دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٥ - تفسیر آیه«لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة»
تفسیر آیه«لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة»
کلینی با سند خود نقل میکند که:
چون به متوکل [عباسی]، سم دادند،
نذر کرد چنانچه بهبود یابد، «مال کثیری» را صدقه دهد، چون بهبود یافت، از
فقها درباره اندازه «مال کثیر» پرسید، با هم اختلاف کردند، یکی گفت:
صدهزار، دیگری گفت: ده هزار، و هر کس چیزی گفت، و امر بر متوکل مشتبه شد [و
ندانست چه کند]. صفعان، یکی از ندیمان [١] او گفت: چرا سراغ این سیاه
نمیفرستی تا از او بپرسی؟
متوکل گفت: وای بر تو! چه کسی را میگویی؟!
صفعان
گفت: ابنالرضا علیهالسلام، او پاسخ آن را نیک میداند، اگر تو را از این
سرگردانی بیرون آورد. باید فلان مقدار به من بدهی، و اگر نه، تو صد
تازیانه محکم به من بزن.
متوکل گفت: پسندیدم، جعفر بن محمود! برو نزد
ابنالرضا علیهالسلام، و از او درباره اندازه «مال کثیر» بپرس. جعفر بن
محمود نزد امام هادی علیهالسلام آمد، و از اندازه «مال کثیر» پرسید، امام
علیهالسلام فرمود: اندازه مال کثیر، هشتاد است.
جعفر بن محمود گفت: او
از من علتش را میپرسد، امام علیهالسلام فرمود: خدای سبحان میفرماید:
«قطعا خداوند شما را در مواطن کثیره [٢] یاری کرده است»، آن مواطن را
شمردیم، هشتاد موطن بود.
روی الکلینی:
عن علی بن ابراهیم، عن أبیه، عن بعض أصحابه ذکره قال:
لما
سم المتوکل نذر ان عوفی أن یتصدق بمال کثیر، فلما عوفی سأل الفقهاء عن حد
المال الکثیر، فاختلفوا علیه، فقال بعضهم: مائة ألف، و قال بعضهم: عشرة
آلاف، فقالوا فیه: أقاویل مختلفة، فاشتبه علیه الأمر.
فقال رجل من ندمائه یقال له: صفعان: ألا تبعث الی هذا الأسود، فتسأل عنه؟ فقال له المتوکل: من تعنی ویحک؟!
فقال له: ابنالرضا، فقال له: و هو یحسن من هذا شیئا، فقال: ان أخرجک من هذا فلی علیک کذا و کذا، و الا فاضربنی مائة مقرعة [٣] .
فقال
المتوکل: قد رضیت یا جعفر بن محمود! صر الیه، وسله عن حد المال الکثیر،
فصار جعفر بن محمود الی أبیالحسن علی بن محمد علیهماالسلام فسأله عن حد
المال الکثیر.
فقال: الکثیر ثمانون، فقال له جعفر: یا سیدی! انه یسألنی عن العلة فیه.
فقال له أبوالحسن علیهالسلام: ان الله عزوجل یقول: (لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة) [٤] ، فعددنا تلک المواطن فکانت ثمانین [٥] .
(١) ندیم: همنشین شخصی بزرگ، همدم، هم صحبت، [فرهنگ معین ٤ / ٤٦٩٨].
(٢) مواطن کثیره: جاهای زیاد، مواضع بسیاری.
(٣) القرع: الضرب بشدة الاعتماد، و المقرعة بالکسر فالسکون: ما یقرع به الدابة. مجمع البحرین ٢: ٤٩٠ (قرع).
(٤) التوبة: ٢٥.
(٥) الکافی ٧: ٤٦٣ ح ٢١، تفسیر العیاشی ٢: ٨٤ ح ٣٧ مع اختلاف، المناقب لابن شهرآشوب ٤: ٤٠٢، الاحتجاج ٢: ٤٩٧ ح ٣٢٩، بحارالأنوار ١٩: ١٦٥ ح ٨، و ٥٠: ١٦٢ ح ٥١ مع اختلاف، و ١٠٤: ٢٢٧ ح ٥٦، التهذیب ٨: ٣٠٩ ح ٢٤، الوسائل ٢٣: ٢٩٨ ح ١.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.