دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠٦ - دعای امام بر اسب ابوهاشم جعفری
دعای امام بر اسب ابوهاشم جعفری
و نیز میگوید:
ابوهاشم جعفری، پس از امام رضا و امام جواد
علیهماالسلام، سخت دلبسته امام هادی علیهالسلام بود به امام شکوه کرد که
چون از نزد او به بغداد سرازیر میشود، شوق دیدار او رنجش میدهد، و گفت:
سرورم! چه بسا به خاطر ترس از سختی و دیر رسیدن نمیتوانم از راه آب بیایم،
از این رو با مرکب میآیم، و مرکبی جز همین برذون [١] ناتوان ندارم، از
خدا بخواه تا مرا بر زیارت تو توان بخشد.
امام علیهالسلام فرمود: اباهاشم! خدا تو را توان بخشد، و خدا برذون تو را نیرو دهد.
راوی
میگوید: [پس از این دعا،] ابوهاشم نماز صبح را در بغداد میخواند، و سوار
بر آن برذون راه میافتاد، و در همان روز در پادگان سامرا به نماز ظهر
میرسید، و اگر میخواست در همان روز با همان برذون به بغداد برمیگشت. این
از عجیبترین شواهدی بود که دیده شد.
قال أیضا:
روی أن أباهاشم
الجعفری کان منقطعا الی أبیالحسن بعد أبیه أبیجعفر وجده الرضا
علیهمالسلام، فشکا الی أبیالحسن علیهالسلام ما یلقی من الشوق الیه اذا
انحدر من عنده الی بغداد، ثم قال له: یا سیدی! ادع الله لی، فربما لم أستطع
رکوب الماء خوف الاصعاد و البطء عنک، فسرت الیک علی الظهر، و ما لی مرکوب
سوی برذونی هذه علی ضعفها فادع الله لی أن یقوینی علی زیارتک.
فقال: قواک الله یا أباهاشم! و قوی برذونک.
قال
الراوی: و کان أبوهاشم یصلی الفجر ببغداد و یسیر علی ذلک البرذون فیدرک
الزوال من یومه ذلک فی عسکر سر من رأی، و یعود من یومه الی بغداد اذا شاء
علی تلک البرذون بعینه، فکان هذا من أعجب الدلائل التی شوهدت [٢] .
(١) برذون: اسب ترکی یا تاتاری، اسب بارکش، یابو.
(٢) الخرائج و الجرائح ٢: ٦٧٢ ح ١، المناقب لابن شهرآشوب ٤: ٤٠٩ مع اختلاف، اعلام الوری ٢: ١١٩ بسند آخر، بحارالأنوار ٥٠: ١٣٨ ح ٢١.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.