دانشنامه امام هادی علیه السلام
(١)
دانشنامه امام هادی علیه السلام
١ ص
(٢)
مشخصات کتاب
٢ ص
(٣)
آ
٣ ص
(٤)
آسانگیری در آنچه خدا آسان گرفته
٤ ص
(٥)
آگاهی از اسرار
٥ ص
(٦)
آگاهی از درون اشخاص
٦ ص
(٧)
آشنائی به زبانها و تعلیم به دیگران
٧ ص
(٨)
آموزش در کنار بستر شهادت
٨ ص
(٩)
آفتاب پاییزی جانشینی
٩ ص
(١٠)
آسمان، تیره از ابر فتنه
١٠ ص
(١١)
آسمان زندگی ابری است
١١ ص
(١٢)
آن عصر پاییزی
١٢ ص
(١٣)
آسمان، باژگونه دریاچه
١٣ ص
(١٤)
آدم بیشخصیت
١٤ ص
(١٥)
آثار گوشتخواری
١٥ ص
(١٦)
آنچه بر آن سجده میشود
١٦ ص
(١٧)
آب
١٧ ص
(١٨)
آگاهی ابوهاشم به زبان های مختلف
١٨ ص
(١٩)
آشکار کردن قصرها و حوریان بهشتی
١٩ ص
(٢٠)
آگاه کردن محمد بن فرج را از مرگش
٢٠ ص
(٢١)
آشنا کردن ابوهاشم جعفری با 73 زبان
٢١ ص
(٢٢)
آگاهی از پنهان درون خاک
٢٢ ص
(٢٣)
آگاهی امام هادی از امور غیبی
٢٣ ص
(٢٤)
آگاهی امام هادی از شهادت پدر
٢٤ ص
(٢٥)
آگاهی امام هادی از حوادث آینده
٢٥ ص
(٢٦)
آگاهی از آمدن باران
٢٦ ص
(٢٧)
آگاهی از زبانهای گوناگون
٢٧ ص
(٢٨)
آستانه سامرا
٢٨ ص
(٢٩)
آستانه سید محمد
٢٩ ص
(٣٠)
آستانه ابراهیم اشتر نخعی
٣٠ ص
(٣١)
آستانه شیخ جمیل
٣١ ص
(٣٢)
آستانه ابو هاشم جعفری
٣٢ ص
(٣٣)
ا
٣٣ ص
(٣٤)
اسامی شروع شده با «ذ» و «ر»
٣٤ ص
(٣٥)
اسامی شروع شده با «ز»«س»«ش»
٣٥ ص
(٣٦)
اسامی شروع شده با «ص»
٣٦ ص
(٣٧)
اسامی شروع شده با «ط»«ظ»«ع»
٣٧ ص
(٣٨)
اسامی شروع شده با «غ»«ف»
٣٨ ص
(٣٩)
اسامی شروع شده با «ق»
٣٩ ص
(٤٠)
اسامی شروع شده با «ک»
٤٠ ص
(٤١)
اسامی شروع شده با «ل»«م»
٤١ ص
(٤٢)
اسامی شروع شده با «ن»
٤٢ ص
(٤٣)
اسامی شروع شده با «هـ»«ی»
٤٣ ص
(٤٤)
ابراهیم بن ادریس
٤٤ ص
(٤٥)
ابراهیم بن داود الیعقوبی
٤٥ ص
(٤٦)
ابراهیم بن عبده نیشابوری
٤٦ ص
(٤٧)
ابراهیم بن عقبه
٤٧ ص
(٤٨)
ابراهیم بن مهزیار
٤٨ ص
(٤٩)
احکم بن یسار
٤٩ ص
(٥٠)
احمد بن اسحاق قمی
٥٠ ص
(٥١)
احمد بن حاتم بن ماهویه
٥١ ص
(٥٢)
اسماعیل بن علی بن الحکم
٥٢ ص
(٥٣)
ایوب بن نوح بن دراج النخعی ابوالحسین
٥٣ ص
(٥٤)
ابراهیم بن اسحاق
٥٤ ص
(٥٥)
ابراهیم بن ابیبکر
٥٥ ص
(٥٦)
ابراهیم بن ادریس
٥٦ ص
(٥٧)
ابراهیم بن اسحاق
٥٧ ص
(٥٨)
ابراهیم بن داوود یعقوبی
٥٨ ص
(٥٩)
ابراهیم بن شیبه
٥٩ ص
(٦٠)
ابراهیم بن عبده نیشابوری
٦٠ ص
(٦١)
ابراهیم بن عقبه
٦١ ص
(٦٢)
ابراهیم بن محمد بن فارس نیشابوری
٦٢ ص
(٦٣)
ابراهیم بن محمد همدانی
٦٣ ص
(٦٤)
احترام به امام هادی
٦٤ ص
(٦٥)
ابهت و عظمت امام هادی
٦٥ ص
(٦٦)
استجابت دعای امام هادی
٦٦ ص
(٦٧)
امام هادی در سرای گدایان
٦٧ ص
(٦٨)
اقامت در سامرا
٦٨ ص
(٦٩)
الان موقع فریادرسی است
٦٩ ص
(٧٠)
از این جا نمیروم تا پذیرایی شوم
٧٠ ص
(٧١)
احترام پرندگان به امام هادی
٧١ ص
(٧٢)
اطاعت شیر وحشی و شفای جن مریض
٧٢ ص
(٧٣)
این چنین صحرا از قبرها پر میشود
٧٣ ص
(٧٤)
از گفتار و رفتار فتح قلانسی خبر داد
٧٤ ص
(٧٥)
استر ابوهاشم را راهوار نمود
٧٥ ص
(٧٦)
از مرگ جوانی جسور خبر داد
٧٦ ص
(٧٧)
الاغ مرد خراسانی را زنده نمود
٧٧ ص
(٧٨)
ابوبکر احمد بن علی الخطیب البغدادی
٧٨ ص
(٧٩)
احمد بن محمد ابنخلکان
٧٩ ص
(٨٠)
احمد بن یوسف القرمانی
٨٠ ص
(٨١)
ابن روزبهان خنجی اصفهانی
٨١ ص
(٨٢)
احمد بن حجر الهیثمی المکی
٨٢ ص
(٨٣)
ابوهاشم داود بن قاسم جعفری
٨٣ ص
(٨٤)
ابن سکیت یعقوب بن اسحاق اهوازی
٨٤ ص
(٨٥)
احمد بن اسحاق اشعری قمی
٨٥ ص
(٨٦)
ابراهیم بن مهزیار
٨٦ ص
(٨٧)
ایوب بن نوح
٨٧ ص
(٨٨)
ابوعلی حسن بن راشد
٨٨ ص
(٨٩)
اسامی شروع شده با «ب»
٨٩ ص
(٩٠)
اسامی شروع شده با «ت»«ث»«ج»
٩٠ ص
(٩١)
اسامی شروع شده با «ح»
٩١ ص
(٩٢)
اسامی شروع شده با «خ»
٩٢ ص
(٩٣)
اسامی شروع شده با «د»
٩٣ ص
(٩٤)
احترام به اهل دانش
٩٤ ص
(٩٥)
اهمیت عقیق و فیروز در نجات از درندگان
٩٥ ص
(٩٦)
استجابت بعد از سه روز
٩٦ ص
(٩٧)
از ولادت جعفر خوشحال نمیشود
٩٧ ص
(٩٨)
اسطوره حقیقت
٩٨ ص
(٩٩)
اطاعت خیرخواه
٩٩ ص
(١٠٠)
اوصاف پروردگار
١٠٠ ص
(١٠١)
اثر بخش خداست، نه روزگار
١٠١ ص
(١٠٢)
اسیر زبان
١٠٢ ص
(١٠٣)
او را با عقول نتوان شناخت
١٠٣ ص
(١٠٤)
اسم اعظم خدا
١٠٤ ص
(١٠٥)
اشتیاق ساقه نخل به پیامبر
١٠٥ ص
(١٠٦)
احتجاج پیامبر با مشرکان بوسیله قرآن
١٠٦ ص
(١٠٧)
اندیشه امام هادی بر شعر ابن ابیحفصه
١٠٧ ص
(١٠٨)
امام هادی و نرگس و مژده او
١٠٨ ص
(١٠٩)
انتظار فرج
١٠٩ ص
(١١٠)
ایمان ابوطالب
١١٠ ص
(١١١)
ابوعلی بن راشد
١١١ ص
(١١٢)
ابوعمرو عثمان بن سعید عمری
١١٢ ص
(١١٣)
ابوهاشم جعفری
١١٣ ص
(١١٤)
احمد بن حماد
١١٤ ص
(١١٥)
ایوب بن نوح
١١٥ ص
(١١٦)
اکرام فقیه
١١٦ ص
(١١٧)
اذکار امام علی پس از وضو
١١٧ ص
(١١٨)
اوقات نماز
١١٨ ص
(١١٩)
اجاره
١١٩ ص
(١٢٠)
اندرزهای امام
١٢٠ ص
(١٢١)
امکان رؤیت خدای بزرگ
١٢١ ص
(١٢٢)
اعمال و کردار
١٢٢ ص
(١٢٣)
اخبار غیبی
١٢٣ ص
(١٢٤)
ب
١٢٤ ص
(١٢٥)
بی اختیار پیاده شدن از اسب
١٢٥ ص
(١٢٦)
بیرون آوردن خرما و انگور و موز از ستون
١٢٦ ص
(١٢٧)
بیان کردن سؤال محمد بن شرف را پیش از پرسیدن
١٢٧ ص
(١٢٨)
بشر بن سلیمان از نسل ابوایوب انصاری
١٢٨ ص
(١٢٩)
بشر بن بشار نیشابوری
١٢٩ ص
(١٣٠)
بیرون آوردن نقره خالص از زمین
١٣٠ ص
(١٣١)
بیرون آوردن میوه از ستون
١٣١ ص
(١٣٢)
بالا رفتن امام هادی به آسمان
١٣٢ ص
(١٣٣)
برطرف شدن بیماری با نهیب امام هادی
١٣٣ ص
(١٣٤)
بلد سید محمد
١٣٤ ص
(١٣٥)
بابی انتم وامی واهلی ومالی واسرتی
١٣٥ ص
(١٣٦)
به معنی روح و جان
١٣٦ ص
(١٣٧)
به معنی مرکز عواطف
١٣٧ ص
(١٣٨)
بابی انتم وامی ونفسی واهلی ومالی
١٣٨ ص
(١٣٩)
بکم فتح الله وبکم یختم
١٣٩ ص
(١٤٠)
بابی انتم وامی ونفسی واهلی ومالی
١٤٠ ص
(١٤١)
بزم شراب در هم ریخت
١٤١ ص
(١٤٢)
به روزگار بد مگو
١٤٢ ص
(١٤٣)
بابی انتم وامی ونفسی
١٤٣ ص
(١٤٤)
بابی انتم وامی ونفسی
١٤٤ ص
(١٤٥)
بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا
١٤٥ ص
(١٤٦)
بخشش و کرم حضرت هادی
١٤٦ ص
(١٤٧)
بخشندگی امام هادی
١٤٧ ص
(١٤٨)
بهره مندی از نعمتهای الهی
١٤٨ ص
(١٤٩)
بخشش
١٤٩ ص
(١٥٠)
بردباری
١٥٠ ص
(١٥١)
بلند شدن بزرگان به احترام امام هادی
١٥١ ص
(١٥٢)
بالا رفتن پرده با قدوم مبارک امام هادی
١٥٢ ص
(١٥٣)
بادهای سرد شمالی
١٥٣ ص
(١٥٤)
بازیچه دست آزمندان
١٥٤ ص
(١٥٥)
باران و کویر
١٥٥ ص
(١٥٦)
بهتر از نیکی و زیباتر از زیبایی
١٥٦ ص
(١٥٧)
برداشت نیکو از نعمت ها
١٥٧ ص
(١٥٨)
بیطاقتی در مصیبت
١٥٨ ص
(١٥٩)
بطیخ
١٥٩ ص
(١٦٠)
بادنجان
١٦٠ ص
(١٦١)
بدگمانی
١٦١ ص
(١٦٢)
بردباری
١٦٢ ص
(١٦٣)
بهتر از خوب و بدتر از بد
١٦٣ ص
(١٦٤)
بر حذر بودن از مخالفت اوامر الهی
١٦٤ ص
(١٦٥)
بر حذر داشتن از احساس امنیت از مکر الهی
١٦٥ ص
(١٦٦)
بر حذر داشتن از خودپسندی
١٦٦ ص
(١٦٧)
بر حذر داشتن از جدل کردن
١٦٧ ص
(١٦٨)
بر حذر داشتن از حسد
١٦٨ ص
(١٦٩)
بر حذر داشتن از خشم
١٦٩ ص
(١٧٠)
بر حذر داشتن از سرزنش کردن
١٧٠ ص
(١٧١)
بر حذر داشتن از بخل و طمع
١٧١ ص
(١٧٢)
بر حذر داشتن از سستی کردن
١٧٢ ص
(١٧٣)
بر حذر داشتن از چاپلوسی
١٧٣ ص
(١٧٤)
بر حذر داشتن از بیتابی در مصیبت
١٧٤ ص
(١٧٥)
بی نیازی و فقر
١٧٥ ص
(١٧٦)
بیابان قبرستان شد
١٧٦ ص
(١٧٧)
بردن شخصی با طی الارض به بغداد
١٧٧ ص
(١٧٨)
پ
١٧٨ ص
(١٧٩)
پرهیز از بد گفتن به روزگار
١٧٩ ص
(١٨٠)
پیدایش دو درخت بزرگ
١٨٠ ص
(١٨١)
پیش گوئی از مرگ فرمانده گارد
١٨١ ص
(١٨٢)
پوشش و پیش بینی باران
١٨٢ ص
(١٨٣)
پیامبران و منصب امامت
١٨٣ ص
(١٨٤)
پیدایش آب و نجات همراهان
١٨٤ ص
(١٨٥)
پیش بینی مهم در آزادی از زندان
١٨٥ ص
(١٨٦)
پنج حکایت آموزنده از امام هادی
١٨٦ ص
(١٨٧)
پرهیز از تملق
١٨٧ ص
(١٨٨)
پاسخ امام هادی به پرسش یحیی بن اکثم
١٨٨ ص
(١٨٩)
پیروی از گفتار امامان
١٨٩ ص
(١٩٠)
پاسخ به پرسش شیعیان
١٩٠ ص
(١٩١)
پرداخت مال به فرزند دختر
١٩١ ص
(١٩٢)
پرهیز از زیان به مؤمن
١٩٢ ص
(١٩٣)
پاسخ امام هادی به پرسش یحیی بن اکثم
١٩٣ ص
(١٩٤)
پیدا شدن دزد پول
١٩٤ ص
(١٩٥)
پر شدن ملائکه مسلح مابین آسمان و زمین
١٩٥ ص
(١٩٦)
پرواز به آسمان پرواز
١٩٦ ص
(١٩٧)
پاداش زیارت امام رضا
١٩٧ ص
(١٩٨)
پاداش زیارت امامان
١٩٨ ص
(١٩٩)
پوشیده ماندن از دشمنان
١٩٩ ص
(٢٠٠)
پایتخت هشت خلیفه
٢٠٠ ص
(٢٠١)
پارسایی و زهد
٢٠١ ص
(٢٠٢)
پارسایی امام هادی
٢٠٢ ص
(٢٠٣)
پناه بردن به خدا از شر شیطان
٢٠٣ ص
(٢٠٤)
ت
٢٠٤ ص
(٢٠٥)
تأیید کتاب یونس بن عبدالرحمن
٢٠٥ ص
(٢٠٦)
تطهیر با آب سرد
٢٠٦ ص
(٢٠٧)
تقیه در غسل میت و گذاشتن جریده
٢٠٧ ص
(٢٠٨)
تعقیب نماز
٢٠٨ ص
(٢٠٩)
تصرف در خمس
٢٠٩ ص
(٢١٠)
تقیه
٢١٠ ص
(٢١١)
توبه نصوح
٢١١ ص
(٢١٢)
توحید و نفی تشبیه
٢١٢ ص
(٢١٣)
توحید
٢١٣ ص
(٢١٤)
ترغیب به آخرت
٢١٤ ص
(٢١٥)
توبه نصوح
٢١٥ ص
(٢١٦)
ترغیب به نماز شب و روزه روز
٢١٦ ص
(٢١٧)
ترغیب به عمل
٢١٧ ص
(٢١٨)
تکلم به زبان ترکی
٢١٨ ص
(٢١٩)
تواضع و محبت شیران درنده
٢١٩ ص
(٢٢٠)
تبدیل ریگها به طلاهای خالص
٢٢٠ ص
(٢٢١)
تصویر و شیر درنده
٢٢١ ص
(٢٢٢)
تأویل لا حول و لا قوة الا بالله
٢٢٢ ص
(٢٢٣)
تسبیح امام هادی
٢٢٣ ص
(٢٢٤)
تربت امامان یکی است
٢٢٤ ص
(٢٢٥)
توحید خدای بزرگ
٢٢٥ ص
(٢٢٦)
تسبیح خدای سبحان
٢٢٦ ص
(٢٢٧)
تمجید خدا قبل از ذکر دعا
٢٢٧ ص
(٢٢٨)
تعویذ برای درد سر
٢٢٨ ص
(٢٢٩)
تعویذ برای بیماری امصبیان
٢٢٩ ص
(٢٣٠)
تاویل و تفسیر قرآن
٢٣٠ ص
(٢٣١)
تقسیم کننده بهشت و دوزخ بودن
٢٣١ ص
(٢٣٢)
تصریح بر امامت حضرت هادی
٢٣٢ ص
(٢٣٣)
توبه نصوح
٢٣٣ ص
(٢٣٤)
تبلیغ دین و زنده کردن پنجاه غلام
٢٣٤ ص
