالک چیزی از مال دنیا، مولا با این که این را می‌داند، بدون آن که پولی در اختیارش بگذارد، او را مأمور می‌کند که به بازار رود، و کالایی را تهیه کند، کالایی که بدون پرداخت بها، و رضایت صاحب آن، کسی نمی‌تواند در آن طمع کند، و مولا در عین اینکه خود را عادل، منصف، حکیم و غیر ظالم معرفی می‌کند، غلام را تهدید می‌کند که اگر کالای مورد نظر را نیاوری کیفرت می‌دهم، غلام دست خالی به بازار می‌رود، و چون می‌خواهد کالای مورد نظر را بردارد، با منع صاحب کالا روبرو می‌شود، که حاضر نیست جز با دریافت وجه، آن را تحویل دهد، به ناچار نومید و دست خالی برمی‌گردد، مولا با دیدن این وضع به خشم می‌آید، و او را کیفر می‌دهد.
آیا عدل و حکمت وی ایجاب نمی‌کند که دست از کیفر غلام بردارد، با اینکه می‌داند غلام مالی نداشته، و او هم چیزیش نداده است؟ پس اگر او را کیفر دهد ظالم و متجاوز است، و عدل و حکمت و انصافی را که از آن دم می‌زده باطل کرده است، و اگر کیفر ندهد خود را تکذیب کرده که وعده عذاب داده، و عده‌ای که سرانجامش یا دروغ است یا ظلم، و این هر دو بر خلاف عدل و حکمت است، خداوند از آنچه ستمگران می‌گویند، بسیار والاتر است.
پس هر که به جبر، یا به عقیده‌ای که مستلزم جبر است قائل شود ، بر خدا ستم کرده، و او را ظالم و متجاوز خوانده که مردم مجبور [و بی‌اراده] را به کیفر تهدید کرده است، و قائل به جبر ناچار است بگوید: خدا کیفر را از آن‌ها برداشته، [تا نسبت ظلم به او نداده باشد] و اگر پندارد که خدا همه گنهکاران را از کیفر معاف کرده، قهرا خدا را در وعده‌های کیفرش تکذیب می‌کند، آنجا که خدا فرمود: «آری، کسی که بدی به دست آورد، و حالت گناهیش بر او احاطه کند، پس چنین کسانی اهل آتشند، و در آن ماندگار خواهند بود»، و فرموده: «در حقیقت، کسانی که اموال یتیمان را، به ستم می‌خورند، جز این نیست که در باطن خود آتشی می‌خورند، و به زودی در آتشی فروزان درآیند»، و فرموده: «به زودی کسانی را که به آیات ما کفر ورزیده‌اند، در آتشی [سوزان] درآوریم، که هر چه پوستشان بریان گردد، پوستهای دیگری بر جایش نهیم تا عذاب را بچشند، آری خداوند توانای حکیم است»، و آیات فراوان دیگری از این قبیل.
و کسی که حتی یک آیه از قرآن را تکذیب کند، کافر است، و مشمول این آیه: «آیا شما به پاره‌ای از کتاب خدا ایمان می‌آورید، و به پاره‌ای کفر می‌ورزید؟ پس جزای هر کس از شما که چنین کند، جز خواری در زندگی دنیا چیزی نخواهد بود، و روز قیامت، ایشان را به سخت‌ترین کیفرها بازبرند، و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست».
اما عقیده ما این است که: خدای سبحان، بندگان خود را بر اعمالشان مجازات کند، و بر کردارشان کیفر دهد، زیرا به آن‌ها قدرت داده، و به ملاک همان قدرت، امر و نهیشان کرده است، و منطق قرآن نیز همین است، که فرمود: «هر کس کار نیکی بیاورد، ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت، و هر کس کار بدی بیاورد، جز مانند آن جزا نیابد، و بر آنان ستم نرود»، و فرمود: «روزی که هر کسی آنچه کار نیک به جای آورده، و آنچه بدی کرده، حاضر شده میابد، و آرزو می‌کند: کاش میان او، و آن [کارهای بد]، فاصله‌ای دور بود، و خداوند شما را از [کیفر] خود برحذر می‌دارد»، و فرمود: «امروز هر کسی به [موجب] آنچه انجام داده است، جزا می‌بیند، امروز ستمی نیست». این‌ها همه، آیات محکمی است که جبر، و معتقدان به جبر را رد می‌کند، و از این قبیل آیات، در قرآن فراوان است، که برای اختصار بخشی از آنان را ذکر کردیم. و توفیق با خداست.
و اما عقیده تفویض که امام صادق علیه‌السلام آن را باطل شمرده، و معتقدانش را تخطئه کرده، عقیده کسانی است که می‌گویند: خدای سبحان، اختیار امر و نهی خود را به بندگان سپرده، و آنان را خودسر رها کرده است.
