دانشنامه امام هادی علیه السلام
(١)
دانشنامه امام هادی علیه السلام
١ ص
(٢)
مشخصات کتاب
٢ ص
(٣)
آ
٣ ص
(٤)
آسانگیری در آنچه خدا آسان گرفته
٤ ص
(٥)
آگاهی از اسرار
٥ ص
(٦)
آگاهی از درون اشخاص
٦ ص
(٧)
آشنائی به زبانها و تعلیم به دیگران
٧ ص
(٨)
آموزش در کنار بستر شهادت
٨ ص
(٩)
آفتاب پاییزی جانشینی
٩ ص
(١٠)
آسمان، تیره از ابر فتنه
١٠ ص
(١١)
آسمان زندگی ابری است
١١ ص
(١٢)
آن عصر پاییزی
١٢ ص
(١٣)
آسمان، باژگونه دریاچه
١٣ ص
(١٤)
آدم بیشخصیت
١٤ ص
(١٥)
آثار گوشتخواری
١٥ ص
(١٦)
آنچه بر آن سجده میشود
١٦ ص
(١٧)
آب
١٧ ص
(١٨)
آگاهی ابوهاشم به زبان های مختلف
١٨ ص
(١٩)
آشکار کردن قصرها و حوریان بهشتی
١٩ ص
(٢٠)
آگاه کردن محمد بن فرج را از مرگش
٢٠ ص
(٢١)
آشنا کردن ابوهاشم جعفری با 73 زبان
٢١ ص
(٢٢)
آگاهی از پنهان درون خاک
٢٢ ص
(٢٣)
آگاهی امام هادی از امور غیبی
٢٣ ص
(٢٤)
آگاهی امام هادی از شهادت پدر
٢٤ ص
(٢٥)
آگاهی امام هادی از حوادث آینده
٢٥ ص
(٢٦)
آگاهی از آمدن باران
٢٦ ص
(٢٧)
آگاهی از زبانهای گوناگون
٢٧ ص
(٢٨)
آستانه سامرا
٢٨ ص
(٢٩)
آستانه سید محمد
٢٩ ص
(٣٠)
آستانه ابراهیم اشتر نخعی
٣٠ ص
(٣١)
آستانه شیخ جمیل
٣١ ص
(٣٢)
آستانه ابو هاشم جعفری
٣٢ ص
(٣٣)
ا
٣٣ ص
(٣٤)
اسامی شروع شده با «ذ» و «ر»
٣٤ ص
(٣٥)
اسامی شروع شده با «ز»«س»«ش»
٣٥ ص
(٣٦)
اسامی شروع شده با «ص»
٣٦ ص
(٣٧)
اسامی شروع شده با «ط»«ظ»«ع»
٣٧ ص
(٣٨)
اسامی شروع شده با «غ»«ف»
٣٨ ص
(٣٩)
اسامی شروع شده با «ق»
٣٩ ص
(٤٠)
اسامی شروع شده با «ک»
٤٠ ص
(٤١)
اسامی شروع شده با «ل»«م»
٤١ ص
(٤٢)
اسامی شروع شده با «ن»
٤٢ ص
(٤٣)
اسامی شروع شده با «هـ»«ی»
٤٣ ص
(٤٤)
ابراهیم بن ادریس
٤٤ ص
(٤٥)
ابراهیم بن داود الیعقوبی
٤٥ ص
(٤٦)
ابراهیم بن عبده نیشابوری
٤٦ ص
(٤٧)
ابراهیم بن عقبه
٤٧ ص
(٤٨)
ابراهیم بن مهزیار
٤٨ ص
(٤٩)
احکم بن یسار
٤٩ ص
(٥٠)
احمد بن اسحاق قمی
٥٠ ص
(٥١)
احمد بن حاتم بن ماهویه
٥١ ص
(٥٢)
اسماعیل بن علی بن الحکم
٥٢ ص
(٥٣)
ایوب بن نوح بن دراج النخعی ابوالحسین
٥٣ ص
(٥٤)
ابراهیم بن اسحاق
٥٤ ص
(٥٥)
ابراهیم بن ابیبکر
٥٥ ص
(٥٦)
ابراهیم بن ادریس
٥٦ ص
(٥٧)
ابراهیم بن اسحاق
٥٧ ص
(٥٨)
ابراهیم بن داوود یعقوبی
٥٨ ص
(٥٩)
ابراهیم بن شیبه
٥٩ ص
(٦٠)
ابراهیم بن عبده نیشابوری
٦٠ ص
(٦١)
ابراهیم بن عقبه
٦١ ص
(٦٢)
ابراهیم بن محمد بن فارس نیشابوری
٦٢ ص
(٦٣)
ابراهیم بن محمد همدانی
٦٣ ص
(٦٤)
احترام به امام هادی
٦٤ ص
(٦٥)
ابهت و عظمت امام هادی
٦٥ ص
(٦٦)
استجابت دعای امام هادی
٦٦ ص
(٦٧)
امام هادی در سرای گدایان
٦٧ ص
(٦٨)
اقامت در سامرا
٦٨ ص
(٦٩)
الان موقع فریادرسی است
٦٩ ص
(٧٠)
از این جا نمیروم تا پذیرایی شوم
٧٠ ص
(٧١)
احترام پرندگان به امام هادی
٧١ ص
(٧٢)
اطاعت شیر وحشی و شفای جن مریض
٧٢ ص
(٧٣)
این چنین صحرا از قبرها پر میشود
٧٣ ص
(٧٤)
از گفتار و رفتار فتح قلانسی خبر داد
٧٤ ص
(٧٥)
استر ابوهاشم را راهوار نمود
٧٥ ص
(٧٦)
از مرگ جوانی جسور خبر داد
٧٦ ص
(٧٧)
الاغ مرد خراسانی را زنده نمود
٧٧ ص
(٧٨)
ابوبکر احمد بن علی الخطیب البغدادی
٧٨ ص
(٧٩)
احمد بن محمد ابنخلکان
٧٩ ص
(٨٠)
احمد بن یوسف القرمانی
٨٠ ص
(٨١)
ابن روزبهان خنجی اصفهانی
٨١ ص
(٨٢)
احمد بن حجر الهیثمی المکی
٨٢ ص
(٨٣)
ابوهاشم داود بن قاسم جعفری
٨٣ ص
(٨٤)
ابن سکیت یعقوب بن اسحاق اهوازی
٨٤ ص
(٨٥)
احمد بن اسحاق اشعری قمی
٨٥ ص
(٨٦)
ابراهیم بن مهزیار
٨٦ ص
(٨٧)
ایوب بن نوح
٨٧ ص
(٨٨)
ابوعلی حسن بن راشد
٨٨ ص
(٨٩)
اسامی شروع شده با «ب»
٨٩ ص
(٩٠)
اسامی شروع شده با «ت»«ث»«ج»
٩٠ ص
(٩١)
اسامی شروع شده با «ح»
٩١ ص
(٩٢)
اسامی شروع شده با «خ»
٩٢ ص
(٩٣)
اسامی شروع شده با «د»
٩٣ ص
(٩٤)
احترام به اهل دانش
٩٤ ص
(٩٥)
اهمیت عقیق و فیروز در نجات از درندگان
٩٥ ص
(٩٦)
استجابت بعد از سه روز
٩٦ ص
(٩٧)
از ولادت جعفر خوشحال نمیشود
٩٧ ص
(٩٨)
اسطوره حقیقت
٩٨ ص
(٩٩)
اطاعت خیرخواه
٩٩ ص
(١٠٠)
اوصاف پروردگار
١٠٠ ص
(١٠١)
اثر بخش خداست، نه روزگار
١٠١ ص
(١٠٢)
اسیر زبان
١٠٢ ص
(١٠٣)
او را با عقول نتوان شناخت
١٠٣ ص
(١٠٤)
اسم اعظم خدا
١٠٤ ص
(١٠٥)
اشتیاق ساقه نخل به پیامبر
١٠٥ ص
(١٠٦)
احتجاج پیامبر با مشرکان بوسیله قرآن
١٠٦ ص
(١٠٧)
اندیشه امام هادی بر شعر ابن ابیحفصه
١٠٧ ص
(١٠٨)
امام هادی و نرگس و مژده او
١٠٨ ص
(١٠٩)
انتظار فرج
١٠٩ ص
(١١٠)
ایمان ابوطالب
١١٠ ص
(١١١)
ابوعلی بن راشد
١١١ ص
(١١٢)
ابوعمرو عثمان بن سعید عمری
١١٢ ص
(١١٣)
ابوهاشم جعفری
١١٣ ص
(١١٤)
احمد بن حماد
١١٤ ص
(١١٥)
ایوب بن نوح
١١٥ ص
(١١٦)
اکرام فقیه
١١٦ ص
(١١٧)
اذکار امام علی پس از وضو
١١٧ ص
(١١٨)
اوقات نماز
١١٨ ص
(١١٩)
اجاره
١١٩ ص
(١٢٠)
اندرزهای امام
١٢٠ ص
(١٢١)
امکان رؤیت خدای بزرگ
١٢١ ص
(١٢٢)
اعمال و کردار
١٢٢ ص
(١٢٣)
اخبار غیبی
١٢٣ ص
(١٢٤)
ب
١٢٤ ص
(١٢٥)
بی اختیار پیاده شدن از اسب
١٢٥ ص
(١٢٦)
بیرون آوردن خرما و انگور و موز از ستون
١٢٦ ص
(١٢٧)
بیان کردن سؤال محمد بن شرف را پیش از پرسیدن
١٢٧ ص
(١٢٨)
بشر بن سلیمان از نسل ابوایوب انصاری
١٢٨ ص
(١٢٩)
بشر بن بشار نیشابوری
١٢٩ ص
(١٣٠)
بیرون آوردن نقره خالص از زمین
١٣٠ ص
(١٣١)
بیرون آوردن میوه از ستون
١٣١ ص
(١٣٢)
بالا رفتن امام هادی به آسمان
١٣٢ ص
(١٣٣)
برطرف شدن بیماری با نهیب امام هادی
١٣٣ ص
(١٣٤)
بلد سید محمد
١٣٤ ص
(١٣٥)
بابی انتم وامی واهلی ومالی واسرتی
١٣٥ ص
(١٣٦)
به معنی روح و جان
١٣٦ ص
(١٣٧)
به معنی مرکز عواطف
١٣٧ ص
(١٣٨)
بابی انتم وامی ونفسی واهلی ومالی
١٣٨ ص
(١٣٩)
بکم فتح الله وبکم یختم
١٣٩ ص
(١٤٠)
بابی انتم وامی ونفسی واهلی ومالی
١٤٠ ص
(١٤١)
بزم شراب در هم ریخت
١٤١ ص
(١٤٢)
به روزگار بد مگو
١٤٢ ص
(١٤٣)
بابی انتم وامی ونفسی
١٤٣ ص
(١٤٤)
بابی انتم وامی ونفسی
١٤٤ ص
(١٤٥)
بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا
١٤٥ ص
(١٤٦)
بخشش و کرم حضرت هادی
١٤٦ ص
(١٤٧)
بخشندگی امام هادی
١٤٧ ص
(١٤٨)
بهره مندی از نعمتهای الهی
١٤٨ ص
(١٤٩)
بخشش
١٤٩ ص
(١٥٠)
بردباری
١٥٠ ص
(١٥١)
بلند شدن بزرگان به احترام امام هادی
١٥١ ص
(١٥٢)
بالا رفتن پرده با قدوم مبارک امام هادی
١٥٢ ص
(١٥٣)
بادهای سرد شمالی
١٥٣ ص
(١٥٤)
بازیچه دست آزمندان
١٥٤ ص
(١٥٥)
باران و کویر
١٥٥ ص
(١٥٦)
بهتر از نیکی و زیباتر از زیبایی
١٥٦ ص
(١٥٧)
برداشت نیکو از نعمت ها
١٥٧ ص
(١٥٨)
بیطاقتی در مصیبت
١٥٨ ص
(١٥٩)
بطیخ
١٥٩ ص
(١٦٠)
بادنجان
١٦٠ ص
(١٦١)
بدگمانی
١٦١ ص
(١٦٢)
بردباری
١٦٢ ص
(١٦٣)
بهتر از خوب و بدتر از بد
١٦٣ ص
(١٦٤)
بر حذر بودن از مخالفت اوامر الهی
١٦٤ ص
(١٦٥)
بر حذر داشتن از احساس امنیت از مکر الهی
١٦٥ ص
(١٦٦)
بر حذر داشتن از خودپسندی
١٦٦ ص
(١٦٧)
بر حذر داشتن از جدل کردن
١٦٧ ص
(١٦٨)
بر حذر داشتن از حسد
١٦٨ ص
(١٦٩)
بر حذر داشتن از خشم
١٦٩ ص
(١٧٠)
بر حذر داشتن از سرزنش کردن
١٧٠ ص
(١٧١)
بر حذر داشتن از بخل و طمع
١٧١ ص
(١٧٢)
بر حذر داشتن از سستی کردن
١٧٢ ص
(١٧٣)
بر حذر داشتن از چاپلوسی
١٧٣ ص
(١٧٤)
بر حذر داشتن از بیتابی در مصیبت
١٧٤ ص
(١٧٥)
بی نیازی و فقر
١٧٥ ص
(١٧٦)
بیابان قبرستان شد
١٧٦ ص
(١٧٧)
بردن شخصی با طی الارض به بغداد
١٧٧ ص
(١٧٨)
پ
١٧٨ ص
(١٧٩)
پرهیز از بد گفتن به روزگار
١٧٩ ص
(١٨٠)
پیدایش دو درخت بزرگ
١٨٠ ص
(١٨١)
پیش گوئی از مرگ فرمانده گارد
١٨١ ص
(١٨٢)
پوشش و پیش بینی باران
١٨٢ ص
(١٨٣)
پیامبران و منصب امامت
١٨٣ ص
(١٨٤)
پیدایش آب و نجات همراهان
١٨٤ ص
(١٨٥)
پیش بینی مهم در آزادی از زندان
١٨٥ ص
(١٨٦)
پنج حکایت آموزنده از امام هادی
١٨٦ ص
(١٨٧)
پرهیز از تملق
١٨٧ ص
(١٨٨)
پاسخ امام هادی به پرسش یحیی بن اکثم
١٨٨ ص
(١٨٩)
پیروی از گفتار امامان
١٨٩ ص
(١٩٠)
پاسخ به پرسش شیعیان
١٩٠ ص
(١٩١)
پرداخت مال به فرزند دختر
١٩١ ص
(١٩٢)
پرهیز از زیان به مؤمن
١٩٢ ص
(١٩٣)
پاسخ امام هادی به پرسش یحیی بن اکثم
١٩٣ ص
(١٩٤)
پیدا شدن دزد پول
١٩٤ ص
(١٩٥)
پر شدن ملائکه مسلح مابین آسمان و زمین
١٩٥ ص
(١٩٦)
پرواز به آسمان پرواز
١٩٦ ص
(١٩٧)
پاداش زیارت امام رضا
١٩٧ ص
(١٩٨)
پاداش زیارت امامان
١٩٨ ص
(١٩٩)
پوشیده ماندن از دشمنان
١٩٩ ص
(٢٠٠)
پایتخت هشت خلیفه
٢٠٠ ص
(٢٠١)
پارسایی و زهد
٢٠١ ص
(٢٠٢)
پارسایی امام هادی
٢٠٢ ص
(٢٠٣)
پناه بردن به خدا از شر شیطان
٢٠٣ ص
(٢٠٤)
ت
٢٠٤ ص
(٢٠٥)
تأیید کتاب یونس بن عبدالرحمن
٢٠٥ ص
(٢٠٦)
تطهیر با آب سرد
٢٠٦ ص
(٢٠٧)
تقیه در غسل میت و گذاشتن جریده
٢٠٧ ص
(٢٠٨)
تعقیب نماز
٢٠٨ ص
(٢٠٩)
تصرف در خمس
٢٠٩ ص
(٢١٠)
تقیه
٢١٠ ص
(٢١١)
توبه نصوح
٢١١ ص
(٢١٢)
توحید و نفی تشبیه
٢١٢ ص
(٢١٣)
توحید
٢١٣ ص
(٢١٤)
ترغیب به آخرت
٢١٤ ص
(٢١٥)
توبه نصوح
٢١٥ ص
(٢١٦)
ترغیب به نماز شب و روزه روز
٢١٦ ص
(٢١٧)
ترغیب به عمل
٢١٧ ص
(٢١٨)
تکلم به زبان ترکی
٢١٨ ص
(٢١٩)
تواضع و محبت شیران درنده
٢١٩ ص
(٢٢٠)
تبدیل ریگها به طلاهای خالص
٢٢٠ ص
(٢٢١)
تصویر و شیر درنده
٢٢١ ص
(٢٢٢)
تأویل لا حول و لا قوة الا بالله
٢٢٢ ص
(٢٢٣)
تسبیح امام هادی
٢٢٣ ص
(٢٢٤)
تربت امامان یکی است
٢٢٤ ص
(٢٢٥)
توحید خدای بزرگ
٢٢٥ ص
(٢٢٦)
تسبیح خدای سبحان
٢٢٦ ص
(٢٢٧)
تمجید خدا قبل از ذکر دعا
٢٢٧ ص
(٢٢٨)
تعویذ برای درد سر
٢٢٨ ص
(٢٢٩)
تعویذ برای بیماری امصبیان
٢٢٩ ص
(٢٣٠)
تاویل و تفسیر قرآن
٢٣٠ ص
(٢٣١)
تقسیم کننده بهشت و دوزخ بودن
٢٣١ ص
(٢٣٢)
تصریح بر امامت حضرت هادی
٢٣٢ ص
(٢٣٣)
توبه نصوح
٢٣٣ ص
(٢٣٤)
تبلیغ دین و زنده کردن پنجاه غلام
