دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦٢ - علی بن مهزیار
علی بن مهزیار
طوسی رحمه الله با سند خود از علی بن مهزیار نقل میکند که گفت:
در
سال دویست و بیست، در بازگشتم از کوفه به قرعاء رسیدم، آخر شب برای وضو و
مسواک بیرون آمدم، تنها بودم، ناگاه دیدم آتشی در ته مسواکم روشن است، و
همچون آفتاب و امثال آن میتابد، نترسیدم ولی متعجب بودم، آن را لمس کردم
حرارت نداشت، گفتم: (این از) «خدایی (است) که برای شما از درخت سبز فام،
آتش آفرید، و شما به وسیله آن آتش میافروزید».
داشتم به این امر شگفت
فکر میکردم، و آتش زمان درازی روشن بود تا به سوی اهل خود بازگشتم، باران
کمی آمده بود، و غلامانم در پی آتشی بودند، یک مرد بصری در کاروان همراه ما
بود، چون به آنان رو آوردم، غلامان [که در تاریکی مرا نمیدیدند] گفتند:
امام هادی علیهالسلام با خود آتش آورد، آن مرد بصری نیز چنین گفت: تا چون
نزدیک شدم، آن مرد بصری و غلامان آتش را لمس کردند، و در آن حرارتی ندیدند،
سپس خاموش شد، سپس زمان کمی روشن شد، باز خاموش شد، سپس روشن شد، و برای
بار سوم خاموش شد و دیگر برنگشت.
ما به مسواک نگریستیم، و در آن هیچ
اثری از آتش، حرارت، به هم ریختگی، سیاهی و هیچ چیز دیگر که بر سوختگی
دلالت کند ندیدیم، مسواک را برداشتم و پنهان کردم، و آن را پس از شهادت
امام جواد علیهالسلام در سال بیست و شش نزد امام هادی علیهالسلام بردم، و
ته آن را که در پارچهای پوشیده بود به حضرت علیهالسلام نشان دادم، و
جریان را گفتم: حضرت علیهالسلام آن را از دست من گرفت، و همه آن را باز
کرد، و با اندیشه در آن نگریست، سپس فرمود: این نور است، عرض کردم: فدایت
شوم، نور؟ فرمود: چون محب خاندان پیامبری، و از من و پدر و اجدادم، پیروی
میکنی، خدا آن را به تو نشان داد.
و نیز طوسی میگوید: امام هادی علیهالسلام در نامهای به علی بن مهزیار نوشت:
و
از خدا میخواهم که خدا تو را در پیش رو، و پشت سر، و همه احوال، حفظ کند،
خوشحال باش! که من امیدوارم خدا بلایا را از تو برطرف کند، و از خدا
میخواهم سفری را که روز یکشنبه قصد داری، برایت خیر قرار دهد، آن را - به
خواست خدا - تا روز دوشنبه تاخیر بیانداز، خدا در سفر به همراهت، و در میان
خانواده جانشینت، و در غیاب تو انجام دهنده کارهایت، در پناه قدرت او به
سلامت باشی.
روی الطوسی:
عن محمد بن مسعود، قال: حدثنی علی بن
محمد، قال: حدثنی أحمد بن محمد، عن علی بن مهزیار [١] ، قال: بینا أنا
بالقرعاء [٢] ، فی سنة ست و عشرین و مائتین منصرفی عن الکوفة، و قد خرجت فی
آخر اللیل أتوضأ أنا و أستاک، و قد انفردت من رحلی و من الناس، فاذا أنا
بنار فی أسفل مسواکی، یلتهب لها شعاع مثل شعاع الشمس، أو غیر ذلک، فلم أفزع
منها و بقیت أتعجب، و مسستها فلم أجد لها حرارة، فقلت: (الذی جعل لکم من
الشجر الأخضر نارا فاذا أنتم منه توقدون) [٣] .
فبقیت أتفکر فی مثل
هذا، و أطالت النار المکث طویلا، حتی رجعت الی أهلی، و قد کانت السماء رشت،
و کان غلمانی یطلبون نارا، و معی رجل بصری فی الرحل، فلما أقبلت قال
الغلمان: قد جاء أبوالحسن علیهالسلام و معه نار، و قال البصری مثل ذلک،
حتی دنوت، فلمس البصری النار، فلم یجد لها حرارة و لا غلمانی، ثم طفئت بعد
طول، ثم التهبت فلبثت قلیلا، ثم طفئت، ثم التهبت ثم طفئت الثالثة فلم تعد،
فنظرنا الی السواک فاذا لیس فیه أثر نار، و لا حر، و لا شعث، و لا سواد، و
لا شیء یدل علی أنه حرق، فأخذت السواک فخبأته، وعدت به الی الهادی
علیهالسلام، و ذلک فی سنة ست و عشرین بعد موت الجواد علیهالسلام [٤]
قابلا، و کشفت له أسفله و باقیه مغطی، و حدثته بالحدیث، فأخذ السواک من یدی
و کشفه کله و تأمله و نظر الیه، ثم قال: هذا نور، فقلت له: نور جعلت فداک؟
فقال: بمیلک الی أهل هذا البیت، و بطاعتک لی و لأبی و لآبائی، أو بطاعتک لی و لآبائی أراکه الله [٥] .
و قال أیضا:
کتب
الهادی علیهالسلام الی علی بن مهزیار] فی کتاب آخر: و أسأل الله أن یحفظک
من بین یدیک و من خلفک، و فی کل حالاتک، فأبشر! فانی أرجو أن یدفع الله
عنک، و أسأل الله أن یجعل لک الخیرة فیما عزم لک به علیه من الشخوص فی یوم
الأحد، فأخر ذلک الی یوم الاثنین ان شاء الله، صحبک الله فی سفرک، و خلفک
فی أهلک، و أدی غیبتک، و سلمت بقدرته [٦] .
(١) محمد بن مسعود قال: حدثنی ابویعقوب یوسف بن السخت البصری، قال: کان علی بن مهزیار نصرانیا، فهداه الله، و کان من أهل هندکان [و تسمی حالیا هندیجان]، قریة من قری فارس، ثم سکن الأهواز فأقام بها، قال: کان اذا طلعت الشمس سجد، و کان لا یرفع رأسه حتی یدعو لألف من اخوانه بمثل ما دعا لنفسه، و کان علی جبهته سجادة مثل رکب البعیر.
قال حمدویه بن نصیر: لما مات عبدالله بن جندب قام علی بن مهزیار مقامه، و له مصنفات کثیرة، زیادة علی ثلاثین کتابا، «هامش المصدر».
[٢] القرعاء: منزل فی طریق مکة من الکوفة عن هامش البحار.
[٣] یس: ٨٠.
[٤] فی المصدر: وعدت به الی الهادی علیهالسلام و درست و عشرین و مأتین بعد موت الجواد علیهالسلام، و ما اثبتناه من البحار، و فی هامشه توضیح فلیراجع.
[٥] اختیار معرفة الرجال ٢: ٨٢٥ ح ١٠٣٩، بحارالأنوار ٦٩: ٢٨٣ ح ١٩.
[٦] اختیار معرفة الرجال ٢: ٨٢٦ ح ١٠٤٠، بحارالأنوار ٥٩: ٤١ ح ١٧.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.