دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١٠ - سخن امام هادی با عمر بن فرج
سخن امام هادی با عمر بن فرج
طبرسی از زید بن سهلویه نقل میکند که:
زید بن موسی، بارها به عمر
بن فرج گلایه میکرد، و میخواست تا او را بر پسر پسر برادرش مقدم بدارد، و
میگفت: او نوجوان است، و من عموی پدر او هستم.
عمر خواسته او را به
امام هادی علیهالسلام رساند، امام علیهالسلام فرمود: یک کاری بکن، فردا
مرا پیش از او [در صدر مجلس] بنشان، و ببین [چه رخ میدهد]. چون فردا شد،
عمر، امام علیهالسلام را، در صدر مجلس نشاند، سپس به زید بن موسی اجازه
داد، او وارد شد، و در برابر امام علیهالسلام زانو زد، و چون روز پنجشنبه
شد، پیش از امام علیهالسلام، به زید بن موسی اجازه داد، [او وارد شد] و در
صدر مجلس نشست، سپس به امام هادی علیهالسلام اجازه داد، و او وارد شد،
زید چون امام علیهالسلام را دید، از جای خود برخاست، و امام علیهالسلام
را در جای خود نشاند، خود در برابر او زانو زد.
قال الطبرسی:
ذکر ابنجمهور، و قال: حدثنی سعید بن سهلویه قال:
رفع
زید بن موسی الی عمر بن الفرج مرارا یسأله أن یقدمه علی ابن ابن أخیه، و
یقول: انه حدث، و أنا عم أبیه، فقال عمر ذلک لأبیالحسن علیهالسلام، فقال:
افعل واحدة أقعدنی غدا قبله ثم انظر. فلما کان من الغد أحضر عمر أباالحسن
علیهالسلام، فجلس فی صدر المجلس، ثم أذن لزید بن موسی فدخل فجلس بین یدی
أبیالحسن علیهالسلام، فلما کان یوم الخمیس أذن لزید بن موسی قبله فجلس فی
صدر المجلس، ثم أذن لأبی الحسن علیهالسلام فدخل، فلما رآه زید قام من
مجلسه، و أقعده فی مجلسه، و جلس بین یدیه [١] .
(١) اعلام الوری ٢: ١٢٥، المناقب لابن شهرآشوب ٤: ٤١٠ مع اختلاف، بحارالأنوار ٥٠: ١٩٠.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.