دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤ - ابن سکیت یعقوب بن اسحاق اهوازی
ابن سکیت یعقوب بن اسحاق اهوازی
ابن سکیت، نزد امام جواد و امام هادی (ع) از احترام زیادی برخوردار بود و
از یاران خاص ایشان به شمار میرفت. همچنین او از امام جواد (ع) روایات و
مسائلی نقل کرده است.[١] .
محل ولادت او «دورق اهواز» بود. دورق یکی از
مراکز علمی و فرهنگی کهن ایران اسلامی است و علما، خطبا و شعرای شهیری از
این منطقه برخاستند؛ چنان که امروزه کلمهی «دورقی» را در پی نام بسیاری از
علمای بزرگ میبینیم. البته برخی بغداد را محل ولادت این شخصیت بزرگ شیعی
میدانند. نام او را «یعقوب» و کنیهاش را ابویوسف نهادند. پدرش اسحاق نام
داشت. این مرد صالح و درستکار در فنون ادبیات عرب، به ویژه لغت و شعر،
استاد شمرده میشد. دوستدار دانشمندان بود و از اصحاب کسائی، یکی از قرای
سبعه، به شمار میآمد.
اسحاق ادیبی فرزانه و شاعری زبردست بود؛ ولی
براساس آموزههای اسلامی سکوت را بر سخن ترجیح میداد. به تدریج در سایهی
افراط درسکوت، به «سکیت» (بسیار سکوت کننده) شهرت یافت. بدین سبب، فرزندش
را ابن سکیت خواندند.
ابن سکیت بر اثر دعای پدر و تلاشهای مستمرش در
علوم مختلف اسلامی صاحب نظر گردید؛ به طوری که وی از علمای برجستهی ادبیات
عرب به شمار میرفت و در علم فصاحت و بلاغت و اشعار عرب ید طولایی داشت و
کتاب مشهور «تهذیب الالفاظ و اصلاح المنطق» در ادبیات، اثر او است. ابن
خلکان از یکی از علما چنین نقل میکند: کتابی در لغت بهتر از «اصلاح
المنطق» از جسر (پل) بغداد نگذشته است. بدون تردید در این کتاب سودمند و
جامع، بسیاری از لغات گردآمده است و در نوع خود با این حجم بینظیر است.
«وزیر مغربی» این کتاب را مختصر کرده و «خطیب تبریزی» به تنقیح و تهذیب این
کتاب پرداخته است. ابن خلکان به نقل از ابوالعباس المبرد میگوید: «کتابی
بهتر از اصلاح المنطق ابن سکیت در میان مؤلفین بغداد ندیدم». و ثعلب
میگوید: اصحاب ما اتفاق نظر دارند که پس از ابن اعرابی، کسی آگاهتر از
ابن سکیت در علم لغت یافت نشده است.[٢] . سرانجام این یار وفادار و عالم
بزرگ شیعی، به دست متوکل ملعون به شهادت رسید و در این هیچ اختلافی وجود
ندارد؛ اما در چگونگی شهادتش اختلاف است. عبدالرحمان بن محمد بن انباری در
کتاب نزهةالالباء و محمد بن احمد ازهری در کتاب تهذیب اللغه چنین
آوردهاند: علت خشم متوکل که باعث قتل ابن سکیت شد، این بود که روزی مردی
قرشی و ابن سکیت و متوکل مشغول سخن گفتن بودند خلیفه که در پی آزار مرد
قرشی بود، ابن سکیت را فرمان داد تا به وی دشنام دهد. ابن سکیت که این را
خلاف اخلاق میدانست، به امر خلیفه توجه نکرد و ناسزا نگفت؛ خلیفه این عمل
ابن سکیت را ناپسند شمرده، به مرد قرشی گفت: همان کاری که ابن سکیت
دربارهی تو انجام نداد، انجام ده.
مرد قرشی که از متوکل میترسید، به
فرمانش عمل کرد و لب به یاوهگویی گشاد. ابن سکیت با مشاهدهی این
بیاحترامی، از کردهی خود پشیمان شد و گفت: ای خلیفه! اینک به فرمانت عمل
میکنم و او را ناسزا میگویم. متوکل گفت: آنچه اکنون میگویی، انتقام است،
نه اطاعت امر من. سپس به نوکران تُرکش فرمان داد تا ابن سکیت را بزنند.
آنها چنان لگد بر شکمش کوفتند که بیهوش گردید. سپس او را بر دوش گذاشته، به
خانهاش بردند. استاد دو روز بعد، به سبب صدمات و جراحات عمیق به شهادت
رسید. دربارهی شهادت این بزرگمرد، روایت مشهور دیگری نیز وجود دارد که
اکثر منابع نیز آن را تأیید میکنند. روزی متوکل وارد کلاس فرزندانش شد و
با ایشان گفتگو کرد و به ابن سکیت گفت: از تو میخواهم آنچه در دلت پنهان
کردهای، آشکار کنی. بگو بدانم آیا فرزندان مرا بیشتر دوست داری یا فرزندان
علی بن ابیطالب: حسن و حسین را؟ ابن سکیت از این سخن گستاخانه سخت عصبانی
شده و گفت: به خدای علی اعلی سوگند، رتبه و مقام کمترین غلامان آن حضرت که
قنبرحبشی است، از تو و فرزندانت بسی بالاتر و عظیمتر است. این عقیده با
وجودم آمیخته و از من جدا نمیشود. متوکل که انتظار چنین صراحتی را نداشت،
خشمگین شد و به غلامانش دستور داد زبان استاد را از پشت سرش بیرون آورند.
گروهی براین عقیدهاند که گردآوری اشعار «کمیت اسدی» بزرگ شاعر شهید شیعه،
از سوی «ابن سکیت» سبب شهادت او شد؛ این کار، مذهب واقعیاش را نمایان
ساخت. متوکل در پی بهانهای بود تا ابن سکیت را به اظهار عقیده ناگزیر
سازد. بنابراین به کلاس درس فرزندانش رفت و آن پرسش را مطرح کرد. افزون
براین، گروهی سودجو و شیعهستیز که چه بسا به مذهب واقعی ابن سکیت پی برده
بودند، در پی تحریک متوکل علیه او بودند.
«ازهری» در «تهذیب اللغه»
میگوید: پس از شهادت استاد بیدرنگ ده هزار درهم دیه او را به خانوادهاش
پرداخت کردند. این کردار نشان میدهد که نقشهی قتل ابن سکیت از پیش طراحی
شده بود. شهادت آن بزرگوار در دوشنبه پنجم رجب سال ٢٤٣ یا ٢٤٤ یا ٢٤٦هجری
تحقق یافت.
پی نوشت ها:
(١) تنقیح المقال، ج٣، ص٣٢٩.
(٢) الکنی و الالقاب، ج١، ص٣١٤.
منبع: جرعه نوشان اقیانوس بی کران امام هادی؛ عسکری اسلامپور کریمی.