در این عقیده، ایراد دقیقی است که اهل تحلیل و دقت می‌فهمند، از این رو امامان از آل پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گویند: اگر خدا بندگان خود را، خودسر رها کرده باشد، باید به هر عملی که آنان اختیار می‌کنند راضی باشد، و به آن، پاداششان دهد، و نباید در برابر جنایت [و ظلم]، کیفرشان دهد. بنابراین یکی از دو محذور، اجتناب ناپذیر است: یا بندگان بر خدا شوریده‌اند، و او را به پذیرش آراء خود، خواه‌ناخواه مجبور کرده‌اند، که این مستلزم ضعف و ناتوانی خداست و یا خداوند متعال، قدرت آن را ندارد که بندگان خود را چه بخواهند و چه نخواهند، به اطاعت امر و نهی خود، بر وفق مرادش فرابخواند، از این رو امر و نهی خود را به ایشان سپرده، و به دلخواهشان واگذاشته، و اختیار کفر و ایمان را به خودشان داده است.
و مثال عقیده تفویض این است که: مولایی غلامی را خریده تا خدمتش کند، و قدر خواجگی او را ارج نهد، و امر و نهی او را پاس دارد، و ادعا می‌کند که بر غلام، مسلط و مقتدر است، و کارهایش حکیمانه است، او را امر و نهی می‌کند، بر اطاعتش وعده پاداش بزرگ می‌دهد، و بر تخلف و نافرمانیش به کیفر دردناک، تهدید می‌کند، اما غلام از اراده او سر می‌پیچد، و امر و نهیش را پاس نمی‌دارد، هیچ یک از امر و نهی مولا را بر وفق مراد او انجام نمی‌دهد، بلکه بر وفق مراد و هوای خود انجام می‌دهد، از این رو مولا [خسته می‌شود، و از روی ناچاری]، اختیار امر و نهیش را به او واگذار می‌کند، و به هر عملی که غلام بر طبق خواسته خود - نه خواسته مولا - می‌کند راضی می‌شود، در این صورت اگر او را برای انجام کاری که مشخص می‌کند بفرستد، و او آن را طبق خواسته و هوای خود - نه مولایش - انجام دهد، و چون نزد مولا برگردد، و او ببیند که این آن چیزی نیست که او خواسته بود. [زبان به توبیخ بگشاید و] بگوید: چرا خلاف دستورم عمل کردی؟! غلام [می‌تواند] بگوید: زیرا تو خود کار را به من واگذاشتی، من هم به میل خود عمل کردم، بنابراین بر [من که] صاحب اختیار [م]، منع و ملامتی نیست!! پس [با توجه به این محذورات] تفویض، محال است.
آیا با این توضیح، امر دایر بین یکی از این دو چیز نیست: یا مولا قادر است که غلام را به اطاعت امر و نهی، بر وفق مراد خود - نه غلام - فراخواند، توانایی انجام فرمانش دهد، پاداش طاعت، و کیفر معصیت را به او معرفی کند، با توصیف ثواب و عقاب، تشویق و تهدیدش نماید، تا قدرت مولا را با این تمیکن، و تشویق و تهدیدها بفهمد، و مشمول عدل و انصافش شود، و حجت بر او تمام گردد، پس چون اطاعت امر کرد، پاداشش دهد، و چون سرکشی کرد، کیفرش دهد؟ [، که در این فرض، تفویض، ابطال می‌شود] و یا مولا عاجز و ناتوان است، لذا کار را به غلام وا می‌گذارد، نیک کند یا بد، فرمان برد یا نه، در هر حال نمی‌تواند او را کیفر دهد، و به اطاعت خود فراخواند؟ [که این فرض قطعا باطل است، زیرا] اگر عجز و ناتوانی خدا اثبات شود، قدرت و خداوندی او نفی می‌شود، و امر و نهی، و ثواب و عقاب، همه بیهوده می‌گردد، و مخالفت قطعی با قرآن پیش می‌آید، زیرا [خدا به این امور راضی نیست، از اینرو] می‌فرماید: «و برای بندگانش کفران را نمی‌پسندد، و اگر سپاس دارید آن را برای شما می‌پسندد»، و می‌فرماید: «از خدا آن گونه که حق پروا کردن از او است، پروا کنید، و جز مسلمان نمیرید »، و می‌فرماید: «و جن و انس را نیافریدم جز برای آن که مرا بپرستند، از آنان هیچ روزیی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم که مرا خوراک دهند»، و می‌فرماید: «و خدا را بپرستید، و چیزی را با او شریک مگردانید»، و می‌فرماید: «خدا و رسول او را فرمان برید، و از او روی برنتابید در حالی که [سخنان او را] می‌شنوید».
