دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦٠ - کرامت امام هادی برای داود
کرامت امام هادی برای داود
ابن شهرآشوب با سند خود از داود بن قاسم جعفری نقل میکند که گفت:
میخواستم
به حج بروم، در سامرا خدمت امام هادی علیهالسلام رسیدم تا با او خداحافظی
کنم، او نیز با من بیرون آمد، چون به آخر دیوار [خانه یا خانهها] رسید
پائین آمد، من نیز با او پائین آمدم، با دست [مبارک] خود خطی همچون دایره
کشید، و به من فرمود: عمو جان! آنچه در این است بردار تا خرج راه، و کمک بر
حجت باشد، پس دست زدم دیدم شمش طلا است، دویست مثقال طلا داشت.
روی ابن شهرآشوب:
باسناده
عن داود بن القاسم الجعفری قال: دخلت علیه بسر من رأی و أنا أرید الحج،
لأودعه فخرج معی، فلما انتهی الی آخر الحاجز نزل و نزلت معه، فخط بیده
الأرض خطة شبیهة بالدائرة ثم قال لی: یا عم خذ ما فی هذه یکون فی نفقتک و
تستعین به علی حجک، فضربت بیدی فاذا سبیکة ذهب فکان فیها مائتا مثقال [١] .
(١) المناقب ٤: ٤٠٩، بحارالأنوار ٥٠: ١٧٢ ح ٥٢.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.