٢٣٤ ص
(٢٣٥)
تقسیم گوسفند و طی الارض
٢٣٥ ص
(٢٣٦)
تعیین و خریداری همسر در بغداد
٢٣٦ ص
(٢٣٧)
تصرف و اظهار مافوق بشر
٢٣٧ ص
(٢٣٨)
تواضع، نشانه عظمت و حقانیت
٢٣٨ ص
(٢٣٩)
توکل بر خداوند و نجات از مرگ
٢٣٩ ص
(٢٤٠)
تسلیم ودیعههای امامت به وصی خود
٢٤٠ ص
(٢٤١)
تجدید نظر
٢٤١ ص
(٢٤٢)
تپش بال فرشته
٢٤٢ ص
(٢٤٣)
تب تند نیرنگ
٢٤٣ ص
(٢٤٤)
تقیه
٢٤٤ ص
(٢٤٥)
توقع بیجا
٢٤٥ ص
(٢٤٦)
تأثیر صله رحم در ازدیاد عمر
٢٤٦ ص
(٢٤٧)
تصمیم قاطع
٢٤٧ ص
(٢٤٨)
تباهی فقر
٢٤٨ ص
(٢٤٩)
توحید و بی همتایی
٢٤٩ ص
(٢٥٠)
تأیید عقاید حضرت عبدالعظیم حسنی
٢٥٠ ص
(٢٥١)
تراشیدن موی سر آدم
٢٥١ ص
(٢٥٢)
تفسیر آیه «ام تریدون ان تسئلوا رسولکم»
٢٥٢ ص
(٢٥٣)
تفسیر آیه «یسئلونک عن الخمر و المیسر»
٢٥٣ ص
(٢٥٤)
تفسیر آیه مباهله
٢٥٤ ص
(٢٥٥)
تفسیر آیه«لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة»
٢٥٥ ص
(٢٥٦)
تفسیر آیه شریفه«و الارض جمیعا قبضته یوم القیامة»
٢٥٦ ص
(٢٥٧)
تفسیر احقاف در آیه شریفه
٢٥٧ ص
(٢٥٨)
تفسیر آیه «لیغفرلک الله ما تقدم»
٢٥٨ ص
(٢٥٩)
تفسیر آیه «یوم یعض الظالم علی یدیه»
٢٥٩ ص
(٢٦٠)
تفسیر آیه «بل هم أضل»
٢٦٠ ص
(٢٦١)
تفسیر آیه «تبت یدا أبیلهب»
٢٦١ ص
(٢٦٢)
تصریح امام هادی بر امامت فرزندش
٢٦٢ ص
(٢٦٣)
توثیق امام به گروهی از اصحاب
٢٦٣ ص
(٢٦٤)
ث
٢٦٤ ص
(٢٦٥)
ثابت قدم و صاحب نظر در علم
٢٦٥ ص
(٢٦٦)
ثواب زیارت امام حسین
٢٦٦ ص
(٢٦٧)
ج
٢٦٧ ص
(٢٦٨)
جزای خیانت احسان
٢٦٨ ص
(٢٦٩)
جام های شراب پیروزی
٢٦٩ ص
(٢٧٠)
جرعه های نیایش
٢٧٠ ص
(٢٧١)
جبران نقص
٢٧١ ص
(٢٧٢)
جایگاه اجابت دعا
٢٧٢ ص
(٢٧٣)
جایگاه حسن ظن و سوء ظن
٢٧٣ ص
(٢٧٤)
جدال در قرآن
٢٧٤ ص
(٢٧٥)
جود امام هادی
٢٧٥ ص
(٢٧٦)
جبر و تفویض و اثبات عدل
٢٧٦ ص
(٢٧٧)
جاهل اسیر زبانش است
٢٧٧ ص
(٢٧٨)
جسارت متوکل به امام هادی
٢٧٨ ص
(٢٧٩)
جوان تبریزی در حرم عسکریین
٢٧٩ ص
(٢٨٠)
جزای مسخره گر
٢٨٠ ص
(٢٨١)
جواب دادن به سؤالات نامههای باز نشده
٢٨١ ص
(٢٨٢)
جواب دادن به سوال پیش از پرسیدن آن
٢٨٢ ص
(٢٨٣)
جریان یونس انگشترساز
٢٨٣ ص
(٢٨٤)
جعفر بن احمد
٢٨٤ ص
(٢٨٥)
جعفر بن ابراهیم بن نوح
٢٨٥ ص
(٢٨٦)
جعفر بن عبدالله
٢٨٦ ص
(٢٨٧)
جعفر بن محمد
٢٨٧ ص
(٢٨٨)
جعفر بن محمد بن یونس
٢٨٨ ص
(٢٨٩)
جعفر کذاب
٢٨٩ ص
(٢٩٠)
جان، قلب و باطن
٢٩٠ ص
(٢٩١)
جانشینی خداوند
٢٩١ ص
(٢٩٢)
چ
٢٩٢ ص
(٢٩٣)
چشم ها پنجره های ملکوت
٢٩٣ ص
(٢٩٤)
چندین معجزه در یک جریان
٢٩٤ ص
(٢٩٥)
چند معجزه در یک داستان
٢٩٥ ص
(٢٩٦)
ح
٢٩٦ ص
(٢٩٧)
حکمتی از عیسی
٢٩٧ ص
(٢٩٨)
حج
٢٩٨ ص
(٢٩٩)
حرمت همکاری با ستمگران
٢٩٩ ص
(٣٠٠)
حدود
٣٠٠ ص
(٣٠١)
حقیقت توحید
٣٠١ ص
(٣٠٢)
حسن بن علی
٣٠٢ ص
(٣٠٣)
حسن بن علی الوشاء
٣٠٣ ص
(٣٠٤)
حسن بن علی بن ابی عثمان
٣٠٤ ص
(٣٠٥)
حسن بن محمد قمی
٣٠٥ ص
(٣٠٦)
حسن بن محمد بن حی
٣٠٦ ص
(٣٠٧)
حسن بن محمد مداینی
٣٠٧ ص
(٣٠٨)
حسین بن اسد نهدی
٣٠٨ ص
(٣٠٩)
حسین بن اسد بصری
٣٠٩ ص
(٣١٠)
حسین بن اشکیب
٣١٠ ص
(٣١١)
حسین بن عبیدالله قمی
٣١١ ص
(٣١٢)
حسین بن مالک قمی
٣١٢ ص
(٣١٣)
حسین بن محمد مداینی
٣١٣ ص
(٣١٤)
حفص مروزی
٣١٤ ص
(٣١٥)
حمدان بن سلیمان
٣١٥ ص
(٣١٦)
حمزه، غلام علی
٣١٦ ص
(٣١٧)
حسین به سعید اهوازی
٣١٧ ص
(٣١٨)
حسین بن سعید
٣١٨ ص
(٣١٩)
حسین
٣١٩ ص
(٣٢٠)
حرز امام هادی
٣٢٠ ص
(٣٢١)
حدیث تل المخالی
٣٢١ ص
(٣٢٢)
حماسه دجیل
٣٢٢ ص
(٣٢٣)
حضرت حکیمه، دختر جواد الائمه
٣٢٣ ص
(٣٢٤)
حضرت نرگس، مادر مهدی
٣٢٤ ص
(٣٢٥)
حوادث گذشته و آینده
٣٢٥ ص
(٣٢٦)
حتی اعلنتم دعوته وبینتم فرائضه واقَمتم حدوده ونشرتم شرائع احکامه وسننتم سنته
٣٢٦ ص
(٣٢٧)
حتی من علینا بکم
٣٢٧ ص
(٣٢٨)
حیث لا یلحقه لاحق ولا یفوقه فائق ولا یسبقه سابق ولا یطمع فی ادراکه طامع
٣٢٨ ص
(٣٢٩)
حتی لا یبقی ملک مقَرب
٣٢٩ ص
(٣٣٠)
حتی یحیی الله تعالی دینه بکم
٣٣٠ ص
(٣٣١)
حضرت موسی با خدا
٣٣١ ص
(٣٣٢)
حسد و خودخواهی
٣٣٢ ص
(٣٣٣)
حکمت ناپذیری دل فاسد
٣٣٣ ص
(٣٣٤)
حدیث امامان
٣٣٤ ص
(٣٣٥)
حسن بن محمد بن بابا و فارس بن حاتم
٣٣٥ ص
(٣٣٦)
حد بلوغ
٣٣٦ ص
(٣٣٧)
حمل زکات به شهر دیگر
٣٣٧ ص
(٣٣٨)
حج صروره
٣٣٨ ص
(٣٣٩)
حق شفعه
٣٣٩ ص
(٣٤٠)
حکم خنثی
٣٤٠ ص
(٣٤١)
حد زناکار غیر مسلمان
٣٤١ ص
(٣٤٢)
حکم بیماری که در حین درمان مرد
٣٤٢ ص
(٣٤٣)
حجامت روز چهارشنبه
٣٤٣ ص
(٣٤٤)
حدوث و قدم قرآن
٣٤٤ ص
(٣٤٥)
حسادت
٣٤٥ ص
(٣٤٦)
حاج جواد صباغ و معجزه عسکریین
٣٤٦ ص
(٣٤٧)
حل مشکل همسایه
٣٤٧ ص
(٣٤٨)
حافظ حسین کربلائی تبریزی
٣٤٨ ص
(٣٤٩)
حضرت عبدالعظیم حسنی
٣٤٩ ص
(٣٥٠)
حسین بن سعید بن حماد اهوازی
٣٥٠ ص
(٣٥١)
حسن بن علی ناصر
٣٥١ ص
(٣٥٢)
حسن بن راشد
٣٥٢ ص
(٣٥٣)
حسن بن مسعود
٣٥٣ ص
(٣٥٤)
حسین بن سعید بن حماد اهوازی
٣٥٤ ص
(٣٥٥)
حاتم بن فرج
٣٥٥ ص
(٣٥٦)
حسن بن جعفر
٣٥٦ ص
(٣٥٧)
حسن بن حسن علوی
٣٥٧ ص
(٣٥٨)
حسن بن حسین علوی
٣٥٨ ص
(٣٥٩)
حسن بن خرزاذ
٣٥٩ ص
(٣٦٠)
حسن بن راشد
٣٦٠ ص
(٣٦١)
حسن بن ظریف
٣٦١ ص
(٣٦٢)
خ
٣٦٢ ص
(٣٦٣)
خلقکم الله انوارا
٣٦٣ ص
(٣٦٤)
خمس
٣٦٤ ص
(٣٦٥)
خدا دیدنی نیست
٣٦٥ ص
(٣٦٦)
خبر از کشته شدن متوکل در آینده
٣٦٦ ص
(٣٦٧)
خبر از ما علی بن یقطین اهوازی
٣٦٧ ص
(٣٦٨)
خبر از گرفتاری محمد بن عبدالله قمی
٣٦٨ ص
(٣٦٩)
خبر از شیعه شدن پسر
٣٦٩ ص
(٣٧٠)
خبر غیبی هدایتگر
٣٧٠ ص
(٣٧١)
خبر از مرگ متوکل
٣٧١ ص
(٣٧٢)
خبر دادن از غیب و کشف خیانت
٣٧٢ ص
(٣٧٣)
خبر از آنچه در ذهن شاهویه بن عبدالله بود
٣٧٣ ص
(٣٧٤)
خلق طلا برای داود بن قاسم جعفری
٣٧٤ ص
(٣٧٥)
خبر از غیبت حضرت حجة بن الحسن
٣٧٥ ص
(٣٧٦)
خبر از سوختن دکان محمد بن فضل
٣٧٦ ص
(٣٧٧)
خبر از پسر بودن مولود در رحم
٣٧٧ ص
(٣٧٨)
خبر از دختر بودن مولود در رحم
٣٧٨ ص
(٣٧٩)
خبر از عزل قاضی در آینده
٣٧٩ ص
(٣٨٠)
خبر از ذلیل شدن دشمن محمد بن ریان
٣٨٠ ص
(٣٨١)
خبر دادن از غیب
٣٨١ ص
(٣٨٢)
خیرالدین الزرکلی
٣٨٢ ص
(٣٨٣)
خیران خادم قراطیسی
٣٨٣ ص
(٣٨٤)
خلیل بن هاشم فارسی
٣٨٤ ص
(٣٨٥)
خیران بن اسحاق زاکانی
٣٨٥ ص
(٣٨٦)
خیران خادم
٣٨٦ ص
(٣٨٧)
خیران خادم
٣٨٧ ص
(٣٨٨)
خبر دادن از بهبود بیماری
٣٨٨ ص
(٣٨٩)
خبر دادن از غیب و اسرار دل مردم
٣٨٩ ص
(٣٩٠)
خبر دادن امام هادی از خلافت متوکل
٣٩٠ ص
(٣٩١)
خبر دادن امام هادی از مرگ دیگران
٣٩١ ص
(٣٩٢)
خبر دادن امام هادی از قتل متوکل
٣٩٢ ص
(٣٩٣)
خبر از فرزنده شیعی فرد مسیحی
٣٩٣ ص
(٣٩٤)
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
٣٩٤ ص
(٣٩٥)
خطیب بزرگ بلد
٣٩٥ ص
(٣٩٦)
خبر از دگرگونی رؤسای حکومت
٣٩٦ ص
(٣٩٧)
خداوند بهترین یار و نگهبان
٣٩٧ ص
(٣٩٨)
خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایام
٣٩٨ ص
(٣٩٩)
خریداری گوسفند برای عید قربان
٣٩٩ ص
(٤٠٠)
خوابهایی فراتر از رؤیا
٤٠٠ ص
(٤٠١)
خورشید در سیه چال
٤٠١ ص
(٤٠٢)
خدا ترسی
٤٠٢ ص
(٤٠٣)
خشم به زیردستان
٤٠٣ ص
(٤٠٤)
خشم و کینه توزی
٤٠٤ ص
(٤٠٥)
خودخواهان مغضوب
٤٠٥ ص
(٤٠٦)
خداوند نه جسم است و نه صورت
٤٠٦ ص
(٤٠٧)
خدا دیده نمیشود
٤٠٧ ص
(٤٠٨)
خوش آهنگی امامان در خواندن قرآن
٤٠٨ ص
(٤٠٩)
خبر دادن از نوزاد
٤٠٩ ص
(٤١٠)
خون مشکوک
٤١٠ ص
(٤١١)
خون پشه و کک
٤١١ ص
(٤١٢)
خمس بعد از مؤونه
٤١٢ ص
(٤١٣)
خطبه نکاح
٤١٣ ص
(٤١٤)
خبر از مرگ واثق خلیفه عباسی
٤١٤ ص
(٤١٥)
خبر از ضمیر و دعای مستجاب
٤١٥ ص
(٤١٦)
خبر از مردن واثق و کشته شدن ابن زیات
٤١٦ ص
(٤١٧)
خبر دادن از گرفتاری و نجات محمد بن فرج
٤١٧ ص
(٤١٨)
خبر دادن از شهادت پدرشان امام جواد
٤١٨ ص
(٤١٩)
خبر از احمد بن محمد بن عبدالله
٤١٩ ص
(٤٢٠)
خبر دادن از کشته شدن متوکل
٤٢٠ ص
(٤٢١)
خبر دادن از مردن سرداری پیش از مرگش
٤٢١ ص
(٤٢٢)
خبر دادن از نام مردی ترک که کسی از آن آگاه نبود
٤٢٢ ص
(٤٢٣)
خبر دادن از نیت و اراده یک شخص
٤٢٣ ص
(٤٢٤)
خبر دادن از حاجت ابوهاشم پیش از اظهار
٤٢٤ ص
(٤٢٥)
خبر دادن از جسم مدفون در زیرزمین
٤٢٥ ص
(٤٢٦)
د
٤٢٦ ص
(٤٢٧)
دعای امام هادی در قنوت
٤٢٧ ص
(٤٢٨)
دعای در حال قنوت
٤٢٨ ص
(٤٢٩)
دعای تعقیب نمازها
٤٢٩ ص
(٤٣٠)
دعای هنگام صبح
٤٣٠ ص
(٤٣١)
دعای در سجده شکر
٤٣١ ص
(٤٣٢)
دعای امام هادی در مورد نکاح
٤٣٢ ص
(٤٣٣)
دعای انجام حاجت ها
٤٣٣ ص
(٤٣٤)
درخواست حوائج
٤٣٤ ص
(٤٣٥)
دعای امام هادی در درخواست حوائج
٤٣٥ ص
(٤٣٦)
دفع کید ستمگر
٤٣٦ ص
(٤٣٧)
دور ماندن از امور ترسناک
٤٣٧ ص
(٤٣٨)
دور ماندن از مشکلات
٤٣٨ ص
(٤٣٩)
دعای شب اول ماه رجب
٤٣٩ ص
(٤٤٠)
دعای امام در شب اول ماه رجب
٤٤٠ ص
(٤٤١)
دعای هنگام زیارت امیرالمؤمنین
٤٤١ ص
(٤٤٢)
دعای هنگام وداع امیرالمؤمنین
٤٤٢ ص
(٤٤٣)
دعای زیارت امام حسین
٤٤٣ ص
(٤٤٤)
دعای زیارت امام کاظم و جواد
٤٤٤ ص
(٤٤٥)
دعای امام هادی در زیارت جامعه
٤٤٥ ص
(٤٤٦)
دعای امام هادی در زیارت جامعه
٤٤٦ ص
(٤٤٧)
دعای زیارت جامعه
٤٤٧ ص
(٤٤٨)
در ساحل دجیل
٤٤٨ ص
(٤٤٩)
دین اسلام
٤٤٩ ص
(٤٥٠)
دارا بودن هر آنچه خدا به پیامبران گذشته عطا نموده
٤٥٠ ص
(٤٥١)
در زمره شهدا جای داشتن
٤٥١ ص
(٤٥٢)
درهای الهی بودن ایشان
٤٥٢ ص
(٤٥٣)
دعای حضرت هادی بعد از نماز عصر
٤٥٣ ص
(٤٥٤)
دعای حضرت هادی پس از نماز صبح
٤٥٤ ص
(٤٥٥)
دین پسندیده
٤٥٥ ص
(٤٥٦)
دعای امام هادی در وقت گرفتاریها
٤٥٦ ص
(٤٥٧)
درمان بوی بد دهان و یبوست
٤٥٧ ص
(٤٥٨)
دو نیم شدن نگین انگشتر
٤٥٨ ص
(٤٥٩)
در راه سامرا
٤٥٩ ص
(٤٦٠)
در راه زیارت
٤٦٠ ص
(٤٦١)
دستگیری از ابو هاشم
٤٦١ ص
(٤٦٢)
دانا شدن به هفتاد و سه زبان
٤٦٢ ص
(٤٦٣)
درآوردن سکه های نقره از زمین
