دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥٦ - دعای امام هادی در وقت گرفتاریها
دعای امام هادی در وقت گرفتاریها
از جمله دعاهای آن حضرت این دعای شریف است که آن بزرگوار در وقت پیشامد
غمانگیز و رویداد تلخ و یا به هنگامی که میخواست حاجت مهمش برآورده شود،
میخواند راویان خبر نقل میکنند که آن حضرت پیش از این دعا، روزهای
چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را روزه میگرفت، سپس در آغاز روز جمعه غسل
میکرد و به مسکین صدقه میداد و چهار رکعت نماز میخواند که در رکعت اول
آن، سوره فاتحة الکتاب و سوره یس و در رکعت دوم سوره حمد و سوره حم دخان را
قرائت میکرد و در رکعت سوم سوره حمد را با سوره واقعه و در رکعت چهارم
سوره حمد و سوره تبارک را میخواند و چون از نماز فارغ میشد، دو کف دستش
را به سمت آسمان میگرفت و از صمیم قلب این دعا را میخواند [١] ، که پس از
بسم الله الرحمن الرحیم چنین آمده است: «اللهم لک الحمد حمدا یکون الحمد
بک، و أرضی الحمد لک، و أوجب الحمد لک، واجب الحمد الیک، و لک الحمد کما
أنت أهله، و کما رضیته لنفسک و کما حمدک من رضیت حمده، من جمیع خلقک، و لک
الحمد کا حمدک به جمیع أنبیائک، و رسلک و ملائکتک، و کما ینبغی لعزک، و
کبریائک، و عظمتک، و لک الحمد حمدا تکل الألسن عن صفته و یقف القول عن
منتهاه، و لک الحمد حمدا لا یقصر عن رضاک، و لا یفضله شیء من محامدک.
«بار
خدایا سپاس تو را، چنان که شایستهترین سپاس نسبت به تو باشد و
پسندیدهترین سپاس به پیشگاه تو و لازمترین و ضروریترین سپاسی که به جای
آورده میشود، و سپاس تو را چنان که تو سزاواری و آن چنان که تو برای خود
میپسندی و آن طوری که از بندگان و از تمام مخلوقاتت میپسندی، و تو را
سپاس همانند سپاسی که تمام انبیاء و فرستادگان و فرشتگان تو به جا
میآورند، و آن چنان که به مقام عزت و کبریائی و عظمت تو زیبنده است، و تو
را چنان سپاسی که زبانها از توصیف آن عاجز است و سخن از رسیدن به پایان آن
باز میماند، و تو را چنان سپاسی که از حد خشنودی تو کمتر نباشد، و هیچ
چیزی از حمد و سپاسهایی که درباره ذات مقدس تو گفتهاند، بر آن برتری
نداشته باشد.
اللهم: لک الحمد فی السراء و الضراء والشدة و الرخاء
والعافیة والبلاء، والسنین والدهور، و لک الحمد علی آلائک، و نعمائک علی، و
عندی، و علی ما أولیتنی، و أبلیتنی و عافیتنی، و رزقتنی، و أعطیتنی، و
فضلتنی و شرفتنی، و کرمتنی، و هدیتنی، لدینک حمدا لا یبلغه وصف واصف، و لا
یدرکه قول قائل.
اللهم: لک الحمد حمدا فیما آتیته الی احسانک عندی، و
أفضالک علی، و تفضلک ایای علی غیری، و لک الحمد علی ماسویت من خلقی، و
أدبتنی فأحسنت أدبی منا منک لا لسابقة کانت منی، فأی النعم یا رب لم تتخذ
عندی، و أی الشکر لم تستوجب منی، رضیت بلطفک و بکفایتک من جمیع الخلق خلقا.