پس هر که پندارد که خدا امر و نهی خود را به بندگانش واگذارده، اثبات عجز بر او کرده، و او را ملزم دانسته که هر عمل خیر و شری را از ایشان بپذیرد، و امر و نهی و وعد وعید خدا را باطل شمرده، چون می‌پندارد خدا همه را به دست بنده سپرده است، از این رو او [که صاحب تفویض است]، هرگونه که می‌خواهد عمل می‌کند، خواه کفر یا ایمان، بر او ایراد و منعی نیست، پس معتقد به تفویض، همه وعد و وعید، و امر و نهی الهی را باطل دانسته، و اهل این آیه است: «آیا شما به پاره‌ای از این کتاب ایمان می‌آورید، و به پاره‌ای کفر می‌ورزید؟ پس جزای هر کس از شما که چنین کند، جز خواری در زندگی دنیا چیزی نخواهد بود، و روز قیامت، ایشان را به سخت‌ترین کیفرها بازبرند، و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست»، خداوند از آنچه اهل تفویض می‌گویند، بسیار بدتر و والاتر است. اما عقیده ما این است که: خدای سبحان، خلق را به قدرتش بیافرید، و توانایی اطاعتشان داد، و به آن گونه که خواست امر و نهیشان کرد، و پیروی فرمانش را از ایشان پذیرفت، و به آن راضی شد، و از سرپیچی خود، آنان را بازداشت، و گنهکار را توبیخ کرد، و [وعده] کیفر داد، اختیار امر و نهی با خداست، هر چه را بخواهد بگزیند، و به آن فرمان دهد، و از هر چه نخواهد نهی کند، و بر آن کیفر دهد، زیرا به بندگان خود، توان پیروی امر، و دوری از گناه، بخشیده است، آری عدل و انصاف و حکمت بالغه او آشکار است، حجت‌ها [ی مردم] را با برطرف کردن عذرها، و بیم دادن برطرف می‌کند، انتخاب پیامبران با اوست، هر که از بندگان خود را بخواهد، برای تبلیغ رسالت، و احتجاج بر آنان برمی‌گزیند، [از اینرو] محمد صلی الله علیه و آله را برگزید، و با رسالات خود به سوی خلق فرستاد. برخی از کفار قبیله‌اش، از روی حسد و کبر گفتند: «چرا این قرآن، بر مردی بزرگ، از آن دو شهر نازل نشد؟»، مرادشان امیه بن ابی الصلت [بزرگ مکه]، و ابومسعود ثقفی [بزرگ طائف] بود، و خداوند انتخاب آنان را باطل شمرد، و آرائشان را رد کرد، و فرمود: «آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ما [وسائل] معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم، و برخی از آنان را از نظر درجات، بالاتر از بعضی دیگر قرار داده‌ایم، تا بعضی از آن‌ها، بعضی دیگر را در خدمت گیرند، و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان می‌اندوزند بهتر است».
از این رو هر چه را خواست اختیار کرد، و هر چه را نخواست منع کرد، و هر که فرمانش برد، پاداشش دهد، و هر که نافرمانیش کند کیفرش دهد، و چنانچه امور را به بندگانش سپرده بود، رأی قریش را که امیه بن ابی‌الصلت، و ابومسعود ثقفی را اختیار کرده بودند امضا می‌کرد، که در نظر ایشان، آن دو بهتر از محمد صلی الله علیه و آله بودند، و چون خداوند مؤمنان را با این آیه ادب کرد که: «و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و فرستاده‌اش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد»، به آن‌ها اجازه نداد که به میل خود انتخابی کنند، و جز پیروی امر، و اجتناب از نهی خود را که توسط پیامبر صلی الله علیه و آله ابلاغ می‌شود، از آنان نپذیرفت، پس هر که فرمانش برد، راه یابد، و هر که نافرمانیش کند، گمراه و سرگردان شود و به علت تمکنی که برای فرمانبری و اجتناب از گناه به او بخشیده، حجت بر او تمام است، از این رو از ثواب محرومش می‌کند، و کیفرش را بر او فرود می‌آورد.
این مذهب که حد وسط آن دو عقیده است، نه جبر است و نه تفویض و همان است که امیرمؤمنان علیه‌السلام به عبایة بن ربعی اسدی فرمود، عبایه درباره استطاعتی که [شرط تکلیف است، و] با آن برمی‌خیزیم و می‌نشینیم و کارها را انجام می‌دهیم پرسید. امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمود: درباره استطاعت سؤال کردی، آیا به دست تو است بدون دخالت خداوند، یا به دست تو و او با هم؟ عبایه جوابی نداد، حضرت علیه‌السلام فرمود: عبایه! بگو. عرض کرد: چه بگویم؟ فرمود: اگر بگویی: به دست تو و خداست، تو را می‌کشم، [که این شرک است]، و اگر بگویی: به دست تو است بدون دخالت خدا، باز هم تو را می‌کشم [که این کفر است]، عرض کرد: پس چه بگویم ای امیرمؤمنان؟
فرمود: می‌گویی: به دست تو است، اما آن را خدایی داده که همه اختیارش به دست او است، اگر دهد عطایی است، و اگر گیرد بلایی، اوست مالک همه آنچه به تو داده، توانای بر هر چه توانمندت کرده، آیا نمی‌شنوی که چون مردم می‌گویند: لا حول و لا قوة الا بالله، حول و قوه را از او می‌خواهند؟ عبایه گفت: تفسیر این جمله چیست؟ فرمود: تحول [و دست کشیدن] از معاصی خدا جز با نگهداری وی امکان پذیر نیست، و جز با یاری خدا، هیچ قدرتی بر طاعتش نداریم. عبایه از جا جست، و دست و پای حضرت علیه‌السلام را بوسید.
باز از امیرمؤمنان علیه‌السلام نقل شده که: نجده به خدمتش رسید، و درباره معرفت خدا پرسید که: ای امیرمؤمنان! به چه وسیله پروردگارت را شناختی؟ فرمود: با نیروی تمیزی که او به من عطا فرمود، و عقلی که رهنمونم می‌شود.