٤٦٣ ص
(٤٦٤)
دانستن سؤال اشخاص پیش از اظهار
٤٦٤ ص
(٤٦٥)
در انبان خالی دینار خلق کرد
٤٦٥ ص
(٤٦٦)
دانستن همه زبان ها
٤٦٦ ص
(٤٦٧)
داود بن قاسم ابوهاشم جعفری
٤٦٧ ص
(٤٦٨)
داوود بن ابیزید
٤٦٨ ص
(٤٦٩)
داوود بن قاسم جعفری
٤٦٩ ص
(٤٧٠)
داوود بن ساخنه صرمی
٤٧٠ ص
(٤٧١)
درباره فرزندان امام هادی
٤٧١ ص
(٤٧٢)
دینار درآوردن از کیسه خالی
٤٧٢ ص
(٤٧٣)
دوا رسانی امام هادی به بیمار
٤٧٣ ص
(٤٧٤)
دعای صبح، هنگام نگرانیها
٤٧٤ ص
(٤٧٥)
دعای قنوت امام هادی
٤٧٥ ص
(٤٧٦)
دعای امام هادی (ع) در قنوت
٤٧٦ ص
(٤٧٧)
دعای طلب حاجت و امور مهمه
٤٧٧ ص
(٤٧٨)
دعای عصر امام هادی
٤٧٨ ص
(٤٧٩)
دعا در حرم سیدالشهدا
٤٧٩ ص
(٤٨٠)
دعای پس از نماز وتر
٤٨٠ ص
(٤٨١)
دعای امام هادی برای بیماران
٤٨١ ص
(٤٨٢)
دعا برای درد شکم
٤٨٢ ص
(٤٨٣)
دعای طلب فرزند
٤٨٣ ص
(٤٨٤)
دعای امام هادی برای سری بن سلامه
٤٨٤ ص
(٤٨٥)
دعای پوشش امام هادی از دشمنان
٤٨٥ ص
(٤٨٦)
دعای روز چهاردهم و پانزدهم ماه
٤٨٦ ص
(٤٨٧)
دلجویی و نوازش از دوستان
٤٨٧ ص
(٤٨٨)
دانش
٤٨٨ ص
(٤٨٩)
دریافت اموال در موقع مناسب
٤٨٩ ص
(٤٩٠)
درمان مریض و مسلمان شدن پزشک نصرانی
٤٩٠ ص
(٤٩١)
دعای امام هادی در حق اصفهانی
٤٩١ ص
(٤٩٢)
دست بالای دست بسیار است
٤٩٢ ص
(٤٩٣)
دور کردن چاپلوس از مدیحه سرایی
٤٩٣ ص
(٤٩٤)
دروگر باد
٤٩٤ ص
(٤٩٥)
دختری با گونه های شرمگین
٤٩٥ ص
(٤٩٦)
در بیابان حیرت
٤٩٦ ص
(٤٩٧)
دنیا جایگاه آزمایش
٤٩٧ ص
(٤٩٨)
دنیا جایگاه سود و زیان
٤٩٨ ص
(٤٩٩)
درک لذت در قلت
٤٩٩ ص
(٥٠٠)
درباره جبر و تفویض
٥٠٠ ص
(٥٠١)
داستان مرغ بریان
٥٠١ ص
(٥٠٢)
داستان ابر سفید
٥٠٢ ص
(٥٠٣)
داستان دو درخت
٥٠٣ ص
(٥٠٤)
در سرای گدایان
٥٠٤ ص
(٥٠٥)
درندگان، به ائمه زیان نمیرسانند
٥٠٥ ص
(٥٠٦)
دعای امام بر اسب ابوهاشم جعفری
٥٠٦ ص
(٥٠٧)
دشوار بودن کسب حلال
٥٠٧ ص
(٥٠٨)
دختر محمد بن ابراهیم بن محمد
٥٠٨ ص
(٥٠٩)
دفن مرده
٥٠٩ ص
(٥١٠)
دعا در قنوت
٥١٠ ص
(٥١١)
در کوچ کردن پیش از زوال
٥١١ ص
(٥١٢)
دفن در حرم
٥١٢ ص
(٥١٣)
در برده برداری
٥١٣ ص
(٥١٤)
درمان زخم پا
٥١٤ ص
(٥١٥)
درمان مار و عقرب گزیدگی
٥١٥ ص
(٥١٦)
دعای دردسر
٥١٦ ص
(٥١٧)
ذ
٥١٧ ص
(٥١٨)
ذلیل شدن شیرها و درندگان وحشی
٥١٨ ص
(٥١٩)
ذات و شخص
٥١٩ ص
(٥٢٠)
ذکرکم فی الذاکرین
٥٢٠ ص
(٥٢١)
ر
٥٢١ ص
(٥٢٢)
روزه زنی که بچه شیر میدهد
٥٢٢ ص
(٥٢٣)
ریگ بیابان یا طلای سرخ
٥٢٣ ص
(٥٢٤)
رخساره تابناک بشکوه
٥٢٤ ص
(٥٢٥)
رنج ها بر شانه های آفتاب
٥٢٥ ص
(٥٢٦)
راه پرستش
٥٢٦ ص
(٥٢٧)
روزها، کنایه از امامان است
٥٢٧ ص
(٥٢٨)
رسیدن هدایا به وسیله شتر بیراهنما
٥٢٨ ص
(٥٢٩)
روزه مسافر
٥٢٩ ص
(٥٣٠)
روزه های مستحبی سال
٥٣٠ ص
(٥٣١)
روزه به جای قربانی
٥٣١ ص
(٥٣٢)
رابطه دلها
٥٣٢ ص
(٥٣٣)
رسوائی توطئه گران
٥٣٣ ص
(٥٣٤)
رها کردن شتر در بیابان
٥٣٤ ص
(٥٣٥)
رساندن اسحاق از سامرا به بغداد با طی الارض
٥٣٥ ص
(٥٣٦)
رجاء بن یحیی بن سامان
٥٣٦ ص
(٥٣٧)
ریان بن صلت
٥٣٧ ص
(٥٣٨)
راز و نیاز با خدا
٥٣٨ ص
(٥٣٩)
رسالت قلم در حوزه سامرا
٥٣٩ ص
(٥٤٠)
روح
٥٤٠ ص
(٥٤١)
رفت و آمد ملائکه، به خانه آنها
٥٤١ ص
(٥٤٢)
ربنا امنا بما انزلت واتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین
٥٤٢ ص
(٥٤٣)
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب
٥٤٣ ص
(٥٤٤)
راهنمایی گمراهان
٥٤٤ ص
(٥٤٥)
راهنمایی گمراهان
٥٤٥ ص
(٥٤٦)
روایات امام هادی از پیامبر
٥٤٦ ص
(٥٤٧)
روایات امام هادی از امیرالمؤمنین
٥٤٧ ص
(٥٤٨)
روایت امام هادی از امام باقر
٥٤٨ ص
(٥٤٩)
روایات امام هادی از امام صادق
٥٤٩ ص
(٥٥٠)
روایت امام هادی از امام کاظم
٥٥٠ ص
(٥٥١)
روایت امام هادی از امام رضا
٥٥١ ص
(٥٥٢)
روزه با دیدن ماه واجب میشود
٥٥٢ ص
(٥٥٣)
ز
٥٥٣ ص
(٥٥٤)
زرین تره کوبر خوان
٥٥٤ ص
(٥٥٥)
زورق و نرگس آرزوها
٥٥٥ ص
(٥٥٦)
زیر گام های حوادث
٥٥٦ ص
(٥٥٧)
زلال زمزمه دوست
٥٥٧ ص
(٥٥٨)
زکات فطره
٥٥٨ ص
(٥٥٩)
زینب کذابه
٥٥٩ ص
(٥٦٠)
زنده شدن عکس شیر وحشی و دریدن ساحر
٥٦٠ ص
(٥٦١)
زنده کردن غلامان کشته شده
٥٦١ ص
(٥٦٢)
زنان حضرت هادی
٥٦٢ ص
(٥٦٣)
زنده کردن الاغ
٥٦٣ ص
(٥٦٤)
زیارت امام هادی از امیرمؤمنان
٥٦٤ ص
(٥٦٥)
زیارت امام حسین
٥٦٥ ص
(٥٦٦)
زیارت امام کاظم و امام جواد
٥٦٦ ص
(٥٦٧)
زیارت جامعه کبیره
٥٦٧ ص
(٥٦٨)
زیارت وداع (پس از جامعه کبیره)
٥٦٨ ص
(٥٦٩)
زیارت جامعه دیگر
٥٦٩ ص
(٥٧٠)
زیارت عبدالعظیم حسنی
٥٧٠ ص
(٥٧١)
زیارت امام حسین در روز عاشورا
٥٧١ ص
(٥٧٢)
زیارت امیرالمؤمنین در روز عید غدیر
٥٧٢ ص
(٥٧٣)
زندهدارندگان دانش
٥٧٣ ص
(٥٧٤)
زائر لکم لائذ عائذ بقبورکم
٥٧٤ ص
(٥٧٥)
زیارت جامعه کبیره، گنجینهای پربها
٥٧٥ ص
(٥٧٦)
زیارت غدیر
٥٧٦ ص
(٥٧٧)
زیارات امام هادی برای ائمه
٥٧٧ ص
(٥٧٨)
زکات فطره
٥٧٨ ص
(٥٧٩)
س
٥٧٩ ص
(٥٨٠)
سپاهیان امام هادی
٥٨٠ ص
(٥٨١)
سرزمین های رحمت و نقمت
٥٨١ ص
(٥٨٢)
سامرا در یک نگاه
٥٨٢ ص
(٥٨٣)
سامرا و خلفای بنی عباس
٥٨٣ ص
(٥٨٤)
سامرا در دوران معتصم
٥٨٤ ص
(٥٨٥)
سامرا در روزگار واثق
٥٨٥ ص
(٥٨٦)
سامرا در روزگار متوکل
٥٨٦ ص
(٥٨٧)
سایه سید بر بلندای بلد
٥٨٧ ص
(٥٨٨)
سمانه مادر امام هادی
٥٨٨ ص
(٥٨٩)
سوسن، مادر امام عسکری
٥٨٩ ص
(٥٩٠)
سامرا پیش از میرزای مجدد
٥٩٠ ص
(٥٩١)
سند زیارت جامعه کبیره
٥٩١ ص
(٥٩٢)
سعد من والاکم
٥٩٢ ص
(٥٩٣)
سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم
٥٩٣ ص
(٥٩٤)
سرور اوصیای پیامبران بودن
٥٩٤ ص
(٥٩٥)
سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا
٥٩٥ ص
(٥٩٦)
سخنانی از نور
٥٩٦ ص
(٥٩٧)
سجده بر شیشه
٥٩٧ ص
(٥٩٨)
ساده زیستی
٥٩٨ ص
(٥٩٩)
سخنوری
٥٩٩ ص
(٦٠٠)
سخت کوشی
٦٠٠ ص
(٦٠١)
سردار خاکسار
٦٠١ ص
(٦٠٢)
سپیده شب یلدا
٦٠٢ ص
(٦٠٣)
ستمکار بردبار
٦٠٣ ص
(٦٠٤)
سخن موسی با خدای سبحان
٦٠٤ ص
(٦٠٥)
سلام کردن کوه ها و سنگها
٦٠٥ ص
(٦٠٦)
سخن گفتن پاچه مسموم گوسفند با پیامبر
٦٠٦ ص
(٦٠٧)
سخن امام هادی درباره مادرش
٦٠٧ ص
(٦٠٨)
سعایت عبدالله بن محمد از امام، نزد متوکل
٦٠٨ ص
(٦٠٩)
سخن امام هادی با برادرش موسی (مبرقع)
٦٠٩ ص
(٦١٠)
سخن امام هادی با عمر بن فرج
٦١٠ ص
(٦١١)
سامرا
٦١١ ص
(٦١٢)
سخن امام هادی، پیرامون امام مهدی
٦١٢ ص
(٦١٣)
سنگسار شده عصر امام مهدی
٦١٣ ص
(٦١٤)
سجده و نماز نزد قبر امامان
٦١٤ ص
(٦١٥)
سجده شکر
٦١٥ ص
(٦١٦)
سکونت در مکه
٦١٦ ص
(٦١٧)
سخن آن حضرت در مورد کسی که جانش برایش اعتبار ندارد
٦١٧ ص
(٦١٨)
سحر ساحر باطل شد
٦١٨ ص
(٦١٩)
سبط ابن الجوزی حنفی
٦١٩ ص
(٦٢٠)
سعید الصغیر الحاجب
٦٢٠ ص
(٦٢١)
سری بن سلامه اصفهانی
٦٢١ ص
(٦٢٢)
سلیمان بن حفصویه
٦٢٢ ص
(٦٢٣)
سلیمان بن داوود مروزی
٦٢٣ ص
(٦٢٤)
سندی بن محمد
٦٢٤ ص
(٦٢٥)
سهل بن زیاد
٦٢٥ ص
(٦٢٦)
سهل بن یعقوب بن اسحاق
٦٢٦ ص
(٦٢٧)
سید محمد
٦٢٧ ص
(٦٢٨)
ش
٦٢٨ ص
(٦٢٩)
شوم دانستن روزها
٦٢٩ ص
(٦٣٠)
شکرانه نعمتهای فراموش شده
٦٣٠ ص
(٦٣١)
شکوه و هیبت
٦٣١ ص
(٦٣٢)
شفای خلیفه با دعای امام هادی
٦٣٢ ص
(٦٣٣)
شانس در شکستگی نگین انگشتر
٦٣٣ ص
(٦٣٤)
شعله های سرکش آزادگی
٦٣٤ ص
(٦٣٥)
شب و شمع و طوفان
٦٣٥ ص
(٦٣٦)
شکوه افسانه یا افسانه ی شکوه؟
٦٣٦ ص
(٦٣٧)
شب های بی مهتاب زخمی
٦٣٧ ص
(٦٣٨)
شکر و شاکر
٦٣٨ ص
(٦٣٩)
شوخی بیهوده
٦٣٩ ص
(٦٤٠)
شهادت درخت به پیامبری امام هادی
٦٤٠ ص
(٦٤١)
شهر قم
٦٤١ ص
(٦٤٢)
شیاف روزه دار
٦٤٢ ص
(٦٤٣)
شانه با عاج
٦٤٣ ص
(٦٤٤)
شکر نعمتهای الهی
٦٤٤ ص
(٦٤٥)
شب وصال
٦٤٥ ص
(٦٤٦)
شما میهمان ما هستید
٦٤٦ ص
(٦٤٧)
شمشیرهای برهنه غیبی
٦٤٧ ص
(٦٤٨)
شترانی که اموال را بر آنها حمل و آنها را رها کردند
٦٤٨ ص
(٦٤٩)
شیخ مؤمن بن حسن مؤمن شبلنجی
٦٤٩ ص
(٦٥٠)
شاهویه بن عبدالله
٦٥٠ ص
(٦٥١)
شاهویة بن عبدالله
٦٥١ ص
(٦٥٢)
شیعه شدن مرد اصفهانی
٦٥٢ ص
(٦٥٣)
شفای نابینا و جذامی
٦٥٣ ص
(٦٥٤)
شعبده باز هندی
٦٥٤ ص
(٦٥٥)
شیرمرد دجیل
٦٥٥ ص
(٦٥٦)
شعر و شاعران در حوزه سامرا
٦٥٦ ص
(٦٥٧)
شعرای سامرا
٦٥٧ ص
(٦٥٨)
شکوه معنوی امام هادی
٦٥٨ ص
(٦٥٩)
شرحهای زیارت جامعه
٦٥٩ ص
(٦٦٠)
ص
٦٦٠ ص
(٦٦١)
صوفیان مسلمان نما
٦٦١ ص
(٦٦٢)
صلوات ابراهیم بر محمد و آل او
٦٦٢ ص
(٦٦٣)
صدا و لحن نیکو
٦٦٣ ص
(٦٦٤)
صد نگهبان شمشیر به دست
٦٦٤ ص
(٦٦٥)
صلاحالدین خلیل بن ایبک الصفدی
٦٦٥ ص
(٦٦٦)
صافی خادم امام هادی
٦٦٦ ص
(٦٦٧)
صالح ابومقاتل دیلمی
٦٦٧ ص
(٦٦٨)
صقر بن دلف
٦٦٨ ص
(٦٦٩)
صالح بن سلمه رازی
٦٦٩ ص
(٦٧٠)
صالح بن عیسی بن عمر بن بزیع
٦٧٠ ص
(٦٧١)
صالح بن محمد همدانی
٦٧١ ص
(٦٧٢)
صلی الله علیه وآله ورحمة الله وبرکاته
٦٧٢ ص
(٦٧٣)
ط
٦٧٣ ص
(٦٧٤)
طلعت نور بین مکه و مدینه
٦٧٤ ص
(٦٧٥)
طوفان اشک و آشوب
٦٧٥ ص
(٦٧٦)
طواف نساء
٦٧٦ ص
(٦٧٧)
طلاق همسر
٦٧٧ ص
(٦٧٨)
طلاق همسری که حیض خود را پنهان میکند
٦٧٨ ص
(٦٧٩)
طلحة بن عبدالله بن ابیعون غسانی
٦٧٩ ص
(٦٨٠)
طلا شدن ماسه
٦٨٠ ص
(٦٨١)
طی الأرض امام با اسحاق
٦٨١ ص
(٦٨٢)
طابت وطهرت بعضها من بعض
٦٨٢ ص
(٦٨٣)
طاطا کل شریف لشرفکم
٦٨٣ ص
(٦٨٤)
ظ
٦٨٤ ص
(٦٨٥)
ظهور مقدرات
٦٨٥ ص
(٦٨٦)
ظهور کرامت ضریح مطهر عسکریین
٦٨٦ ص
(٦٨٧)
ظاهر شدن چشمه آب و درخت از غیب
٦٨٧ ص
(٦٨٨)
ظاهر شدن جسمانی امام هادی به صور مختلف
٦٨٨ ص
(٦٨٩)
ظرف (گرانبهای) دانش خداوند
٦٨٩ ص
(٦٩٠)
ع
٦٩٠ ص
(٦٩١)
علی بن عبدالغفار
٦٩١ ص
(٦٩٢)
علی بن عبدالله
٦٩٢ ص
(٦٩٣)
علی بن عبدالله بن جعفر حمیری
٦٩٣ ص
(٦٩٤)
علی بن عبدالله زبیری
٦٩٤ ص
(٦٩٥)
علی بن عبیدالله
٦٩٥ ص
(٦٩٦)
علی بن عمرو عطار قزوینی
٦٩٦ ص
