دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩٠ - وساطت غیر مستقیم در رفع مشکل
وساطت غیر مستقیم در رفع مشکل
مرحوم شیخ طوسی و برخی دیگر از بزرگان آوردهاند: شخصی به نام ابوالحسن،
محمد بن احمد به نقل از عمویش حکایت نماید: روزی از روزها به قصد دیدار و
ملاقات حضرت ابوالحسن، امام هادی علیهالسلام حرکت کردم و چون بر آن حضرت
وارد شدم عرضه داشتم: خلیفه، سهمیه و جیرهی مرا به اتهام این که از
اطرافیان و دوستان شما میباشم، قطع کردهاند.
پس چنانچه ممکن باشد، از
او بخواهید که سهمیه مرا برگرداند، قبول میکند؛ و همانند گذشته کمکهای
خود را نسبت به پرداخت مینماید. حضرت در جواب فرمود: انشاءالله درست خواهد
شد. پس به منزل خود بازگشتم و چون شب فرارسید، شخصی درب منزل آمد و دق
الباب کرد، وقتی درب منزل را گشودم، دیدم که فتح بن خاقان - مأمور متوکل -
ایستاده است، هنگامی که چشمش به من افتاد، گفت: در منزل خود چه میکنی؟ زود
باش، که خلیفه تو را احضار کرده است، پس به همراهی او راهی دربار متوکل
شدیم و چون بر او وارد شدیم دیدم نشسته است و منتظر من میباشد. پس همین که
چشمش به من افتاد، اظهار داشت: ای ابوموسی! ما همیشه به یاد تو هستیم؛
لیکن تو ما را فراموش کردهای، اکنون بگو که از ما چه طلب داری؟
گفتم:
کمکهای گوناگونی که تاکنون بر من میشده است، آنها را قطع نمودهاند؛ پس
دستور داد که کمکها و سهمیهی من همانند سابق و بلکه چند برابر افزایش و
پرداخت شود.
سپس از نزد خلیفه خداحافظی کرده و بیرون آمدیم؛ و به فتح
بن خاقان گفتم: آیا علی بن محمد هادی علیهماالسلام امروز اینجا آمده است؟
اظهار داشت: خیر. گفتم: آیا نامهای برای خلیفه نوشته است؟ پس جواب داد:
خیر. بعد از آن، راهی منزل خویش گشتم و فتح بن خاقان نیز به دنبال من آمد و
گفت: شکی ندارم که تو از حضرت ابوالحسن، امام هادی علیهالسلام تقاضا
کردهای که برایت دعا نماید و دعای آن حضرت مستجاب شده است، پس خواهش
میکنم که از او تقاضا کنی تا برای من نیز دعا نماید. هنگامی که به محضر
مبارک امام هادی علیهالسلام وارد شدم و سلام کردم، فرمود:ای ابوموسی! آیا
مشکلت برطرف شد و خوشحال گردیدی؟
عرضه داشتم: بلی، یا ابنرسول الله! ای سرورم! به برکت دعای شما راضی و قانع شدم.
سپس
حضرت نیز مرا مخاطب قرار داد و فرمود: همانا خداوند متعال نسبت به ما اهل
بیت - عصمت و طهارت - آگاه است که ما در مشکلات به غیر از او رجوع
نمیکنیم، همچنین در ناملایمات و گرفتاریها فقط به او توکل و تکیه
مینماییم، بنابراین هرگاه تقاضا و خواستهای داشته باشیم خداوند متعال از
روی لطف و تفضل مستجاب مینماید. بعد از آن، به حضرت عرضه داشتم: فتح بن
خاقان به من التماس دعا گفت، که از شما تقاضا کنم تا برایش دعا نمائی.
امام
علیهالسلام فرمود: فتح در ظاهر با ما دوستی مینماید ولی در واقع از ما
بیگانه است، ما برای کسی دعا میکنیم که خالص، تحت فرمان خداوند سبحان باشد
و اقرار و اعتقاد به نبوت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم
داشته؛ و نیز اعتراف به حقوق ما اهل بیت رسالت داشته باشد. سپس حضرت افزود:
من برای تو دعا کردم و خداوند متعال آن را مستجاب گرداند. در پایان از آن
حضرت، تقاضا کردم و عرضه داشتم: یا ابنرسول الله! چنانچه ممکن باشد، دعائی
را به من تعلیم نما که هرگاه بخوانم، دعایم مستجاب شود؟ پس حضرت فرمود:
این دعائی را که به تو تعلیم میدهم، من خود زیاد میخوانم و از خداوند
متعال خواسته ام، که هر کس آن را بخواند ناامید نگردد: «یا عدتی عند العدد،
و یا رجائی و المعتمد، و یا کهفی و السند، و یا واحد یا أحد، و یا قل هو
الله أحد، أسألک اللهم بحق من خلقته من خلقک، و لم تجعل فی خلقک مثلهم
أحداً، أن تصلی علیهم، و تفعل بی، کیت و کیت» [١] .
پی نوشت ها:
(١) أمالی شیخ طوسی: ج ١، ص ٢٩١، مدینة المعاجز: ج ٧، ص ٤٣٦، ح ٢٤٣٧، بحارالأنوار: ج ٥٠، ص ١٢٧، ح ٥.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام علی هادی؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.