(٢٣٥)
تقسیم گوسفند و طی الارض
٢٣٥ ص
(٢٣٦)
تعیین و خریداری همسر در بغداد
٢٣٦ ص
(٢٣٧)
تصرف و اظهار مافوق بشر
٢٣٧ ص
(٢٣٨)
تواضع، نشانه عظمت و حقانیت
٢٣٨ ص
(٢٣٩)
توکل بر خداوند و نجات از مرگ
٢٣٩ ص
(٢٤٠)
تسلیم ودیعههای امامت به وصی خود
٢٤٠ ص
(٢٤١)
تجدید نظر
٢٤١ ص
(٢٤٢)
تپش بال فرشته
٢٤٢ ص
(٢٤٣)
تب تند نیرنگ
٢٤٣ ص
(٢٤٤)
تقیه
٢٤٤ ص
(٢٤٥)
توقع بیجا
٢٤٥ ص
(٢٤٦)
تأثیر صله رحم در ازدیاد عمر
٢٤٦ ص
(٢٤٧)
تصمیم قاطع
٢٤٧ ص
(٢٤٨)
تباهی فقر
٢٤٨ ص
(٢٤٩)
توحید و بی همتایی
٢٤٩ ص
(٢٥٠)
تأیید عقاید حضرت عبدالعظیم حسنی
٢٥٠ ص
(٢٥١)
تراشیدن موی سر آدم
٢٥١ ص
(٢٥٢)
تفسیر آیه «ام تریدون ان تسئلوا رسولکم»
٢٥٢ ص
(٢٥٣)
تفسیر آیه «یسئلونک عن الخمر و المیسر»
٢٥٣ ص
(٢٥٤)
تفسیر آیه مباهله
٢٥٤ ص
(٢٥٥)
تفسیر آیه«لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة»
٢٥٥ ص
(٢٥٦)
تفسیر آیه شریفه«و الارض جمیعا قبضته یوم القیامة»
٢٥٦ ص
(٢٥٧)
تفسیر احقاف در آیه شریفه
٢٥٧ ص
(٢٥٨)
تفسیر آیه «لیغفرلک الله ما تقدم»
٢٥٨ ص
(٢٥٩)
تفسیر آیه «یوم یعض الظالم علی یدیه»
٢٥٩ ص
(٢٦٠)
تفسیر آیه «بل هم أضل»
٢٦٠ ص
(٢٦١)
تفسیر آیه «تبت یدا أبیلهب»
٢٦١ ص
(٢٦٢)
تصریح امام هادی بر امامت فرزندش
٢٦٢ ص
(٢٦٣)
توثیق امام به گروهی از اصحاب
٢٦٣ ص
(٢٦٤)
ث
٢٦٤ ص
(٢٦٥)
ثابت قدم و صاحب نظر در علم
٢٦٥ ص
(٢٦٦)
ثواب زیارت امام حسین
٢٦٦ ص
(٢٦٧)
ج
٢٦٧ ص
(٢٦٨)
جزای خیانت احسان
٢٦٨ ص
(٢٦٩)
جام های شراب پیروزی
٢٦٩ ص
(٢٧٠)
جرعه های نیایش
٢٧٠ ص
(٢٧١)
جبران نقص
٢٧١ ص
(٢٧٢)
جایگاه اجابت دعا
٢٧٢ ص
(٢٧٣)
جایگاه حسن ظن و سوء ظن
٢٧٣ ص
(٢٧٤)
جدال در قرآن
٢٧٤ ص
(٢٧٥)
جود امام هادی
٢٧٥ ص
(٢٧٦)
جبر و تفویض و اثبات عدل
٢٧٦ ص
(٢٧٧)
جاهل اسیر زبانش است
٢٧٧ ص
(٢٧٨)
جسارت متوکل به امام هادی
٢٧٨ ص
(٢٧٩)
جوان تبریزی در حرم عسکریین
٢٧٩ ص
(٢٨٠)
جزای مسخره گر
٢٨٠ ص
(٢٨١)
جواب دادن به سؤالات نامههای باز نشده
٢٨١ ص
(٢٨٢)
جواب دادن به سوال پیش از پرسیدن آن
٢٨٢ ص
(٢٨٣)
جریان یونس انگشترساز
٢٨٣ ص
(٢٨٤)
جعفر بن احمد
٢٨٤ ص
(٢٨٥)
جعفر بن ابراهیم بن نوح
٢٨٥ ص
(٢٨٦)
جعفر بن عبدالله
٢٨٦ ص
(٢٨٧)
جعفر بن محمد
٢٨٧ ص
(٢٨٨)
جعفر بن محمد بن یونس
٢٨٨ ص
(٢٨٩)
جعفر کذاب
٢٨٩ ص
(٢٩٠)
جان، قلب و باطن
٢٩٠ ص
(٢٩١)
جانشینی خداوند
٢٩١ ص
(٢٩٢)
چ
٢٩٢ ص
(٢٩٣)
چشم ها پنجره های ملکوت
٢٩٣ ص
(٢٩٤)
چندین معجزه در یک جریان
٢٩٤ ص
(٢٩٥)
چند معجزه در یک داستان
٢٩٥ ص
(٢٩٦)
ح
٢٩٦ ص
(٢٩٧)
حکمتی از عیسی
٢٩٧ ص
(٢٩٨)
حج
٢٩٨ ص
(٢٩٩)
حرمت همکاری با ستمگران
٢٩٩ ص
(٣٠٠)
حدود
٣٠٠ ص
(٣٠١)
حقیقت توحید
٣٠١ ص
(٣٠٢)
حسن بن علی
٣٠٢ ص
(٣٠٣)
حسن بن علی الوشاء
٣٠٣ ص
(٣٠٤)
حسن بن علی بن ابی عثمان
٣٠٤ ص
(٣٠٥)
حسن بن محمد قمی
٣٠٥ ص
(٣٠٦)
حسن بن محمد بن حی
٣٠٦ ص
(٣٠٧)
حسن بن محمد مداینی
٣٠٧ ص
(٣٠٨)
حسین بن اسد نهدی
٣٠٨ ص
(٣٠٩)
حسین بن اسد بصری
٣٠٩ ص
(٣١٠)
حسین بن اشکیب
٣١٠ ص
(٣١١)
حسین بن عبیدالله قمی
٣١١ ص
(٣١٢)
حسین بن مالک قمی
٣١٢ ص
(٣١٣)
حسین بن محمد مداینی
٣١٣ ص
(٣١٤)
حفص مروزی
٣١٤ ص
(٣١٥)
حمدان بن سلیمان
٣١٥ ص
(٣١٦)
حمزه، غلام علی
٣١٦ ص
(٣١٧)
حسین به سعید اهوازی
٣١٧ ص
(٣١٨)
حسین بن سعید
٣١٨ ص
(٣١٩)
حسین
٣١٩ ص
(٣٢٠)
حرز امام هادی
٣٢٠ ص
(٣٢١)
حدیث تل المخالی
٣٢١ ص
(٣٢٢)
حماسه دجیل
٣٢٢ ص
(٣٢٣)
حضرت حکیمه، دختر جواد الائمه
٣٢٣ ص
(٣٢٤)
حضرت نرگس، مادر مهدی
٣٢٤ ص
(٣٢٥)
حوادث گذشته و آینده
٣٢٥ ص
(٣٢٦)
حتی اعلنتم دعوته وبینتم فرائضه واقَمتم حدوده ونشرتم شرائع احکامه وسننتم سنته
٣٢٦ ص
(٣٢٧)
حتی من علینا بکم
٣٢٧ ص
(٣٢٨)
حیث لا یلحقه لاحق ولا یفوقه فائق ولا یسبقه سابق ولا یطمع فی ادراکه طامع
٣٢٨ ص
(٣٢٩)
حتی لا یبقی ملک مقَرب
٣٢٩ ص
(٣٣٠)
حتی یحیی الله تعالی دینه بکم
٣٣٠ ص
(٣٣١)
حضرت موسی با خدا
٣٣١ ص
(٣٣٢)
حسد و خودخواهی
٣٣٢ ص
(٣٣٣)
حکمت ناپذیری دل فاسد
٣٣٣ ص
(٣٣٤)
حدیث امامان
٣٣٤ ص
(٣٣٥)
حسن بن محمد بن بابا و فارس بن حاتم
٣٣٥ ص
(٣٣٦)
حد بلوغ
٣٣٦ ص
(٣٣٧)
حمل زکات به شهر دیگر
٣٣٧ ص
(٣٣٨)
حج صروره
٣٣٨ ص
(٣٣٩)
حق شفعه
٣٣٩ ص
(٣٤٠)
حکم خنثی
٣٤٠ ص
(٣٤١)
حد زناکار غیر مسلمان
٣٤١ ص
(٣٤٢)
حکم بیماری که در حین درمان مرد
٣٤٢ ص
(٣٤٣)
حجامت روز چهارشنبه
٣٤٣ ص
(٣٤٤)
حدوث و قدم قرآن
٣٤٤ ص
(٣٤٥)
حسادت
٣٤٥ ص
(٣٤٦)
حاج جواد صباغ و معجزه عسکریین
٣٤٦ ص
(٣٤٧)
حل مشکل همسایه
٣٤٧ ص
(٣٤٨)
حافظ حسین کربلائی تبریزی
٣٤٨ ص
(٣٤٩)
حضرت عبدالعظیم حسنی
٣٤٩ ص
(٣٥٠)
حسین بن سعید بن حماد اهوازی
٣٥٠ ص
(٣٥١)
حسن بن علی ناصر
٣٥١ ص
(٣٥٢)
حسن بن راشد
٣٥٢ ص
(٣٥٣)
حسن بن مسعود
٣٥٣ ص
(٣٥٤)
حسین بن سعید بن حماد اهوازی
٣٥٤ ص
(٣٥٥)
حاتم بن فرج
٣٥٥ ص
(٣٥٦)
حسن بن جعفر
٣٥٦ ص
(٣٥٧)
حسن بن حسن علوی
٣٥٧ ص
(٣٥٨)
حسن بن حسین علوی
٣٥٨ ص
(٣٥٩)
حسن بن خرزاذ
٣٥٩ ص
(٣٦٠)
حسن بن راشد
٣٦٠ ص
(٣٦١)
حسن بن ظریف
٣٦١ ص
(٣٦٢)
خ
٣٦٢ ص
(٣٦٣)
خلقکم الله انوارا
٣٦٣ ص
(٣٦٤)
خمس
٣٦٤ ص
(٣٦٥)
خدا دیدنی نیست
٣٦٥ ص
(٣٦٦)
خبر از کشته شدن متوکل در آینده
٣٦٦ ص
(٣٦٧)
خبر از ما علی بن یقطین اهوازی
٣٦٧ ص
(٣٦٨)
خبر از گرفتاری محمد بن عبدالله قمی
٣٦٨ ص
(٣٦٩)
خبر از شیعه شدن پسر
٣٦٩ ص
(٣٧٠)
خبر غیبی هدایتگر
٣٧٠ ص
(٣٧١)
خبر از مرگ متوکل
٣٧١ ص
(٣٧٢)
خبر دادن از غیب و کشف خیانت
٣٧٢ ص
(٣٧٣)
خبر از آنچه در ذهن شاهویه بن عبدالله بود
٣٧٣ ص
(٣٧٤)
خلق طلا برای داود بن قاسم جعفری
٣٧٤ ص
(٣٧٥)
خبر از غیبت حضرت حجة بن الحسن
٣٧٥ ص
(٣٧٦)
خبر از سوختن دکان محمد بن فضل
٣٧٦ ص
(٣٧٧)
خبر از پسر بودن مولود در رحم
٣٧٧ ص
(٣٧٨)
خبر از دختر بودن مولود در رحم
٣٧٨ ص
(٣٧٩)
خبر از عزل قاضی در آینده
٣٧٩ ص
(٣٨٠)
خبر از ذلیل شدن دشمن محمد بن ریان
٣٨٠ ص
(٣٨١)
خبر دادن از غیب
٣٨١ ص
(٣٨٢)
خیرالدین الزرکلی
٣٨٢ ص
(٣٨٣)
خیران خادم قراطیسی
٣٨٣ ص
(٣٨٤)
خلیل بن هاشم فارسی
٣٨٤ ص
(٣٨٥)
خیران بن اسحاق زاکانی
٣٨٥ ص
(٣٨٦)
خیران خادم
٣٨٦ ص
(٣٨٧)
خیران خادم
٣٨٧ ص
(٣٨٨)
خبر دادن از بهبود بیماری
٣٨٨ ص
(٣٨٩)
خبر دادن از غیب و اسرار دل مردم
٣٨٩ ص
(٣٩٠)
خبر دادن امام هادی از خلافت متوکل
٣٩٠ ص
(٣٩١)
خبر دادن امام هادی از مرگ دیگران
٣٩١ ص
(٣٩٢)
خبر دادن امام هادی از قتل متوکل
٣٩٢ ص
(٣٩٣)
خبر از فرزنده شیعی فرد مسیحی
٣٩٣ ص
(٣٩٤)
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
٣٩٤ ص
(٣٩٥)
خطیب بزرگ بلد
٣٩٥ ص
(٣٩٦)
خبر از دگرگونی رؤسای حکومت
٣٩٦ ص
(٣٩٧)
خداوند بهترین یار و نگهبان
٣٩٧ ص
(٣٩٨)
خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایام
٣٩٨ ص
(٣٩٩)
خریداری گوسفند برای عید قربان
٣٩٩ ص
(٤٠٠)
خوابهایی فراتر از رؤیا
٤٠٠ ص
(٤٠١)
خورشید در سیه چال
٤٠١ ص
(٤٠٢)
خدا ترسی
٤٠٢ ص
(٤٠٣)
خشم به زیردستان
٤٠٣ ص
(٤٠٤)
خشم و کینه توزی
٤٠٤ ص
(٤٠٥)
خودخواهان مغضوب
٤٠٥ ص
(٤٠٦)
خداوند نه جسم است و نه صورت
٤٠٦ ص
(٤٠٧)
خدا دیده نمیشود
٤٠٧ ص
(٤٠٨)
خوش آهنگی امامان در خواندن قرآن
٤٠٨ ص
(٤٠٩)
خبر دادن از نوزاد
٤٠٩ ص
(٤١٠)
خون مشکوک
٤١٠ ص
(٤١١)
خون پشه و کک
٤١١ ص
(٤١٢)
خمس بعد از مؤونه
٤١٢ ص
(٤١٣)
خطبه نکاح
٤١٣ ص
(٤١٤)
خبر از مرگ واثق خلیفه عباسی
٤١٤ ص
(٤١٥)
خبر از ضمیر و دعای مستجاب
٤١٥ ص
(٤١٦)
خبر از مردن واثق و کشته شدن ابن زیات
٤١٦ ص
(٤١٧)
خبر دادن از گرفتاری و نجات محمد بن فرج
٤١٧ ص
(٤١٨)
خبر دادن از شهادت پدرشان امام جواد
٤١٨ ص
(٤١٩)
خبر از احمد بن محمد بن عبدالله
٤١٩ ص
(٤٢٠)
خبر دادن از کشته شدن متوکل
٤٢٠ ص
(٤٢١)
خبر دادن از مردن سرداری پیش از مرگش
٤٢١ ص
(٤٢٢)
خبر دادن از نام مردی ترک که کسی از آن آگاه نبود
٤٢٢ ص
(٤٢٣)
خبر دادن از نیت و اراده یک شخص
٤٢٣ ص
(٤٢٤)
خبر دادن از حاجت ابوهاشم پیش از اظهار
٤٢٤ ص
(٤٢٥)
خبر دادن از جسم مدفون در زیرزمین
٤٢٥ ص
(٤٢٦)
د
٤٢٦ ص
(٤٢٧)
دعای امام هادی در قنوت
٤٢٧ ص
(٤٢٨)
دعای در حال قنوت
٤٢٨ ص
(٤٢٩)
دعای تعقیب نمازها
٤٢٩ ص
(٤٣٠)
دعای هنگام صبح
٤٣٠ ص
(٤٣١)
دعای در سجده شکر
٤٣١ ص
(٤٣٢)
دعای امام هادی در مورد نکاح
٤٣٢ ص
(٤٣٣)
دعای انجام حاجت ها
٤٣٣ ص
(٤٣٤)
درخواست حوائج
٤٣٤ ص
(٤٣٥)
دعای امام هادی در درخواست حوائج
٤٣٥ ص
(٤٣٦)
دفع کید ستمگر
٤٣٦ ص
(٤٣٧)
دور ماندن از امور ترسناک
٤٣٧ ص
(٤٣٨)
دور ماندن از مشکلات
٤٣٨ ص
(٤٣٩)
دعای شب اول ماه رجب
٤٣٩ ص
(٤٤٠)
دعای امام در شب اول ماه رجب
٤٤٠ ص
(٤٤١)
دعای هنگام زیارت امیرالمؤمنین
٤٤١ ص
(٤٤٢)
دعای هنگام وداع امیرالمؤمنین
٤٤٢ ص
(٤٤٣)
دعای زیارت امام حسین
٤٤٣ ص
(٤٤٤)
دعای زیارت امام کاظم و جواد
٤٤٤ ص
(٤٤٥)
دعای امام هادی در زیارت جامعه
٤٤٥ ص
(٤٤٦)
دعای امام هادی در زیارت جامعه
٤٤٦ ص
(٤٤٧)
دعای زیارت جامعه
٤٤٧ ص
(٤٤٨)
در ساحل دجیل
٤٤٨ ص
(٤٤٩)
دین اسلام
٤٤٩ ص
(٤٥٠)
دارا بودن هر آنچه خدا به پیامبران گذشته عطا نموده
٤٥٠ ص
(٤٥١)
در زمره شهدا جای داشتن
٤٥١ ص
(٤٥٢)
درهای الهی بودن ایشان
٤٥٢ ص
(٤٥٣)
دعای حضرت هادی بعد از نماز عصر
٤٥٣ ص
(٤٥٤)
دعای حضرت هادی پس از نماز صبح
٤٥٤ ص
(٤٥٥)
دین پسندیده
٤٥٥ ص
(٤٥٦)
دعای امام هادی در وقت گرفتاریها
٤٥٦ ص
(٤٥٧)
درمان بوی بد دهان و یبوست
٤٥٧ ص
(٤٥٨)
دو نیم شدن نگین انگشتر
٤٥٨ ص
(٤٥٩)
در راه سامرا
٤٥٩ ص
(٤٦٠)
در راه زیارت
٤٦٠ ص
(٤٦١)
دستگیری از ابو هاشم
٤٦١ ص
(٤٦٢)
دانا شدن به هفتاد و سه زبان
٤٦٢ ص
(٤٦٣)
درآوردن سکه های نقره از زمین
٤٦٣ ص
(٤٦٤)