(٦٩٧)
علی بن محمد بن زیاد صیمری
٦٩٧ ص
(٦٩٨)
علی بن محمد بن شجاع نیشابوری
٦٩٨ ص
(٦٩٩)
علی بن محمد بن شیره کاشانی
٦٩٩ ص
(٧٠٠)
علی بن محمد منقری
٧٠٠ ص
(٧٠١)
علی بن محمد نوفلی
٧٠١ ص
(٧٠٢)
علی بن مهزیار اهوازی دورقی
٧٠٢ ص
(٧٠٣)
علی بن یحیی دهقان
٧٠٣ ص
(٧٠٤)
عیسی بن احمد
٧٠٤ ص
(٧٠٥)
عبدالعظیم حسنی
٧٠٥ ص
(٧٠٦)
علی بن جعفر
٧٠٦ ص
(٧٠٧)
عداوت با آل عدالت
٧٠٧ ص
(٧٠٨)
عمارت جدید
٧٠٨ ص
(٧٠٩)
علل هجرت میرزا به سامرا
٧٠٩ ص
(٧١٠)
عالمترین مردم
٧١٠ ص
(٧١١)
علم پیامبران
٧١١ ص
(٧١٢)
علم کتاب
٧١٢ ص
(٧١٣)
عصمکم الله من الزلل
٧١٣ ص
(٧١٤)
عبادت و بندگی خداوند
٧١٤ ص
(٧١٥)
عارف بحقکم
٧١٥ ص
(٧١٦)
عامل بامرکم
٧١٦ ص
(٧١٧)
علم داشتن بر اسم اعظم الهی
٧١٧ ص
(٧١٨)
عصمت امامان
٧١٨ ص
(٧١٩)
علم امامان
٧١٩ ص
(٧٢٠)
عبادت امام هادی
٧٢٠ ص
(٧٢١)
عثمان بن سعید عمری
٧٢١ ص
(٧٢٢)
علی بن احمد الصیمری
٧٢٢ ص
(٧٢٣)
علی بن جعفر الهمانی
٧٢٣ ص
(٧٢٤)
علی بن الحسن بن علی بن فضال
٧٢٤ ص
(٧٢٥)
علی بن زیاد صیمری
٧٢٥ ص
(٧٢٦)
علی بن عبدالغفار
٧٢٦ ص
(٧٢٧)
علی بن عمرو العطار
٧٢٧ ص
(٧٢٨)
علی بن عمر النوفلی
٧٢٨ ص
(٧٢٩)
علی بن محمد النوفلی
٧٢٩ ص
(٧٣٠)
علی بن مهزیار الاهوازی
٧٣٠ ص
(٧٣١)
عیسی بن احمد بن عیسی
٧٣١ ص
(٧٣٢)
عبدوس عطار کوفی
٧٣٢ ص
(٧٣٣)
عبدالرحمن بن محمد بن طیفور متطبب
٧٣٣ ص
(٧٣٤)
عبدالصمد قمی
٧٣٤ ص
(٧٣٥)
عبدالعظیم حسنی
٧٣٥ ص
(٧٣٦)
عثمان بن سعید عمری
٧٣٦ ص
(٧٣٧)
عروة بن یحیی
٧٣٧ ص
(٧٣٨)
علی بن ابراهیم همدانی
٧٣٨ ص
(٧٣٩)
علی بن ابراهیم
٧٣٩ ص
(٧٤٠)
علی بن ابیقره
٧٤٠ ص
(٧٤١)
علی بن بلال بغدادی
٧٤١ ص
(٧٤٢)
علی بن جعفر همانی
٧٤٢ ص
(٧٤٣)
علی بن حسن
٧٤٣ ص
(٧٤٤)
علی بن حسن بن فضال
٧٤٤ ص
(٧٤٥)
علی بن حسین بن عبد ربه
٧٤٥ ص
(٧٤٦)
علی بن حسین همدانی
٧٤٦ ص
(٧٤٧)
علی بن رمیس بغدادی
٧٤٧ ص
(٧٤٨)
علی بن ریان بن صلت اشعری قمی
٧٤٨ ص
(٧٤٩)
علی بن زیاد صیمری
٧٤٩ ص
(٧٥٠)
علی بن شیره
٧٥٠ ص
(٧٥١)
عبادت و بندگی
٧٥١ ص
(٧٥٢)
عزت نفس و توکل امام هادی به خدا
٧٥٢ ص
(٧٥٣)
عبادت
٧٥٣ ص
(٧٥٤)
عطر گلها، بوی خون
٧٥٤ ص
(٧٥٥)
عاق والدین
٧٥٥ ص
(٧٥٦)
علم خدا به اشیا، پیش از آفرینش
٧٥٦ ص
(٧٥٧)
عقیق زرد و فیروزه
٧٥٧ ص
(٧٥٨)
علم امام به امور غیبی
٧٥٨ ص
(٧٥٩)
علی بن جعفر
٧٥٩ ص
(٧٦٠)
علی بن جعفر و فارس بن حاتم
٧٦٠ ص
(٧٦١)
علی بن الحسین بن عبدالله
٧٦١ ص
(٧٦٢)
علی بن مهزیار
٧٦٢ ص
(٧٦٣)
عمر آل فرج
٧٦٣ ص
(٧٦٤)
عباس بن عبدالمطلب
٧٦٤ ص
(٧٦٥)
عمره تمتع
٧٦٥ ص
(٧٦٦)
عمل به وصایای یهودی
٧٦٦ ص
(٧٦٧)
عسل
٧٦٧ ص
(٧٦٨)
علم الله تعالی
٧٦٨ ص
(٧٦٩)
علت ناخوش داشتن مرگ
٧٦٩ ص
(٧٧٠)
عدم میل به دنیا
٧٧٠ ص
(٧٧١)
عبدالله بن اسعد الیافعی الیمنی
٧٧١ ص
(٧٧٢)
علی بن محمد ابن الصباغ مالکی
٧٧٢ ص
(٧٧٣)
عبد الحی بن العماد الحنبلی
٧٧٣ ص
(٧٧٤)
علی بن مهزیار اهوازی
٧٧٤ ص
(٧٧٥)
علی بن جعفر همینیاوی (همانی)
٧٧٥ ص
(٧٧٦)
عثمان بن سعید (نایب اول از نواب اربعه)
٧٧٦ ص
(٧٧٧)
عبدالرحمان بن محمد بن طیفور المتطیب
٧٧٧ ص
(٧٧٨)
عبدالعظیم
٧٧٨ ص
(٧٧٩)
عبدالله بن محمد اصفهانی
٧٧٩ ص
(٧٨٠)
عبدالله بن محمد بن عبدالله بن یاسین
٧٨٠ ص
(٧٨١)
غ
٧٨١ ص
(٧٨٢)
غوطه ور در شط آرامش
٧٨٢ ص
(٧٨٣)
ف
٧٨٣ ص
(٧٨٤)
فجعلکم بعرشه محدقین
٧٨٤ ص
(٧٨٥)
فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکَر فیها اسمه
٧٨٥ ص
(٧٨٦)
فکنا عنده مسلمین بفضلکم
٧٨٦ ص
(٧٨٧)
فبلغ الله بکم اشرف محل المکَرمین واعلی منازل المقَربین وارفع درجات المرسلین
٧٨٧ ص
(٧٨٨)
فمعکم معکم لامع غیرکم
٧٨٨ ص
(٧٨٩)
فثبتنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم ومحبتکم ودینکم
٧٨٩ ص
(٧٩٠)
فما احلی اسمائکم
٧٩٠ ص
(٧٩١)
فبحق من ائتمنکم علی سره
٧٩١ ص
(٧٩٢)
فانی لکم مطیع
٧٩٢ ص
(٧٩٣)
فبحقهم الذی اوجبت لهم علیک
٧٩٣ ص
(٧٩٤)
فضیلت پیامبر و علی
٧٩٤ ص
(٧٩٥)
فضیلت دانشمندان در زمان غیبت
٧٩٥ ص
(٧٩٦)
فضیلت صبر و پایداری
٧٩٦ ص
(٧٩٧)
فقه امام هادی
٧٩٧ ص
(٧٩٨)
فراهم شدن آب برای نماز
٧٩٨ ص
(٧٩٩)
فرستادن دارو برای بیمار
٧٩٩ ص
(٨٠٠)
فصل رویاهای سبز
٨٠٠ ص
(٨٠١)
فراز و فرود درفش
٨٠١ ص
(٨٠٢)
فروتنی
٨٠٢ ص
(٨٠٣)
فرق ایمان و اسلام
٨٠٣ ص
(٨٠٤)
فضیلت خواندن سوره قدر
٨٠٤ ص
(٨٠٥)
فضیلت قرائت سوره (هل أتی)
٨٠٥ ص
(٨٠٦)
فضیلت علمای شیعه
٨٠٦ ص
(٨٠٧)
فضیلت ماه مبارک
٨٠٧ ص
(٨٠٨)
فروش وقف
٨٠٨ ص
(٨٠٩)
فراموشی وصیت
٨٠٩ ص
(٨١٠)
فضیلت علما و دانشمندان
٨١٠ ص
(٨١١)
فضیلت تقوی
٨١١ ص
(٨١٢)
فضیلت بردباری
٨١٢ ص
(٨١٣)
فضیلت زمین کربلا
٨١٣ ص
(٨١٤)
فضیلت دوراندیشی
٨١٤ ص
(٨١٥)
فضیلت قبول سرزنش
٨١٥ ص
(٨١٦)
فضیلت حکمت
٨١٦ ص
(٨١٧)
فوز دیدار
٨١٧ ص
(٨١٨)
فروتنی درندگان
٨١٨ ص
(٨١٩)
فتح بن یزید گرگانی
٨١٩ ص
(٨٢٠)
فضل بن شاذان نیشابوری
٨٢٠ ص
(٨٢١)
فضل بن کثیر بغدادی
٨٢١ ص
(٨٢٢)
فضل بن مبارک
٨٢٢ ص
(٨٢٣)
فضل بن شاذان نیشابوری
٨٢٣ ص
(٨٢٤)
فضیلت صلوات هنگام بوسیدن گل
٨٢٤ ص
(٨٢٥)
فتوای بزرگی از سامرا صادر شد
٨٢٥ ص
(٨٢٦)
فعظمتم جلاله واکبرتم شانه ومجدتم کَرمه
٨٢٦ ص
(٨٢٧)
فالراغب عنکم مارق والازم لکم لاحق والمقَصر فی حقکم زاهق
٨٢٧ ص
(٨٢٨)
ق
٨٢٨ ص
(٨٢٩)
قایقی غمگین میان ابرها
٨٢٩ ص
(٨٣٠)
قرآن، در هر زمانی، نو است
٨٣٠ ص
(٨٣١)
قاسم یقطینی و علی بن حسکه
٨٣١ ص
(٨٣٢)
قرائت سوره در نماز
٨٣٢ ص
(٨٣٣)
قطع کننده نماز
٨٣٣ ص
(٨٣٤)
قضای نماز و روزه بیهوش
٨٣٤ ص
(٨٣٥)
قربانی
٨٣٥ ص
(٨٣٦)
قوت یافتن مرکب ابوهاشم
٨٣٦ ص
(٨٣٧)
قدرت ملکوتی امام هادی
٨٣٧ ص
(٨٣٨)
قوی شدن شگفت انگیز حیوان
٨٣٨ ص
(٨٣٩)
قاسم شعرانی یقطینی
٨٣٩ ص
(٨٤٠)
قاسم صیقل
٨٤٠ ص
(٨٤١)
قادسیه و کوشک خاقانی
٨٤١ ص
(٨٤٢)
قضاء
٨٤٢ ص
(٨٤٣)
ک
٨٤٣ ص
(٨٤٤)
کشاورزی امام هادی
٨٤٤ ص
(٨٤٥)
کودکی در روزگار تلخ یأس
٨٤٥ ص
(٨٤٦)
کلاغ دسیسه، کویر خلیفه
٨٤٦ ص
(٨٤٧)
کوبش طبل های دیوانه
٨٤٧ ص
(٨٤٨)
کردار بندگان خدا
٨٤٨ ص
(٨٤٩)
کراهت خوابیدن پس از نماز شب
٨٤٩ ص
(٨٥٠)
کفاره روزه
٨٥٠ ص
(٨٥١)
کراهت طلاق از راه طلب مهریه
٨٥١ ص
(٨٥٢)
کفاره نذر
٨٥٢ ص
(٨٥٣)
کسب حلال
٨٥٣ ص
(٨٥٤)
کسی که از خود خشنود است
٨٥٤ ص
(٨٥٥)
کسی که عقیدهاش را برای تو گردانده است
٨٥٥ ص
(٨٥٦)
کسی که به قصد انجام کاری حرکت کند
٨٥٦ ص
(٨٥٧)
کله پوسیده آدمی در زیر خاک
٨٥٧ ص
(٨٥٨)
کار حضرت مسیح را انجام میداد
٨٥٨ ص
(٨٥٩)
کافور خادم
٨٥٩ ص
(٨٦٠)
کرامت امام هادی برای داود
٨٦٠ ص
(٨٦١)
کرامت امام هادی نزد متوکل
٨٦١ ص
(٨٦٢)
کتیبه آستانه
٨٦٢ ص
(٨٦٣)
کوی کنشت ها و کاخها
٨٦٣ ص
(٨٦٤)
کتاب تاریخ سامرا
٨٦٤ ص
(٨٦٥)
کتاب های پیامبران
٨٦٥ ص
(٨٦٦)
کَما شهد الله لنفسه وشهدت له ملائکته واولوا العلم من خلقه
٨٦٦ ص
(٨٦٧)
کلامکم نور
٨٦٧ ص
(٨٦٨)
کیف اصف حسن ثنائکم
٨٦٨ ص
(٨٦٩)
کار کردن
٨٦٩ ص
(٨٧٠)
کمیابی پول حلال
٨٧٠ ص
(٨٧١)
کفاره روزه معین
٨٧١ ص
(٨٧٢)
کفر غلات
٨٧٢ ص
(٨٧٣)
گ
٨٧٣ ص
(٨٧٤)
گذشت و بخشش
٨٧٤ ص
(٨٧٥)
گرگ های عطشان قدرت
٨٧٥ ص
(٨٧٦)
گرداب آشوب و آتش
٨٧٦ ص
(٨٧٧)
گاومیش
٨٧٧ ص
(٨٧٨)
گوشت خشک شده
٨٧٨ ص
(٨٧٩)
گمان بد و گمان نیک
٨٧٩ ص
(٨٨٠)
گنجینه داران دانش خداوند
٨٨٠ ص
(٨٨١)
ل
٨٨١ ص
(٨٨٢)
لشکر خدا
٨٨٢ ص
(٨٨٣)
لبخند زمانه
٨٨٣ ص
(٨٨٤)
لحظه ها رویش اشک و اندوه
٨٨٤ ص
(٨٨٥)
لباس نمازگزار
٨٨٥ ص
(٨٨٦)
لشگر ملائکه
٨٨٦ ص
(٨٨٧)
لیست اسامی شروع شده با«الف»
٨٨٧ ص
(٨٨٨)
لا اله الا هو العزیز الحکیم
٨٨٨ ص
(٨٨٩)
لما استوهبتم ذنوبی
٨٨٩ ص
(٨٩٠)
م
٨٩٠ ص
(٨٩١)
محمد بن قاسم بن حمزة بن موسی
٨٩١ ص
(٨٩٢)
محمد بن مروان جلاب
٨٩٢ ص
(٨٩٣)
محمد بن مروان خطاب
٨٩٣ ص
(٨٩٤)
محمد بن موسی بن فرات
٨٩٤ ص
(٨٩٥)
محمد بن موسی الربعی
٨٩٥ ص
(٨٩٦)
محمد بن یحیی بن دریاب
٨٩٦ ص
(٨٩٧)
مصقلة بن اسحاق قمی اشعری
٨٩٧ ص
(٨٩٨)
معاویة بن حکیم
٨٩٨ ص
(٨٩٩)
منصور بن عباس رازی
٨٩٩ ص
(٩٠٠)
موسی بن داوود یعقوبی
٩٠٠ ص
(٩٠١)
موسی بن عمر بن بزیع
٩٠١ ص
(٩٠٢)
موسی بن عمر حضین
٩٠٢ ص
(٩٠٣)
موسی بن مرشد وراق نیشابوری
٩٠٣ ص
(٩٠٤)
معجزه عجیب طی الارض
٩٠٤ ص
(٩٠٥)
مناجات با خدا
٩٠٥ ص
(٩٠٦)
مرقد حسین بن علی الهادی
٩٠٦ ص
(٩٠٧)
مسجد بزرگ سامرا
٩٠٧ ص
(٩٠٨)
مناره ی ملویه
٩٠٨ ص
(٩٠٩)
مسجد بزرگ ابودلف
٩٠٩ ص
(٩١٠)
مورخ سامرا
٩١٠ ص
(٩١١)
من والاکم فقَد والی الله ومن عاداکم فقد عاد الله و من احبکم فقَد احب الله ومن ابغضکم فقَد ابغض الله
٩١١ ص
(٩١٢)
محبت به خداوند
٩١٢ ص
(٩١٣)
من اتبعکم فالجنة ماویه ومن خالفکم فالنار مثویه
٩١٣ ص
(٩١٤)
مستبصر بشانکم وبضلالة من خالفکم
٩١٤ ص
(٩١٥)
موال لکم ولاولیائکم مبغض لاعدائکم ومعاد لهم
٩١٥ ص
(٩١٦)
محقق لما حققتم مبطل لما ابطلتم
٩١٦ ص
(٩١٧)
مطیع لکم
٩١٧ ص
(٩١٨)
مقر بفضلکم
٩١٨ ص
(٩١٩)
محتمل لعلمکم
٩١٩ ص
(٩٢٠)
محتجب بذمتکم
٩٢٠ ص
(٩٢١)
محمد بن احمد بن عبیدالله
٩٢١ ص
(٩٢٢)
محمد بن سلیمان بن زرقان
٩٢٢ ص
(٩٢٣)
محمد بن ابیطیفور متطبب
٩٢٣ ص
(٩٢٤)
محمد بن احمد بن ابراهیم
٩٢٤ ص
(٩٢٥)
محمد بن احمد محمودی
٩٢٥ ص
(٩٢٦)
محمد بن احمد بن عبیدالله بن منصور
٩٢٦ ص
(٩٢٧)
محمد بن احمد بن مطهر
٩٢٧ ص
(٩٢٨)
محمد بن احمد بن مهران
٩٢٨ ص
(٩٢٩)
محمد بن اسماعیل صیمری قمی
٩٢٩ ص
(٩٣٠)
محمد بن جزک جمال
٩٣٠ ص
(٩٣١)
محمد بن حسن بن شمون بصری
٩٣١ ص
(٩٣٢)
محمد بن حسن بن ابیالخطاب
٩٣٢ ص
(٩٣٣)
محمد بن حمزه قمی
٩٣٣ ص
(٩٣٤)
محمد بن حصین فهری
٩٣٤ ص
(٩٣٥)
محمد بن حصین
٩٣٥ ص
(٩٣٦)
محمد بن خالد رازی
٩٣٦ ص
(٩٣٧)
محمد بن رجا خیاط