پرسید: آیا این جبلی [و جبری] تو است [، و در آن اختیاری نداری]؟ فرمود: اگر جبلی‌ام بود نه بر نیکی ستوده بودم، نه بر بدی نکوهیده، و نیز نیک کردار، بیش از بدکردار سزاوار ملامت بود [، زیرا با اینکه نیک کرداری جبلی اوست، باز گناه می‌کند، هرچند گاه به گاه]، پس [با نیروی تمیز، و عقل] پی بردم که خدا باقی و پاینده است، و جز او همه حادث و متغیر و ناپایدارند، و هیچگاه پاینده باقی چون ناپایدار حادث نیست [، از این رو «الباقی» را انتخاب کردم، و از ناپایدارها چشم پوشیدم.]. نجده گفت: ای امیرمؤمنان! شما را مردی حکیم می‌بینم. فرمود: من خود را مخیر می‌بینم، اگر به جای نیکی بدی کنم بر آن کیفر می‌شوم. و باز از امیرمؤمنان علیه‌السلام نقل شده که: بعد از بازگشت از شام [و جنگ صفین]، کسی از او پرسید: این رفتن ما به شام به قضا و قدر الهی بود یا نه؟ فرمود: آری ای پیرمرد! شما بر فراز هیچ تپه‌ای نرفتید، و در هیچ دره‌ای فرود نیامدید مگر به قضا و قدر خدا، پیرمرد گفت! پس همه رنج‌هایم را [که در آن دیدم] از خدا می‌بینم ای امیرمؤمنان!
فرمود: آرام ای پیرمرد! خدا اجر شما را در این سفر - که می‌رفتید و اتراق می‌کردید، و بر می‌گشتید - بزرگ قرار داد، و در هیچ یک از حرکات و سکنات خود نه مجبور بودید و نه مضطر، گویا پنداشتی که قضایی حتمی، و قدری قطعی است [که هیچ گونه اختیاری در آن نیست]، اگر چنین بود، ثواب و عقاب باطل، و وعد وعید الهی بی اساس بود، و هیچ چیز در واقع به گردن کسی ثابت نمی‌شد، این عقیده بت‌پرستان و پیروان شیطان است. خدای سبحان امر فرموده، تا با اختیار عمل کنند، و نهی فرموده تا با اختیار حذر کنند، نه کسی در اطاعتش مجبور است، و نه کسی در معصیتش مقهور و بی‌اراده، خدا آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است باطل نیافرید، این پندار کسانی است که کفر ورزیدند، پس وای بر کافران از آتش.
پیرمرد برخاست، و سر مبارک امیرمؤمنان علیه‌السلام را بوسید، و اشعاری به این مضمون سرود: تو آن امامی که ما به سبب پیروی او - در روز نجات از خدای رحمان امید آمرزش داریم، آنچه از [حقائق] دین ما مشتبه بود، بر ما روشن ساختی، خدایت از ما پاداش رضوانت دهد، اینک دیگر هیچ عذری در ارتکاب گناهی که از روی ظلم و عصیان انجام می‌دهم ندارم.
پس امیرمؤمنان علیه‌السلام همه را بر موافقت قرآن راهنمایی کرده، و جبر و تفویض را - که معتقدانشان ملازم باطل و کفر و تکذیب قرآنند - رد کرده است، از گمراهی و کفر به خدا پناه می‌بریم، ما نه به جبر عقیده داریم نه به تفویض، بلکه به حد وسط آن دو قائلیم، یعنی امتحان و آزمایش بر اساس [اختیار و] قدرتی که خدا به ما داده، و به بندگیش فرا خوانده است، چنانکه قرآن نیز بر این عقیده گواه است، و امامان نیک رفتار و آل پیامبر صلی الله علیه و آله هم بدان معتقدند. و مثال آزمایش با قدرت [و اختیار] این است که: مولایی که غلامانی دارد و مال فراوانی، دوست دارد - با علم به سرانجام کار - غلامان خود را بیازماید، مقداری از مال را در اختیار آنان قرار می‌دهد و موارد مصرف را معین می‌کند، و فرمان می‌دهد که مال را در آن‌ها صرف کنند، و از غیر آن - که دوست ندارد - اجتناب کنند و مال را صرف نکنند، و البته مال، قابل صرف در هر دو جهت هست.
یک غلام فرمان می‌برد، و مال را در مورد رضایت مولا هزینه می‌کند، و دیگری نافرمانی می‌کند، و آن را در موارد نارضایی او صرف می‌کند، و مولا ایشان را در دار امتحان جا داده و به ایشان اعلام کرده که اینجا سرای ابدی نیست، از این پس سرای دیگری است که پاداش و کیفر جاوید در آنجاست، و به ناچار از اینجا بیرونشان خواهد برد، اگر مالی را که به ایشان سپرده به جا مصرف کنند، در آن سرای ابدی، پاداش جاویدشان خواهد داد، و اگر نابجا مصرف کنند، در آنجا کیفر ابدیشان می‌دهد، و برای اقامت در این دار امتحان حد معینی معلوم کرده، یعنی مدت سکونتش را تعیین نمود؟ که چون به پایان رسد، هم مال به دست دیگری می‌افتد، هم غلام دیگری به جای این غلام می‌آید، و مولا همیشه مالک [و اختیاردار] آن مال و این غلام بوده و هست، ولی وعده داده که مال را تا در این منزل است از او نگیرد، تا مدتش سرآید و تحویل دهد، چه از صفات این مولا عدل، وفاداری، انصاف و حکمت است. حال اگر بنده مال را در راهی که مأمور بود خرج کرد، آیا بر مولا لازم نیست که به وعده پاداشی که از روی تفضل داده بود وفا کند؟ و در برابر کاری که در این سرای فانی دستور داده و او اطاعت کرده، نعمتی همیشگی در سرای جاوید و پاینده‌اش دهد؟ و اگر مال را در راههای ممنوعه هزینه کرد، و با امر مولا مخالفت کرد، آیا حق ندارد عقوبت دائمی را که بدان تهدیدش کرده بود بر او مسلط سازد؟ بدون اینکه بر او ستمی کرده باشد، زیرا قبلا گوشزد کرده، و از آینده آگاهش ساخته بود، و باید به وعده و وعیدش عمل کند، و مولای توانای مقتدر چنین است.