دانستن سؤال اشخاص پیش از اظهار
٤٦٤ ص
(٤٦٥)
در انبان خالی دینار خلق کرد
٤٦٥ ص
(٤٦٦)
دانستن همه زبان ها
٤٦٦ ص
(٤٦٧)
داود بن قاسم ابوهاشم جعفری
٤٦٧ ص
(٤٦٨)
داوود بن ابیزید
٤٦٨ ص
(٤٦٩)
داوود بن قاسم جعفری
٤٦٩ ص
(٤٧٠)
داوود بن ساخنه صرمی
٤٧٠ ص
(٤٧١)
درباره فرزندان امام هادی
٤٧١ ص
(٤٧٢)
دینار درآوردن از کیسه خالی
٤٧٢ ص
(٤٧٣)
دوا رسانی امام هادی به بیمار
٤٧٣ ص
(٤٧٤)
دعای صبح، هنگام نگرانیها
٤٧٤ ص
(٤٧٥)
دعای قنوت امام هادی
٤٧٥ ص
(٤٧٦)
دعای امام هادی (ع) در قنوت
٤٧٦ ص
(٤٧٧)
دعای طلب حاجت و امور مهمه
٤٧٧ ص
(٤٧٨)
دعای عصر امام هادی
٤٧٨ ص
(٤٧٩)
دعا در حرم سیدالشهدا
٤٧٩ ص
(٤٨٠)
دعای پس از نماز وتر
٤٨٠ ص
(٤٨١)
دعای امام هادی برای بیماران
٤٨١ ص
(٤٨٢)
دعا برای درد شکم
٤٨٢ ص
(٤٨٣)
دعای طلب فرزند
٤٨٣ ص
(٤٨٤)
دعای امام هادی برای سری بن سلامه
٤٨٤ ص
(٤٨٥)
دعای پوشش امام هادی از دشمنان
٤٨٥ ص
(٤٨٦)
دعای روز چهاردهم و پانزدهم ماه
٤٨٦ ص
(٤٨٧)
دلجویی و نوازش از دوستان
٤٨٧ ص
(٤٨٨)
دانش
٤٨٨ ص
(٤٨٩)
دریافت اموال در موقع مناسب
٤٨٩ ص
(٤٩٠)
درمان مریض و مسلمان شدن پزشک نصرانی
٤٩٠ ص
(٤٩١)
دعای امام هادی در حق اصفهانی
٤٩١ ص
(٤٩٢)
دست بالای دست بسیار است
٤٩٢ ص
(٤٩٣)
دور کردن چاپلوس از مدیحه سرایی
٤٩٣ ص
(٤٩٤)
دروگر باد
٤٩٤ ص
(٤٩٥)
دختری با گونه های شرمگین
٤٩٥ ص
(٤٩٦)
در بیابان حیرت
٤٩٦ ص
(٤٩٧)
دنیا جایگاه آزمایش
٤٩٧ ص
(٤٩٨)
دنیا جایگاه سود و زیان
٤٩٨ ص
(٤٩٩)
درک لذت در قلت
٤٩٩ ص
(٥٠٠)
درباره جبر و تفویض
٥٠٠ ص
(٥٠١)
داستان مرغ بریان
٥٠١ ص
(٥٠٢)
داستان ابر سفید
٥٠٢ ص
(٥٠٣)
داستان دو درخت
٥٠٣ ص
(٥٠٤)
در سرای گدایان
٥٠٤ ص
(٥٠٥)
درندگان، به ائمه زیان نمیرسانند
٥٠٥ ص
(٥٠٦)
دعای امام بر اسب ابوهاشم جعفری
٥٠٦ ص
(٥٠٧)
دشوار بودن کسب حلال
٥٠٧ ص
(٥٠٨)
دختر محمد بن ابراهیم بن محمد
٥٠٨ ص
(٥٠٩)
دفن مرده
٥٠٩ ص
(٥١٠)
دعا در قنوت
٥١٠ ص
(٥١١)
در کوچ کردن پیش از زوال
٥١١ ص
(٥١٢)
دفن در حرم
٥١٢ ص
(٥١٣)
در برده برداری
٥١٣ ص
(٥١٤)
درمان زخم پا
٥١٤ ص
(٥١٥)
درمان مار و عقرب گزیدگی
٥١٥ ص
(٥١٦)
دعای دردسر
٥١٦ ص
(٥١٧)
ذ
٥١٧ ص
(٥١٨)
ذلیل شدن شیرها و درندگان وحشی
٥١٨ ص
(٥١٩)
ذات و شخص
٥١٩ ص
(٥٢٠)
ذکرکم فی الذاکرین
٥٢٠ ص
(٥٢١)
ر
٥٢١ ص
(٥٢٢)
روزه زنی که بچه شیر میدهد
٥٢٢ ص
(٥٢٣)
ریگ بیابان یا طلای سرخ
٥٢٣ ص
(٥٢٤)
رخساره تابناک بشکوه
٥٢٤ ص
(٥٢٥)
رنج ها بر شانه های آفتاب
٥٢٥ ص
(٥٢٦)
راه پرستش
٥٢٦ ص
(٥٢٧)
روزها، کنایه از امامان است
٥٢٧ ص
(٥٢٨)
رسیدن هدایا به وسیله شتر بیراهنما
٥٢٨ ص
(٥٢٩)
روزه مسافر
٥٢٩ ص
(٥٣٠)
روزه های مستحبی سال
٥٣٠ ص
(٥٣١)
روزه به جای قربانی
٥٣١ ص
(٥٣٢)
رابطه دلها
٥٣٢ ص
(٥٣٣)
رسوائی توطئه گران
٥٣٣ ص
(٥٣٤)
رها کردن شتر در بیابان
٥٣٤ ص
(٥٣٥)
رساندن اسحاق از سامرا به بغداد با طی الارض
٥٣٥ ص
(٥٣٦)
رجاء بن یحیی بن سامان
٥٣٦ ص
(٥٣٧)
ریان بن صلت
٥٣٧ ص
(٥٣٨)
راز و نیاز با خدا
٥٣٨ ص
(٥٣٩)
رسالت قلم در حوزه سامرا
٥٣٩ ص
(٥٤٠)
روح
٥٤٠ ص
(٥٤١)
رفت و آمد ملائکه، به خانه آنها
٥٤١ ص
(٥٤٢)
ربنا امنا بما انزلت واتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین
٥٤٢ ص
(٥٤٣)
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب
٥٤٣ ص
(٥٤٤)
راهنمایی گمراهان
٥٤٤ ص
(٥٤٥)
راهنمایی گمراهان
٥٤٥ ص
(٥٤٦)
روایات امام هادی از پیامبر
٥٤٦ ص
(٥٤٧)
روایات امام هادی از امیرالمؤمنین
٥٤٧ ص
(٥٤٨)
روایت امام هادی از امام باقر
٥٤٨ ص
(٥٤٩)
روایات امام هادی از امام صادق
٥٤٩ ص
(٥٥٠)
روایت امام هادی از امام کاظم
٥٥٠ ص
(٥٥١)
روایت امام هادی از امام رضا
٥٥١ ص
(٥٥٢)
روزه با دیدن ماه واجب میشود
٥٥٢ ص
(٥٥٣)
ز
٥٥٣ ص
(٥٥٤)
زرین تره کوبر خوان
٥٥٤ ص
(٥٥٥)
زورق و نرگس آرزوها
٥٥٥ ص
(٥٥٦)
زیر گام های حوادث
٥٥٦ ص
(٥٥٧)
زلال زمزمه دوست
٥٥٧ ص
(٥٥٨)
زکات فطره
٥٥٨ ص
(٥٥٩)
زینب کذابه
٥٥٩ ص
(٥٦٠)
زنده شدن عکس شیر وحشی و دریدن ساحر
٥٦٠ ص
(٥٦١)
زنده کردن غلامان کشته شده
٥٦١ ص
(٥٦٢)
زنان حضرت هادی
٥٦٢ ص
(٥٦٣)
زنده کردن الاغ
٥٦٣ ص
(٥٦٤)
زیارت امام هادی از امیرمؤمنان
٥٦٤ ص
(٥٦٥)
زیارت امام حسین
٥٦٥ ص
(٥٦٦)
زیارت امام کاظم و امام جواد
٥٦٦ ص
(٥٦٧)
زیارت جامعه کبیره
٥٦٧ ص
(٥٦٨)
زیارت وداع (پس از جامعه کبیره)
٥٦٨ ص
(٥٦٩)
زیارت جامعه دیگر
٥٦٩ ص
(٥٧٠)
زیارت عبدالعظیم حسنی
٥٧٠ ص
(٥٧١)
زیارت امام حسین در روز عاشورا
٥٧١ ص
(٥٧٢)
زیارت امیرالمؤمنین در روز عید غدیر
٥٧٢ ص
(٥٧٣)
زندهدارندگان دانش
٥٧٣ ص
(٥٧٤)
زائر لکم لائذ عائذ بقبورکم
٥٧٤ ص
(٥٧٥)
زیارت جامعه کبیره، گنجینهای پربها
٥٧٥ ص
(٥٧٦)
زیارت غدیر
٥٧٦ ص
(٥٧٧)
زیارات امام هادی برای ائمه
٥٧٧ ص
(٥٧٨)
زکات فطره
٥٧٨ ص
(٥٧٩)
س
٥٧٩ ص
(٥٨٠)
سپاهیان امام هادی
٥٨٠ ص
(٥٨١)
سرزمین های رحمت و نقمت
٥٨١ ص
(٥٨٢)
سامرا در یک نگاه
٥٨٢ ص
(٥٨٣)
سامرا و خلفای بنی عباس
٥٨٣ ص
(٥٨٤)
سامرا در دوران معتصم
٥٨٤ ص
(٥٨٥)
سامرا در روزگار واثق
٥٨٥ ص
(٥٨٦)
سامرا در روزگار متوکل
٥٨٦ ص
(٥٨٧)
سایه سید بر بلندای بلد
٥٨٧ ص
(٥٨٨)
سمانه مادر امام هادی
٥٨٨ ص
(٥٨٩)
سوسن، مادر امام عسکری
٥٨٩ ص
(٥٩٠)
سامرا پیش از میرزای مجدد
٥٩٠ ص
(٥٩١)
سند زیارت جامعه کبیره
٥٩١ ص
(٥٩٢)
سعد من والاکم
٥٩٢ ص
(٥٩٣)
سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم
٥٩٣ ص
(٥٩٤)
سرور اوصیای پیامبران بودن
٥٩٤ ص
(٥٩٥)
سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا
٥٩٥ ص
(٥٩٦)
سخنانی از نور
٥٩٦ ص
(٥٩٧)
سجده بر شیشه
٥٩٧ ص
(٥٩٨)
ساده زیستی
٥٩٨ ص
(٥٩٩)
سخنوری
٥٩٩ ص
(٦٠٠)
سخت کوشی
٦٠٠ ص
(٦٠١)
سردار خاکسار
٦٠١ ص
(٦٠٢)
سپیده شب یلدا
٦٠٢ ص
(٦٠٣)
ستمکار بردبار
٦٠٣ ص
(٦٠٤)
سخن موسی با خدای سبحان
٦٠٤ ص
(٦٠٥)
سلام کردن کوه ها و سنگها
٦٠٥ ص
(٦٠٦)
سخن گفتن پاچه مسموم گوسفند با پیامبر
٦٠٦ ص
(٦٠٧)
سخن امام هادی درباره مادرش
٦٠٧ ص
(٦٠٨)
سعایت عبدالله بن محمد از امام، نزد متوکل
٦٠٨ ص
(٦٠٩)
سخن امام هادی با برادرش موسی (مبرقع)
٦٠٩ ص
(٦١٠)
سخن امام هادی با عمر بن فرج
٦١٠ ص
(٦١١)
سامرا
٦١١ ص
(٦١٢)
سخن امام هادی، پیرامون امام مهدی
٦١٢ ص
(٦١٣)
سنگسار شده عصر امام مهدی
٦١٣ ص
(٦١٤)
سجده و نماز نزد قبر امامان
٦١٤ ص
(٦١٥)
سجده شکر
٦١٥ ص
(٦١٦)
سکونت در مکه
٦١٦ ص
(٦١٧)
سخن آن حضرت در مورد کسی که جانش برایش اعتبار ندارد
٦١٧ ص
(٦١٨)
سحر ساحر باطل شد
٦١٨ ص
(٦١٩)
سبط ابن الجوزی حنفی
٦١٩ ص
(٦٢٠)
سعید الصغیر الحاجب
٦٢٠ ص
(٦٢١)
سری بن سلامه اصفهانی
٦٢١ ص
(٦٢٢)
سلیمان بن حفصویه
٦٢٢ ص
(٦٢٣)
سلیمان بن داوود مروزی
٦٢٣ ص
(٦٢٤)
سندی بن محمد
٦٢٤ ص
(٦٢٥)
سهل بن زیاد
٦٢٥ ص
(٦٢٦)
سهل بن یعقوب بن اسحاق
٦٢٦ ص
(٦٢٧)
سید محمد
٦٢٧ ص
(٦٢٨)
ش
٦٢٨ ص
(٦٢٩)
شوم دانستن روزها
٦٢٩ ص
(٦٣٠)
شکرانه نعمتهای فراموش شده
٦٣٠ ص
(٦٣١)
شکوه و هیبت
٦٣١ ص
(٦٣٢)
شفای خلیفه با دعای امام هادی
٦٣٢ ص
(٦٣٣)
شانس در شکستگی نگین انگشتر
٦٣٣ ص
(٦٣٤)
شعله های سرکش آزادگی
٦٣٤ ص
(٦٣٥)
شب و شمع و طوفان
٦٣٥ ص
(٦٣٦)
شکوه افسانه یا افسانه ی شکوه؟
٦٣٦ ص
(٦٣٧)
شب های بی مهتاب زخمی
٦٣٧ ص
(٦٣٨)
شکر و شاکر
٦٣٨ ص
(٦٣٩)
شوخی بیهوده
٦٣٩ ص
(٦٤٠)
شهادت درخت به پیامبری امام هادی
٦٤٠ ص
(٦٤١)
شهر قم
٦٤١ ص
(٦٤٢)
شیاف روزه دار
٦٤٢ ص
(٦٤٣)
شانه با عاج
٦٤٣ ص
(٦٤٤)
شکر نعمتهای الهی
٦٤٤ ص
(٦٤٥)
شب وصال
٦٤٥ ص
(٦٤٦)
شما میهمان ما هستید
٦٤٦ ص
(٦٤٧)
شمشیرهای برهنه غیبی
٦٤٧ ص
(٦٤٨)
شترانی که اموال را بر آنها حمل و آنها را رها کردند
٦٤٨ ص
(٦٤٩)
شیخ مؤمن بن حسن مؤمن شبلنجی
٦٤٩ ص
(٦٥٠)
شاهویه بن عبدالله
٦٥٠ ص
(٦٥١)
شاهویة بن عبدالله
٦٥١ ص
(٦٥٢)
شیعه شدن مرد اصفهانی
٦٥٢ ص
(٦٥٣)
شفای نابینا و جذامی
٦٥٣ ص
(٦٥٤)
شعبده باز هندی
٦٥٤ ص
(٦٥٥)
شیرمرد دجیل
٦٥٥ ص
(٦٥٦)
شعر و شاعران در حوزه سامرا
٦٥٦ ص
(٦٥٧)
شعرای سامرا
٦٥٧ ص
(٦٥٨)
شکوه معنوی امام هادی
٦٥٨ ص
(٦٥٩)
شرحهای زیارت جامعه
٦٥٩ ص
(٦٦٠)
ص
٦٦٠ ص
(٦٦١)
صوفیان مسلمان نما
٦٦١ ص
(٦٦٢)
صلوات ابراهیم بر محمد و آل او
٦٦٢ ص
(٦٦٣)
صدا و لحن نیکو
٦٦٣ ص
(٦٦٤)
صد نگهبان شمشیر به دست
٦٦٤ ص
(٦٦٥)
صلاحالدین خلیل بن ایبک الصفدی
٦٦٥ ص
(٦٦٦)
صافی خادم امام هادی
٦٦٦ ص
(٦٦٧)
صالح ابومقاتل دیلمی
٦٦٧ ص
(٦٦٨)
صقر بن دلف
٦٦٨ ص
(٦٦٩)
صالح بن سلمه رازی
٦٦٩ ص
(٦٧٠)
صالح بن عیسی بن عمر بن بزیع
٦٧٠ ص
(٦٧١)
صالح بن محمد همدانی
٦٧١ ص
(٦٧٢)
صلی الله علیه وآله ورحمة الله وبرکاته
٦٧٢ ص
(٦٧٣)
ط
٦٧٣ ص
(٦٧٤)
طلعت نور بین مکه و مدینه
٦٧٤ ص
(٦٧٥)
طوفان اشک و آشوب
٦٧٥ ص
(٦٧٦)
طواف نساء
٦٧٦ ص
(٦٧٧)
طلاق همسر
٦٧٧ ص
(٦٧٨)
طلاق همسری که حیض خود را پنهان میکند
٦٧٨ ص
(٦٧٩)
طلحة بن عبدالله بن ابیعون غسانی
٦٧٩ ص
(٦٨٠)
طلا شدن ماسه
٦٨٠ ص
(٦٨١)
طی الأرض امام با اسحاق
٦٨١ ص
(٦٨٢)
طابت وطهرت بعضها من بعض
٦٨٢ ص
(٦٨٣)
طاطا کل شریف لشرفکم
٦٨٣ ص
(٦٨٤)
ظ
٦٨٤ ص
(٦٨٥)
ظهور مقدرات
٦٨٥ ص
(٦٨٦)
ظهور کرامت ضریح مطهر عسکریین
٦٨٦ ص
(٦٨٧)
ظاهر شدن چشمه آب و درخت از غیب
٦٨٧ ص
(٦٨٨)
ظاهر شدن جسمانی امام هادی به صور مختلف
٦٨٨ ص
(٦٨٩)
ظرف (گرانبهای) دانش خداوند
٦٨٩ ص
(٦٩٠)
ع
٦٩٠ ص
(٦٩١)
علی بن عبدالغفار
٦٩١ ص
(٦٩٢)
علی بن عبدالله
٦٩٢ ص
(٦٩٣)
علی بن عبدالله بن جعفر حمیری
٦٩٣ ص
(٦٩٤)
علی بن عبدالله زبیری
٦٩٤ ص
(٦٩٥)
علی بن عبیدالله
٦٩٥ ص
(٦٩٦)
علی بن عمرو عطار قزوینی
٦٩٦ ص
(٦٩٧)
علی بن محمد بن زیاد صیمری
