دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢١ - تصویر و شیر درنده
تصویر و شیر درنده
خلفای عباسی هر چند از نظر نسب، قرابت و خویشاوندی با ائمه اطهار
علیهمالسلام داشتند و در حضرت «عبد المطلب» که پدر عباس و ابوطالب بود،
مشترک بودند، ولی با این حال، بدتر از بنی امیه عمل کردند. و ظلم و ستمهای
فراوانی به اولاد علی علیهالسلام روا داشتند و از هیچگونه تحقیر و ستم در
مورد خاندان عصمت فروگذار نکردند.
متوکل یکی از خلفای عباسی است که از
هر راهی تلاش داشت امام هادی علیهالسلام را تحقیر کند و شخصیت و عظمت او
را درهم شکند. از جمله، روزی فردی را به سراغ شعبده باز و جادوگر بینظیری
فرستاد که اهل هندوستان و از دشمنان اهل بیت علیهمالسلام به شمار میآمد.
متوکل به او هزار دینار طلا داد که حضرت هادی علیهالسلام را تحقیر و
شرمنده کند. او نیز قبول کرد و در مجلس مهمانی خلیفه در کنار حضرت هادی
علیهالسلام نشست. و در قرص نانی عمل سحر انجام داد؛ به گونهای که وقتی
حضرت هادی علیهالسلام دست مبارک خود را به طرف آن نان دراز کرد؛ نان به
هوا پرید. و حاضران خندیدند و حضرت را به خیال خامشان تحقیر کردند.در کنار
شعبده باز هندی بالشی قرار داشت که روی آن تصویر شیر بود. امامِ کائنات و
صاحب ولایت تکوینی، دست مبارکش را بر آن تصویر نهاد و فرمود: این فاسق را
بگیر! [با عنایت الهی و کرامت امام هادی علیهالسلام] آن تصویر به شیر
درنده تبدیل شد و در جا ساحر هندی را پاره کرد و بلعید! [و جریان مجلس
هارون و امام موسی بن جعفر علیهماالسلام و امام رضا علیهالسلام و مأمون
تکرار شد] و شرکت کنندگان در مجلس مبهوت و متحیر ماندند. متوکل از آن امام
بزرگوار درخواست کرد که دستور دهد آن شیر، ساحر هندی را برگرداند.
حضرت فرمود: «او را دیگر نخواهی دید. آیا تو دشمنان خدا را بر دوستان او مسلط میکنی!» این جمله را فرمود و مجلس متوکل را ترک گفت.
[١] .
(١) بحار الانوار، ج ٥٠، ص ١٤٤، ح ٢٨؛ کشف الغمّة، ج ٢، ص ٣٩٢؛ تجلیات ولایت، ص ٤٨٠.
منبع: گوشهای از کرامات امام هادی؛ حسین تربتی برگرفته از ماهنامه مبلغان.