اما [در بحث ما]، خدای سبحان، و غلام، فرزند آدم، مخلوق او، و مال، توانمندی گسترده خدا، و امتحان [و راز آن]، اظهار حکمت و قدرت او، و سرای فانی، دنیا، و مقدار مالی که به غلام سپرده، آن [اختیار و] توانمندی است که به آدمیزاد داده، و موارد صرف مال - یعنی [اختیار و] توانمندی - پیروی پیامبران، و ایمان [و عمل] به احکامی است که از جانب خدا آورده‌اند، و موارد ممنوعه، راههای شیطانی، و وعده خدا، نعمت جاوید بهشت، و سرای دیگر، سرای پایدار آخرت است.
و قول به مرتبه میان جبر و تفویض، یعنی [استعداد برای] امتحان و آزمون خداوندی، به وسیله توانایی [و اختیاری] که خدا به انسان داده، و آن را امام صادق علیه‌السلام در پنج ویژگی - که جامع کلیه فضل و احسان‌های خداوندی است - بیان فرموده است، و اینک من - بخواست خدا - آن‌ها را با شواهد قرآنی، و بیان کافی توضیح می‌دهم:
اما مراد امام صادق علیه‌السلام [از «تندرستی» که در بیان منزلت میان جبر و تفویض فرموده بود،] آفرینش کامل انسان، و حواس صحیح و سالم او، و عقل و تمییز پای برجا، و زبان باز گویای اوست، خدا در این باره می‌فرماید: «و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب‌ها] برنشاندیم، و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم، و آن‌ها را بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری ویژه دادیم»، خدای سبحان خبر داده که آدمیزاد را بر مخلوقات دیگر از چارپایان، درندگان، جانوران دریا، پرندگان و هر جنبده محسوس دیگری، با عقل و بیان، امتیاز و فضیلت بخشیده است، چنان که در آیه دیگر فرموده: «ما انسان را در بهترین قوام آفریدیم»، و فرموده: «ای انسان: چه چیز تو را درباره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته؟ همان کس که تو را آفریده و پرداخت، و معتدل ساخت، و به هر صورت که می‌خواست سامان داد»، و از این قبیل آیات فراوان است. پس نخستین نعمت خدا بر انسان، سلامت عقل، و برتری او بر بسیاری از مخلوقات دیگر، به عقل کامل، و بیان روشن اوست، چه هر جنبنده‌ای بر سطح زمین، با حواس [و ادراکات] خود، پایدار و متکامل است و فضیلت آدمیزاد با [عقل و] نطقی است که در دیگر موجودات محسوس، وجود ندارد، و با همین [عقل] و] نطق است که خداوند او را بر مخلوقات دیگر مسلط ساخته، تا جایی که انسان امر و نهی می‌کند، و آن‌ها مسخر فرمان اویند چنانکه خداوند می‌فرماید: «این گونه خداوند آن‌ها را برای شما رام کرد، تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده، به بزرگی یاد کنید»، و می‌فرماید: «و اوست کسی که دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید، و پیرایه‌ای که آن را می‌پوشید از آن بیرون آورید»، و می‌فرماید: «و چارپایان را برای شما آفرید: در آن‌ها برای شما (وسیله) گرمی و سودهایی است، و از آن‌ها می‌خورید، و در آن‌ها برای شما زیبایی است، آنگاه که [آن‌ها را] از چراگاه برمی‌گردانید، و هنگامی که [آن‌ها را] به چراگاه می‌برید، و بارهای شما را به شهری می‌برند که خود جز با مشقت، بدان نمی‌توانستید برسید». از این رو خدا - به سبب امتیاز و فضیلتی که در اعتدال خلقت، و کمال نطق [و ادراک] و معرفت به انسان بخشیده - او را به فرمانبری و اطاعت خود فراخوانده است. [آری] پس از آنکه توانایی انجام تکلیف داده، فرموده: «پس تا می‌توانید از خدا پروا بدارید، و بشنوید، و فرمان برید» و فرموده: «خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند»، و فرموده: «خداوند هیچ کس را جز به قدر آنچه به او داده است تکلیف نمی‌کند»، و آیات بسیار دیگر. پس اگر خدا یکی از حواس بنده را بگیرد، تکلیف مربوط به آن را از او بر می‌دارد، چنانکه فرموده: «بر نابینا حرجی نیست، و بر لنگ نیز حرجی نیست»، از هر کس در این شرایط باشد جهاد، و کلیه وظائفی را که از انجامش عاجز است برداشته است، و همچنین حج و زکات را بر آنکه مال و استطاعتش داده، واجب کرده، و از فقیر نخواسته است، خداوند می‌فرماید: «و برای خدا، حج آن خانه خدا، بر عهده مردم است، [البته بر] کسی که بتواند به سوی آن راه یابد»، و در [کفاره] ظهار [١] می‌فرماید: «و کسانی که زنانشان را ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند [پشیمان می‌شوند، و] برمی‌گردند، باید [پیش از تماس] برده‌ای آزاد کنند...» تا می‌فرماید: «و هر که نتواند، باید شصت بینوا را خوراک بدهد».