٦٩٧ ص
(٦٩٨)
علی بن محمد بن شجاع نیشابوری
٦٩٨ ص
(٦٩٩)
علی بن محمد بن شیره کاشانی
٦٩٩ ص
(٧٠٠)
علی بن محمد منقری
٧٠٠ ص
(٧٠١)
علی بن محمد نوفلی
٧٠١ ص
(٧٠٢)
علی بن مهزیار اهوازی دورقی
٧٠٢ ص
(٧٠٣)
علی بن یحیی دهقان
٧٠٣ ص
(٧٠٤)
عیسی بن احمد
٧٠٤ ص
(٧٠٥)
عبدالعظیم حسنی
٧٠٥ ص
(٧٠٦)
علی بن جعفر
٧٠٦ ص
(٧٠٧)
عداوت با آل عدالت
٧٠٧ ص
(٧٠٨)
عمارت جدید
٧٠٨ ص
(٧٠٩)
علل هجرت میرزا به سامرا
٧٠٩ ص
(٧١٠)
عالمترین مردم
٧١٠ ص
(٧١١)
علم پیامبران
٧١١ ص
(٧١٢)
علم کتاب
٧١٢ ص
(٧١٣)
عصمکم الله من الزلل
٧١٣ ص
(٧١٤)
عبادت و بندگی خداوند
٧١٤ ص
(٧١٥)
عارف بحقکم
٧١٥ ص
(٧١٦)
عامل بامرکم
٧١٦ ص
(٧١٧)
علم داشتن بر اسم اعظم الهی
٧١٧ ص
(٧١٨)
عصمت امامان
٧١٨ ص
(٧١٩)
علم امامان
٧١٩ ص
(٧٢٠)
عبادت امام هادی
٧٢٠ ص
(٧٢١)
عثمان بن سعید عمری
٧٢١ ص
(٧٢٢)
علی بن احمد الصیمری
٧٢٢ ص
(٧٢٣)
علی بن جعفر الهمانی
٧٢٣ ص
(٧٢٤)
علی بن الحسن بن علی بن فضال
٧٢٤ ص
(٧٢٥)
علی بن زیاد صیمری
٧٢٥ ص
(٧٢٦)
علی بن عبدالغفار
٧٢٦ ص
(٧٢٧)
علی بن عمرو العطار
٧٢٧ ص
(٧٢٨)
علی بن عمر النوفلی
٧٢٨ ص
(٧٢٩)
علی بن محمد النوفلی
٧٢٩ ص
(٧٣٠)
علی بن مهزیار الاهوازی
٧٣٠ ص
(٧٣١)
عیسی بن احمد بن عیسی
٧٣١ ص
(٧٣٢)
عبدوس عطار کوفی
٧٣٢ ص
(٧٣٣)
عبدالرحمن بن محمد بن طیفور متطبب
٧٣٣ ص
(٧٣٤)
عبدالصمد قمی
٧٣٤ ص
(٧٣٥)
عبدالعظیم حسنی
٧٣٥ ص
(٧٣٦)
عثمان بن سعید عمری
٧٣٦ ص
(٧٣٧)
عروة بن یحیی
٧٣٧ ص
(٧٣٨)
علی بن ابراهیم همدانی
٧٣٨ ص
(٧٣٩)
علی بن ابراهیم
٧٣٩ ص
(٧٤٠)
علی بن ابیقره
٧٤٠ ص
(٧٤١)
علی بن بلال بغدادی
٧٤١ ص
(٧٤٢)
علی بن جعفر همانی
٧٤٢ ص
(٧٤٣)
علی بن حسن
٧٤٣ ص
(٧٤٤)
علی بن حسن بن فضال
٧٤٤ ص
(٧٤٥)
علی بن حسین بن عبد ربه
٧٤٥ ص
(٧٤٦)
علی بن حسین همدانی
٧٤٦ ص
(٧٤٧)
علی بن رمیس بغدادی
٧٤٧ ص
(٧٤٨)
علی بن ریان بن صلت اشعری قمی
٧٤٨ ص
(٧٤٩)
علی بن زیاد صیمری
٧٤٩ ص
(٧٥٠)
علی بن شیره
٧٥٠ ص
(٧٥١)
عبادت و بندگی
٧٥١ ص
(٧٥٢)
عزت نفس و توکل امام هادی به خدا
٧٥٢ ص
(٧٥٣)
عبادت
٧٥٣ ص
(٧٥٤)
عطر گلها، بوی خون
٧٥٤ ص
(٧٥٥)
عاق والدین
٧٥٥ ص
(٧٥٦)
علم خدا به اشیا، پیش از آفرینش
٧٥٦ ص
(٧٥٧)
عقیق زرد و فیروزه
٧٥٧ ص
(٧٥٨)
علم امام به امور غیبی
٧٥٨ ص
(٧٥٩)
علی بن جعفر
٧٥٩ ص
(٧٦٠)
علی بن جعفر و فارس بن حاتم
٧٦٠ ص
(٧٦١)
علی بن الحسین بن عبدالله
٧٦١ ص
(٧٦٢)
علی بن مهزیار
٧٦٢ ص
(٧٦٣)
عمر آل فرج
٧٦٣ ص
(٧٦٤)
عباس بن عبدالمطلب
٧٦٤ ص
(٧٦٥)
عمره تمتع
٧٦٥ ص
(٧٦٦)
عمل به وصایای یهودی
٧٦٦ ص
(٧٦٧)
عسل
٧٦٧ ص
(٧٦٨)
علم الله تعالی
٧٦٨ ص
(٧٦٩)
علت ناخوش داشتن مرگ
٧٦٩ ص
(٧٧٠)
عدم میل به دنیا
٧٧٠ ص
(٧٧١)
عبدالله بن اسعد الیافعی الیمنی
٧٧١ ص
(٧٧٢)
علی بن محمد ابن الصباغ مالکی
٧٧٢ ص
(٧٧٣)
عبد الحی بن العماد الحنبلی
٧٧٣ ص
(٧٧٤)
علی بن مهزیار اهوازی
٧٧٤ ص
(٧٧٥)
علی بن جعفر همینیاوی (همانی)
٧٧٥ ص
(٧٧٦)
عثمان بن سعید (نایب اول از نواب اربعه)
٧٧٦ ص
(٧٧٧)
عبدالرحمان بن محمد بن طیفور المتطیب
٧٧٧ ص
(٧٧٨)
عبدالعظیم
٧٧٨ ص
(٧٧٩)
عبدالله بن محمد اصفهانی
٧٧٩ ص
(٧٨٠)
عبدالله بن محمد بن عبدالله بن یاسین
٧٨٠ ص
(٧٨١)
غ
٧٨١ ص
(٧٨٢)
غوطه ور در شط آرامش
٧٨٢ ص
(٧٨٣)
ف
٧٨٣ ص
(٧٨٤)
فجعلکم بعرشه محدقین
٧٨٤ ص
(٧٨٥)
فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکَر فیها اسمه
٧٨٥ ص
(٧٨٦)
فکنا عنده مسلمین بفضلکم
٧٨٦ ص
(٧٨٧)
فبلغ الله بکم اشرف محل المکَرمین واعلی منازل المقَربین وارفع درجات المرسلین
٧٨٧ ص
(٧٨٨)
فمعکم معکم لامع غیرکم
٧٨٨ ص
(٧٨٩)
فثبتنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم ومحبتکم ودینکم
٧٨٩ ص
(٧٩٠)
فما احلی اسمائکم
٧٩٠ ص
(٧٩١)
فبحق من ائتمنکم علی سره
٧٩١ ص
(٧٩٢)
فانی لکم مطیع
٧٩٢ ص
(٧٩٣)
فبحقهم الذی اوجبت لهم علیک
٧٩٣ ص
(٧٩٤)
فضیلت پیامبر و علی
٧٩٤ ص
(٧٩٥)
فضیلت دانشمندان در زمان غیبت
٧٩٥ ص
(٧٩٦)
فضیلت صبر و پایداری
٧٩٦ ص
(٧٩٧)
فقه امام هادی
٧٩٧ ص
(٧٩٨)
فراهم شدن آب برای نماز
٧٩٨ ص
(٧٩٩)
فرستادن دارو برای بیمار
٧٩٩ ص
(٨٠٠)
فصل رویاهای سبز
٨٠٠ ص
(٨٠١)
فراز و فرود درفش
٨٠١ ص
(٨٠٢)
فروتنی
٨٠٢ ص
(٨٠٣)
فرق ایمان و اسلام
٨٠٣ ص
(٨٠٤)
فضیلت خواندن سوره قدر
٨٠٤ ص
(٨٠٥)
فضیلت قرائت سوره (هل أتی)
٨٠٥ ص
(٨٠٦)
فضیلت علمای شیعه
٨٠٦ ص
(٨٠٧)
فضیلت ماه مبارک
٨٠٧ ص
(٨٠٨)
فروش وقف
٨٠٨ ص
(٨٠٩)
فراموشی وصیت
٨٠٩ ص
(٨١٠)
فضیلت علما و دانشمندان
٨١٠ ص
(٨١١)
فضیلت تقوی
٨١١ ص
(٨١٢)
فضیلت بردباری
٨١٢ ص
(٨١٣)
فضیلت زمین کربلا
٨١٣ ص
(٨١٤)
فضیلت دوراندیشی
٨١٤ ص
(٨١٥)
فضیلت قبول سرزنش
٨١٥ ص
(٨١٦)
فضیلت حکمت
٨١٦ ص
(٨١٧)
فوز دیدار
٨١٧ ص
(٨١٨)
فروتنی درندگان
٨١٨ ص
(٨١٩)
فتح بن یزید گرگانی
٨١٩ ص
(٨٢٠)
فضل بن شاذان نیشابوری
٨٢٠ ص
(٨٢١)
فضل بن کثیر بغدادی
٨٢١ ص
(٨٢٢)
فضل بن مبارک
٨٢٢ ص
(٨٢٣)
فضل بن شاذان نیشابوری
٨٢٣ ص
(٨٢٤)
فضیلت صلوات هنگام بوسیدن گل
٨٢٤ ص
(٨٢٥)
فتوای بزرگی از سامرا صادر شد
٨٢٥ ص
(٨٢٦)
فعظمتم جلاله واکبرتم شانه ومجدتم کَرمه
٨٢٦ ص
(٨٢٧)
فالراغب عنکم مارق والازم لکم لاحق والمقَصر فی حقکم زاهق
٨٢٧ ص
(٨٢٨)
ق
٨٢٨ ص
(٨٢٩)
قایقی غمگین میان ابرها
٨٢٩ ص
(٨٣٠)
قرآن، در هر زمانی، نو است
٨٣٠ ص
(٨٣١)
قاسم یقطینی و علی بن حسکه
٨٣١ ص
(٨٣٢)
قرائت سوره در نماز
٨٣٢ ص
(٨٣٣)
قطع کننده نماز
٨٣٣ ص
(٨٣٤)
قضای نماز و روزه بیهوش
٨٣٤ ص
(٨٣٥)
قربانی
٨٣٥ ص
(٨٣٦)
قوت یافتن مرکب ابوهاشم
٨٣٦ ص
(٨٣٧)
قدرت ملکوتی امام هادی
٨٣٧ ص
(٨٣٨)
قوی شدن شگفت انگیز حیوان
٨٣٨ ص
(٨٣٩)
قاسم شعرانی یقطینی
٨٣٩ ص
(٨٤٠)
قاسم صیقل
٨٤٠ ص
(٨٤١)
قادسیه و کوشک خاقانی
٨٤١ ص
(٨٤٢)
قضاء
٨٤٢ ص
(٨٤٣)
ک
٨٤٣ ص
(٨٤٤)
کشاورزی امام هادی
٨٤٤ ص
(٨٤٥)
کودکی در روزگار تلخ یأس
٨٤٥ ص
(٨٤٦)
کلاغ دسیسه، کویر خلیفه
٨٤٦ ص
(٨٤٧)
کوبش طبل های دیوانه
٨٤٧ ص
(٨٤٨)
کردار بندگان خدا
٨٤٨ ص
(٨٤٩)
کراهت خوابیدن پس از نماز شب
٨٤٩ ص
(٨٥٠)
کفاره روزه
٨٥٠ ص
(٨٥١)
کراهت طلاق از راه طلب مهریه
٨٥١ ص
(٨٥٢)
کفاره نذر
٨٥٢ ص
(٨٥٣)
کسب حلال
٨٥٣ ص
(٨٥٤)
کسی که از خود خشنود است
٨٥٤ ص
(٨٥٥)
کسی که عقیدهاش را برای تو گردانده است
٨٥٥ ص
(٨٥٦)
کسی که به قصد انجام کاری حرکت کند
٨٥٦ ص
(٨٥٧)
کله پوسیده آدمی در زیر خاک
٨٥٧ ص
(٨٥٨)
کار حضرت مسیح را انجام میداد
٨٥٨ ص
(٨٥٩)
کافور خادم
٨٥٩ ص
(٨٦٠)
کرامت امام هادی برای داود
٨٦٠ ص
(٨٦١)
کرامت امام هادی نزد متوکل
٨٦١ ص
(٨٦٢)
کتیبه آستانه
٨٦٢ ص
(٨٦٣)
کوی کنشت ها و کاخها
٨٦٣ ص
(٨٦٤)
کتاب تاریخ سامرا
٨٦٤ ص
(٨٦٥)
کتاب های پیامبران
٨٦٥ ص
(٨٦٦)
کَما شهد الله لنفسه وشهدت له ملائکته واولوا العلم من خلقه
٨٦٦ ص
(٨٦٧)
کلامکم نور
٨٦٧ ص
(٨٦٨)
کیف اصف حسن ثنائکم
٨٦٨ ص
(٨٦٩)
کار کردن
٨٦٩ ص
(٨٧٠)
کمیابی پول حلال
٨٧٠ ص
(٨٧١)
کفاره روزه معین
٨٧١ ص
(٨٧٢)
کفر غلات
٨٧٢ ص
(٨٧٣)
گ
٨٧٣ ص
(٨٧٤)
گذشت و بخشش
٨٧٤ ص
(٨٧٥)
گرگ های عطشان قدرت
٨٧٥ ص
(٨٧٦)
گرداب آشوب و آتش
٨٧٦ ص
(٨٧٧)
گاومیش
٨٧٧ ص
(٨٧٨)
گوشت خشک شده
٨٧٨ ص
(٨٧٩)
گمان بد و گمان نیک
٨٧٩ ص
(٨٨٠)
گنجینه داران دانش خداوند
٨٨٠ ص
(٨٨١)
ل
٨٨١ ص
(٨٨٢)
لشکر خدا
٨٨٢ ص
(٨٨٣)
لبخند زمانه
٨٨٣ ص
(٨٨٤)
لحظه ها رویش اشک و اندوه
٨٨٤ ص
(٨٨٥)
لباس نمازگزار
٨٨٥ ص
(٨٨٦)
لشگر ملائکه
٨٨٦ ص
(٨٨٧)
لیست اسامی شروع شده با«الف»
٨٨٧ ص
(٨٨٨)
لا اله الا هو العزیز الحکیم
٨٨٨ ص
(٨٨٩)
لما استوهبتم ذنوبی
٨٨٩ ص
(٨٩٠)
م
٨٩٠ ص
(٨٩١)
محمد بن قاسم بن حمزة بن موسی
٨٩١ ص
(٨٩٢)
محمد بن مروان جلاب
٨٩٢ ص
(٨٩٣)
محمد بن مروان خطاب
٨٩٣ ص
(٨٩٤)
محمد بن موسی بن فرات
٨٩٤ ص
(٨٩٥)
محمد بن موسی الربعی
٨٩٥ ص
(٨٩٦)
محمد بن یحیی بن دریاب
٨٩٦ ص
(٨٩٧)
مصقلة بن اسحاق قمی اشعری
٨٩٧ ص
(٨٩٨)
معاویة بن حکیم
٨٩٨ ص
(٨٩٩)
منصور بن عباس رازی
٨٩٩ ص
(٩٠٠)
موسی بن داوود یعقوبی
٩٠٠ ص
(٩٠١)
موسی بن عمر بن بزیع
٩٠١ ص
(٩٠٢)
موسی بن عمر حضین
٩٠٢ ص
(٩٠٣)
موسی بن مرشد وراق نیشابوری
٩٠٣ ص
(٩٠٤)
معجزه عجیب طی الارض
٩٠٤ ص
(٩٠٥)
مناجات با خدا
٩٠٥ ص
(٩٠٦)
مرقد حسین بن علی الهادی
٩٠٦ ص
(٩٠٧)
مسجد بزرگ سامرا
٩٠٧ ص
(٩٠٨)
مناره ی ملویه
٩٠٨ ص
(٩٠٩)
مسجد بزرگ ابودلف
٩٠٩ ص
(٩١٠)
مورخ سامرا
٩١٠ ص
(٩١١)
من والاکم فقَد والی الله ومن عاداکم فقد عاد الله و من احبکم فقَد احب الله ومن ابغضکم فقَد ابغض الله
٩١١ ص
(٩١٢)
محبت به خداوند
٩١٢ ص
(٩١٣)
من اتبعکم فالجنة ماویه ومن خالفکم فالنار مثویه
٩١٣ ص
(٩١٤)
مستبصر بشانکم وبضلالة من خالفکم
٩١٤ ص
(٩١٥)
موال لکم ولاولیائکم مبغض لاعدائکم ومعاد لهم
٩١٥ ص
(٩١٦)
محقق لما حققتم مبطل لما ابطلتم
٩١٦ ص
(٩١٧)
مطیع لکم
٩١٧ ص
(٩١٨)
مقر بفضلکم
٩١٨ ص
(٩١٩)
محتمل لعلمکم
٩١٩ ص
(٩٢٠)
محتجب بذمتکم
٩٢٠ ص
(٩٢١)
محمد بن احمد بن عبیدالله
٩٢١ ص
(٩٢٢)
محمد بن سلیمان بن زرقان
٩٢٢ ص
(٩٢٣)
محمد بن ابیطیفور متطبب
٩٢٣ ص
(٩٢٤)
محمد بن احمد بن ابراهیم
٩٢٤ ص
(٩٢٥)
محمد بن احمد محمودی
٩٢٥ ص
(٩٢٦)
محمد بن احمد بن عبیدالله بن منصور
٩٢٦ ص
(٩٢٧)
محمد بن احمد بن مطهر
٩٢٧ ص
(٩٢٨)
محمد بن احمد بن مهران
٩٢٨ ص
(٩٢٩)
محمد بن اسماعیل صیمری قمی
٩٢٩ ص
(٩٣٠)
محمد بن جزک جمال
٩٣٠ ص
(٩٣١)
محمد بن حسن بن شمون بصری
٩٣١ ص
(٩٣٢)
محمد بن حسن بن ابیالخطاب
٩٣٢ ص
(٩٣٣)
محمد بن حمزه قمی
٩٣٣ ص
(٩٣٤)
محمد بن حصین فهری
٩٣٤ ص
(٩٣٥)
محمد بن حصین
٩٣٥ ص
(٩٣٦)
محمد بن خالد رازی
٩٣٦ ص
(٩٣٧)
محمد بن رجا خیاط
٩٣٧ ص
(٩٣٨)
محمد بن ریان بن صلت