٩٣٧ ص
(٩٣٨)
محمد بن ریان بن صلت
٩٣٨ ص
(٩٣٩)
محمد بن سعید بن کلثوم مروزی
٩٣٩ ص
(٩٤٠)
محمد بن سلیمان جلاب
٩٤٠ ص
(٩٤١)
محمد بن صیفی کوفی
٩٤١ ص
(٩٤٢)
محمد بن عبدالجبار
٩٤٢ ص
(٩٤٣)
محمد بن عبدالرحمن همدانی نوفلی
٩٤٣ ص
(٩٤٤)
محمد بن عبدالله بن مهران کرخی
٩٤٤ ص
(٩٤٥)
محمد بن عبیدالله
٩٤٥ ص
(٩٤٦)
محمد بن علی بن عیسی اشعری قمی
٩٤٦ ص
(٩٤٧)
محمد بن علی بن مهزیار
٩٤٧ ص
(٩٤٨)
محمد بن عیسی بن عبید یقطینی
٩٤٨ ص
(٩٤٩)
محمد بن فرج رخجی
٩٤٩ ص
(٩٥٠)
محمد بن فضل بغدادی
٩٥٠ ص
(٩٥١)
مهربانی
٩٥١ ص
(٩٥٢)
مرگ خلیفه ظالم بعد از سه روز
٩٥٢ ص
(٩٥٣)
مرو راهی که بر پا سنگت آید
٩٥٣ ص
(٩٥٤)
مقام امام حسین
٩٥٤ ص
(٩٥٥)
مسلمان شدن قیصر روم از پاسخ امام هادی
٩٥٥ ص
(٩٥٦)
مشعل های خاموش
٩٥٦ ص
(٩٥٧)
موج های خونین شورش
٩٥٧ ص
(٩٥٨)
میان ماه من
٩٥٨ ص
(٩٥٩)
معجزه پیامبر در توطئه گودال و سم
٩٥٩ ص
(٩٦٠)
محمد و علی، پدران این امت
٩٦٠ ص
(٩٦١)
معجزه امام علی از زبان امام هادی
٩٦١ ص
(٩٦٢)
محمد بن ریان
٩٦٢ ص
(٩٦٣)
محمد بن فرج
٩٦٣ ص
(٩٦٤)
مضمضه و استنشاق در وضو
٩٦٤ ص
(٩٦٥)
مسح دو پا
٩٦٥ ص
(٩٦٦)
مکان نمازگزار
٩٦٦ ص
(٩٦٧)
مکروه بودن سفر در پیش از ظهر جمعه
٩٦٧ ص
(٩٦٨)
مصرف زکات
٩٦٨ ص
(٩٦٩)
محرمات احرام
٩٦٩ ص
(٩٧٠)
مهریه
٩٧٠ ص
(٩٧١)
محارم رضاعی
٩٧١ ص
(٩٧٢)
مال پیدا شده
٩٧٢ ص
(٩٧٣)
مال حرام
٩٧٣ ص
(٩٧٤)
مرکب
٩٧٤ ص
(٩٧٥)
مذمت بعضی از صفات
٩٧٥ ص
(٩٧٦)
مذمت حرص
٩٧٦ ص
(٩٧٧)
ملاحظه غربت
٩٧٧ ص
(٩٧٨)
مأمورین غیبی
٩٧٨ ص
(٩٧٩)
محمد بن ابراهیم بن محمد الهمدانی
٩٧٩ ص
(٩٨٠)
محمد بن احمد بن حماد المحمودی
٩٨٠ ص
(٩٨١)
ن
٩٨١ ص
(٩٨٢)
نضر بن محمد همدانی
٩٨٢ ص
(٩٨٣)
نجات علی بن جعفر از زندان
٩٨٣ ص
(٩٨٤)
نجات یکی از شیعیان
٩٨٤ ص
(٩٨٥)
نمایان شدن آب در بیابان
٩٨٥ ص
(٩٨٦)
نذر نصرانی برای امام هادی
٩٨٦ ص
(٩٨٧)
نفرین مظلوم بر ظالم
٩٨٧ ص
(٩٨٨)
نام های سامرا
٩٨٨ ص
(٩٨٩)
نمونهای از سیاست امام هادی
٩٨٩ ص
(٩٩٠)
نیاز به امامت
٩٩٠ ص
(٩٩١)
نص بر امامت امام هادی
٩٩١ ص
(٩٩٢)
نظافت
٩٩٢ ص
(٩٩٣)
نماز در لباس کرک و پشم
٩٩٣ ص
(٩٩٤)
نماز در لباسی از موی انسان
٩٩٤ ص
(٩٩٥)
نماز در بیابان
٩٩٥ ص
(٩٩٦)
نماز شخص بیهوش، قضا ندارد
٩٩٦ ص
(٩٩٧)
نماز قصر در سفر مکه
٩٩٧ ص
(٩٩٨)
ناآگاهی از حقیقت مرگ
٩٩٨ ص
(٩٩٩)
نان در سفره و بلعیدن جادوگر
٩٩٩ ص
(١٠٠٠)
نمایش لشکر امام در مقابل خلیفه
١٠٠٠ ص
(١٠٠١)
نقشه عجیب
١٠٠١ ص
(١٠٠٢)
نذر مادر متوکل برای امام هادی
١٠٠٢ ص
(١٠٠٣)
نصیحت قاطع امام هادی به متوکل
١٠٠٣ ص
(١٠٠٤)
نمونهای از مهمان نوازی و کرم امام هادی
١٠٠٤ ص
(١٠٠٥)
نهی شدید امام هادی از همنشینی با گمراهان
١٠٠٥ ص
(١٠٠٦)
نرمی آواز جوی
١٠٠٦ ص
(١٠٠٧)
نتیج بی اعتنایی به مکر خدا
١٠٠٧ ص
(١٠٠٨)
نتیجه عاق والدین
١٠٠٨ ص
(١٠٠٩)
نتیجه جدال
١٠٠٩ ص
(١٠١٠)
نوح پیامبر، و فرزندانش
١٠١٠ ص
(١٠١١)
ناگواری مرگ
١٠١١ ص
(١٠١٢)
نامیدن فاطمه، به (زهرا)
١٠١٢ ص
(١٠١٣)
نفرین امام بر مردی که سوگند دروغ خورد
١٠١٣ ص
(١٠١٤)
نگین موسی بن بغا
١٠١٤ ص
(١٠١٥)
ناصبی کیست؟
١٠١٥ ص
(١٠١٦)
نماز مسافر
١٠١٦ ص
(١٠١٧)
نماز جماعت در کشتی
١٠١٧ ص
(١٠١٨)
نماز در کجاوه
١٠١٨ ص
(١٠١٩)
نماز جعفر طیار
١٠١٩ ص
(١٠٢٠)
نشانه آغاز ماه رمضان
١٠٢٠ ص
(١٠٢١)
نذر
١٠٢١ ص
(١٠٢٢)
نماز شب
١٠٢٢ ص
(١٠٢٣)
نجات پیدا کردن از مرگ
١٠٢٣ ص
(١٠٢٤)
نفرین امام هادی بر متوکل ملعون
١٠٢٤ ص
(١٠٢٥)
نفرین امام هادی بر شخص جسارتکننده
١٠٢٥ ص
(١٠٢٦)
نیروهای مسلح امام هادی
١٠٢٦ ص
(١٠٢٧)
نتیجه ی جسارت به امام
١٠٢٧ ص
(١٠٢٨)
نصر بن حازم قمی
١٠٢٨ ص
(١٠٢٩)
و
١٠٢٩ ص
(١٠٣٠)
و برهانه
١٠٣٠ ص
(١٠٣١)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٣١ ص
(١٠٣٢)
واشهد ان محمدا عبده المنتجب ورسوله المرتضی
١٠٣٢ ص
(١٠٣٣)
واشهد انکم الائمة الراشدون
١٠٣٣ ص
(١٠٣٤)
وارتضاکم لغیبه
١٠٣٤ ص
(١٠٣٥)
واختارکم لسره
١٠٣٥ ص
(١٠٣٦)
واجتباکم بقدرته
١٠٣٦ ص
(١٠٣٧)
واعزکم بهداه
١٠٣٧ ص
(١٠٣٨)
وخصکم ببرهانه
١٠٣٨ ص
(١٠٣٩)
وانتجبکم لنوره
١٠٣٩ ص
(١٠٤٠)
وایدکم بروحه
١٠٤٠ ص
(١٠٤١)
ورضیکم خلفاء فی ارضه
١٠٤١ ص
(١٠٤٢)
وحججا علی بریته
١٠٤٢ ص
(١٠٤٣)
وانصارا لدینه
١٠٤٣ ص
(١٠٤٤)
و حفظة لسره
١٠٤٤ ص
(١٠٤٥)
ومستودعا لحکمته
١٠٤٥ ص
(١٠٤٦)
وتراجمة لوحیه
١٠٤٦ ص
(١٠٤٧)
وارکانا لتوحیده
١٠٤٧ ص
(١٠٤٨)
وشهداء علی خلقه
١٠٤٨ ص
(١٠٤٩)
واعلاما لعباده
١٠٤٩ ص
(١٠٥٠)
ومنارا فی بلاده
١٠٥٠ ص
(١٠٥١)
وادلاء علی صراطه
١٠٥١ ص
(١٠٥٢)
وامنکم من الفتن
١٠٥٢ ص
(١٠٥٣)
وطهرکم من الدنس
١٠٥٣ ص
(١٠٥٤)
واذهب عنکم الرجس
١٠٥٤ ص
(١٠٥٥)
وطهرکم تطهیرا
١٠٥٥ ص
(١٠٥٦)
وادمتم ذکره ووکدتم میثاقه واحکَمتم عقد طاعته
١٠٥٦ ص
(١٠٥٧)
ونصحتم له فی السر والعلانیة ودعوتم الی سبیله بالحکمة والموعظة الحسنة
١٠٥٧ ص
(١٠٥٨)
وبذلتم انفسکم فی مرضاته
١٠٥٨ ص
(١٠٥٩)
وصبرتم علی ما اصابکم فی جنبه
١٠٥٩ ص
(١٠٦٠)
وسائلی که خداوند برای پیامبران فرستاد
١٠٦٠ ص
(١٠٦١)
والمثل الاعلی
١٠٦١ ص
(١٠٦٢)
والدعوة الحسنی
١٠٦٢ ص
(١٠٦٣)
وحجج الله علی اهل الدنیا والاخرة والاولی
١٠٦٣ ص
(١٠٦٤)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٦٤ ص
(١٠٦٥)
ومساکن برکَة الله
١٠٦٥ ص
(١٠٦٦)
ومعادن حکمة الله
١٠٦٦ ص
(١٠٦٧)
وحفظة سر الله
١٠٦٧ ص
(١٠٦٨)
وحملة کتاب الله
١٠٦٨ ص
(١٠٦٩)
واوصیاء نبی الله
١٠٦٩ ص
(١٠٧٠)
وذریة رسول الله
١٠٧٠ ص
(١٠٧١)
والادلاء علی مرضات الله
١٠٧١ ص
(١٠٧٢)
والمستقرین فی امر الله
١٠٧٢ ص
(١٠٧٣)
والتامین فی محبة الله
١٠٧٣ ص
(١٠٧٤)
والمخلصین فی توحید الله
١٠٧٤ ص
(١٠٧٥)
والمظهرین لامر الله ونهیه
١٠٧٥ ص
(١٠٧٦)
وعباده المکرمین الذین لا یسبقونه بالقَول وهم بامره یعملون
١٠٧٦ ص
(١٠٧٧)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٧٧ ص
(١٠٧٨)
والقادة الهداة
١٠٧٨ ص
(١٠٧٩)
والسادة الولاة
١٠٧٩ ص
(١٠٨٠)
والذادة الحماة
١٠٨٠ ص
(١٠٨١)
واهل الذکر
١٠٨١ ص
(١٠٨٢)
واولی الامر
١٠٨٢ ص
(١٠٨٣)
وبقیة الله
١٠٨٣ ص
(١٠٨٤)
و خیرته
١٠٨٤ ص
(١٠٨٥)
و حزبه
١٠٨٥ ص
(١٠٨٦)
وعیبة علمه
١٠٨٦ ص
(١٠٨٧)
و حجته
١٠٨٧ ص
(١٠٨٨)
و صراطه
١٠٨٨ ص
(١٠٨٩)
و نوره
١٠٨٩ ص
(١٠٩٠)
وساطت غیر مستقیم در رفع مشکل
١٠٩٠ ص
(١٠٩١)
ویژگی های پیامبران
١٠٩١ ص
(١٠٩٢)
وضو پس از غسل جمعه
١٠٩٢ ص
(١٠٩٣)
وقت قضای نوافل
١٠٩٣ ص
(١٠٩٤)
وقف یا صدقه
١٠٩٤ ص
(١٠٩٥)
وصیت
١٠٩٥ ص
(١٠٩٦)
وزیدن باد و بلند کردن پرده
١٠٩٦ ص
(١٠٩٧)
وموضع الرسالة
١٠٩٧ ص
(١٠٩٨)
ومختلف الملائکة
١٠٩٨ ص
(١٠٩٩)
ومهبط الوحی
١٠٩٩ ص
(١١٠٠)
ومعدن الرحمة
١١٠٠ ص
(١١٠١)
وخزان العلم
١١٠١ ص
(١١٠٢)
ومنتهی الحلم
١١٠٢ ص
(١١٠٣)
واصول الکَرم
١١٠٣ ص
(١١٠٤)
وقادة الامم
١١٠٤ ص
(١١٠٥)
و اولیاء النعم
١١٠٥ ص
(١١٠٦)
وعناصر الابرار
١١٠٦ ص
(١١٠٧)
ودعائم الاخیار
١١٠٧ ص
(١١٠٨)
وساسة العباد
١١٠٨ ص
(١١٠٩)
وارکان البلاد
١١٠٩ ص
(١١١٠)
وابواب الایمان
١١١٠ ص
(١١١١)
وامناء الرحمن
١١١١ ص
(١١١٢)
وسلالة النبیین
١١١٢ ص
(١١١٣)
وصفوة المرسلین
١١١٣ ص
(١١١٤)
وعترة خیرة رب العالمین
١١١٤ ص
(١١١٥)
ورحمة الله وبرکاته
١١١٥ ص
(١١١٦)
ومصابیح الدجی
١١١٦ ص
(١١١٧)
واعلام التقی
١١١٧ ص
(١١١٨)
وذوی النهی واولی الحجی
١١١٨ ص
(١١١٩)
وکَهف الوری
١١١٩ ص
(١١٢٠)
ه
١١٢٠ ص
(١١٢١)
هدایت شخص منحرف و مریض
١١٢١ ص
(١١٢٢)
هیچ زمینی خالی از قبر نیست
١١٢٢ ص
(١١٢٣)
هدایت گمراه با سخنی کوتاه
١١٢٣ ص
(١١٢٤)
هدایت یافتگان به دست امام هادی
١١٢٤ ص
(١١٢٥)
همنام گلهای بهاری
١١٢٥ ص
(١١٢٦)
همراهان دنیا و آخرت
١١٢٦ ص
(١١٢٧)
هیچ جا از خدای سبحان خالی نیست
١١٢٧ ص
(١١٢٨)
هجوم شبانه مأموران متوکل به خانه امام
١١٢٨ ص
(١١٢٩)
هلاکت دشمن
١١٢٩ ص
(١١٣٠)
هلاکت شعبده باز
١١٣٠ ص
(١١٣١)
هیبت و عظمت امام هادی
١١٣١ ص
(١١٣٢)
هارون بن الفضل
١١٣٢ ص
(١١٣٣)
همه زبان ها
١١٣٣ ص
(١١٣٤)
همراهی روح (فرشته الهی) با ایشان
١١٣٤ ص
(١١٣٥)
ی
١١٣٥ ص
(١١٣٦)
یگانگی خدا
١١٣٦ ص
(١١٣٧)
یافتن جوابهای غیبی از زیر جانماز
١١٣٧ ص
(١١٣٨)
یاسر خادم الامام الرضا
١١٣٨ ص
(١١٣٩)
یحیی بن عبدالرحمان بن خاقان
١١٣٩ ص
(١١٤٠)
یعقوب بن اسحاق السکیت
١١٤٠ ص
(١١٤١)
یحیی بن ابیبکیر رازی ضریر
١١٤١ ص
(١١٤٢)
یحیی بن محمد
١١٤٢ ص
(١١٤٣)
یعقوب بن اسحاق
١١٤٣ ص
(١١٤٤)
یعقوب بجلی
١١٤٤ ص
(١١٤٥)
یعقوب بن منقوش
١١٤٥ ص
(١١٤٦)
یعقوب بن یزید
١١٤٦ ص
(١١٤٧)
یکی از دعاهای امام هادی
١١٤٧ ص
(١١٤٨)
یک کهکشان، در یک نگاه
١١٤٨ ص
(١١٤٩)
یا اهل بیت النبوة
١١٤٩ ص
(١١٥٠)
یا ولی الله ان بینی وبین الله عزوجل ذنوبا لا یاتی علیها الا رضاکم
١١٥٠ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص

دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٦ - جبر و تفویض و اثبات عدل

جبر و تفویض و اثبات عدل

کلام آن حضرت به مردم اهواز در رد جبر و تفویض و اثبات عدل
از علی بن محمد، سلام و رحمت و برکات الهی بر شما و بر هر که راه هدایت را بپیماید، نامه‌ی شما به دست من رسید و آنچه بدان اشاره کرده بودید را دانستم، که در دینتان دچار اختلاف شده‌اید، و در مسأله‌ی قضاء و قدر الهی فرو رفته‌اید، و نیز گفتار گروهی از شما که قائل به جبر، و سخن عده‌ای از شما که به تفویض اعتقاد پیدا کرده‌اند، و به پراکندگی و دشمنی واقع شده در میانتان، آگاهی پیدا نمودم، آنگاه در مورد آن از من نظر خواسته‌اید که برای شما بیان نمایم، و تمامی این مطالب را دانستم.
