دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨٥ - لباس نمازگزار
لباس نمازگزار
صدوق از داود صرمی نقل میکند که گفت:
مردی از امام هادی
علیهالسلام پیرامون نماز در لباس ابریشمی آمیخته به کرک خرگوش پرسید. امام
علیهالسلام در پاسخ نوشت: جایز است [١] .
طوسی با سند خود از ابراهیم بن محمد همدانی نقل میکند که گفت:
به
امام هادی علیهالسلام نوشتم: روی لباسم کرک، و موی غیر مأکول اللحم [٢]
میافتد، و تقیه، و ضرورتی نیز ندارم [، آیا نماز در آن جایز است]، امام
علیهالسلام در پاسخم نوشت: نماز در آن جایز نیست.
ابنادریس حلی با
سند خود از محمد بن احمد، و موسی بن محمد نقل میکند که گفت: به امام هادی
علیهالسلام نامه نوشتم، و از او درباره نماز در لباسهای کرکی پرسیدم که
کدامیک بهتر است؟ امام علیهالسلام در پاسخ نوشت: نماز در هیچ یک را دوست
ندارم. باز نامه نوشتم که: ما با مردمی [که عادات مخصوص دارند] زندگی
میکنیم، و سرزمین ما سرزمینی است که کسی نمیتواند بدون لباس کرکی مسافرت
کند، و اگر لباس کرکیاش را درآورد ایمن از خود نیست، و آنچه برای رهبران
ممکن است برای مردم دیگر ممکن نیست، در این صورت چه میفرمائید؟ در پاسخم
نوشت: لباس کرک فنک، [٣] و سمور را بپوش.
طبرسی میگوید: در ضمن نامه
حمیری به حضرت حجت علیهالسلام آمده است که: برای ما نقل شده که از امام
هادی علیهالسلام پیرامون نماز در لباس ابریشمی آمیخته به کرک خرگوش
پرسیدند، در پاسخ نوشت که: جایز است، و نیز از او نقل شده که: جایز نیست،
به کدامیک از این دو خبر عمل کنیم؟ امام علیهالسلام پاسخ داد: آن که حرام
است کرک همراه با پوست حیوان است، و آن که حلال است کرک تنهاست.
کلینی با سند خود از خیران خادم نقل میکند که گفت:
به
امام هادی علیهالسلام نامه نوشتم و پرسیدم که: آیا در لباسی که شراب، و
[یا] گوشت خوک به آن رسیده میتوان نماز خواند؟ زیرا اصحاب ما در آن اختلاف
دارند، برخی میگویند: نماز بخوان، و برخی دیگر میگویند: نماز نخوان؟
امام علیهالسلام در پاسخ نوشت: در آن نماز نخوان زیرا نجس است.
صدوق
رحمه الله میگوید: علی بن ریان از امام هادی علیهالسلام پیرامون مردی که
مو میتراشد، و ناخن میگیرد، سپس بدون آن که لباس خود را بتکاند به نماز
میایستد، پرسید: امام علیهالسلام فرمود: اشکال ندارد.
قال الصدوق:
روی عن داود الصرمی أنه قال: سأل رجل أباالحسن الثالث علیهالسلام عن الصلاة فی الخز یغش بوبر الأرانب، فکتب: یجوز ذلک [٤] .
روی
الطوسی: عن محمد بن أحمد بن یحیی، عن عمر بن علی بن عمر بن یزید، عن
ابراهیم بن محمد الهمدانی، قال: کتبت الیه یسقط علی ثوبی الوبر و الشعر،
مما لا یؤکل لحمه من غیر تقیة، و لا ضرورة، فکتب: لا تجوز الصلاة فیه [٥] .
روی ابنادریس الحلی: عن مسائل محمد بن علی بن عیسی، حدثنا محمد بن
أحمد بن زیاد و موسی بن محمد بن علی بن عیسی، قال: کتبت الی الشیخ أعزه
الله و أیده، أسأله عن الصلاة فی الوبر، أی أصوافه أصلح؟ فأجاب: لا أحب
الصلاة فی شیء منه.