یا رب أنت المنعم علی، المحسن، المتفضل، الجمیل، ذوالجلال والاکرام،
والفواضل والنعم العظام، فلک الحمد علی ذلک، یا رب لم تخذلنی فی شدیدة، و
لم تسلمنی بجریرة و لم تفضحنی بسریرة، لم تزل نعماؤک عند کل عسر و یسر أنت
حسن البلاء و لک عندی قدیم العفو.
بار خدایا سپاس تو را در خوشیها و
ناخوشیها و در سختی و آسانی، و در سلامتی و گرفتاری، در طول سالها و
روزگاران ، و تو را سپاس میگویم به خاطر نعمتهای باطنی و ظاهری که بر من
دادهای و هماکنون از آنها برخوردارم، و مرا برتری و شرف دادی و کرامت
دادی، و به دینت هدایتم فرمودی، تو را چنان سپاسی که هیچ وصف کنندهای
نتواند توصیف کند و هیچ سخن گویندهای به آن نرسد. بار خدایا تو را به خاطر
نیکیهایی که به من کردهای و من برخوردارم، و نعمتهایی که به من دادهای و
برتری دادنت مرا بر دیگری سپاس میگویم و به خاطر آن که استوار آفریدی و
به لطف خود، مرا نیکو ادب کردی، نه برای سابقهای از من، پس خدایا کدام
نعمتی است نزد من که تو مرحمت نکردهای و کدام شکر است که تو استحقاق آن را
نداری؟ از لطف تو و به عنوان فردی از مخلوقات تو خشنودم.خدایا تویی که بر
من نعمت دادی، احسان کردی، عنایت داری تو دارای صفت جمال و صاحب جلال و
بخشش و الطاف و نعمتهای بزرگی، پس تو را به خاطر همه اینها سپاس میگویم،
ای پروردگار مرا در حالت سختی تنها مگذار و به خاطر گناه و معصیتی رها مساز
و راز مرا فاش مکن و نعمتهایت را در وقت هر سختی و آسانی زوال میاور تو
نیک آزمایش میکنی و از قدیم عفو و گذشتت شامل حال من بوده است. اللهم:
متعنی بسمعی و بصری و جوارحی، و ما أقلت الأرض منی، اللهم و ان أول ما
أسألک من حاجتی، و أطلب الیک من رغبتی، و أتوسل به بین یدی مسألتی، واتقرب
به الیک بین یدی طلبتی الصلاة علی محمد و آل محمد، و اسألک أن تصلی علیه و
علیهم کأفضل ما أمرت أن یصلی علیهم، و کافضل ما سألک أحد من خلقک، و کما
أنت مسؤول لهم الی یوم القیامة، اللهم فصل علیهم بعدد من صلی علیهم، و بعدد
من یصلی علیهم صلاة دائمة تصلها بالوسیلة والرفعة والفضیلة و صلی علی جمیع
انبیائک و رسلک و عبادک الصالحین، و صلی اللهم علی محمد و آله، و سلم
علیهم تسلیما کثیرا.
اللهم: و من جودک و کرمک انک لا تخیب من طلب الیک و
سألک، و رغب فیما عندک، و تبغض من لم یسألک، و لیس أحد غیرک، و طمع یا رب
فی رحمتک، و مغفرتک، وثقتی باحسانک و فضلک حدانی علی دعائک، والرغبة الیک، و
انزل حاجتی بک، و قد قدمت أمام مسألتی التوجه بنبیک الذی جاء بالق والصدق
فیما عندک، و نورک و صراطک المستقیم الذی هدیت به العباد، واحییت بنوره
البلاد، و خصصته بالکرامة، و اکرمته بالشهادة، و بعثته علی حین فترة من
الرسل صلی الله علیه و آله، اللهم انی مؤمن بسره و علانیته، و سر أهلبیته
الذین أذهبت عنهم الرجس و طهرتهم تطهیرا... اللهم و لا تقطع بینی و بینهم
فی الدنیا و الاخرة، واجعل عملی بهم متقبلا.