خداوند شما را رحمت کند، بدانید، ما در روایات و احادیث وارده نظر افکندیم، نزد تمامی آنان که نام مسلمان را بر خود گذارده‌اند و خدا را می‌شناسند، آن روایات از دو حالت خارج نیستند، یا حقند که باید پیروی شوند، و یا باطل است که باید از آنها دوری گزیده شود.
و تمامی امت بر این معنی عقیده دارند و اختلافی در آن بین ایشان نیست که قرآن حق است، و نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌ها این معنا مسلم است، و در هنگام اتحادشان به تصدیق قرآن و حقیت آن اعتراف دارند، و در این عقیده راه صواب را پیموده و هدایت یافته‌اند، و آن همان گفتار پیامبر صلی الله علیه و اله است که فرمود: «امتم در یک عقیده‌ی ناصواب با یکدیگر متفق نمی‌شوند، پس خبر داد که آنچه تمامی امت بر آن اتفاق دارند حق است.
و این زمانی است که گروهی با گروه دیگر مخالفت نکنند، و قرآن حق است، و در نازل شدن و صدق بودن آن اختلافی بین مردم نیست، هر گاه قرآن به درستی خبر و حقیت آن خبر داد و گروهی از امت آن را منکر شدند بدون شک باید بدان اقرار و اعتراف نمایند، چرا که در اصل اولیه که همان درستی قرآن است اتفاق دارند، و اگر منکر شدند لازمه‌ی آن خروج از اسلام است.
اولین خبر و روایتی که درستی و صدق آن از قرآن فهمیده می‌شود و قرآن برای آن گواه است، خبری است که از پیامبر روایت شده و موافق کتاب الهی یافته شده، به گونه‌ای که سائر احادیث با آن مخالفت نمی‌کند، آنجا که می‌فرماید: «من در میان شما دو چیز گرانبها به جای می‌گذارم، کتاب خدا و خاندانم، تا آنگاه که به این دو تمسک جسته‌اید گمراه نمی‌شوید، و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند».
هنگامی که شواهد صدق آن را در قرآن به طور صریح یافتیم، آنجا که می‌فرماید: «به درستی که ولی و سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آورده و نماز بپای می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند - و هر که دوستی خدا و پیامبر او و ایمان آورندگان را برگزیند به درستی که گروه خدا پیروزند»، و اهل سنت در این زمینه روایاتی را در مورد حضرت علی علیه‌السلام ذکر کرده‌اند که ایشان در حال رکوع انگشترش را صدقه داد، و خداوند این امر را از او سپاس گزارد، و در رابطه با این موضوع این آیه را نازل کرد.
و پیامبر را یافتیم که این فرموده را بیان داشت: «هر که من مولای او هستم علی مولای اوست»، و فرمود: «تو نسبت به من همانند هارون به موسی هستی جز آن که بعد از من پیامبری نیست»، و یافتیم که فرمود: «علی قرضهایم را ادا کرده و وعده‌هایم را متحقق می‌سازد، و او بعد از من جانشینم در میان شماست».
پس خبر اولی که این اخبار از آنها استنباط شده خبر صحیحی می‌شود که بدون اختلاف همه آن را پذیرفته‌اند، و آن موافق قرآن نیز هست. هر گاه قرآن به درستی خبری گواهی داد و اخبار دیگر نیز بر درستی آن تصریح کردند، باید مسلمانان بدون شک بدان اقرار نمایند، آنگاه که این اخبار شواهد قرآنی دارد، و قرآن با آنها موافق و آنها با قرآن موافقت دارد.
سپس اخبار درستی از پیامبر صلی الله علیه و اله از زبان امام صادق علیهم‌السلام وارد شده و گروه موثق شناخته شده آنها را نقل کرده‌اند، از این رو پیروی از این اخبار بر هر زن و مرد مؤمن واجب و ضروری است، و جز کینه ورزان با آن مخالفت نمی‌نمایند.
زیرا گفتارهای خاندان پیامبر صلی الله علیه و اله به سخن الهی اتصال دارد، و این همانند سخن خدای بزرگ در قرآن محکمش است که فرموده: «به درستی که آنان که خدا و رسولش را آزار می‌دهند خداوند در دنیا و آخرت ایشان را لعنت کرده و عذاب خوارکننده‌ای را برایشان آماده و مهیا نموده است». و نظیر این آیه را در سخن پیامبر یافته‌ایم که فرمود: «هر که علی را آزار دهد مرا آزرده، و هر که مرا بیازارد خداوند را آزرده، و هر که خدا را آزار دهد به زودی از او انتقام گرفته می‌شود»، و همچنین این گفتار پیامبر: «هر که علی را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر که مرا دوست بدارد خداوند را دوست داشته است»، و همانند سخن آن حضرت در مورد قبیله‌ی بنی ولیعه: «به زودی مردی را به سوی آنان گسیل می‌دارم که همانند خود من است، خداوند و پیامبرش را دوست دارد، و خداوند و پیامبرش نیز او را دوست دارند، ای علی برخیز و به سوی آنان برو». و سخن آن حضرت در روز جنگ خیبر: «فردا مردی را به سوی آنان می‌فرستم که خداوند و پیامبرش را دوست دارد، و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند، حمله کننده بوده و فرار نمی‌نماید، بازنمی‌گردد تا این که خداوند امر را بر او بگشاید»، و پیامبر قبل از فرستادنش پیروزیش را خبر داد، بر اثر کلام آن حضرت همه‌ی اصحاب او انتظار داشتند آنان را انتخاب کند، فردای آن روز حضرت علی علیه‌السلام را فراخواند و او را به سوی دشمن گسیل داشت، و او را به این ویژگی برگزید، و او را شخصی حمله کننده و فرار نکننده نامید، و خداوند او را دوستدار خود و پیامبرش نامید، و خبر داد که خدا و رسولش او را دوست دارند.
و ما این شرح و بیان را مقدم داشتیم تا دلیل و برهانی باشد بر آنچه قصد بیان آن را داریم، و کمک و نیرویی باشد بر آنچه تبیین کننده‌ی آن هستیم، از موضوع جبر و تفویض و مکانی بین این دو، و به یاری و توان الهی آغاز کرده و در تمامی کارهایمان بر او توکل می‌نمائیم.
این بحث را با گفتار امام صادق علیه‌السلام آغاز می‌کنیم که فرمود: «نه جبر صحیح است و نه تفویض و لکن امری میان این دو درست می‌باشد، و آن صحت خلقت، و باز نمودن راه، و مهلت دادن در زمان عمل، و توشه برداشتن، و سببی که فاعل را برای عملش تحریک می‌کند». [٦٥] .
و این پنچ چیز است که امام صادق علیه‌السلام با آنها کلیات فضل را گرد آورد، هر گاه بنده از یکی از آنها خالی باشد بحسب آن عملش ناقص و ناتمام است.
و امام صادق علیه‌السلام به اصلی خبر داد که بر مردم شناخت آن واجب بوده و الزامی است، و قرآن به درستی آن سخن گفته، محکمات گفتارهای پیامبرش بر آن گواهی می‌دهد، چرا که گفتارهای پیامبر صلی الله علیه و اله و خاندانش علیهم‌السلام از حدود قرآن تجاوز نمی‌نماید، و بر اساس آن است. پس هر گاه اخبار درستی وارد شد و گواهانی از قرآن بر آن بدست آمد و موافقت‌هائی پیدا کرد، و دلائلی بر صحتش یافت شد، پیروی از آن واجب شده و جز کینه‌ورزان با آن مخالفت نمی‌کنند، همچنان که در اول نامه بیان کردیم.
و هنگامی که در جستجوی صحت گفتار امام صادق علیه‌السلام برآمدیم که جبر و تفویض را انکار کرد و امری بین این دو را اثبات نمود، دیدیم قرآن بر آن گواهی داده و گفتارش را تأیید می‌کند.
و روایت دیگری از آن حضرت وارد شده که با آن موافق است، که از آن حضرت سؤال شد: آیا خداوند بندگان را بر گناه اجبار و الزام نموده است؟ امام فرمود: خداوند عادلتر از این معناست، گفته شد: آیا کارها را به ایشان واگذار نموده است؟ فرمود: خداوند گرامیتر و قدرتمندتر از این امر است. و از آن حضرت روایت شده که فرمود: مردم در مسأله‌ی قضا و قدر بر سه عقیده‌اند: کسی که گمان می‌کند کارها به او واگذار شده است، که خداوند را در فرمانروائیش خوار شمرده، و این شخص هلاک می‌گردد، و شخصی که گمان می‌کند خداوند بزرگ، مردم را بر انجام گناهان اجبار و الزام نموده و آنچه قدرت بر آن را ندارند را بر ایشان الزامی کرده، که این شخص خداوند را در کارهایش ظالم جلوه‌گر ساخته، و او نیز هلاک می‌گردد، و شخصی که گمان می‌کند خداوند مردم را تکلیف کرده به آنچه توان آن را دارند، و بر آنچه قدرتش را ندارند الزام ننموده، هر گاه کار نیک کند خداوند را سپاس گزارده، و هر گاه کار زشتی مرتکب شود از خدا طلب آمرزش نماید، این مسلمانی است که به حقیقت دست یافته است، و امام با این سخن خبر داد که هر که جبر و تفویض را بپذیرد و به آنها معتقد شود عقیده‌اش بر خلاف حق می‌باشد.
با این بیان شرح دادم هر که عقیده‌ی جبر را بپذیرد راه خطا را پیموده، و هر که به تفویض معتقد گردد به باطل معتقد گردیده، پس راه صواب امری میان این دو عقیده است.
سپس فرمود: و برای هر یک از این مسائل مثالی را می‌زنم تا معنی برای خواهنده نزدیکتر جلوه‌گر شود، و بحث را برای او از شرحش راحت‌تر گرداند، و به آن محکمات آیات الهی گواهی داده، و تصدیق آن نزد خردمندان یقینی گردد، و توفیق و نگهداری از خطا به دست خداست.
اما جبر که اعتقاد به آن خطا می‌باشد، آن گفتار کسی است که گمان کرده خداوند بزرگ مردم را بر انجام گناهان اجبار نموده و بر ارتکاب آن ایشان را عقاب می‌نماید، و هر که این سخن را بگوید خداوند را در حکمش ظالم و ستمگر جلوه‌گر ساخته و او را تکذیب نموده، و این سخن خداوند در قرآن را رد کرده که می‌فرماید: «و پروردگارت به کسی ظلم نمی‌کند»، و فرموده‌ی او: «این عقاب به سبب کارهایی است که انجام داده‌ای و خداوند به بندگانش ظلم روا نمی‌دارد»، و فرموده‌ی او: «به درستی که خداوند به مردم اندک ظلمی روا نمی‌دارد و لکن مردم نسبت به خودشان ستم می‌نمایند»، و آیات بسیاری که در این زمینه وارد شده است. پس هر که گمان کند خداوند او را مجبور به انجام گناهان نموده گناه خود را به خدا نسبت داده و در عقاب کردن خدا او را ظالم قلمداد نموده است، و هر که نسبت ظلم به خدا دهد قرآن او را تکذیب کرده و هر که قرآن را تکذیب کند به اعتقاد تمامی مسلمانان کافر است.
و مثال آن مردی است که مالک بنده‌ای شد که از خود اختیاری ندارد و چیزی از اموال دنیا را مالک نیست، و مولایش نیز این مطلب را در مورد او می‌داند، با این همه به او دستور داد که برای خرید چیزی به بازار رود و در این مورد به او پولی نیز نداد، و مالک می‌داند که آنچه او می‌خواهد در اختیار شخصی است که تا پول آن را ندهند در اختیار خریدار قرار نمی‌دهد.
و مالک این بنده، خود را با عدالت و دادگری و حکیم بودن و عدم ظلم کردن توصیف کرده است، و بنده‌اش را تهدید نموده اگر آنچه او خواسته است را نیاورد او را مؤاخذه نماید، با این که می‌داند صاحب آن متاع آن را به او نمی‌دهد، و می‌داند بنده پولی در اختیار ندارد و او نیز به او پولی را نداده است. هنگامی که بنده به بازار رفت تا متاعی که مولا خواسته بود را برای او بخرد، مشاهده کرد صاحب آن بدون پول آن را در اختیارش قرار نمی‌دهد،
و بنده نیز پول آن را ندارد، از این رو ناامیدانه و بدون تحقق بخشیدن به امر مولا به سوی او بازگشت، مولا بر او غضب کرد و او را به سبب این عمل مؤاخذه نمود.
آیا در عدالت و حکم مولا آن نیست که بنده را مؤاخذه نکند، با توجه به این که می‌داند بنده‌اش پولی در اختیار ندارد و او نیز پولی در اختیار او قرار نداده است، پس اگر بنده را مؤاخذه کند مؤاخذه‌اش ظلم و ستم و تجاوز بر اوست، و خط بطلانی است بر آنچه خود را بدان نامیده، از عادل بودن و حکیم بودن، و اگر بنده را مؤاخذه نکند و تهدیدش را عملی نسازد خود را در این مورد تکذیب کرده با دروغ و ستمی که منافی با عدالت و حکمت می‌باشند، و خداوند از آنچه اینان در مورد او می‌گویند بسیار برتر و والاتر است. پس هر که عقیده به جبر پیدا کرد یا به آنچه به جبر منتهی می‌گردد، نسبت ظلم به خداوند داده و او را به زورگوئی و تجاوزگری منسوب ساخته است، چرا که بر شخصی که مجبور نموده مؤاخذه را قرار داده است، و هر که گمان کند خداوند مردم را مجبور ساخته این معنا در حق او نیز صادق است، همانند کسی که می‌گوید: خداوند عقوبت را از آنان دفع می‌کند.
و هر که گمان کند خداوند عذاب را از گناهکاران دور می‌سازد، تهدیدهای الهی را تکذیب نموده، آنجا که می‌فرماید: «آری هر که کار زشتی را مرتکب شد و گناه او را احاطه نمود آنان اصحاب آتشند و در آن جاودانه باقی می‌مانند»، و فرموده‌ی او: «به درستی که آنان که در اموال بچه‌های یتیم بدون جهت شرعی تصرف می‌کنند آتش در جانهایشان می‌افروزند و در آتش شعله‌ور انداخته می‌شوند»، و فرموده‌ی او: «به درستی که آنان که به آیات ما کافر شدند به زودی ایشان را در آتش می‌اندازیم هر گاه پوستهایشان پخت پوست دیگری بر آنان قرار می‌دهیم تا عذاب را بچشند به درستی که خداوند عزیز و حکیم است».
با آیات بسیار دیگری در این زمینه، از کسانی که تهدیدهای الهی را تکذیب کرده و لازمه‌ی تکذیب آیات الهی کفر است، و او از جمله‌ی کسانی است که خداوند فرموده: «آیا به قسمتی از قرآن ایمان آورده و قسمتی دیگر را منکر می‌گردید، سزای کسی که چنین می‌کند چیزی نیست جز خواری در زندگی دنیا و در روز قیامت دچار بدترین عذاب می‌گردند، و خداوند از آنچه انجام می‌دهند غافل نمی‌باشد». بلکه می‌گوئیم: خداوند بزرگ بندگان را بر اساس کارهایشان جزا و پاداش می‌دهد و آنان را به سبب کارهایشان مؤاخذه می‌کند با نیرویی که در اختیارشان قرار داده است. با توجه به این مسأله ایشان را امر و نهی نمود، و در کتابش نیز بدان اشاره کرد و فرمود: «هر که کار نیک انجام دهد ده برابر آن به او عطا کنیم و هر که کار زشتی را مرتکب گردد به همانند آن مؤاخذه می‌گردد و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند»، و خدای بزرگ فرمود: «روزی که هر کس اعمال نیکی که انجام داده را در حضورش می‌یابد، و اعمال بدی را که مرتکب شده را یافته و آرزو می‌کند که بین او و آنها فاصله‌ی بسیاری بیفتد و خداوند شما را از خودش برحذر می‌دارد»، و فرمود: «امروز هر کس نسبت به آنچه انجام داده جزا داده شده و امروز ستم و ظلمی نیست»، پس این آیات محکمی است که جبر را نفی کرده و اعتقاد به آن را رد می‌کند و همانند آنها در قرآن بسیار است ما آنها را خلاصه کردیم تا نامه طولانی نشود، و توفیق از جانب خداست.