٩٣٨ ص
(٩٣٩)
محمد بن سعید بن کلثوم مروزی
٩٣٩ ص
(٩٤٠)
محمد بن سلیمان جلاب
٩٤٠ ص
(٩٤١)
محمد بن صیفی کوفی
٩٤١ ص
(٩٤٢)
محمد بن عبدالجبار
٩٤٢ ص
(٩٤٣)
محمد بن عبدالرحمن همدانی نوفلی
٩٤٣ ص
(٩٤٤)
محمد بن عبدالله بن مهران کرخی
٩٤٤ ص
(٩٤٥)
محمد بن عبیدالله
٩٤٥ ص
(٩٤٦)
محمد بن علی بن عیسی اشعری قمی
٩٤٦ ص
(٩٤٧)
محمد بن علی بن مهزیار
٩٤٧ ص
(٩٤٨)
محمد بن عیسی بن عبید یقطینی
٩٤٨ ص
(٩٤٩)
محمد بن فرج رخجی
٩٤٩ ص
(٩٥٠)
محمد بن فضل بغدادی
٩٥٠ ص
(٩٥١)
مهربانی
٩٥١ ص
(٩٥٢)
مرگ خلیفه ظالم بعد از سه روز
٩٥٢ ص
(٩٥٣)
مرو راهی که بر پا سنگت آید
٩٥٣ ص
(٩٥٤)
مقام امام حسین
٩٥٤ ص
(٩٥٥)
مسلمان شدن قیصر روم از پاسخ امام هادی
٩٥٥ ص
(٩٥٦)
مشعل های خاموش
٩٥٦ ص
(٩٥٧)
موج های خونین شورش
٩٥٧ ص
(٩٥٨)
میان ماه من
٩٥٨ ص
(٩٥٩)
معجزه پیامبر در توطئه گودال و سم
٩٥٩ ص
(٩٦٠)
محمد و علی، پدران این امت
٩٦٠ ص
(٩٦١)
معجزه امام علی از زبان امام هادی
٩٦١ ص
(٩٦٢)
محمد بن ریان
٩٦٢ ص
(٩٦٣)
محمد بن فرج
٩٦٣ ص
(٩٦٤)
مضمضه و استنشاق در وضو
٩٦٤ ص
(٩٦٥)
مسح دو پا
٩٦٥ ص
(٩٦٦)
مکان نمازگزار
٩٦٦ ص
(٩٦٧)
مکروه بودن سفر در پیش از ظهر جمعه
٩٦٧ ص
(٩٦٨)
مصرف زکات
٩٦٨ ص
(٩٦٩)
محرمات احرام
٩٦٩ ص
(٩٧٠)
مهریه
٩٧٠ ص
(٩٧١)
محارم رضاعی
٩٧١ ص
(٩٧٢)
مال پیدا شده
٩٧٢ ص
(٩٧٣)
مال حرام
٩٧٣ ص
(٩٧٤)
مرکب
٩٧٤ ص
(٩٧٥)
مذمت بعضی از صفات
٩٧٥ ص
(٩٧٦)
مذمت حرص
٩٧٦ ص
(٩٧٧)
ملاحظه غربت
٩٧٧ ص
(٩٧٨)
مأمورین غیبی
٩٧٨ ص
(٩٧٩)
محمد بن ابراهیم بن محمد الهمدانی
٩٧٩ ص
(٩٨٠)
محمد بن احمد بن حماد المحمودی
٩٨٠ ص
(٩٨١)
ن
٩٨١ ص
(٩٨٢)
نضر بن محمد همدانی
٩٨٢ ص
(٩٨٣)
نجات علی بن جعفر از زندان
٩٨٣ ص
(٩٨٤)
نجات یکی از شیعیان
٩٨٤ ص
(٩٨٥)
نمایان شدن آب در بیابان
٩٨٥ ص
(٩٨٦)
نذر نصرانی برای امام هادی
٩٨٦ ص
(٩٨٧)
نفرین مظلوم بر ظالم
٩٨٧ ص
(٩٨٨)
نام های سامرا
٩٨٨ ص
(٩٨٩)
نمونهای از سیاست امام هادی
٩٨٩ ص
(٩٩٠)
نیاز به امامت
٩٩٠ ص
(٩٩١)
نص بر امامت امام هادی
٩٩١ ص
(٩٩٢)
نظافت
٩٩٢ ص
(٩٩٣)
نماز در لباس کرک و پشم
٩٩٣ ص
(٩٩٤)
نماز در لباسی از موی انسان
٩٩٤ ص
(٩٩٥)
نماز در بیابان
٩٩٥ ص
(٩٩٦)
نماز شخص بیهوش، قضا ندارد
٩٩٦ ص
(٩٩٧)
نماز قصر در سفر مکه
٩٩٧ ص
(٩٩٨)
ناآگاهی از حقیقت مرگ
٩٩٨ ص
(٩٩٩)
نان در سفره و بلعیدن جادوگر
٩٩٩ ص
(١٠٠٠)
نمایش لشکر امام در مقابل خلیفه
١٠٠٠ ص
(١٠٠١)
نقشه عجیب
١٠٠١ ص
(١٠٠٢)
نذر مادر متوکل برای امام هادی
١٠٠٢ ص
(١٠٠٣)
نصیحت قاطع امام هادی به متوکل
١٠٠٣ ص
(١٠٠٤)
نمونهای از مهمان نوازی و کرم امام هادی
١٠٠٤ ص
(١٠٠٥)
نهی شدید امام هادی از همنشینی با گمراهان
١٠٠٥ ص
(١٠٠٦)
نرمی آواز جوی
١٠٠٦ ص
(١٠٠٧)
نتیج بی اعتنایی به مکر خدا
١٠٠٧ ص
(١٠٠٨)
نتیجه عاق والدین
١٠٠٨ ص
(١٠٠٩)
نتیجه جدال
١٠٠٩ ص
(١٠١٠)
نوح پیامبر، و فرزندانش
١٠١٠ ص
(١٠١١)
ناگواری مرگ
١٠١١ ص
(١٠١٢)
نامیدن فاطمه، به (زهرا)
١٠١٢ ص
(١٠١٣)
نفرین امام بر مردی که سوگند دروغ خورد
١٠١٣ ص
(١٠١٤)
نگین موسی بن بغا
١٠١٤ ص
(١٠١٥)
ناصبی کیست؟
١٠١٥ ص
(١٠١٦)
نماز مسافر
١٠١٦ ص
(١٠١٧)
نماز جماعت در کشتی
١٠١٧ ص
(١٠١٨)
نماز در کجاوه
١٠١٨ ص
(١٠١٩)
نماز جعفر طیار
١٠١٩ ص
(١٠٢٠)
نشانه آغاز ماه رمضان
١٠٢٠ ص
(١٠٢١)
نذر
١٠٢١ ص
(١٠٢٢)
نماز شب
١٠٢٢ ص
(١٠٢٣)
نجات پیدا کردن از مرگ
١٠٢٣ ص
(١٠٢٤)
نفرین امام هادی بر متوکل ملعون
١٠٢٤ ص
(١٠٢٥)
نفرین امام هادی بر شخص جسارتکننده
١٠٢٥ ص
(١٠٢٦)
نیروهای مسلح امام هادی
١٠٢٦ ص
(١٠٢٧)
نتیجه ی جسارت به امام
١٠٢٧ ص
(١٠٢٨)
نصر بن حازم قمی
١٠٢٨ ص
(١٠٢٩)
و
١٠٢٩ ص
(١٠٣٠)
و برهانه
١٠٣٠ ص
(١٠٣١)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٣١ ص
(١٠٣٢)
واشهد ان محمدا عبده المنتجب ورسوله المرتضی
١٠٣٢ ص
(١٠٣٣)
واشهد انکم الائمة الراشدون
١٠٣٣ ص
(١٠٣٤)
وارتضاکم لغیبه
١٠٣٤ ص
(١٠٣٥)
واختارکم لسره
١٠٣٥ ص
(١٠٣٦)
واجتباکم بقدرته
١٠٣٦ ص
(١٠٣٧)
واعزکم بهداه
١٠٣٧ ص
(١٠٣٨)
وخصکم ببرهانه
١٠٣٨ ص
(١٠٣٩)
وانتجبکم لنوره
١٠٣٩ ص
(١٠٤٠)
وایدکم بروحه
١٠٤٠ ص
(١٠٤١)
ورضیکم خلفاء فی ارضه
١٠٤١ ص
(١٠٤٢)
وحججا علی بریته
١٠٤٢ ص
(١٠٤٣)
وانصارا لدینه
١٠٤٣ ص
(١٠٤٤)
و حفظة لسره
١٠٤٤ ص
(١٠٤٥)
ومستودعا لحکمته
١٠٤٥ ص
(١٠٤٦)
وتراجمة لوحیه
١٠٤٦ ص
(١٠٤٧)
وارکانا لتوحیده
١٠٤٧ ص
(١٠٤٨)
وشهداء علی خلقه
١٠٤٨ ص
(١٠٤٩)
واعلاما لعباده
١٠٤٩ ص
(١٠٥٠)
ومنارا فی بلاده
١٠٥٠ ص
(١٠٥١)
وادلاء علی صراطه
١٠٥١ ص
(١٠٥٢)
وامنکم من الفتن
١٠٥٢ ص
(١٠٥٣)
وطهرکم من الدنس
١٠٥٣ ص
(١٠٥٤)
واذهب عنکم الرجس
١٠٥٤ ص
(١٠٥٥)
وطهرکم تطهیرا
١٠٥٥ ص
(١٠٥٦)
وادمتم ذکره ووکدتم میثاقه واحکَمتم عقد طاعته
١٠٥٦ ص
(١٠٥٧)
ونصحتم له فی السر والعلانیة ودعوتم الی سبیله بالحکمة والموعظة الحسنة
١٠٥٧ ص
(١٠٥٨)
وبذلتم انفسکم فی مرضاته
١٠٥٨ ص
(١٠٥٩)
وصبرتم علی ما اصابکم فی جنبه
١٠٥٩ ص
(١٠٦٠)
وسائلی که خداوند برای پیامبران فرستاد
١٠٦٠ ص
(١٠٦١)
والمثل الاعلی
١٠٦١ ص
(١٠٦٢)
والدعوة الحسنی
١٠٦٢ ص
(١٠٦٣)
وحجج الله علی اهل الدنیا والاخرة والاولی
١٠٦٣ ص
(١٠٦٤)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٦٤ ص
(١٠٦٥)
ومساکن برکَة الله
١٠٦٥ ص
(١٠٦٦)
ومعادن حکمة الله
١٠٦٦ ص
(١٠٦٧)
وحفظة سر الله
١٠٦٧ ص
(١٠٦٨)
وحملة کتاب الله
١٠٦٨ ص
(١٠٦٩)
واوصیاء نبی الله
١٠٦٩ ص
(١٠٧٠)
وذریة رسول الله
١٠٧٠ ص
(١٠٧١)
والادلاء علی مرضات الله
١٠٧١ ص
(١٠٧٢)
والمستقرین فی امر الله
١٠٧٢ ص
(١٠٧٣)
والتامین فی محبة الله
١٠٧٣ ص
(١٠٧٤)
والمخلصین فی توحید الله
١٠٧٤ ص
(١٠٧٥)
والمظهرین لامر الله ونهیه
١٠٧٥ ص
(١٠٧٦)
وعباده المکرمین الذین لا یسبقونه بالقَول وهم بامره یعملون
١٠٧٦ ص
(١٠٧٧)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٧٧ ص
(١٠٧٨)
والقادة الهداة
١٠٧٨ ص
(١٠٧٩)
والسادة الولاة
١٠٧٩ ص
(١٠٨٠)
والذادة الحماة
١٠٨٠ ص
(١٠٨١)
واهل الذکر
١٠٨١ ص
(١٠٨٢)
واولی الامر
١٠٨٢ ص
(١٠٨٣)
وبقیة الله
١٠٨٣ ص
(١٠٨٤)
و خیرته
١٠٨٤ ص
(١٠٨٥)
و حزبه
١٠٨٥ ص
(١٠٨٦)
وعیبة علمه
١٠٨٦ ص
(١٠٨٧)
و حجته
١٠٨٧ ص
(١٠٨٨)
و صراطه
١٠٨٨ ص
(١٠٨٩)
و نوره
١٠٨٩ ص
(١٠٩٠)
وساطت غیر مستقیم در رفع مشکل
١٠٩٠ ص
(١٠٩١)
ویژگی های پیامبران
١٠٩١ ص
(١٠٩٢)
وضو پس از غسل جمعه
١٠٩٢ ص
(١٠٩٣)
وقت قضای نوافل
١٠٩٣ ص
(١٠٩٤)
وقف یا صدقه
١٠٩٤ ص
(١٠٩٥)
وصیت
١٠٩٥ ص
(١٠٩٦)
وزیدن باد و بلند کردن پرده
١٠٩٦ ص
(١٠٩٧)
وموضع الرسالة
١٠٩٧ ص
(١٠٩٨)
ومختلف الملائکة
١٠٩٨ ص
(١٠٩٩)
ومهبط الوحی
١٠٩٩ ص
(١١٠٠)
ومعدن الرحمة
١١٠٠ ص
(١١٠١)
وخزان العلم
١١٠١ ص
(١١٠٢)
ومنتهی الحلم
١١٠٢ ص
(١١٠٣)
واصول الکَرم
١١٠٣ ص
(١١٠٤)
وقادة الامم
١١٠٤ ص
(١١٠٥)
و اولیاء النعم
١١٠٥ ص
(١١٠٦)
وعناصر الابرار
١١٠٦ ص
(١١٠٧)
ودعائم الاخیار
١١٠٧ ص
(١١٠٨)
وساسة العباد
١١٠٨ ص
(١١٠٩)
وارکان البلاد
١١٠٩ ص
(١١١٠)
وابواب الایمان
١١١٠ ص
(١١١١)
وامناء الرحمن
١١١١ ص
(١١١٢)
وسلالة النبیین
١١١٢ ص
(١١١٣)
وصفوة المرسلین
١١١٣ ص
(١١١٤)
وعترة خیرة رب العالمین
١١١٤ ص
(١١١٥)
ورحمة الله وبرکاته
١١١٥ ص
(١١١٦)
ومصابیح الدجی
١١١٦ ص
(١١١٧)
واعلام التقی
١١١٧ ص
(١١١٨)
وذوی النهی واولی الحجی
١١١٨ ص
(١١١٩)
وکَهف الوری
١١١٩ ص
(١١٢٠)
ه
١١٢٠ ص
(١١٢١)
هدایت شخص منحرف و مریض
١١٢١ ص
(١١٢٢)
هیچ زمینی خالی از قبر نیست
١١٢٢ ص
(١١٢٣)
هدایت گمراه با سخنی کوتاه
١١٢٣ ص
(١١٢٤)
هدایت یافتگان به دست امام هادی
١١٢٤ ص
(١١٢٥)
همنام گلهای بهاری
١١٢٥ ص
(١١٢٦)
همراهان دنیا و آخرت
١١٢٦ ص
(١١٢٧)
هیچ جا از خدای سبحان خالی نیست
١١٢٧ ص
(١١٢٨)
هجوم شبانه مأموران متوکل به خانه امام
١١٢٨ ص
(١١٢٩)
هلاکت دشمن
١١٢٩ ص
(١١٣٠)
هلاکت شعبده باز
١١٣٠ ص
(١١٣١)
هیبت و عظمت امام هادی
١١٣١ ص
(١١٣٢)
هارون بن الفضل
١١٣٢ ص
(١١٣٣)
همه زبان ها
١١٣٣ ص
(١١٣٤)
همراهی روح (فرشته الهی) با ایشان
١١٣٤ ص
(١١٣٥)
ی
١١٣٥ ص
(١١٣٦)
یگانگی خدا
١١٣٦ ص
(١١٣٧)
یافتن جوابهای غیبی از زیر جانماز
١١٣٧ ص
(١١٣٨)
یاسر خادم الامام الرضا
١١٣٨ ص
(١١٣٩)
یحیی بن عبدالرحمان بن خاقان
١١٣٩ ص
(١١٤٠)
یعقوب بن اسحاق السکیت
١١٤٠ ص
(١١٤١)
یحیی بن ابیبکیر رازی ضریر
١١٤١ ص
(١١٤٢)
یحیی بن محمد
١١٤٢ ص
(١١٤٣)
یعقوب بن اسحاق
١١٤٣ ص
(١١٤٤)
یعقوب بجلی
١١٤٤ ص
(١١٤٥)
یعقوب بن منقوش
١١٤٥ ص
(١١٤٦)
یعقوب بن یزید
١١٤٦ ص
(١١٤٧)
یکی از دعاهای امام هادی
١١٤٧ ص
(١١٤٨)
یک کهکشان، در یک نگاه
١١٤٨ ص
(١١٤٩)
یا اهل بیت النبوة
١١٤٩ ص
(١١٥٠)
یا ولی الله ان بینی وبین الله عزوجل ذنوبا لا یاتی علیها الا رضاکم
١١٥٠ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص

دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧٢ - زیارت امیرالمؤمنین در روز عید غدیر

زیارت امیرالمؤمنین در روز عید غدیر

شیخ مفید گوید: از امام عسکری - که بر او درود باد - روایت شده که از پدرش این زیارت را نقل فرمود، و ذکر نمود که آن حضرت در سالی که معتصم ایشان را طلبید در روز غدیر آن سال حضرت امیرمؤمنان - که بر او درود باد - را این گونه زیارت کردند:
سلام بر محمد رسول خدا، پایان بخش پیامبران، و سرور رسولان، و برگزیده‌ی پروردگار جهانیان، امین خدا بر وحیش و امور قطعی و حتمی‌اش، و پایان بخش آنچه گذشته، و گشاینده‌ی آنچه در آینده می‌آید، و غالب بر تمامی آنها، و رحمت و برکات و صلوات و تحیات الهی بر او باد، و سلام بر پیامبران و رسولان الهی، و فرشتگان مقرب و بندگان صالح او.
