دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨٠ - طلا شدن ماسه
طلا شدن ماسه
و نیز از ابوهاشم جعفری نقل میکند که گفت:
در خدمت امام هادی
علیهالسلام به بیرون سامرا رفتیم تا از برخی تازه واردان استقبال کنیم،
دیر کردند، برای امام علیهالسلام فرش روی زین را انداختند، و حضرت
علیهالسلام روی آن نشست، من نیز از اسب خود پیاده شدم و نزد حضرت
علیهالسلام نشستم، من در گفتگویم با او از تنگدستی و بدحالی خود شکایت
کردم، حضرت علیهالسلام، دست خود را زیر ماسه برد، و چند مشت به من داد، و
فرمود: با این توانگر شو ای اباهاشم! و آنچه دیدی کتمان کن.
من آن را
با خود پنهان کردم، و برگشتم، و چون به آن نگریستم دیدم طلای سرخی است که
همچون آتش میدرخشد، زرگری را به منزل آوردم، و به او گفتم: این را ذوب کن و
در قالب بریز، و او انجام داد و گفت: طلایی از این بهتر ندیدهام، شکل آن
همچون ماسه بود، این را از کجا آوردی؟
گفتم: این را از قدیم، داشتهایم.
و قال أیضا:
روی
یحیی بن زکریا الخزاعی، قال: حدثنی أبوهاشم الجعفری، قال: خرجت مع
أبیالحسن علیهالسلام الی ظاهر سر من رأی نتلقی بعض القادمین، فأبطئوا،
فطرح لأبیالحسن علیهالسلام غاشیة السرج، فجلس علیها، و نزلت عن دابتی و
جلست بین یدیه، و هو یحدثنی.
فشکوت الیه قصور یدی، و ضیق حالی، فأهوی
بیده الی رمل، فناولنی منه أکفا، و قال: اتسع بها یا أباهاشم! واکتم ما
رأیت. فخبأته معی و رجعنا، فأبصرته فاذا هو یتقد کالنیران ذهبا أحمر. فدعوت
صائغا الی منزلی و قلت له: اسبک لی هذا، فسبکه و قال: ما رأیت ذهبا أجود
منه، و هو کهیئة الرمل فمن أین لک هذا؟ قلت: هذا شیء عندنا قدیما [١] .
(١) الخرائج و الجرائح ٢: ٦٧٤ ح ٣، اعلام الوری ٢: ١١٨، الثاقب فی المناقب: ٥٣٢ ح ١، کشف الغمة ٢: ٣٩٧، اثبات الهداة ٦: ٢٣٢ ح ٣١، بحارالأنوار ٥٠: ١٣٨ ح ٢٢.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.