و اما تفویضی که امام صادق علیه‌السلام آن را ابطال کرد و به هر که بدان معتقد گردیده و آن را پذیرفته نسبت خطا نمودن را داد، آن گفتار کسی است که می‌گوید: خداوند بزرگ اختیار امر و نهی را به مردم واگذار کرده و آنان را مهمل قرار داده است، و در این زمینه کلام مهمی وجود دارد برای کسی که به دنبال بررسی و تفحص در آن باشد. و پیشوایان هدایتگر از خاندان پیامبر - که درود خدا بر او و خاندانش باد - بدان عقیده‌مند شده‌اند، آنان می‌گویند: اگر خداوند این تفویض را به خاطر اهمال نمودن انجام داده باید به آنچه آنان برمی‌گزینند خشنود بوده و مستحق ثواب الهی نیز باشند، و در مقابل آنچه مرتکب شده‌اند عقابی بر آنان نباشد، اگر واقعا اهمال در کار باشد. و این گفتار به دو معنی بازگشت می‌کند: یا بندگان بر او غالب گردیده و پیروز شده‌اند و او را مجبور ساخته‌اند که عقیده‌ی ایشان را بپذیرد، چه بخواهد و چه نخواهد، که در این صورت خداوند را خوار شمرده‌اند، یا این که خدای بزرگ توان امر و نهی نمودن به آنان، بر اساس خواستش را نداشته است، چه بخواهند و چه نخواهند، و از این رو امر و نهیش را به ایشان واگذار کرده، و طبق خواست آنان امر و نهیش را جاری ساخته است، و چون از متعبد ساختن آنان بر اساس اراده‌اش ناتوان گردیده و در کفر و ایمان اختیار را به ایشان واگذار نموده است.
و مثال آن مثال کسی است که بنده‌ای را خریده تا به او خدمت کند، و بنده ولایت مولا را درک کرده و در مقابل امر و نهی او مطیع می‌باشد، و مالک بنده ادعا می‌کند که قدرتمند و بزرگ و حکیم است و بنده‌اش را امر کرده و نهی نموده و بر پیروی از امرش ثواب بسیار به او وعده داده، و او را در صورت نافرمانی به عذابی دردناک تهدید نموده است، اما بنده با اراده‌ی مولایش مخالفت کرده و از امر و نهی او فرمان نمی‌برد.
و در هیچ امر و نهیی بموجب خواست مولا کاری صورت نداد بلکه بنده پیرو اراده‌ی خودش بوده و از هوای نفسش تبعیت می‌کند و مولا قدرت ندارد که او را به سوی پیروی از امر و نهیش بازگرداند، و بر انجام اراده‌ی او فرابخواند از این رو اختیار امر و نهیش را به بنده واگذار کرده و به هر چه بر طبق اراده‌ی بنده انجام گرفته و به موجب اراده‌ی مالک نباشد خشنود گردید و او را برای انجام برخی خواسته‌هایش فرستاد، و خواست خود را نیز به او بیان نمود، اما بنده با خواست مولا مخالفت نموده و قصد انجام اراده‌ی خود را داشته و از هوای نفسش پیروی نمود.
هنگامی که به سوی مولایش بازگشت مولا به آنچه آورده نظر افکنده و می‌بیند بر خلاف خواست او انجام گرفته است، به او می‌گوید: چرا بر خلاف خواسته‌ام چیز دیگری را آوردی؟ بنده می‌گوید: بر این که کارم را به خودم واگذار کردی تکیه کردم، و از خواست و اراده‌ام پیروی نمودم، زیرا هر که کاری به او واگذار شد دیگر برای انجام کار او را مؤاخذه نمی‌کنند، پس تفویض محال است.
آیا بر آنچه گفته شد این کار از دو حالت خارج است: یا مالک بنده قادر است که او را وادارد از امر و نهی او پیروی نماید، و طبق خواست خودش عمل نکند و همچنین به اندازه‌ی امر و نهیی که نسبت به او اعمال می‌دارد او را توانا کرده و نیرو دهد.
پس هر گاه او را به امری دستور داد و از چیزی نهی نمود ثواب و عقاب بر انجام و ترک آن را نیز به او بشناساند و او را از نافرمانی برحذر و به کسب ثواب ترغیب نماید، تا بنده قدرت مولایش را بشناسد نسبت به نیرویی که برای انجام امر و نهیش و ترغیب و برحذر داشتن به او داده است، پس عدالت و انصاف مولا شامل حال بنده شد و دلیل و برهانش برای رفع عذر و ترساندن روشن است، پس هرگاه بنده امر مولایش را پیروی کرد او را پاداش داده، و هر گاه از نهیش کناره نگرفت او را عقاب نمود، یا مولا ناتوان بوده و قادر بر این کارها نباشد، و امرش را به او واگذار کرد، کار نیک انجام دهد یا کار زشت مرتکب شود، اطاعت نماید یا نافرمانی کند، و او از عقوبتش عاجز بوده و از بازگرداندن او به پیروی امرش ناتوان می‌باشد.
و هر گاه ناتوانی برای کسی ثابت شد لازمه‌ی آن نفی قدرت و معبود بودن و ابطال امر و نهی و ثواب و عقاب اوست، و این معنی نیز مخالف قرآن است، آنجا که می‌فرماید: «و خداوند برای بندگانش راضی به کفر نیست و اگر شکرگزارید از شما خشنود می‌باشد»، و فرموده‌ی دیگر خدای بزرگ: «تقوای الهی پیشه سازید آن گونه که شایسته‌ی اوست و جز در حالی که مسلمانید از دنیا نروید»، و فرموده‌ی دیگر خداوند: «و جن و انسان را جز برای عبادت و بندگی خلق نکردم و از آنان روزی نخواسته و نمی‌خواهم که به من روزی دهند»، و فرموده‌ی دیگر او: «بندگی خداوند را نموده و چیزی را نسبت به او شریک ندهید»، و فرموده‌ی او: «و از خدا و رسولش پیروی کنید و از او روی مگردانید در حالی که می‌شنوید».
پس هر که گمان کرد خداوند امر و نهیش را به بندگانش واگذار کرده عجز و ناتوانی را برای او ثابت گردانده، و بر او واجب ساخته که هر چه از بد و خوب که انجام می‌دهند را از آنان بپذیرد، و امر و نهی و وعده و وعید و تهدیدات الهی را ابطال کرده است، این سبب توهم این مطلب است که خداوند کارها را به او واگذار کرده، چرا که هر که کاری به او واگذار شود به خواست خود عمل می‌نماید، اگر خواست کافر شده یا مؤمن می‌گردد، و این‌ها بر او بازگردانده نشده و از او بازخواست نمی‌گردد.
هر که قائل به تفویض به این معنی گردد پس تمامی آنچه ما ذکر کرده‌ایم از وعده و تهدیدات الهی و امر و نهی او را باطل ساخته است، و او شامل این آیه می‌گردد: «آیا به بعضی از کتاب ایمان می‌آورید و به بعضی از آن کافر می‌گردید پس سزای کسی که چنین می‌کند چیست جز خواری در زندگی دنیا و در روز قیامت به بدترین عذاب معذب شده و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست»، خداوند از آنچه اهل تفویض قائلند بسیار برتر و والاتر است.
لکن می‌گوئیم: خداوند بزرگ خلق را با نیرویش آفرید، و قدرت پیروی از او را به ایشان ارزانی داشت، و آنان را به آنچه خواست امر و نهی نمود، و پیروی امرش را از آنان پذیرفته و به این کار از آنان خشنود شد، و از نافرمانیش ایشان را بازداشت، و نافرمانان درگاهش را مذمت کرد و آنان را مؤاخذه نمود، و در امر و نهی خواست خدا مطرح می‌باشد، آنچه خواهد را اختیار کرده و بدان امر نموده، و از آنچه ناپسند می‌شمارد نهی نموده و بر آن عقاب می‌نماید، با نیرویی که به بندگانش داده برای پیروی امرش و دوری از نافرمانیش، چرا که آن امر از عدالت و دادگری و حکمت بالغه سرچشمه می‌گیرد، و حجت را با رفع عذر و ترساندن رسانید، و برانگیختن به سوی اوست، هر که را بخواهد برای تبلیغ، رسالتش و حجت آوردن بر بندگانش برمی‌گزیند، محمد صلی الله علیه و اله را برگزید و با رسالتهایش به سوی مخلوقاتش فرستاد.
و گروهی از کافران قومش از جهت حسادت و کبر نمودن گفتند: «چرا قرآن را بر مردی بزرگ از دو قریه نازل نکرد»، مرادشان امیة بن ابی‌صلت و ابومسعود ثقفی بود [٦٦] ، پس خداوند اختیارشان را باطل ساخت و عقایدشان را جائز ندانست، آنجا که می‌فرماید: «آیا آنان رحمت پروردگارشان را تقسیم می‌کنند ما وسائل زندگیشان را در زندگی دنیا تقسیم می‌کنیم و گروهی را بر گروه دیگر برتر گرداندیم تا گروهی گروه دیگر را مسخر خود نمایند و رحمت پروردگارت از آنچه گرد می‌آورند بهتر است». و از این رو آنچه را خواست اختیار کرده و از آنچه ناپسند دانست نهی فرمود، و هر کس فرمانبریش را کرد پاداش داد، و هر که نافرمانیش را نمود مؤاخذه کرد، و اگر اختیار کارش را به بندگانش واگذار می‌کرد برای قریش جائز بود که امیة بن ابی‌صلت و ابومسعود ثقفی را برگزینند، چرا که این دو نفر نزد آنان از پیامبر برتر بودند.
هنگامی که خداوند مؤمنان را با این آیه ادب کرد: «و برای زن و مرد مؤمن جائز نیست که هرگاه خدا و رسولش به امری حکم کردند در مقابل امر آنان از خودشان اختیاری داشته باشند»، پس برای آنان برگزیدن با خواستشان نبوده و جز پیروی از امرش و دوری از نهیش که به وسیله‌ی برگزیده‌اش آمده را نمی‌پذیرد، پس هرکه او را فرمانبرداری کند هدایت شده، و هرکه نافرمانیش را نماید گمراه شده و منحرف گردیده، و حجت و برهان بر علیه اوست به موجب قدرتی که خداوند برای پیروی از امرش و دوری از نهیش به او داده است، و از این رو از ثوابش محروم مانده و عقابش را بر او فرود می‌آورد. و این قول بین دو قول است، نه جبر است و نه تفویض، و به این معنا امیرالمؤمنین علیه‌السلام عبایة بن ربعی اسدی را خبر داد، هنگامی که از او در مورد قدرتی که بدان برخاسته و می‌نشیند، و کار انجام می‌دهد سؤال کرد.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: از قدرتی سؤال کردی که با خدا داری یا از غیر خدا به تو داده شده است؟ عبایة ساکت شد، امام فرمود: ای عبایة بگو، گفت: چه بگویم؟ فرمود: اگر بگویی آن را همراه خدا در اختیار داری تو را می‌کشم، و اگر بگویی از غیر خدا بدست آورده‌ای تو را می‌کشم، عبایة گفت: ای امیرالمؤمنین پس چه بگویم؟
فرمود: می‌گویی آن را از خدایی داری که به غیر تو نیز آن را داده است، اگر آن را به تو بدهد آن از عطای الهی است، و اگر از تو بگیرد از آزمایش اوست، او مالک چیزهایی است که به تو ارزانی داشته، و برآنچه تو را به آنها توانا ساخته تواناست، آیا نشنیده‌ای مردم نیرو و توان را از او می‌خواهند، آنجا که می‌گویند: نیرو و توانی جز به خدا نیست.
عبایة گفت: ای امیرالمؤمنین تأویل این معنا چیست؟ فرمود: نیرویی برای بازگشت از گناهان خدا نیست جز به نگاهداشتن او، و نیرویی برای انجام فرامین الهی برای ما نیست جز به یاری او، راوی گوید: عبایة برخاست و دست و پای او را بوسه زد.
و از امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای ما روایت شده: هنگامی که نجده نزد او آمده و از معرفت و شناخت خدا سؤال کرد و گفت: ای امیرمؤمنان چگونه پروردگارت را شناختی؟ فرمود: به تشخیصی که به من عطا کرد، و عقلی که مرا بدان راهنمائی نمود، گفت: آیا تو بر آن مجبور شده‌ای؟ فرمود: اگر مجبور بودم بر انجام کار نیک ستایش نشده، و بر ارتکاب گناه مذمت نمی‌شدم، و اگر چنین بود نیکوکار به ملامت شدن از گناهکار سزاوارتر بود، و از این جهت دانستم خداوند پابرجا و جاودانه است، و غیر خدا حادث، دگرگون شونده و نابود شونده‌اند، و امر دیرینه و جاودانه همانند امر حادث زوال پذیر نمی‌باشد، نجده گفت: ای امیرمؤمنان تو را حکیمی می‌یابم، فرمود: تو را اختیاردار می‌یابم، اگر در جای انجام کار نیک کار بد انجام دهی من بر ارتکاب آن تو را عقاب می‌کنم. و از امیرمؤمنان علیه‌السلام روایت شده: مردی بعد از بازگشت ایشان از شام گفت: ای امیرمؤمنان به ما خبر ده که بازگشتمان از شام به قضا و قدر الهی بود؟ فرمود: آری ای پیرمرد، بر بالای بلندی نرفته و در دشتی وارد نشدید جز به قضا و قدر الهی، پیرمرد گفت: ای امیرمؤمنان رنجهایی که کشیده‌ایم را به حساب خدا می‌گذاریم.
فرمود: وای بر تو ای پیرمرد، خداوند پاداش شما را بزرگ داشت در راهی که حرکت می‌کردید، و در محلی که توقف نمودید، و در حال بازگشت شما، و در هیچ یک از این امور مجبور نبوده و الزامی بر شما نمی‌باشد، شاید گمان کرده‌ای که آنها بر اساس قضا و قدر الهی صورت گرفته است، اگر این چنین بود ثواب و عقاب باطل گردیده، و وعده و تهدیدهای الهی ساقط می‌شود، و حقایق بر کسی الزام آور نمی‌گردید، این گفتار بت پرستان و شیطان صفتان است، خداوند بزرگ امر کرد با این که شما مخیرید، و نهی فرمود در حالی که شما را بر حذر داشت، و خداوند با اجبار اطاعت و فرمانبرداری نشده، و به علت شکست و خواری نافرمانی نگردیده است، و آسمان‌ها و زمین و آنچه بین این دو است را باطل نیافرید، این گمان کسانی است که کافر شدند، پس وای بر کافران از آتش دوزخ. پیرمرد برخاست و سر آن حضرت را بوسید و این اشعار را خواند:
تو امامی هستی که با فرمانبرداریش از خدای مهربان در روز قیامت امید بخشش داریم.
از دینمان آنچه مورد شبهه بود را توضیح دادی که خداوند در مقابل آن خشنودیش را شامل حالت نماید. در ارتکاب کار بد عذر و بهانه‌ای نیست و من بر اساس ظلم و عصیان آن را انجام می‌دادم.
حضرت علی علیه‌السلام بر اساس موافقت قرآن سخن گفت، و بر نفی جبر و تفویضی که هر که به این دو عقیده معتقد گردد و آنها را بپذیرد لازمه‌اش بطلان و کفر و تکذیب قرآن می‌باشد، و به خدا پناه می‌بریم از گمراهی و کفر، و به جبر و تفویض اعتقاد نداریم بلکه به امری میان این دو قائلیم و آن امتحان و آزمایش است، قدرتی که خداوند به ما داده و به آنها ما را متعبد ساخته و بر اساس آنچه قرآن بدان گواهی دهد و پیشوایان پاک از خاندان پیامبر صلی الله علیه و اله بدان اعتقاد دارند. و مثال اختیار به قدرت، مثال مردی است که مالک بنده‌ای شده و ثروت زیادی را به دست آورده است، و دوست دارد که بنده‌اش را آزمایش نماید با این که می‌داند سرانجام او به کجا منتهی می‌گردد، از این رو قسمتی از اموالش را که دوست دارد به او می‌دهد و او را به اموری آگاه می‌گرداند و بنده آنها را می‌شناسد و به او امر می‌کند که آن مال را در راهی مصرف نماید و از اموری که دوست ندارد او را برحذر می‌دارد و قبلا این امور را به او گوشزد می‌کند تا از این امور دوری کرده و اموالش را در این راه‌ها مصرف نکند و مال در کدام جهت مصرف شود.
در این حال بنده‌ای مال را در راه امر مولا و کسب خشنودیش مصرف می‌کند، و بنده‌ای آن را در راه نافرمانی و کسب غضب او مصرف می‌نماید، و بنده را در محلی قرار داد و به او گفت که جاودانه در آن خانه باقی نخواهد ماند و باید به جای دیگری منتقل گردد، و او بنده را به سوی آنجا می‌برد، و در آنجا ثواب و عقاب جاودانه می‌باشد.
پس اگر بنده مالی را که مولا به او داده در راهی که بدان امر کرده خرج کرد آن ثواب جاودانه در خانه‌ی دیگر، که او را از آن آگاه ساخته و بدان جا خواهد رفت، برای اوست، و اگر مال را در راهی که او را از مصرف نمودن در آن راه نهی فرموده خرج کرد عقاب جاودانه در روز قیامت برای اوست، و مولا در این زمینه حد معینی را قرار داده، و آن مسکنی است که او را در خانه‌ی دنیا ساکن گرداند. و هر گاه بنده به حد معین شده رسید مال را بر مولا ترجیح می‌دهد به این توهم که او همواره مالک مال می‌باشد، در حالی که او همواره و در تمامی حالات مالک مال و بنده است، جز آن که به او وعده داده که آن مال را از او نگیرد، تا آنگاه که در این خانه سکنا گزیده است، تا این که مدت سکونتش پایان پذیرد و عمرش به پایان رسد، چرا که از صفات مولا عدالت و وفا و دادگری و حکمت می‌باشد. آیا این گونه نباید باشد که اگر بنده آن مال را در راهی که مأمور بود صرف کرد مولا به وعده‌اش در دادن ثواب به او عمل نماید و بر او تفضل کند به این که در این دنیای فانی او را به کار گرفته و به خاطر فرمانبرداریش نعمت‌های جاودانه در سرای دیگر به او عطا کند، و اگر بنده در زمان زندگیش در این دنیا اموالی که مولا به او داده بود را در راهی که از آنها نهی شده بود مصرف کرد و مخالفت امر مولایش را نمود، همین گونه واجب است او را به عذاب جاودانه‌ای که او را از آن برحذر داشته بود، عذاب نماید، در حالی که در این کار نسبت به او ظالم نمی‌باشد، چرا که در آغاز امر او را آگاه ساخته و مسائل را برایش روشن نموده بود، و بر مولا واجب است که به وعده و وعیدش عمل نماید، و به این امور مولای توانای پیروز توصیف می‌شود. و اما مولا پس او خدای بزرگ است، و اما بنده او انسان مخلوق در این دنیاست، و مال قدرت گسترده‌ی الهی است، و آزمایش او اظهار حکمت و قدرتش می‌باشد، و سرای فانی این دنیاست، و قسمتی از مالی که مولا در اختیارش گذارده آن قدرتی است که به انسان‌ها تملیک کرده است، و اموری که خداوند دستور داده بود که اموال در آن راه‌ها مصرف شود آن قدرت برای پیروی پیامبران و اقرار و اعتراف به آنچه از جانب خداوند آورده‌اند می‌باشد، و دوری از راه‌هائی که نهی کرده همان راه‌های شیطان است.