سلام بر تو ای امیرمؤمنان، و سرور جانشینان، و وارث دانش پیامبران، و ولی پروردگار جهانیان، و مولای من و مولای مؤمنان، و رحمت و برکات الهی بر تو باد.
سلام بر تو ای مولایم ای امیرمؤمنان، ای امین خدا در زمینش، و سفیر او در میان خلقش، و حجت رسای او در میان بندگانش.
سلام بر تو ای دین محکم الهی، و راه مستقیم او، سلام بر تو ای خبر بزرگ که در آن اختلاف نموده‌اند و از آن سؤال می‌شوند، سلام بر تو ای امیرمؤمنان. به خدا ایمان آوردی در حالی که آنان نسبت به او مشرک بودند، و حق را تصدیق کردی در حالی که آنان تکذیبش می‌کردند، و در راه خدا جهاد کردی و آنان امتناع می‌ورزیدند، و خالصان بندگی خدا را نموده، بردباری کرده و به حساب خدا گذاردی تا این که مرگت فرا رسید، آگاه باشید که لعنت الهی بر ستمکاران می‌باشد. سلام بر تو ای سرور مسلمانان، و پیشوایان مؤمنان، و راهنمای پرهیزکاران، و راهبر سفید چهرگان، و رحمت و برکات الهی بر تو باد. گواهی می‌دهم که تو برادر پیامبر خدا و جانشین او، و وارث دانش او، و امین او بر دینش، و جانشین او در میان امتش می‌باشی، و تو اولین کسی هستی که به خدا ایمان آورد و به آنچه بر پیامبرش نازل کرد تصدیق نمود. گواهی می‌دهم که پیامبر آنچه از جانب خدا بر او در مورد تو نازل شده بود را رسانید، و امرش را بیان نمود، و بر امتش اطاعت و ولایتت را واجب ساخت، و برای تو از آنان بیعت گرفت، و تو را نسبت به مؤمنان سزاوارتر از خودشان قرار داد، همچنان که خداوند پیامبر را چنین قرار داده است. آنگاه خداوند را بر آنان شاهد گرفت و فرمود: آیا کلام الهی را رساندم؟ گفتند: خدایا آری، فرمود: خدایا گواه باش و برای گواهی و حکم نمودن بین مردم تو کافی هستی، پس لعنت الهی بر کسی باد که بعد از اقرار کردن ولایتت را انکار نمود، و عهد و پیمانت را بعد از میثاق شکست، و گواهی می‌دهم که تو به عهد الهی وفا کردی و خدا نیز به عهد خود با تو وفا نمود «و هر که به عهدی که با خدا بسته وفادار ماند خداوند پاداش زیادی را به او خواهد داد». و گواهی می‌دهم که حقیقتا امیرمؤمنانی، آنکه به ولایت تو قرآن گویا بوده، و پیامبر بر این عهد برای تو از امت پیمان گرفت، و گواهی می‌دهم که تو و عمویت و برادرت، کسانی هستید که با جانهایتان با خدا معامله کردید، و خداوند این آیات را در مورد شما نازل فرمود:
«خداوند از مؤمنان جان‌ها و مالهایشان را در مقابل بهشت خرید، در راه خدا می‌جنگند، می‌کشند و کشته می‌شوند، و این وعده‌ای است حق که در تورات و انجیل و قرآن مکتوب می‌باشد، و چه کسی از خدا وفادارتر به عهد و پیمانش می‌باشد، پس شما را بشارت باد به معامله که انجام دادید و این رستگاری بزرگ است - توبه کنندگان، عبادت کنندگان، ستایش کنندگان، روزه گیران، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، امر به معروف و نهی از منکر کنندگان و حافظان حدود الهی و مؤمنان را بشارت باد». ای امیرمؤمنان، گواهی می‌دهم که شک کننده در تو به پیامبر امین ایمان نیاورده، و روی گردان از تو به سوی دیگری از دین محکم الهی، که پروردگار جهانیان از آن خشنود می‌باشد و آن را به ولایت تو در روز غدیر کامل نموده، کناره گرفته است. و گواهی می‌دهم منظور از این کلام خدای عزیز مهربان تو هستی: «و به درستی که این راه مستقیم من است از آن پیروی کنید و راه‌های دیگر را پیروی ننمائید که از راه خداوند پراکنده می‌گردید»، سوگند به خدا هر که از غیر تو پیروی کرد گمراه شد و گمراه کرد، و هر که با تو دشمنی نمود از حق کناره گرفت.
خدایا! امرت را شنیده و فرمانبرداریت کردیم، و از راه مستقیمت پیروی نمودیم، پس پروردگارا ما را هدایت نما، و قلوبمان را بعد از این که به طاعتت هدایت کردی از آن منحرف نما، و ما را از شکرگزاران نعمت‌هایت قرار ده.
و گواهی می‌دهم که تو همواره با هوای نفس مخالفت کرده، و هم پیمان تقوا بوده، و بر فروبردن خشمت توانا بودی، و ازمردم چشم‌پوشی کرده و از آنان در می‌گذشتی، و هر گاه خدا نافرمانی شود خشمگین، و هر گاه خداوند فرمانبرداری می‌شد خشنود بودی، و به آنچه خداوند به تو عهد کرده بود عمل کرده، و برای آنچه نگاهداری آن به عهده‌ی تو بود نگاهدارنده، و برای آنچه به تو امانت سپرده شده بود حافظ و نگاهبان بودی، آنچه حامل آن گردیده بودی را رساننده، و در انتظار آن چه بدان وعده داده شده بودی بسر می‌بردی.
و گواهی می‌دهم بخاطر ناتوانی راه تقیه را انتخاب نکردی، و به خاطر ناشکیبائی از حقت صرف نظر ننمودی، و به خاطر ترس از جهاد با نافرمانان کناره نگرفتی، و به خاطر خدعه و نیرنگ بر خلاف آنچه خداوند را خشنود می‌سازد خشنودی خود را آشکار نساختی، و در آنچه در راه خدا به تو رسید سستی ننمودی، و به خاطر ترس از طلب کردن حقت ناتوان نشده و درمانده نگردیدی.
پناه بر خدا که این گونه باشی، بلکه آنگاه که مورد ستم واقع شدی به حساب پروردگارت گذاردی، و امرت را به او واگذار نمودی، و به آنان یادآوری کردی اما پذیرا نشدند، و پندشان دادی اما تأثیری نبخشید، و از خدا آنان را ترساندی اما نهراسیدند.
و گواهی می‌دهم که تو ای امیرمؤمنان در راه خدا آن گونه که سزاوار بود جهاد و کوشش کردی، تا این که خداوند تو را به جوارش فراخواند، و به اختیارش تو را به سویش بازگرداند، و با کشتن تو حجت را بر دشمنانت قطعی ساخت، تا حجت به سود تو و بر علیه آنان باشد، همراه با حجت‌های رسائی که بر تمامی بندگان در اختیار داری.
سلام بر تو ای امیرمؤمنان، خالصانه عبادت خدا را نموده، و بردبارانه در راه خدا مبارزه کردی، و جانت را به خدا بخشیدی، و به کتابش عمل کرده، و سنت پیامبرش را پیروی نموده، و نماز را برپا داشته و زکات را دادی، و تا قدرت و توانائی داشتی امر به معروف کرده و نهی از منکر نمودی، برای بدست آوردن آنچه نزد خدایت بود، و به وعده‌های او راغب و مایل بودی.
از مشکلات باکی نداشته و در سختی‌ها ناتوان نمی‌گردیدی، و از جنگجویی کناره نگرفتی، دروغ گفته آنکه غیر از این امور را به تو نسبت داده و تهمت باطل بر تو زده است، و نابود باد آن که از تو کناره گرفت. در راه خدا آن گونه که سزاوار بود جهاد نموده، و بر آزارها به حساب خدا صبر و بردباری کردی، و تو اولین کسی هستی که به خدا ایمان آورد، و برای او نماز گزارد، و جهاد کرد، و چهره‌اش را در سرزمین شرک و بت‌پرستی نمایان ساخت در حالی که زمین پر از گمراهی بود و شیطان آشکارا پرستش می‌شد. و تو این کلام را فرمودی: کثرت مردم در اطراف من بر عزت و گرامیداشتم نمی‌افزاید، و پراکندگی آنان از من وحشتم را زیاد نمی‌گرداند، و اگر تمامی مردم مرا رها سازند نالان نمی‌شوم، به ریسمان الهی چنگ زدی و عزیز و گرامی شدی، و آخرت را بر دنیا ترجیح دادی و زاهد گردیدی، خدا تو را تأیید کرد و هدایت نمود، و تو را خالص گردانید و تو را برگزید. کارهایت با یکدیگر ضدیتی نداشته، و گفتارت با یکدیگر تفاوتی ندارد، و حالاتت دگرگون نگردیده، و ادعا و تهمت دروغین بر خدا نبستی، به زندگی زودگذر دنیا حریص نبوده و گناهان تو را چرکین ننمود، و همواره بر دلیل آشکاری از پروردگارت و بر یقین از کارت ثابت قدم بودی، به حق و راه مستقیم هدایت کردی. گواهی راستین می‌دهم، و سوگند درستی به خداوند می‌خورم که محمد و خاندان او - که درود خدا بر آنان باد - سروران خلقند، و تو مولایم و مولای مؤمنانی، و تو بنده‌ی خدا و ولی او و برادر پیامبر و جانشین او و وارث او هستی، و او به تو چنین فرمود: سوگند به آنکه مرا به حق فرستاد آن که نسبت به تو کفر ورزید به من ایمان نیاورده، و هر که منکر تو شد به خدا اقرار و اعتراف ننموده است. و به تحقیق گمراه شد آنکه مردم را از تو برگردانید، و هر که به سوی تو راهنمایی و هدایت نشده به سوی خدا و من هدایت نگردیده است، و این سخن پروردگار بزرگ من است که فرمود: «و به درستی که من آمرزنده‌ام کسی را که توبه کرد و ایمان آورد و عمل صالح انجام داد آنگاه هدایت شد» به ولایت تو. مولایم فضلت پنهان نشده، و نورت خاموش نمی‌گردد، هر که تو را انکار نمود ستمکار و بسیار بد بخت است، مولایم تو حجت بر بندگانی، و هدایتگر به راه درست، و توشه برای روز قیامت. مولایم خداوند در دنیا ارزش و مقامت را بالا برده، و در بهشت درجه و مرتبه‌ات را برتر گردانیده، و تو را بر آنچه بر مخالفانت پوشیده مانده، و بر آنچه بین تو و موهبت‌های الهی که برای تو مقرر کرده بود حائل گردیده بینا کرد.
پس لعنت الهی بر آنان که هتک حرمتت را جایز دانستند، و حق را از تو کنار زدند، و گواهی می‌دهم که آنان زیانکارند، کسانی که چهره‌هاشان را آتش جهنم می‌گدازد و آنان در آنجا عبوس و گرفته هستند. و گواهی می‌دهم که اقدام ننموده، و باز نایستادی، و سخن نگفته، و امساک ننمودی جز به امری از جانب خدا و پیامبرش، و فرمودی: سوگند به آنکه جانم در اختیار اوست پیامبر - که درود خدا بر او و خاندانش باد - به من نگریست در حالی که شجاعانه شمشیر می‌زدم و فرمود: ای علی جایگاه تو در برابر من همانند جایگاه هارون در برابر موسی است جز آنکه پیامبری بعد از من نمی‌آید، و به تو اعلام می‌دارم که مرگ و زندگیت با من و در راه من است، سوگند به خدا دروغ نگفته و به من دروغ گفته نشده است، و گمراه نشده و کسی به وسیله‌ی من گمراه نگردید، و عهد و پیمان پروردگارم بر خودم را فراموش نکرده‌ام، و من بر دلیل آشکاری از جانب خدا که بر پیامبرش بیان نمود و آن حضرت برایم ذکر کرد حرکت می‌نمایم، و من بر راه روشن قرار دارم، آن را آشکارا و بدون هراس می‌گویم، سوگند به خدا که راست گفتی و حق بیان کردی. پس لعنت الهی بر کسی که تو را با دشمنانت برابر نمود، و خدایی که نامش بزرگ است می‌فرماید: «آیا دانایان با نادانان مساویند»، پس لعنت الهی بر کسی که از تو روی گرداند به سوی کسی که خداوند ولایتت را بر او واجب ساخته بود، در حالی که تو ولی خدا و برادر رسول او هستی، و دفاع کننده از دینش می‌باشی، و کسی که قرآن به برتریش گواهی داد، خداوند بزرگ می‌فرماید: «و خداوند جهادگران را بر آنان که نشستند با اجری بزرگ برتری داد، درجات و مقاماتی از او و بخشش و رحمتی از جانب او، و خداوند بخشنده و مهربان است».
و خداوند می‌فرماید: «آیا آب دادن به حجاج و آباد کردن مسجد الحرام همانند ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد در راه خداست نزد خداوند مساوی نیستند، و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند - آنان که ایمان آورده و هجرت نمودند و در راه خدا به اموال و جانهایشان جهاد کردند نزد خداوند درجات بیشتری دارند و آنان رستگارانند - پروردگارشان آنان را به رحمتی از جانب خودش و خشنودی و بهشت‌هایی که در آنجا منعم و جاودانند بشارت می‌دهد - جاودانه در آنجا باقی می‌مانند و بدرستی که نزد خداوند پاداش بزرگی است».
گواهی می‌دهم که تو به مدح الهی اختصاص داده شده مخلص در فرمانبری خدا می‌باشی، در برابر هدایت الهی راه دیگری را انتخاب نکرده، و در پرستش پروردگارت کسی را شریک قرار ندادی، و خداوند دعای پیامبرش - که درود خدا بر او و بر خاندانش باد - در مورد تو را اجابت کرد.
آنگاه او را امر کرد به بیان آنچه تو را نسبت به امتش سزاوار آن نمود، به خاطر بالا بردن منزلتت، و آشکار ساختن برهان و دلیلت، و نابودی گفتارهای باطل، و قطع عذرها، آنگاه که پیامبر از فتنه‌ی فاسقان هراسید، و از تو در مورد منافقان بیمناک گردید پروردگار جهانیان وحی فرمود: «ای پیامبر!
آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده را برسان و اگر انجام ندهی رسالتت را نرسانده‌ای و خدا تو را از مردم نگاه می‌دارد». پس پیامبر سنگینی‌های مسیر را بر گردن نهاد، و در هنگام آفتاب سوزان برخاست و خطبه خواند و شنواند و ندا کرد و رساند، آنگاه از همه‌ی آنان پرسید: آیا رسانده‌ام؟ گفتند: خدایا آری، فرمود: خدایا شاهد باش، سپس فرمود: آیا من از مؤمنان به خودشان سزاوارتر نیستم، گفتند: آری، پس دستت را گرفت و فرمود: هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست، خدایا دوستانش را دوست، و دشمنانش را دشمن دار، یاری کنندگانش را یاری و خوارکنندگانش را خوار نما. به آنچه خداوند در مورد تو بر پیامبرش نازل فرموده بود جز اندکی ایمان نیاوردند، و اکثر مردم زیانکار شدند، و خدای بزرگ در مورد تو قبل از این جریان این آیه را نازل کرد در حالی که آنان را ناخوش آمد: «ای ایمان آورندگان هر کس از شما که از دینش بازگردد به زودی خداوند گروهی را می‌آورد که ایشان را دوست بدارد و آنان نیز خدای را دوست دارند، نزد مؤمنان خود را کوچک نموده و در برابر کافران سربلندند، در راه خدا جهاد کرده و از ملامت ملامت کننده‌ای نمی‌هراسند، این فضل الهی است که بر هر کس بخواهد می‌دهد و رحمت الهی گسترده بوده و او داناست».
