دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠٥ - نهی شدید امام هادی از همنشینی با گمراهان
نهی شدید امام هادی از همنشینی با گمراهان
ابوهاشم جعفری، یکی از شاگردان و اصحاب برجسته امام رضا علیهالسلام و
امام هادی علیهالسلام بود، روزی امام هادی علیهالسلام او را دید و
قاطعانه به او فرمود:
«چرا تو را میبینم که در نزد عبدالرحمن بن یعقوب
هستی؟» (و با او همنشین میباشی). ابوهاشم: عبدالرحمان، دایی من است.
امام: «عبدالرحمن دربارهی خدا، سخن نادرست میگوید و ذات پاک خدا را به
صورت جسم و او را دارای نشانههای جسم توصیف میکند، یا با او همنشین شو و
ما را واگذار و یا با ما باش و او را واگذار!». [١] . ابوهاشم: او هر چه
میخواهد بگوید، به من چه زیانی میرساند، وقتی که من عقیده به گفتارش
نداشته باشم؟
امام: آیا نمیترسی که عذابی بر او فرود آید و آن عذاب،
تو را نیز فراگیرد؟ آیا داستان آن شخصی را که خود از یاران موسی
علیهالسلام بود و پدرش از اصحاب فرعون بود نشنیدهای، آنجا که وقتی لشگر
فرعون (در تعقیب سپاه موسی) به کنار دریا آمد، آن پسر، از لشگر موسی
علیهالسلام جدا شد و نزد پدر رفت تا با نصیحت کردن پدر، او را از فرعونیان
جدا کند و به سوی موسی علیهالسلام بیاورد، هنگامی که با پدرش ستیز میکرد
و او را به راه هدایت دعوت مینمود، با هم کنار دریا آمدند، ناگهان عذاب
الهی فرارسید و لشکر فرعون غرق شدند، آن پدر و پسر نیز که در کنار لشگر
فرعون بودند، غرق شدند، خبر به موسی علیهالسلام رسید (که پدر مستحق عذاب
بود، پسر چرا؟)، موسی علیهالسلام فرمود: هو فی رحمة الله، و لکن النقمة
اذا نزلت لم یکن لها عمن قارب المذنب دفاع:
«آن پسر در رحمت خدا است، ولی وقتی که عذاب فرارسید، از آنکه نزدیک گنهکار است، دفاعی نشود.» [٢] .
پی نوشت ها:
(١) فاما جلست معه و ترکتنا، و اما جلست معنا و ترکته؟.
(٢) اصول کافی، ج ٢، ص ٣٧٤ و ٣٧٥.
منبع: نگاهی بر زندگی امام هادی؛ محمد محمدی اشتهاردی؛ نشر مطهر چاپ دوم بهار ١٣٧٧.