بار خدایا مرا از شنوایی و
بینایی سلامت و اعضای بدنم برخوردار فرما و مبادا که زمین آنها را از من
بگیرد. خدایا، نخستین حاجتی که از تو درخواست میکنم و تقاضای قلبی که از
تو دارم و پیش از هر چیز بدان متوسلم و بدن وسیله، پیش از خواهشی که دارم
به پیشگاه تو تقرب میجویم، درود بر محمد و خاندان محمد است، و از تو
درخواست میکنم که بر آن بزرگوار و بر خاندانش درود فرستی، چون بهترین
درودی که دستور دادهای برایشان فرستاده شود، و همچون بالاترین درخواستی که
یکی از بندگانت از حضور تو درخواست کند، و همچنان که تا روز قیامت از تو
بخواهند. پس خدایا به شمار کسانی که برایشان درود فرستادهاند و میفرستند،
درود همیشگی به عنوان وسیله و برتری و فضیلت برایشان بفرست، و بر تمام
پیامبران و فرستادگان و بندگان شایستهات درود فرست، خدایا بر محمد و آل
محمد درود و سلام فراوان بفرست.
خدایا هر که از تو تقاضا و درخواست کند
و از کرم تو بخواهد، از جود و بخششت ناامید نمیکنی و بر کس که درخواست
نکند خشم میگیری و کسی جز تو چنین نیست، خدایا چشم طمع به رحمت و مغفرت تو
دارم و اطمینان به احسان و لطفت مرا بر دعا و اشتیاق به تو و اظهار نیازم
واداشت، و پیش از درخواستم پیامبرت را که به حق و راستی از جانب تو آمده و
نور و راه راستی را که بندگانت را بدان وسیله هدایت کردی و زمین را به نور
او زنده گردانیدی و او را کرامت ویژه دادی و به فیض شهادت عزت دادی و پس از
زمانی فاصله از پیامبران او را فرستادی، واسطه قرار میدهم، خدایا به نهان
و آشکار او و سر اهلبیت او که از هر پلیدی پاک داشتهای ایمان دارم...
خدایا بین من و آنها در دنیا و آخرت جدایی مینداز و عمل مرا به خاطر آنها
پذیر!
اللهم: دللت عبادک علی نفسک فقلت: تبارک و تعالیت «و اذا سألک
عبادی عنی فانی قریب أجیب دعوة الداع اذادعانی فلیستجیبوالی و لیؤمنوا بی
لعلهم یرشدون» [٢] و قلت: «یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لاتقنطوا من
رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم» [٣] و قلت: «و
لقد نادانا نوح فلنعم المجیبون» [٤] أجل یا رب نعم المدعو أنت، و نعم الرب
أنت، و نعم المجیب و قلت: «قل ادعوا الله وادعوا الرحمن أیاما تدعوا فله
الأسماء الحسنی» [٥] و انا ادعوک اللهم باسمائک التی اذا دعیت بها أجبت، و
اذا سئلت بها أعطیت، و ادعوک متضرعا الیک مسکینا، دعاء من اسلمته الغفلة،
واجهدته الحاجة، ادعوک دعاء من استکان، واعترف بذنبه، و رجاک لعظیم مغفرتک و
جزیل مثوبتک.