«به درستی که ولی شما خداست و رسول او و کسانی که نماز بپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند، و هر که با خدا و رسول او و ایمان آورندگان دوستی نماید به درستی که حزب خداوند پیروزند».
«پروردگارا! به آنچه فرستاده‌ای ایمان آورده و پیروی پیامبر را می‌نمائیم ما را از گواهان قرار ده»، «پروردگارا قلبهایمان را بعد از آن که ایمان آوردیم منحرف مفرما و از جانب خودت رحمتی بما ارزانی دار، به درستی که تو بسیار بخشنده‌ای».
خدایا! می‌دانیم آن از جانب تو حق است، پس هر که با آن جدل و منازعه کرد و استکبار ورزید و تکذیب نمود و کافر شد را لعنت کن، و ستمکاران به زودی می‌دانند که به کدام جایگاه خواهند رفت. سلام بر تو ای امیرمؤمنان، و سرور جانشینان، و اولین عبادت کنندگان، و زاهدترین زاهدان، و رحمت و برکات و صلوات و تحیات الهی بر او باد.
تو با آن که گرسنه بودی در راه خدا به مسکین و یتیم و اسیر غذا دادی، و از آنان پاداش و سپاس را خواستار نبودی، و در مورد تو خداوند بزرگ نازل فرمود: «و دیگران را بر خود مقدم دارند و اگر چه بر آنان تنگدستی باشد، و هر که حرص خود را نگاه دارد آنان رستگارانند».
و تو فروبرنده‌ی خشم، و درگذرنده‌ی از مردم بودی، و خدا نیکوکاران را دوست دارد، و تو بردبار در مشکلات و پریشانی‌ها و در هنگام جنگ بودی، و تو تقسیم کننده‌ی عادلانه، و دادگر در میان مردم، و دانا به حدود الهی از تمام مردم بودی، و خدای بزرگ از فضلی که تو را بدان اختصاص داده سخن گفته و می‌فرماید: «آیا کسی که مؤمن است همانند فاسق است آنان مساوی نیستند، اما کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند جایگاه آنان بهشتهایی است که در آن فرود آیند به خاطر آنچه انجام داده‌اند». و تو اختصاص داده شده‌ای به علم تنزیل قرآن و حکم تأویل آن، و نص پیامبر، و برای توست جایگاه‌ها و مراتب آشکار، و روزهای ذکر شده، روز بدر و روز احزاب، که خداوند می‌فرماید: «آنگاه که دیدگان تیره و تار شد و جان‌ها به حنجره‌ها رسید، و گمان‌های بسیار به خدا می‌برید - آنجا مؤمنان آزمایش شده و تکانده شدند تکان دادنی - و آنگاه که منافقین و کسانی که قلبشان مریض است می‌گویند: وعده‌ی خدا و رسولش جز غرور هیچ چیز دیگر نبود - و هنگامی که گروهی از آنان می‌گویند: ای اهل مدینه جای اقامتی برای شما نیست بازگردید، و گروهی از آنان از پیامبر اجازه می‌گرفتند و می‌گفتند: خانه‌هایمان خالی است در حالی که این گونه نبود قصد آنان فرار بود».
و خداوند می‌فرماید: «و زمانی که مؤمنان گروه‌های مخالف را دیدند گفتند این چیزی است که خدا و پیامبرش به ما وعده داده بودند و خدا و رسولش راست گفتند، و بر ایمان و تسلیمشان افزوده شد»، عمرو بن عبدود را کشتی، و گروهشان را متفرق ساختی، «و خداوند کافران را با خشمی که داشتند بازگرداند و خیری را به دست نیاوردند و خداوند مؤمنان را از جنگ و مبارزه کفایت فرمود و خداوند توانا و گرامی است».
و در روز جنگ احد که می‌فرماید: «آنگاه که بالا می‌رفتید و به کسی توجهی نمی‌کردید و پیامبر آنان را از پشت سرشان فراخواند»، و تو مشرکین نادان را از چپ و راست پیامبر دور می‌کردی، تا این که خداوند آنان را در حالی که می‌ترسیدند از شما دور نمود و مسلمانان شکست خورده را به تو یاری کرد. و در روز جنگ حنین آن گونه که قرآن کریم می‌فرماید: «آنگاه که کثرت دشمنان شما را به تعجب واداشت و چیزی شما را از آنان بی‌نیاز ننمود و زمین با همه‌ی گستردگی بر شما تنگ آمد و پشت نموده و روی گردانیدند - آنگاه خداوند آرامش را بر پیامبر و مؤمنان نازل فرمود». و منظور از مؤمنان در این آیه تو و همراهان تو بودند، و عمویت عباس به گریزندگان فریاد برآورده و می‌گفت: ای اصحاب سوره‌ی بقره، ای کسانی که در زیر درخت با پیامبر بیعت کردید، تا این که گروهی سخنش را پاسخ دادند که رنج آنها را تو به دوش گرفته و جنگ را از آنان کفایت نمودی.
مأیوس از ثواب الهی، و امیدوار به وعده‌ی الهی در مورد توبه بازگشتند، و این همان سخن خدای بزرگ است که می‌فرماید: «آنگاه بعد از این ماجرا خداوند توبه‌ی هر که را خواهد قبول می‌کند»، و تو درجه‌ی صبر را به دست آوردی، و موفق به کسب پاداش بسیاری شدی.
و در روز جنگ خیبر آنگاه که خداوند ناتوانی منافقین را آشکار ساخت و کافران را نابود نمود، و سپاس خدای را سزاست که می‌فرماید: «در گذشته با خداوند پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند و عهد و پیمان خداوند مورد بازخواست قرار می‌گیرد».
مولایم تو حجت رسای الهی، و راه روشن، و نعمت گسترده، و برهان نورانی هستی، گوارا باد آنچه از فضل الهی که شامل حالت شده، و نابود باد دشمن جاهل و نادانت.
در تمامی جنگ‌ها و نبردهای پیامبر - که درود خدا بر او و خاندانش باد - حضور داشتی، پیشاپیش آن حضرت پرچم را به حرکت درآورده و شمشیر می‌زدی، آنگاه برای انضباط در کارت و آگاهی بسیارت در امور در جنگ‌ها تو را امیر لشکر می‌کرد در حالی که تو فرماندهی نداشتی، و چه بسیار از تصمیماتت که تقوایت باعث عدم انجام آن گردید و غیر تو در همانند آن کار از هوای نفسش پیروی نمود، و نادانان گمان کردند که تو از رسیدن به آن ناتوانی، به خدا سوگند کسی که این گونه گمان کرد گمراه شده و هدایت نگردیده است.
و این امر را برای آنان که در این زمینه دچار اشکال شده و توهمات نابجا نموده‌اند روشن ساخته و فرمودی - که درود خدا بر تو باد -: گاه انسان آگاه و ماهر راه چاره را می‌یابد اما مانعی چون تقوای الهی در سر راه قرار دارد از این رو آشکارا آن راه چاره را رها می‌سازد، اما کسی که در دین تقوای الهی کسب نکرده به دنبال همان فرصت می‌گردد، راست گفتی و باطلان زیانکار شدند. و هنگامی که طلحه و زبیر بیعتت را شکستند و گفتند: می‌خواهیم به عمره برویم، به آنان گفتی: قسم به جانتان قصد رفتن به عمره را ندارید بلکه قصد شکستن پیمان و خیانت نمودن را دارید، از آنان بیعت گرفتی و تجدید پیمان نمودی، اما آنان در نفاق و دورویی جدیت کرده و اصرار ورزیدند، آنگاه که در هنگام جنگ آنان را بر کارشان متنبه ساختی خود را غافل دانسته و بازگشتند اما این بازگشت برایشان سودی نداشت، و عاقبت کارشان به زیانکاری خاتمه یافت.
به دنبال آنان اهل شام بودند که بر علیه تو جنگ کردند، بعد از قطع عذرشان به سوی ایشان حرکت کردی، در حالی که آنان به دین حق گرایش نداشته و در قرآن تدبر و اندیشه نمی‌کردند، انسان‌هایی پست، بی‌فکر و اندیشه و گمراه بودند، و به آنچه بر پیامبر در مورد تو نازل شده بود کافر، و مخالفان را بر علیه تو یاری می‌کردند، در حالی که خداوند امر به اتباع و پیروی تو کرده و مؤمنان را به یاریت فراخوانده بود، و خداوند می‌فرماید: «ای ایمان آورندگان، تقوای الهی پیشه سازید و همراه راستگویان باشید».
مولایم به تو حق آشکار شد در حالی که مردم آن را رها ساخته بودند، و سنت‌های الهی را بیان کردی بعد از آن که محو و نابود شده بود، برای توست پیشی‌گرفتن در جهاد برای اثبات حقانیت قرآن، و برای توست فضیلت جهاد برای تحقق تأویل آن در جامعه، و دشمن تو دشمن خدا
و منکر پیامبر اوست، به سوی باطل خوانده و ستمکارانه حکم می‌دهد، و غاصبانه حکومت کرده و گروهش را به سوی آتش فرامی‌خواند. در حالی که عمار جهاد می‌کرد و بین دو صف فریاد می‌زد: بشتابید بشتابید به سوی بهشت، و همین که طلب آب نمود و شیر به او داده شد ندای تکبیر سر داد و گفت: پیامبر - که درود خدا بر او و خاندانش باد - به من فرمود: آخرین نوشیدنیت در این دنیا مخلوطی از شیر و آب است و گروه تجاوزگر تو را می‌کشند، ابوالعادیه فزاری جلوی او را گرفت و او را شهید کرد. پس ای امیرمؤمنان تا روز قیامت لعنت خدا و تمامی فرشتگان و پیامبران الهی بر ابوالعادیه و بر منافقین و مشرکانی که شمشیر بر علیه تو کشیدند، و تو بر علیه آنان شمشیر کشیدی، و بر آنان که به آنچه تو را ناراحت می‌کرد خرسند بودند و آن را بد نمی‌شمردند، و از آن چشم فرومی‌بست و انکار نمی‌نمود، یا با دست و زبان دشمنانت را یاری می‌کرد، یا از یاریت دست برداشت، یا از جهاد با تو کناره گرفت، یا فضلت را حقیر شمرد و حقت را منکر شد، یا از تو به سوی دیگر رفت در حالی که تو را خداوند از خودش به او سزاوارتر قرار داد، و درود و رحمت و برکات و سلام و تحیات الهی بر تو و بر پیشوایان از خاندان پاکت باد، به درستی که خداوند ستوده و بزرگوار است.
و امر عجیب و موضوع شگفت‌آمیز بعد از انکار حق تو، غصب فدک حضرت صدیقه‌ی طاهره زهرا که سرور زنان است می‌باشد، و رد شهادت و گواهی تو و دو سرور (امام حسن و امام حسین علیهماالسلام)، که فرزندان تو و از خاندان پیامبر بودند - که درود خدا بر شما باد - می‌باشد، در حالی که خداوند بزرگ مقام شما را بر تمامی امت برتر گرداند، و جایگاه شما را بالا برد، و فضلتان را آشکار ساخت، و بر تمامی جهانیان شرافتتان بخشید، و از شما هر پلیدی را دور کرد و شما را پاکیزه نمود، خداوند بزرگ می‌فرماید: «به درستی که انسان ناشکیبا خلق شده است - هر گاه بدی به او برسد سخت ناراحت می‌شود - و آنگاه که خیری به او برسد مانع از رسیدن آن به دیگران می‌گردد - جز نمازگزاران».
و خداوند پیامبر برگزیده‌اش و تو ای سرور جانشینان را از تمامی مردم استثنا نمود، از این رو آنان که تو را از رسیدن به حقت منع نمودند چقدر حیران و گمراهند، آنگاه از روی مکر و فریب سهم ذوی القربی را از تو بریده، یا به ستم آن را از صاحبان اصلی آن به جهت دیگری متوجه ساختند.
آنگاه که امر خلافت ظاهری به تو رسید کار را به همان صورت که آنان عمل کرده بودند قرار داده و تغییر ندادی، گرفتاریت همانند گرفتاری و مشکلات پیامبران در هنگام تنهائی و بدون یاور بودن گردید، خوابیدنت در بستر پیامبر همانند اسماعیل ذبیح‌الله - که بر او درود باد - بود، چرا که
به خوابیدن در بستر پیامبر پاسخ مثبت دادی همان گونه که اسماعیل به پدرش پاسخ مثبت داد، و فرمانبرداری کردی همان گونه که او بردبارانه برای خدا صبر نمود، آنگاه که پدرش به او گفت: «ای پسرم در خواب دیدم که تو را قربانی می‌کنم فکر کن ببین عقیده‌ات چیست، گفت: ای پدرم آنچه بدان مأمور شده‌ای را انجام ده اگر خدا بخواهد مرا از بردباران خواهی یافت».
و همچنین هنگامی که پیامبر - که درود خدا بر او و خاندانش باد - تو را در بسترش خواباند و تو را امر به خوابیدن کرد، تا جانت را سپر بلای او بگردانی، شتابان اطاعت او کرده و پاسخ مثبت داده، و جانت را در معرض مرگ قرار دادی، از این رو خداوند بزرگ فرمانبرداریت را سپاس گذارده و کار زیبایت را با این فرموده‌اش در قرآن آشکار ساخت: «و بعضی از مردم کسانی هستند که جانشان را در راه کسب خشنودی خدا می‌فروشند». و گرفتاری و مشکلات تو در جنگ صفین، در حالی که قرآن‌ها به حیله و نیرنگ بر سر نیزه رفته بود، شک پدیدار گشت و حق به کناره گرفت و گمان پیروی شد، این مشکل همانند مشکل و گرفتاری حضرت هارون بود، آنگاه که حضرت موسی او را امیر قومش گردانید و آنان از گرد او پراکنده شدند، و هارون بر آنان فریاد می‌زد و می‌گفت: «ای گروه - به وسیله سامری - مورد امتحان قرار گرفته‌اید و پروردگار شما بخشنده است، پس از من پیروی کرده و امرم را فرمانبرداری کنید، گفتند از آن کناره نمی‌گیریم تا موسی نزد ما بازگردد».
و همچنین تو هنگامی که قرآن‌ها بالای نیزه رفت فرمودی: ای گروه به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفته‌اید و به شما مکر زده‌اند، اما نافرمانیت کرده و با تو مخالفت نمودند، و خواستند دو حکم قرار دهید، اما ابا نمودی، و به سوی خدا از کارشان بیزاری جستی، و آنان را به خودشان واگذار نمودی. آنگاه که حقانیت حق آشکار و بطلان باطل روشن شد، و به لغزش خود و انحراف از راه درست اعتراف کردند، بعد از آن اختلاف نمودند، و از روی سفاهت و نادانی تو را به قضیه‌ی حکمیت ملزم نمودند که تو از آن امتناع داشتی و آنان را منع نمودی، اما ایشان آن را دوست داشتند و گناهی که انجام دادند مجوز این کار بر ایشان شد، در حالی که تو در راه آگاهی و هدایت قرار داشته و آنان در راه‌های گمراهی و کوری گام برمی‌داشتند، همین گونه بر نفاق و دوروئی اصرار ورزیده و در گمراهی قرار داشتند، تا این که خداوند جزای کارشان را به آنان چشانید، و با شمشیرت کسانی را که با تو دشمنی کردند را میراند و بدبخت و گمراه شدند، و به حجتت هر که سعادتمند شد را زنده کرد و هدایت گردید، درود خدا بر تو باد هر صبحگاه و شامگاه، و در کوچ کردن و رفتن، توصیفگر به درک اوصافت نرسیده، و عیب‌جو فضلت را نابود نسازد.
تو برترین مردم از جهت عبادت، و خالصترین آنها در جهت زهد و پارسائی، و دفاع کننده‌ترین آنها از دین خدا بودی، با تلاشت حدود الهی را برپا ساخته، و با شمشیرت لشکریان از دین خارج شده را درهم شکستی، آتش جنگ‌ها را با سرانگشتانت خاموش کرده، و پوشش‌های شبهات را با گفتارت از هم دریده، و آمیختگی حق به باطل را برطرف نمودی، در راه خدا از ملامت ملامت کننده نهراسیدی، و در مدح و ستایش خداوند بی‌نیازی است از مدح مداحان و توصیف توصیفگران، آنجا که می‌فرماید: «و بعضی از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا عهد بسته بودند صادقانه عمل کردند، پس در این راه گروهی از آنان به شهادت رسیدند و گروهی در انتظار به سر می‌برند و عهد خود را تبدیل ننمودند».
و هنگامی که دیدی که عهد شکنان (طلحه و زبیر) و ستمکاران (معاویه) و از دین خارج شوندگان (خوارج) را به قتل رسانده‌ای و وعده‌ی پیامبر - که درود خدا بر او و خاندانش باد - به ثبوت رسید و تو به عهدت وفا کردی، فرمودی: آیا آن لحظه فرانرسیده که محاسنم با خون قلبم رنگین شود، یا کی شقی‌ترین مردم برای این عمل برانگیخته می‌شود، در حالی که مطمئن بودی که بر برهانی روشن از پروردگارت و آگاهی کامل از کارت قرار داری، به سوی خدا می‌رفتی، خرسند به معامله‌ای که با خدا نموده بودی، و این به راستی رستگاری بزرگ است.
خدایا! قاتلان پیامبرانت و جانشینان پیامبرانت را به تمامی لعنت‌هایت لعنت کن، و سوزش آتش دوزخت را به آنان برسان، و لعنت کن آنانی که حق ولیت را غصب کردند، و عهدش را انکار نمودند و بعد از یقین و اعتقاد به او و اقرار به ولایت او در روز غدیر خم منکر او گردیدند.
خدایا! قاتلان امیرالمؤمنین و آنانی که به او ستم روا داشتند و پیروان و یاورانش را لعنت کن، خدایا ستم کنندگان به حسین و قاتلان او و پیروی کنندگان و یاوران دشمنش، و آنان که از شهادت او خرسند شدند و خوارکنندگان او را با شدیدترین درجه لعنت کن.