این‌ها همه دلیل است که خداوند، بندگان خود را جز به اندازه‌ای که توان عمل داده، تکلیف نکرده، و [امر و] نهی او بدین منوال است، این معنای «تندرستی» است.
و اما مراد امام صادق علیه‌السلام از «آزادی راه» این است که: مانع و رادعی نداشته باشد که در عمل به دستور خدا از او جلوگیری کند، قرآن درباره افراد مستضعف و زیردستی که چاره‌ای ندارند و راه به جایی نمی‌برند می‌فرماید: «... مگر مردان و زنان و کودکان [زیردست و] مستضعفی که قدرت چاره جویی ندارند، و راه به جایی نمی‌برند»، خدا خبر داده که مستضعف، آزادی راه ندارد، و چنانچه دلش مطمئن به ایمان باشد، تعرضی بر او نیست.
و اما مراد حضرت علیه‌السلام از «مهلت زمان»: عمری است که - از زمان وجوب خداشناسی تا دم مرگ - در اختیار انسان گذاشته می‌شود، یعنی از لحظه تمیز و بلوغ تا هنگام مرگ، پس هر که در طلب حق، به کمال نرسیده بمیرد، بر خیر است، چنانکه خدا می‌فرماید: «و هر کس به قصد مهاجرت در راه خدا و پیامبر او، از خانه‌اش به در آید، [سپس مرگش در رسد، پاداش او قطعا برخداست]»، هر چند به علت نبود فرصت کافی، به احکام الهی، کاملا عمل نکرده باشد، و در آیه دیگر بر افراد بالغ، چیزهایی را حرام کرده که بر نابالغ حرام نکرده است: «و به زنان با ایمان بگو: دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فروبندند...»، پس بر زنان منعی نیست که آرایش خود را بر کودکان بنمایانند، و احکام دیگر نیز در حق کودکان جاری نیست.
و اما مراد حضرت علیه‌السلام از «توشه»: دارایی و امکانات به اندازه‌ایست که بنده بتواند از آن بر انجام تکالیف الهی کمک گیرد، چنانکه خداوند می‌فرماید: «[بر ناتوانان، و بر بیماران، و بر کسانی که چیزی نمیابند [تا در راه جهاد] خرج کنند - در صورتی که برای خدا و پیامبرش خیرخواهی نمایند - هیچ گناهی نیست،] بر نیکوکاران راه تعرض نیست»، آیا نمی‌بینی خداوند عذر کسی را که چیزی ندارد تا انفاق کند پذیرفته، و همه کسانی را که برای حج و جهاد و نظائر آن، توشه و مرکب دارند، معذور ندانسته، و نیز عذر بینوایان را [در زکات] پذیرفته، و حقی بر ایشان در اموال توانگران قرار داده است، که می‌فرماید: «[این صدقات] برای آن نیازمندانی است که در راه خدا فرومانده‌اند، [و نمی‌توانند در زمین سفر کنند...]»، دستور داده معافشان دارند، و آمادگی انجام تکالیفی که قدرت مالی آن را ندارند، از ایشان نخواسته است.
و اما مراد حضرت علیه‌السلام از «سبب محرک»، نیتی است که انگیزه انسان در هر کاری است، و جایگاه آن، دل است، پس هر که کاری را نه از روی عقیده دینی انجام دهد از او پذیرفته نیست، مگر آنکه صدق نیت [و اخلاص] پیش آرد. از این رو خداوند درباره منافقین می‌فرماید: «به زبان خویش چیزی می‌گفتند که در دل‌هایشان نبود، و خدا به آنچه پنهان می‌کردند داناتر است»، سپس در توبیخ مؤمنان، این آیه را بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل کرد: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید»، و چون کسی از روی عقیده حرفی زند، [همین عقیده و] نیت، او را برمی‌انگیزد تا با عمل خود، گفتارش را تصدیق کند، و اگر از روی عقیده نباشد، صدق آن در عمل جلوه نمی‌کند، آری خدا نیت راستین را - آنجا که مانعی در کار باشد، و نگذارد که عمل بر وفق نیت باشد - می‌پذیرد از این رو می‌فرماید: «.... مگر آن کس که مجبور شده ولی قلبش به ایمان اطمینان دارد»، و می‌فرماید: «خداوند شما را به سوگندهای لغوتان مؤاخذه نمی‌کند».
پس قرآن و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله دلیل‌اند که دل، اختیاردار همه حواس است، اعمال آن‌ها را تصحیح می‌کند، و هر چه را تصحیح کند بطلان نپذیرد.