خدایا تو خود بندگانت را بر خویشتن راهنمایی فرمودی و تو
ای خداوند بزرگ، خود فرمودی: «و هرگاه بندگانم از دوری و نزدیکی من
بپرسند، بدانند که من به آنها نزدیک خواهم بود، و هر که مرا بخواند دعای او
را مستجاب گردانم، پس آنان باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند،
باشد که به سعادت برسند.» و نیز فرمودهای: «بگو - ای پیامبر - به آن
بندگانم که بر خود اسراف «ستم» کردند هرگز از رحمت خدا ناامید مباشید،
البته خداوند تمام گناهان شما را خواهد بخشید که او خداوند بسیار بخشاینده و
مهربان است.» و فرمودهای: «و همانا نوح ما را ندا کرد و ما او را چه نیکو
اجابت کردیم» آری ای پروردگار من، تو نیکو درخواست شده و نیکو پروردگاری و
نیکو اجابت کنندهای، و فرمودی: «بگو ای پیامبر - خدا را به نام الله و یا
به نام رحمن، به هر اسمی بخوانید، اسماء نیکو همه مخصوص اوست» و من، ای
خدا تو را به نامهایی میخوانم که هر گاه بخوانند پاسخ میدهی و هرگاه
درخواست کنند میبخشی، تو را به زاری همچون درماندهای و درخواست غفلتزده و
بیچارهای میخوانم که چون کسی که ذلیل است و اقرار به گناه دارد و
امیدوار به بخشش زیاد و اجر فراوان توست تو را میخوانم.
اللهم: ان کنت
خصصت برحمتک طائعا فیما أمرته، و عمل لک فیما له خلقته فانه لم یبلغ ذلک
الا بک و بتوفیقک، اللهم من أعد واستعد لوفادة مخلوق رجاء رفده و جوائزه
فالیک یا سیدی کان استعدادی رجاء رفدک و جوائزک فأسألک ان تصلی علی محمد و
آل محمد، و أن تعطینی مسألتی و حاجتی... یا اکرم المنعمین، وافضل المحسنین
صلی علی محمد و آله، و من أردانی بسوء من خلقک فاحرج صدره، واقحم لسانه،
واسدد بصره، واقمع رأسه، واجعل له شغلا فی نفسه، واکفنیه بحولک و قوتک، و
لا تجعل مجلسی آخر المجالس التی ادعوک بها متضرعا الیک فان جعلته فاغفر لی
ذنوبی کلها مغفرة لا تغادر لی بها ذنبا، واجعل دعائی فی المستجاب، و عملی
فی المرفوع المتقبل عندک، و کلامی فیما یصعد الیک من العمل الطیب، واجعلنی
مع نبیک وصفیک، والأئمة صلواتک علیهم اجمعین ، فبهم اللهم اتوسل، و الیک
بهم ارغب، فاستجب دعائی یا ارحم الراحمین، واقلنی من العثرات.
«ای
بخشندهترین، بخشندگان و برترین نیکوکاران، بر محمد و آل او درود فرست، و
هر کس از مخلوق نسبت به من سوء قصدی دارد، سینهاش را بیرون کن و زبانش را
ببر، و نابینایش گردان و سرش را از تنش جدا ساز و او را به خودش گرفتار کن،
و با نیرو و قدرت خود او را از من بازدار، و این مجلس مرا آخرین مجلس من
قرار مده که تو را با زاری میخوانم، و اگر قرار است که آخرین مجلسم باشد
پس تمام گناهان مرا چنان بیامرز که هیچ گناهی بر گردن من نماند، و دعای مرا
مستجاب فرما و عمل مرا مورد قبول در پیشگاه خودت قرار ده و سخن مرا در
میان اعمال خوب و پسندیدهای که به جانب تو برمیرود محسوب فرما، و مرا با
پیامبر و برگزیدهات و امامان - صلوات الله علیهم اجمعین - محشور فرما،
خدایا به وسیله آن به تو توسل میجویم و به واسطه آنها به تو گرایش دارم،
پس دعای مرا مستجاب فرما ای بخشندهترین بخشایندگان و از لغزشهای من
درگذر.»