قال: فرددت الجواب أنا مع قوم فی تقیة و بلادنا
بلاد لا یمکن أحدا أن یسافر منه بلا و بر ، و لا یأمن علی نفسه ان هو نزع و
بره، فلیس یمکن الناس کلهم ما یمکن الأئمة فما الذی تری أن یعمل به فی هذا
الباب؟ قال: فرجع الجواب: تلبس الفنک [٦] و السمور [٧] [٨] .
قال
الطبرسی: فی ضمن کتاب للحمیری الی الحجة علیهالسلام، فقال: روی لنا عن
صاحب العسکر علیهالسلام: أنه سئل عن الصلاة فی الخز الذی یغش بوبر
الأرانب، فوقع: یجوز.
و روی عنه أیضا: أنه لا یجوز. فأی الخبرین نعمل به، فأجاب: انما حرم فی هذه الأوبار و الجلود، فأما الأوبار وحدها فکل حلال [٩] .
روی
الکلینی: عن علی بن محمد، عن سهل بن زیاد، عن خیران الخادم قال: کتبت الی
الرجل علیهالسلام أسأله عن الثوب یصیبه الخمر و لحم الخنزیر، أیصلی فیه أم
لا، فان أصحابنا قد اختلفوا فیه؟ فقال بعضهم: صل فیه، فان الله انما حرم
شربها، و قال بعضهم: لا تصل فیه؟ فکتب علیهالسلام: لا تصل فیه، فانه رجس
[١٠] .
قال الصدوق: سأل علی بن الریان بن الصلت أباالحسن الثالث
علیهالسلام عن الرجل یأخذ من شعره و أظفاره، ثم یقوم الی الصلاة من غیر أن
ینفضه من ثوبه، فقال: لا بأس [١١] .
(١) مرحوم طبرسی این حدیث را حمل بر تقیه کرده است.
(٢) به حیوانی میگویند که شرعا خوردن گوشتش روا نیست، مثل گرگ و گربه و سگ و خوک.
(٣) حیوان کوچکی است شبیه به روباه با این تفاوت که دو گوش بزرگ دارد، از پوست این حیوان استفاده میشود.
(٤) من لا یحضره الفقیه ١: ٢٦٢ ح ٨٠٩، تهذیب الأحکام ٢: ٢١٢ ح ٤١، و ٢١٣ ح ٤٢، الاستبصار ١: ٣٨٧ ح ٤٣ ثم قال الطبرسی: یجوز ان یکون الوجه فیه ضربا من التقیة کما قلنا فی غیره من الاخبار.
[٥] تهذیب الأحکام ٢: ٢٠٩ ح ٢٧، الاستبصار ١: ٣٨٤ ح ٢، وسائل الشیعة ٣: ٢٧٧ ح ١.
[٦] الفنک: حیوان صغیر فی فصیلة الکلبیات، شبیه بالثعلب، لکن أذنیه کبیرتان، فروته من أحسن الفراء. المنجد: ٥٩٧، (فنک).
[٧] السمور ج سمامیر: حیوان بری من فصیلة السموریات، یشبه ابن عرس و أکبر منه، لونه أحمر مائل الی السواد، تتخذ من جلده فراء ثمنیة. المصدر: ٣٥٠ (سمر).
[٨] مستطرفات السرائر ٣: ٥٨٣، بحارالأنوار ٨٣: ٢٢٨ ح ١٨.
قال المجلسی: الشیخ هو الهادی علیهالسلام و یدل علی ان الفنک و السمور أولی من غیرهما عند الضرورة و التقیة، و هذا أیضا وجه الجمع بین الأخبار.
[٩] الاحتجاج ٢: ٥٨٩، وسائل الشیعة ٣: ٢٦٦ ح ١٥، بحارالانوار ٨٣: ٢٢٣ ح ١١.
[١٠] الکافی ٣: ٤٠٥ ح ٥ ، تهذیب الأحکام ١: ٢٧٩ ح ١٠٦، و ٢: ٣٥٨ ح ١٧، وسائل الشیعة ٢: ١٠٥٥ ح ٤١٩٨ و ١٠١٧ ح ٤٠٣٥.
[١١] من لا یحضره الفقیه ١: ٢٦٥ ح ٨١٦، تهذیب الأحکام ٢: ٣٦٧ ح ٥٨، مکارم الأخلاق: ٦٦، وسائل الشیعة ٣: ٢٧٧ ح ١، بحارالأنوار ٧٦: ١٢٣.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.