این بود توضیح پنج ویژگی که امام صادق علیه‌السلام فرمود: جامع مرتبه میان جبر و تفویض است، اگر این پنج خصوصیت، در وجود انسان، کامل باشند، باید به اوامر خدای سبحان، و پیامبرش، کاملا عمل کند، و اگر یکی از آن‌ها را نداشته باشد، به همان نسبت، تکلیف از او ساقط است. اما شواهد قرآنی بر امتحان و آزمونی که بر اساس استطاعت [و اختیار] باشد - یعنی همان جامع حد وسط میان جبر و تفویض - فراوان است، از جمله، اینکه می‌فرماید: «البته شما را می‌آزماییم تا مجاهدان و شکیبایان شما را معلوم داریم، و اخبار [و اظهارات] شما را نیز بیازماییم»، و می‌فرماید: «به تدریج، از جایی که نمی‌دانند گریبانشان را خواهیم گرفت»، و می‌فرماید: «الم، آیا مردم پنداشتند که تا گفتند: ایمان آوردیم، رها می‌شوند، و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند»، و درباره فتنه‌هایی که به معنی امتحان است می‌فرماید: «ما سلیمان را آزمودیم»، و در قصه موسی علیه‌السلام می‌فرماید: «ما قوم تو را پس از رفتن تو آزمودیم، و سامری گمراهشان کرد»، و حضرت موسی علیه‌السلام عرض کرد: «این جز آزمایش تو نیست»، این آیات، در مقام مقایسه، بعضی بر بعض دیگر شاهدند.
اما آیاتی که تعبیر «بلوا» به معنی امتحان دارد، این است که می‌فرماید: «تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید»، و می‌فرماید: «سپس برای آنکه شما را بیازماید، از [تعقیب] آنان منصرفتان کرد»، و می‌فرماید: «ما آنان را - همانگونه که باغداران را آزمودیم - مورد آزمایش قرار دادیم»، و می‌فرماید: «مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید»، و می‌فرماید: «و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود»، و می‌فرماید: «و اگر خدا می‌خواست، از ایشان انتقام می‌کشید، و [فرمان پیکار داد] تا برخی از شما را به وسیله برخی دیگر بیازماید». و هر چه در قرآن به عنوان «بلوا» آمده - که نمونه‌اش آیات مذکوره بود - همه به معنای آزمایش است، و امثال آن در قرآن فراوان است، این‌ها امتحان را ثابت می‌کند، خداوند خلق را بیهوده نیافریده، و آن‌ها را سرخود رها نکرده، کارهای حکیمانه را به بازیچه انجام نداده، چنانکه خود می‌فرماید: «آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم».
اگر کسی گوید: آیا خدا از اعمال بندگان، خبر ندارد که ایشان را می‌آزماید؟
گوئیم: چرا، او از اعمال آن‌ها پیش از انجام نیز خبر دارد، چنانکه [درباره دوزخیان] می‌فرماید: «و اگر هم باز گردانده شوند، قطعا به آنچه از آن منع شده بودند، برمی‌گردند»، خداوند ایشان را می‌آزماید، تا عدالت خود را بر ایشان اعلام کند، و جز با حجت [و دلیل]، کیفرشان ندهد، چنانکه می‌فرماید: «و اگر ما آنان را قبل از [آمدن] قرآن، به عذابی هلاک می‌کردیم، قطعا می‌گفتند: پروردگارا! چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی؟»، و می‌فرماید: «و ما تا پیغمبری نفرستیم، عذاب نخواهیم کرد» و می‌فرماید: «پیامبرانی که بشارتگر و هشدار دهنده بودند، [تا برای مردم، پس از پیامبران در مقابل خدا، [بهانه و] حجتی نباشد]». پس امتحان الهی، به وسیله توانمندی [و اختیاری] است که خدا به بنده خود داده است، و این همان عقیده میان جبر و تفویض است، که قرآن، و اخبار امامان از آل پیامبر صلی الله علیه و آله، بر آن ناطق و شاهدند. اگر گویند: این فرموده خدا، و امثال آن که می‌فرماید: «هر که را خواهد گمراه سازد، و هر که را خواهد هدایت کند» دلیل بر چیست؟ [آیا دلیل بر جبر نیست؟].
گوئیم: همه این آیات دو گونه توجیه می‌شوند: یکی اینکه اخبار از قدرت [مطلقه] خداوند است، یعنی توانایی او بر هدایت هر که خواهد، و بر گمراهی هر که خواهد [، منشأ توانایی اختیاری خود انسان است]، و چنانکه در طی رساله شرح دادیم، اگر مجبورشان کند، دیگر ثواب و عقابی در کار نخواهد بود. و دوم اینکه هدایت خدا به معنی شناساندن، [و راهنمایی] است، چنانکه می‌فرماید: «و اما ثمودیان: پس آنان را هدایت کردیم»، یعنی راه را بر آنان شناساندیم، «ولی کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند»، و اگر بر هدایت مجبور بودند، دیگر نمی‌توانستند گمراه شوند، ما نباید هر جا آیه مشتبه [و دو پهلو] دیدیم، آن را حجت بر آیات محکم [و غیر قابل تأویل] - که مأموریم به آن‌ها تمسک کنیم - قرار دهیم، چنانکه خداوند می‌فرماید: «پاره‌ای از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است، آن‌ها اساس کتابند، و پاره‌ای دیگر متشابهاتند [که تأویل پذیرند]، اما کسانی که در دل‌هایشان انحراف است، برای فتنه جویی، و طلب تأویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروی می‌کنند...»، و می‌فرماید: «پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامی‌دهند، و بهترین آن را - یعنی محکم‌ترین و روشن‌ترین آن را - پیروی می‌کنند، آن‌هایند که خدا هدایتشان کرده، و همانان خردمندانند». خداوند ما و شما را به گفتار و کرداری که دوست دارد وی می‌پسندد موفق بدارد، و ما و شما را - به من و احسانش - از گناهان دور کند، و سپاس فراوان خدا را آنچنان که شایسته اوست، و صلی الله علی محمد و آله الطیبین، و حسبنا الله و نعم الوکیل.