خدایا! اولین ستمگری که به خاندان پیامبر ظلم و ستم روا داشت، و کسانی که ایشان را از حقوقشان بازداشتند را لعنت کن، خدایا اولین ستمگر و غاصب خاندان پیامبر و هر پیروی کننده از راهش را تا روز قیامت به لعنت خود مخصوص گردان.
خدایا! بر محمد خاتم پیامبران و بر علی سرور جانشینان و خاندان پاکش درود فرست، و ما را چنگ زننده به آنان و به ولایت آنان و از آنان که رستگار شده و به ایمنی رسیدند قرار ده، کسانی که هیچ ترس و اندوهی برای ایشان نیست.
دعاؤه فی زیارة امیرالمؤمنین یوم الغدیر
قال المفید قدس سره: روی عن ابی‌محمد الحسن بن علی العسکری، عن ابیه علیهماالسلام، و ذکر انه علیه‌السلام زار بها فی یوم الغدیر فی السنة التی اشخصه المعتصم:
السلام علی محمد رسول الله، خاتم النبیین، و سید المرسلین، و صفوة رب العالمین، امین الله علی وحیه، و عزائم امره، و الخاتم لما سبق، و الفاتح لما استقبل، و المهیمن علی ذلک کله، و رحمةالله و برکاته و صلواته و تحیاته، و السلام علی انبیاء الله و رسله، و ملائکته المقربین، و عباده الصالحین. السلام علیک یا امیرالمؤمنین، و سید الوصیین، و وارث علم النبیین، و ولی رب العالمین، و مولای و مولی المؤمنین و رحمةالله و برکاته.
السلام علیک یا مولای یا امیرالمؤمنین، یا امین الله فی ارضه، و سفیره فی خلقه، و حجته البالغة علی عباده. السلام علیک یا دین الله القویم، و صراطه المستقیم، السلام علیک ایها النبأ العظیم، الذی هم فیه مختلفون، و عنه یسألون، السلام علیک یا امیرالمؤمنین. امنت بالله و هم مشرکون، و صدقت بالحق و هم مکذبون، و جاهدت و هم محجمون، و عبدت الله مخلصا له الدین، صابرا محتسبا حتی اتاک الیقین، الا لعنة الله علی الظالمین. السلام علیک یا سید المسلمین، و یعسوب المؤمنین، و امام المتقین، و قائد الغر المحجلین، و رحمة الله و برکاته. اشهد انک اخو رسول‌الله و وصیه، و وارث علمه، و امینه علی شرعه، و خلیفته فی امته، و اول من امن بالله، و صدق بما انزل علی نبیه. و اشهد انه قد بلغ عن الله ما انزله فیک، فصدع بأمره، و اوجب علی امته فرض طاعتک و ولایتک، و عقد علیهم البیعة لک، و جعلک اولی بالمؤمنین من انفسهم کما جعله الله کذلک. ثم اشهد الله تعالی علیهم فقال: الست قد بلغت؟ فقالوا: اللهم بلی، فقال: اللهم اشهد و کفی بک شهیدا، و حاکما بین العباد، فلعن الله جاحد ولایتک بعد الاقرار، و ناکث عهدک، بعد المیثاق و اشهد انک وفیت بعهد الله تعالی و ان الله تعالی موف لک بعهده «و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما» [١] . و اشهد انک امیرالمؤمنین الحق، الذی نطق بولایتک التنزیل، و اخذ لک العهد علی الامة بذلک الرسول، و اشهد انک و عمک و اخاک، الذین تاجرتم الله بنفوسکم، فأنزل الله فیکم: «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوریة و الانجیل و القران و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم - التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المؤمنین» [٢] . اشهد یا امیرالمؤمنین ان الشاک فیک ما امن بالرسول الامین، و ان العادل بک غیرک عاند عن الدین القویم، الذی ارتضاه لنا رب العالمین، و اکمله بولایتک یوم الغدیر.
و اشهد انک المعنی بقول العزیز الرحیم: «و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله» [٣] ، ضل و الله و اضل من اتبع سواک، و عند عن الحق من عاداک.
اللهم سمعنا لأمرک، و اطعنا و اتبعنا صراطک المستقیم، فاهدنا ربنا، و لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا الی طاعتک، و اجعلنا من الشاکرین لانعمک. و اشهد انک لم تزل للهوی مخالفا، و للتقی محالفا، و علی کظم الغیظ قادرا، و عن الناس عافیا غافرا، و اذا عصی الله ساخطا، و اذا اطیع الله راضیا، و بما عهد الیک عاملا، راعیا لما استحفظت، حافظا لما استودعت، مبلغا ما حملت، منتظرا ما وعدت. و اشهد انک ما اتقیت ضارعا، و لا امسکت عن حقک جازعا، و لا احجمت عن مجاهدة عاصیک ناکلا، و لا اظهرت الرضا بخلاف ما یرضی الله مداهنا، و لا وهنت لما اصابک فی سبیل الله، و لا ضعفت و لا استکنت عن طلب حقک مراقبا. معاذ الله ان تکون کذلک، بل اذ ظلمت احتسبت ربک، و فوضت الیه امرک، و ذکرتهم فما اذکروا، و وعظتهم فما اتعظوا، و خوفتهم الله فما تخوفوا.
و اشهد انک یا امیرالمؤمنین جاهدت فی الله حق جهاده، حتی دعاک الله الی جواره، و قبضک الیه باختیاره، و الزم اعداءک الحجة بقتلهم ایاک لتکون الحجة لک علیهم، مع ما لک من الحجج البالغة علی جمیع خلقه. السلام علیک یا امیرالمؤمنین عبدت الله مخلصا، و جاهدت فی الله صابرا، و جدت بنفسک محتسبا، و عملت بکتابه، و اتبعت سنة نبیه، و اقمت الصلاة، و اتیت الزکاة، و امرت بالمعروف، و نهیت عن المنکر ما استطعت، مبتغیا ما عند الله، راغبا فیما وعد الله.
لا تحفل بالنوائب، و لا تهن عند الشدائد، و لا تحجم عن محارب، افک من نسب غیر ذلک و افتری باطلا علیک، و اولی لمن عند عنک. لقد جاهدت فی الله حق الجهاد، و صبرت علی الاذی صبر احتساب، و انت اول من امن بالله، و صلی له، و جاهد، و ابدی صفحته فی دار الشرک، و الارض مشحونة ضلالة، و الشیطان یعبد جهرة. و انت القائل: لا تزیدنی کثرة الناس حولی عزة، و لا تفرقهم عنی وحشة، و لو اسلمنی الناس جمیعا لم أکن متضرعا، اعتصمت بالله فعززت، و اثرت الاخرة علی الاولی فزهدت، و ایدک الله و هداک، و اخلصک و اجتباک.
فما تناقضت افعالک، و لا اختلفت اقوالک، و لا تقلبت احوالک، و لا ادعیت و لا افتریت علی الله کذبا، و لا شرهت الی الحطام [٤] ، و لا دنسک الاثام، و لم تزل علی بینة من ربک و یقین من امرک، تهدی الی الحق و الی طریق مستقیم. اشهد شهادة حق، و اقسم بالله قسم صدق ان محمدا و اله صلوات الله علیهم سادات الخلق، و انک مولای و مولی المؤمنین، و انک عبدالله و ولیه و اخو الرسول، و وصیه و وارثه، و انه القائل لک: و الذی بعثنی بالحق ما امن بی من کفر بک، و لا اقر بالله من جحدک. و قد ضل من صد عنک، و لم یهتد الی الله و لا الی من لا یهدی بک، و هو قول ربی عزوجل، «و انی لغفار لمن تاب و امن و عمل صالحا ثم اهتدی» [٥] الی ولایتک.
مولای فضلک لا یخفی، و نورک لا یطفی، و ان من جحدک الظلوم الاشقی، مولای انت الحجة علی العباد، و الهادی الی الرشاد، و العدة للمعاد. مولای لقد رفع الله فی الاولی منزلتک، و اعلی فی الاخرة درجتک، و بصرک ما عمی علی من خالفک، و حال بینک و بین مواهب الله لک.
فلعن الله مستحلی الحرمة منک و ذائد الحق عنک، و اشهد انهم الاخسرون، الذین تلفح وجوههم النار، و هم فیها کالحون. و اشهد انک ما اقدمت، و لا احجمت، و لا نطقت، و لا امسکت الا بأمر من الله و رسوله، قلت: و الذی نفسی بیده لقد نظر الی رسول الله صلی الله علیه و اله، اضرب بالسیف قدما فقال: یا علی انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی، و اعلمک ان موتک و حیاتک معی و علی سنتی، فو الله ما کذبت و لا کذبت، و لا ضللت و لا ضل بی، و لا نسیت ما عهد الی ربی، و انی لعلی بینة من ربی، بینها لنبیه، و بینها النبی لی، و انی لعلی الطریق الواضح، الفظه لفظا، صدقت و الله و قلت الحق.
فلعن الله من ساواک بمن ناواک، و الله جل اسمه یقول: «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» [٦] ، فلعن الله من عدل بک من فرض الله علیه ولایتک، و انت ولی الله و اخو رسوله، و الذاب عن دینه، و الذی نطق القرآن بتفضیله، قال الله تعالی: «و فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما درجات منه و مغفرة و رحمة و کان الله غفورا رحیما». [٧] .
و قال الله تعالی: «اجعلتم سقایة الحاج و عمارة المسجد الحرام کمن امن بالله و الیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله و الله لا یهدی القوم الظالمین - الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله بأموالهم و انفسهم اعظم درجة عند الله و اولئک هم الفائزون - یبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم - خالدین فیها ابدا ان الله عنده اجر عظیم» [٨] . اشهد انک المخصوص بمدحة الله، المخلص لطاعة الله، لم تبغ بالهدی بدلا و لم تشرک بعبادة ربک احدا، و ان الله تعالی استجاب لنبیه صلی الله علیه و اله فیک دعوته. ثم امره باظهار ما أولاک لامته، اعلاء لشانک، و اعلانا لبرهانک، و دحضا للأباطیل، و قطعا للمعاذیر، فلما اشفق من فتنة الفاسقین، و اتقی فیک المنافقین، اوحی الله رب العالمین: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس». [٩] .
فوضع علی نفسه اوزار المسیر، و نهض فی رمضاء الهجیر، فخطب فأسمع، و نادی فأبلغ، ثم سألهم اجمع، فقال: هل بلغت؟ فقالوا: اللهم بلی، فقال: اللهم اشهد، ثم قال: الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ فقالوا: بلی، فأخذ بیدک، و قال: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله.
فما امن بما انزل الله فیک علی نبیه الا قلیل، و لا زاد اکثرهم غیر تخسیر، و لقد انزل الله تعالی فیک من قبل و هم کارهون: «یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه أذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء و الله واسع علیم» [١٠] .
«انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون، و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون». [١١] .
«ربنا امنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین» [١٢] ، «ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب». [١٣] . اللهم انا نعلم ان هذا هو الحق من عندک، فالعن من عارضه و استکبر و کذب به و کفر، و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون. السلام علیک یا امیرالمؤمنین، و سید الوصیین، و اول العابدین، و ازهد الزاهدین، و رحمة الله و برکاته و صلواته و تحیاته. انت مطعم الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا لوجه الله، لا ترید منهم جزاء و لا شکورا، و فیک انزل الله تعالی: «و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون» [١٤] . و انت الکاظم للغیظ، و العافی عن الناس، و الله یحب المحسنین، و انت الصابر فی البأساء و الضراء و حین البأس، و انت القاسم بالسویة، و العادل فی الرعیة، و العالم بحدود الله من جمیع البریة، و الله تعالی أخبر عما أولاک من فضله بقوله: «افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستون - اما الذین امنوا و عملوا الصالحات فلهم جنات المأوی نزلا بما کانوا یعملون». [١٥] . و انت المخصوص بعلم التنزیل و حکم التأویل، و نص الرسول، و لک المواقف المشهودة، و المقامات المشهورة و الایام المذکورة، یوم بدر و یوم الاحزاب:
«اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا - هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شدیدا - و اذ یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا - و اذ قالت طائفة منهم یا اهل یثرب لا مقام لکم فارجعوا و یستأذن فریق منهم النبی یقولون ان بیوتنا عورة و ما هی بعورة ان یریدون الا فرارا» [١٦] .
و قال الله تعالی: «و لما رأی المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ایمانا و تسلیما» [١٧] ، فقتلت عمروهم و هزمت جمعهم، «و رد الله الذین کفروا بغیظهم لم ینالوا خیرا و کفی الله المؤمنین القتال و کان الله قویا عزیزا» [١٨] .
و یوم احد: «اذ تصعدون و لا تلوون علی احد و الرسول یدعوهم فی اخراهم» [١٩] ، و انت تذود بهم [٢٠] المشرکین عن النبی ذات الیمین و ذات الشمال، حتی ردهم الله عنکما خائفین، و نصر بک الخاذلین. و یوم حنین علی ما نطق به التنزیل: «اذ اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا و ضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین - ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین» [٢١] . و المؤمنون انت و من یلیک، و عمک العباس ینادی المنهزمین: یا اصحاب سورة البقرة، یا اهل بیعة الشجرة، حتی استجاب له قوم قد کفیتهم المؤونة، و تکفلت دونهم المعونة.
فعادوا ایسین من المثوبة، راجین وعد الله تعالی بالتوبة، و ذلک قول الله جل ذکره: «ثم یتوب الله من بعد ذلک علی من یشاء» [٢٢] ، و انت حائز درجة الصبر، فائز بعظیم الاجر.
و یوم خیبر اذ ظهر الله خور المنافقین، و قطع دابر الکافرین، و الحمد لله رب العالمین: «و لقد کانوا عاهدوا الله من قبل لا یولون الادبار، و کان عهد الله مسئولا» [٢٣] . مولای انت الحجة البالغة، و المحجة الواضحة، و النعمة السابغة، و البرهان المنیر، فهنیئا لک بما اتاک الله من فضل، و تبأ لشائبک ذی الجهل. شهدت مع النبی صلی الله علیه و اله جمیع حروبه و مغازیه، تحمل الرایة امامه، و تضرب بالسیف قدامه، ثم لحزمک المشهور، و بصیرتک فی الامور، امرک فی المواطن، و لم تکن علیک امیر، و کم من امر صدک عن امضاء عزمک فیه التقی، و اتبع غیرک فی مثله الهوی، فظن الجاهلون انک عجزت عما الیه انتهی، ضل و الله الظان لذلک و ما اهتدی.
و لقد اوضحت ما اشکل من ذلک لمن توهم و امتری بقولک صلی الله علیک: قد یری الحول القلب وجه الحیلة، و دونها حاجز من تقوی الله، فیدعها رأی العین، و ینتهز فرصتها من لا جریحة [٢٤] له فی الدین، صدقت و خسر المبطلون.
و اذ ماکرک الناکثان فقالا: نرید العمرة، فقلت لهما: لعمر کما ما تریدان العمرة لکن تریدان الغدرة، فأخذت البیعة علیهما، و جددت المیثاق فجدا فی النفاق، فلما نبهتهما علی فعلهما اغفلا و عادا، و ما انتفعا، و کان عاقبة امرهما خسرا.
قم تلاهما اهل الشام فسرت الیهم بعد الاعذار، و هم لا یدینون دین الحق و لا یتدبرون القران، همج رعاع ضالون، و بالذی انزل علی محمد فیک کافرون، و لأهل الخلاف علیک ناصرون، و قد امر الله تعالی باتباعک و ندب المؤمنین الی نصرک، و قال عزوجل: «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» [٢٥] .
مولای بک ظهر الحق، و قد نبذه الخلق، و اوضحت السنن بعد الدروس و الطمس، فلک سابقة الجهاد علی تصدیق التنزیل، و لک فضیلة الجهاد علی تحقیق التأویل، و عدوک عدو الله، جاحد لرسول الله، یدعو باطلا، و یحکم جائرا، و یتأمر غاصبا، و یدعو حزبه الی النار.
و عمار یجاهد و ینادی بین الصفین: الرواح الرواح الی الجنة، و لما استسقی، فسقی اللبن کبر و قال: قال لی رسول الله صلی الله علیه و اله: اخر شرابک من الدنیا ضیاح من لبن و تقتلک الفئة الباغیة، فاعترضه ابوالعادیة الفزاری فقتله.
فعلی ابی‌العادیة لعنة الله و لعنة ملائکته و رسله اجمعین، و علی من سل سیفه علیک و سللت سیفک علیه یا امیرالمؤمنین من المشرکین و المنافقین الی یوم الدین، و علی من رضی بما ساءک و لم یکرهه، و اغمض عینه و لم ینکر، او اعان علیک بید او لسان، او قعد عن نصرک، او خذل عن الجهاد معک، او غمط فضلک، و جحد حقک، او عدل بک من جعلک الله اولی به من نفسه، و صلوات الله علیک و رحمة الله و برکاته و سلامه و تحیاته، و علی الائمة من الک الطاهرین، انه حمید مجید.
و الامر الاعجب و الخطب الافظع بعد جحدک حقک، غصب الصدیقة الطاهرة الزهراء سیدة النساء فدکا، و رد شهادتک و شهادة السیدین سلالتک و عترة المصطفی صلی الله علیکم، و قد اعلی الله تعالی علی الامة درجتکم، و رفع منزلتکم، و ابان فضلکم، و شرفکم علی العالمین، فأذهب عنکم الرجس و طهرکم تطهیرا، قال الله جل و عز: «ان الانسان خلق هلوعا - اذا مسه الشر جزوعا - و اذا مسه الخیر منوعا - الا المصلین» [٢٦] .
فاستثنی الله تعالی نبیه المصطفی و انت یا سید الاوصیاء من جمیع الخلق، فما اعمه من ظلمک عن الحق، ثم اقرضوک سهم ذوی القربی مکرا، او حادوه عن اهله جورا.
فلما ال الامر الیک اجریتهم علی ما اجریا رغبة عنهما بم