آن گاه امام علیهالسلام، حاجت خود را درخواست کرده و به سجده میرود و میگوید:
لا
اله الا الحلیم الکریم، لا اله الا العلی العظیم، سبحان الله رب السموات
السبع، و رب الأرضین السبع، و رب العرش العظیم، اللهم انی اعوذ بعفوک من
عقوبتک، و اعوذ برضاک من سخطک، و اعوذ بک منک، لا ابلغ مدحتک، و لا الثناء
علیک، و أنت کما أثنیت علی نفسک، اجعل حیاتی زیادة لی من کل خیر، واجعل
وفاتی راحة لی من کل شر، واجعل قرة عینی فی طاعتک یا ثقتی و رجائی لاتحرق
وجهی بالنار بعد سجودی لک یا سیدی من غیر من منی علیک بک لک المن علی فارحم
ضعفی ورقة جلدی، واکفنی ما اهمنی من أمر الدنیا والاخرة، وارزقنی مرافقة
النبی (صلی الله علیه و آله) و أهلبیته علیه و علیهمالسلام فی الدرجات من
الجنة... یا نورالنور، یا مدبرالأمور، یا جواد یا ماجد، یا واجد، یا أحد
یا صمد یا من لم یلد و لم یولد لم یکن له کفوا أحد یا من هو هکذا، و لا
یکون هکذا غیره یا من لیس فی السموات العلی، ولا فی الأرضین السفلی اله،
سواه، یا معز کل ذلیل، و یا مذل کل عزیز، قد و عزتک و جلالک عنیل صبری، فصل
علی محمد و آل محمد، و فرج عنی...»
خدایی، جز خدای یکتای با حلم و
بخشنده نیست، خدایی جز خدای بلندپایه بزرگ وجود ندارد، منزه است خدایی که
پروردگار آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه، و پروردگار عرش عظیم است،
خدایا من از کیفر تو به عفو و بخششت پناه میبرم، و از خشمت به خشنودی تو
پناه میبرم، و از تو به خودت پناه میآورم، من به مدح و ثنای تو قادر
نیستم و تو آن چنانی که خود بر خویشتن ثنا گفتهای، خدایا زندگی مرا باعث
فزونی از انواع خیرات قرار ده و وفاتم را باعث آسودگی از هر شری بگردان و
روشنایی چشمم را در اطاعت خودت قرار ده ای تکیهگاه و امید من، صورت مرا،
پس از این سجدهای که برای تو کردم، در آتش دوزخ مسوزان. ای آقای من! بدون
این که من به تو منتی داشته باشم تو بر من منت داری، پس به ناتوانی و نازکی
پوست بدنم رحم کن، و امور مهم دنیا و آخرت مرا کفایت فرما و همراهی با
پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهلبیتش - علیهمالسلام - را در مقامات
بهشت نصیبم گردان،... ای روشنی بخش نور، ای تدبر کننده امور، ای بخشنده، ای
بزرگوار، ای یکتا، ای یگانه، ای تنها، ای بینیازی که نزاده و نه زاییده
کسی است و نه کسی همتای اوست و ای که چنینی و دیگری چنین نیست. ای کسی که
در آسمانهای بالا و زمینهای پایین خدایی جز او وجود ندارد، ای عزت دهنده هر
ذلیل و ای خوارکننده هر عزیز، به راستی که عزت و بزرگی تو تاب و توانم را
برد، پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست و گرفتاریهای مرا برطرف ساز!.»
کدام نفس ملکوتی است که همچون وجود مقدس امام علیهالسلام، روحانیت
پیامبران و قداست جانشینان ایشان در او تجسم یابد، و از همه چیز بریده و به
خدا پیوسته باشد؟ و معتقد باشد که تمام عوامل رویدادها و پیشامدها تنها و
تنها به دست خداوند آفریدگار هستی و حیاتبخش است و به او چنگ زند و در تمام
کارهایش به او پناه برد؟چقدر این دعای شریف زیباست و دارای تعبیرات جالب و
ادب و عرض تقاضاست و به گونه زیبا مطرح شده است!
(١) وسائل ٥ / ٦٢.
(٢) بقره / ١٨٦.
(٣) زمر / ٥٢.
(٤) صافات / ٧٥.
(٥) اسراء / ١٠٩.
منبع: تحلیلی از زندگانی امام هادی؛ باقر شریف قرشی؛ مترجم محمدرضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا ١٣٧١.