و اما وعده‌ی او همان نعمت‌های جاودان و بهشت است، و اما سرای فانی همان دنیا و سرای دیگر همان سرای جاودانه و آخرت است، و عقیده‌ی بین جبر و تفویض آن امتحان و آزمایش و مبتلا ساختن به قدرتی است که به بنده داده است.
و شرح این مطالب در پنج امری است که امام صادق علیه‌السلام آنها را گرد آورد، و من با شواهد قرآن آنها را تشریح می‌کنم، اگر خدا بخواهد. اما قول امام صادق علیه‌السلام: «صحت خلقت» معنا و مراد آن کمال خلقت و آفرینش برای انسان و کمال حواس و ثبات عقل و تشخیص، و آزاد ساختن زبان به سخن گفتن است، و آن مفهوم این کلام الهی است: «و به تحقیق فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در دریا و خشکی قرار دادیم و به آنها از پاکی‌ها روزی داده و بر بسیاری از مخلوقات برتریشان دادیم». خدای بزرگ با این کلام از برتری دادن انسان بر سائر مخلوقات خبر داد، از چهارپایان و درندگان، و حیوانات دریایی و پرندگان، و هر حیوان جاندار که حواس انسان‌ها با تشخیص عقل و سخن آنها را درک می‌کند، و آن مراد این آیه است: «به تحقیق انسان را در بهترین شکل آفریدیم»، و فرموده: «ای انسان چه چیز تو را نسبت به خدای بزرگوارت مغرور ساخت - آن که تو را آفرید پس تو را متعادل و بی کم و کاست خلق کرد - در هر صورتی که خواست تو را قرار داد»، و در آیات بسیار دیگر نیز به آن اشاره شده است.
پس اولین نعمت الهی برای انسان سالم بودن عقلش و برتری او بر بسیاری از مخلوقات می‌باشد، به کامل بودن عقلش و تشخیص کلام، و این بدلیل آن است که هر متحرکی بر روی زمین با حواس خود زندگی می‌کند و ذاتا موجود کاملی است، و انسان را با سخن گفتن که در دیگر حیواناتی، که با حواس خود زندگی می‌کنند، وجود ندارد برتری داد.
و به خاطر همین سخن گفتن خداوند سائر مخلوقات را مملوک انسان قرار داد، تا آنجا که به آنان امر و فرمان می‌دهد، و دیگر موجودات مسخر اویند، همچنان که خداوند می‌فرماید: «این گونه موجودات را مسخر شما گرداندیم تا خداوند را نسبت به هدایتی که شما را نموده بزرگ شمارید»، و فرمود: «و او کسی است که دریا را مسخر گرداند تا از گوشت تازه بخورید و از آن لباس‌هایی را خارج ساخته و بپوشید»، و فرمود: «و چهارپایان را برای شما خلق کرد که در آن برای شما سودهایی است و از آن می‌خورید - و برای شما در هنگام غروب و هنگام چرا کردن زیبا است - و بارهای شما را به محل‌هایی می‌برند که قادر به بردن آنها به آن جاها نیستید، جز با تحمل مشکلات بسیار».
و از این رو خداوند انسان را به پیروی امرش و به فرمانبرداریش فراخواند، با برتری دادن او با متعادل ساختن خلقتش و برتری گفتار و شناختش، بعد از آن که به مردم قدرت پیروی و عبادت را تملیک نمود، با این فرموده‌اش: «تا قدرت دارید تقوای الهی پیشه ساخته و بشنوید و فرمانبرید»، و فرمود: «خداوند کسی را جز به اندازه‌ی توانش مکلف نمی‌کند»، و فرمود: «خداوند کسی را جز به آنچه به او داده مکلف نمی‌سازد»، و در آیات بسیاری این معنا آمده است.
پس هر گاه یکی از حواس بنده را از او گرفت وظائف مربوط به آن را از او بر می‌دارد، مانند این فرموده‌ی خدا: «بر کور و بر شل حرج و محذوری نیست - تا آخر آیه»، و از هر کس که این صفات را داشته باشد جهاد و تمامی کارهایی که قادر به انجام دادنش نیست را برداشت، و همچنین بر ثروتمندان حج و زکات را واجب ساخت به خاطر قدرتی که به آنان در این زمینه داده است، و به فقیر و نیازمند زکات و حج را واجب نساخت، و فرموده‌ی خداوند: «و برای خداست در حق مردم انجام حج خانه‌ی خدا برای هر کس که قدرت رفتن به آن را داشته باشد»، و فرموده‌ی خدا در ظهار: «و آنان که زنانشان را ظهار می‌کنند سپس از گفتارشان بازمی‌گردند باید بنده‌ای را آزاد کنند - تا آنجا که فرمود: - پس هر کس که قادر به آن نباشد غذا دادن به شصت مسکین بر او واجب است». و همه‌ی این مطالب دلیل است بر آن که خدای بزرگ بندگانش را موظف نساخته جز به آنچه قدرت و توان انجامش را به آنان داده است، و از آنچه نهی کرده هم این گفتار صدق می‌کند، و این معنای صحت خلقت است.
و اما «عدم تنگ گرفتن» پس آن کسی است که مراقبی ندارد تا برای او ممانعتی بعمل آورد، و او را از عمل به آنچه خداوند فرمانش داده بازدارد، و این گفتار آن حضرت است در مورد کسانی که مستضعف و ناتوان گردیده‌اند و تکلیفی بر آنان واجب شده است، و چاره‌ای نداشته و راهی به جایی ندارند، همچنان که خداوند می‌فرماید: «جز زنان و مردان و کودکان ناتوان که چاره‌ای نداشته و راه به جائی ندارند»، پس خبر داد که بر ناتوان تنگ گرفته نشده و موظف به انجام کاری نیست، هر گاه قلبش به ایمان اطمینان یافته باشد.
و اما «مهلت دادن در وقت»، آن عمری است که انسان بهره‌مند از آن می‌گردد، از زمانی که شناخت خدا بر او واجب شده تا زمانی که مرگش فرامی‌رسد، و آن از وقت تشخیص و رسیدن زمان بلوغ اوست تا زمانی که عمرش به پایان برسد، پس هر که طالب حق باشد و در جستجوی آن باشد، اما به نهایت آن نرسد در راه خیر می‌باشد، و این همان آیه‌ی قرآن است که می‌فرماید: «و هر که به عنوان هجرت به سوی خدا و پیامبرش از خانه‌اش خارج شود - تا آخر آیه».
و اگر چه به تمام احکامش عمل ننموده بخاطر آن که عمرش به تمام ساختن احکام الهی در حقش به او وفا نکرده است، و چیزهائی که بر کودک قبل از بلوغ واجب نساخته را بر انسان بالغ واجب ساخت، و فرموده: «به زنان مؤمن بگو که چشمانشان را فروهشته سازند - تا آخر آیه»، و بر زنان در آشکار ساختن زینت بر کودکان ممانعتی قرار نداد، و همچنان که احکام بر کودک جاری نمی‌گردد. و اما فرموده‌ی امام: «توشه» معنای آن قدرت و توانی است که بنده در راه به انجام رساندن اوامر الهی از آنها کمک می‌گیرد، و آن فرموده‌ی خداوند است: «و بر نیکوکاران مؤاخذه‌ای نمی‌باشد - تا آخر آیه». آیا نمی‌بینی خداوند عذر کسی که چیزی برای انفاق کردن ندارد را پذیرفت، و حجت و دلیل را بر کسانی قرار داد که قدرت و توان و توشه‌ی رفتن به حج و جهاد و امثال این امور را داشته باشند، و همچنین عذر و بهانه‌ی نیازمندان را پذیرفته و در اموال ثروتمندان برای آنان حقوقی را واجب ساخت، با این فرموده‌اش: «برای نیازمندانی که در راه خداوند در تنگنا قرار گرفته‌اند - تا آخر آیه»، و دستور به عفو نمودنشان داده و آنان را مجبور نساخت تا آنچه قدرتی بدان نداشته و مالک آن نیستند را آماده سازند.
و اما سخن آن حضرت: «سبب تهییج کننده» آن نیتی است که انسان را به انجام کارها دعوت می‌کند و محل آن قلب آدمی است، پس هر که کاری را انجام داد و ظاهرا دارای اعتقادی بود که قلبش آن را قبول نداشت خداوند عملی را از او نمی‌پذیرد جز با نیتی درست، و از این رو از منافقین اینگونه خبر می‌دهد: «با زبان‌هایشان کلماتی را می‌گویند که در قلبهایشان نیست، و خدا به آنچه پوشیده می‌دارند داناتر است»، سپس بر پیامبرش به عنوان توبیخ مؤمنان این آیه را نازل کرد: «ای ایمان آورندگان چرا می‌گوئید آنچه را که عمل نمی‌نمائید - تا آخر آیه».
پس هر گاه انسان سخنی گفت و در قلبش بدان اعتقاد پیدا کرد، نیت او را به تصدیق سخن با ظاهر ساختن کار می‌خواند، و هر گاه سخن را معتقد نشد حقیقت آن برایش روشن نمی‌گردد، و خداوند نیت پاک را پاداش داد، و اگرچه کار موافق نیت نباشد، به خاطر مانعی که از اظهار عملش ممانعت می‌کند، در این فرموده‌ی خدا: «جز آن که مجبور شود در حالی که قلبش مطمئن به ایمان است» و فرموده‌ی: «خداوند شما را به قسمهای لغو مؤاخذه نمی‌کند».
پس قرآن و اخبار پیامبر صلی الله علیه و اله دلالت کردند که قلب مالک تمامی حواس آدمی است و اعمال او را تصحیح می‌کند و آنچه قلب آن را تصحیح می‌کند چیزی آن را باطل نمی‌سازد.
و این شرح تمامی پنج امری است که امام صادق علیه‌السلام آنها را ذکر کرد و فرمود آنها جایگاه بین جبر و تفویض را روشن می‌کنند، پس هر گاه در آدمی این پنج امر تحقق یافت واجب است به طور کامل فرامین خدا و رسولش را انجام دهد، و هرگاه بنده‌ای از یکی از آنها کاستی داشت به همانگونه اعمال مربوط بدان از او ساقط می‌شود.
و اما شواهد قرآنی بر آزمایش و آزمودن با قدرتی که قول بین دو قول را تأیید می‌کند بسیار می‌باشد، و از این قبیل است: «ما قطعا شما را می‌آزمائیم تا تلاشگران و صبرکنندگان شما را بیابیم، و گفتار شما را بیازمائیم» و فرمود: «به زودی آنان را از جایگاهی که نمی‌دانند مورد آزمایش قرار می‌دهیم»، و فرمود: «الم - آیا مردم گمان می‌کنند اگر بگویند ایمان آوردیم رها شده و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند». و در آیات دیگر که به لفظ فتنه آمده و معنایش آزمایش است، فرمود: «و ما سلیمان را آزمودیم - تا آخر آیه»، و در داستان موسی علیه‌السلام فرمود: «پس ما بعد از تو قومت را آزمودیم و سامری آنان را گمراه ساخت»، و سخن موسی: «این محققا آزمایش توست»، یعنی آزمودن تو، این آیات هر یک با دیگری سنجیده شده و برخی به درستی برخی دیگر گواهی می‌دهد.
و اما آیاتی که در آنها لفظ: «بلوی» به معنی آزمایش آمده، فرموده‌ی خدا: «تا در آنچه به شما داده شما را بیازماید»، و فرموده‌ی او: «سپس شما را از آن امور دور ساخت تا شما را بیازماید»، و فرموده‌ی خدا: «ما شما را می‌آزمائیم همچنان که باغ داران را آزمودیم»، و فرموده‌ی خدا: «مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما نیکوتر کار انجام می‌دهید»، و فرموده‌ی خدا: «و هنگامی که پروردگار ابراهیم او را با کلماتی آزمود»، و فرموده‌ی خدا: «و اگر خدا بخواهد از آنان انتقام می‌گیرد و لیکن گروههائی از شما را به دیگر گروه‌ها آزمایش می‌کند».
و هر چه در آیات قرآن کلمه «بلوی» آمده است و شرح آنها داده شد مراد همان آزمایش می‌باشد، و مثال‌های آن در قرآن بسیار است، و آن برای اثبات آزمایش و آزمون است، خداوند بزرگ مخلوقات را بیهوده نیافرید و آنان را بیهوده رها نساخت و حکمتش را برای بازیچه ظاهر ننمود، و به این مطلب در این آیه خبر می‌دهد: «آیا گمان کردید ما شما را بیهوده آفریدیم».
پس اگر گوینده‌ای بگوید: آیا خداوند از مردم آگاهی ندارد که آنان را می‌آزماید می‌گوئیم: آری خداوند به آنان قبل از خلقتشان آگاه بوده، و این موضوع را در این آیه بیابید: «و اگر بازگردانده شوند انجام آنچه نهی شده بود را مرتکب می‌شوند»، و خداوند آنان را آزمود تا عدالتش را به آنان بنماید و بفهماند که جز با دلیل آنان را عذاب نمی‌کند. و با این گفتار خبر داد: «و اگر آنان را در گذشته با عذابی هلاک می‌ساختیم می‌گفتند پروردگارا چرا نزد ما پیامبری را نفرستادی»، و فرموده‌ی او: «ما قبل از فرستادن پیامبر آنان را عذاب نمی‌کنیم»، و فرموده‌ی او: «پیامبری بشارت دهنده و ترساننده»، پس آزمایش الهی با توجه به قدرتی است که خداوند به بندگانش داده است و آن قول بین جبر و تفویض است، و به همین معنا سخن گفته و اخبار و روایات وارده از خاندان پیامبر نیز همین معنا را بیان می‌دارد. پس اگر بگویند دلیل این آیه چیست: «هر که را بخواهد هدایت کرده و هر که را بخواهد گمراه می‌کند»، و نیز آیات مشابه با این آیه، گفته شده: این آیات را می‌توان بر دو وجه حمل نمود:
اولین توجیه آن که آن خبر دادن از قدرت الهی بوده است، یعنی او قادر به هدایت هر که را که بخواهد و گمراه ساختن هرکه را که بخواهد می‌باشد، و هرگاه آنان را به یکی از این دو امر اجبار نمود دیگر ثواب و عقابی بر آنان متصور نمی‌باشد، همانگونه که در این نامه سخن از آن گفتیم.
و معنای دیگر هدایت الهی همان شناساندن خداست، همانند این آیه: «و اما قوم ثمود پس ما آنان را هدایت کردیم»، یعنی به ایشان شناساندیم، «پس کوری را بر هدایت ترجیح و برتری دادند»، پس اگر آنان را بر هدایت اجبار می‌نمود قدرت گمراه شدن نداشتند.
و هر آیه‌ای که متشابه بود را نمی‌توان دلیلی علیه آیات محکم الهی که موظف به پیروی از آنها هستیم قلمداد کرد، در این رابطه این آیه را می‌توان ذکر کرد: «بعضی از آیات قرآن محکمند آنها اساس قرآنند و بعضی دیگر متشابه هستند، و اما کسانی که قلبهایشان منحرف می‌باشد از آیات متشابه پیروی می‌کنند چرا که در جستجوی فتنه و آشوبند و دنبال تأویل نمودن آن هستند در حالی که آنها را نمی‌دانند - تا آخر آیه»، و فرمود: «بشارت ده بر بندگانم - کسانی که سخن را می‌شنوند و از بهترین آنها پیروی می‌کنند»، یعنی سخن محکم و روشن «آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و صاحبان عقل و اندیشه‌اند». خداوند ما و شما را به سخن گفتن و عمل نمودن به آنچه او دوست دارد و از آن خشنود است موفق دارد، و ما و شما را از گناهانش دور نماید، به منت و فضل الهی، و سپاس بسیار خدای را سزاست همچنان که او شایسته‌ی آن است، و درود خدا بر محمد و خاندان پاکش باد، و خداوند ما را کافی بوده و او بهترین نگاهبان است.
کلامه الی اهل الاهواز فی الرد علی اهل الجبر و التفویض و اثبات العدل
من علی بن محمد، سلام علیکم و علی من اتبع الهدی و رحمة الله و برکاته، فانه ورد علی کتابکم و فهمت ما ذکرتم من اختلافکم فی دینکم و خوضکم فی القدر، و مقالة من یقول منکم بالجبر و من یقول بالتفویض و تفرقکم فی ذلک و تقاطعکم، و ما ظهر من العداوة بینکم، ثم سألتمونی عنه و بیانه لکم، و فهمت ذلک کله. اعلموا رحمکم الله، انا نظرنا فی الاثار و کثرة ما جاءت به الاخبار، فوجدناها عند جمیع من ینتحل الاسلام ممن یعقل عن الله جل و عز لا تخلو من معنیین: اما حق فیتبع، و اما باطل فیجتنب. و قد اجتمعت الامة قاطبة لا اختلاف بینهم ان القران حق لا ریب فیه عند جمیع اهل الفرق، و فی حال اجتماعهم مقرون بتصدیق الکتاب و تحقیقه، مصیبون مهتدون، و ذلک بقول رسول الله صلی الله علیه و آله: لا تجتمع امتی علی ضلالة، فاخبر ان جمیع ما اجتمعت علیه الامة کلها حق.
هذا اذا لم یخالف بعضها بعضا، و القرآن حق لا اختلاف بینهم فی تنزیله و تصدیقه، فاذا شهد القران بتصدیق خبر و تحقیقه و انکر الخبر طائفة من الامة لزمهم الاقرار به ضرورة حین اجتمعت فی الاصل علی تصدیق الکتاب، فان هی جحدت و انکرت لزمها الخروج من الملة.
فاول خبر تحقیقه من الکتاب و تصدیقه و التماس ش