قال الحرانی:
رسالته علیه‌السلام فی الرد علی أهل الجبر و التفویض [٢] و اثبات العدل و المنزلة بین المنزلتین:
بسم الله الرحمن الرحیم
من علی بن محمد، سلام علیکم و علی من اتبع الهدی و رحمة الله و برکاته، فانه ورد علی کتابکم، و فهمت ما ذکرتم من اختلافکم فی دینکم و خوضکم فی القدر و مقالة من یقول منکم بالجبر، و من یقول بالتفویض، و تفرقکم فی ذلک و تقاطعکم، و ما ظهر من العداوة بینکم، ثم سألتمونی عنه و بیانه لکم، و فهمت ذلک کله.
اعلموا رحمکم الله! أنا نظرنا فی الآثار و کثرة ما جاءت به الأخبار، فوجدناها عند جمیع من ینتحل الاسلام ممن یعقل عن الله جل و عز لا تخلو من معنیین: اما حق فیتبع، و اما باطل فیجتنب.
و قد اجتمعت الأمة قاطبة لا اختلاف بینهم، أن القرآن حق لا ریب فیه عند جمیع أهل الفرق، و فی حال اجتماعهم مقرون بتصدیق الکتاب و تحقیقه مصیبون مهتدون، و ذلک بقول رسول الله صلی الله علیه و آله: لا تجتمع أمتی علی ضلالة.
فأخبر أن جمیع ما اجتمعت علیه الأمة کلها حق، هذا اذا لم یخالف بعضها بعضا، و القرآن حق لا اختلاف بینهم فی تنزیله و تصدیقه، فاذا شهد القرآن بتصدیق خبر و تحقیقه و أنکر الخبر طائفة من الأمة لزمهم الاقرار به ضرورة حین اجتمعت فی الأصل علی تصدیق الکتاب، فان هی جحدت و أنکرت لزمها الخروج من الملة. فأول خبر یعرف تحقیقه من الکتاب و تصدیقه و التماس شهادته علیه خبر ورد عن رسول الله صلی الله علیه و آله، و وجد بموافقة الکتاب و تصدیقه بحیث لا تخالفه أقاویلهم حیث قال: انی مخلف فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی أهل بیتی، لن تضلوا ما تمسکتم بهما، و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. فلما وجدنا شواهد هذا الحدیث فی کتاب الله نصا مثل قوله جل و عز: (انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون) [٣] .
وروت العامة فی ذلک أخبارا لأمیرالمؤمنین علیه‌السلام أنه تصدق بخاتمه و هو راکع، فشکر الله ذلک له و أنزل الآیة فیه، فوجدنا رسول الله صلی الله علیه و آله قد أتی بقوله: من کنت مولاه فعلی مولاه، و بقوله: أنت منی بمنزلة هارون من موسی الا أنه لا نبی بعدی، و وجدناه یقول: علی یقضی دینی و ینجز موعدی، و هو خلیفتی علیکم من بعدی.
فالخبر الأول الذی استنبطت منه هذه الأخبار خبر صحیح مجمع علیه، لا اختلاف فیه عندهم، و هو أیضا موافق للکتاب، فلما شهد الکتاب بتصدیق الخبر، و هذه الشواهد الأخر لزم علی الأمة الاقرار بها ضرورة، اذ کانت هذه الأخبار شواهدها من القرآن ناطقة و وافقت القرآن، و القرآن وافقها.
ثم وردت حقائق الأخبار من رسول الله صلی الله علیه و آله عن الصادقین علیهماالسلام، و نقلها قوم ثقات معروفون، فصار الاقتداء بهذه الأخبار فرضا واجبا علی کل مؤمن و مؤمنة لا یتعداه الا أهل العناد، و ذلک أن أقاویل آل رسول الله صلی الله علیه و آله متصلة بقول الله، و ذلک مثل قوله فی محکم کتابه: (ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخرة و أعد لهم عذابا مهینا) [٤] . و وجدنا نظیر هذه الآیة، قول رسول الله صلی الله علیه و آله: من آذی علیا فقد آذانی، و من آذانی فقد آذی الله، و من آذی الله یوشک أن ینتقم منه.
و کذلک قوله صلی الله علیه و آله: من أحب علیا فقد أحبنی، و من أحبنی فقد أحب الله.
و مثل قوله صلی الله علیه و آله فی بنی ولیعة: لأبعثن الیهم رجلا کنفسی، یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله، قم یا علی! فسر الیهم. و قوله صلی الله علیه و آله یوم خیبر: لأبعثن الیهم غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله کرارا غیر فرار لا یرجع حتی یفتح الله علیه. فقضی ر