دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤ - اسامی شروع شده با «ذ» و «ر»
اسامی شروع شده با «ذ» و «ر»
١ - «رجاء بن یحیی»: رجاء بن یحیی بن سامان، ابوالحسین عبرقائی کاتب، از
امام هادی - علیهالسلام - روایت کرده است. رجاء رسالهای به نام «المقنعه
فی ابواب الشریعه» روایت کرده که ابوالمفضل شیبانی از او نقل کرده است.
[١] .
٢ - «ریان بن الصلت»: شیخ او را از اصحاب امام رضا و امام هادی -
علیهماالسلام - یاد میکند و او را ثقه میشمارد. [٢] کشی به سند خود از
معمر بن خلاد نقل میکند که گفت: پس از آن که فضل بن سهل، ریان بن صلت را
به امارت یکی از توابع خراسان تعیین کرد نزد من آمد و گفت: دوست دارم برایم
از حضرت امام هادی - علیهالسلام - اذن دخول بگیری تا بر او وارد شوم و به
حضرت سلامی کنم و با ایشان وداع نمایم. همچنین دلم میخواهد امام یکی از
پیراهنهای خود را به من بپوشاند و از مسکوکاتی که به نام ایشان ضرب شده
است مقداری به عنوان تبرک به من بدهد.
معمر میگوید: نزد حضرت رفتم و
ایشان بیمقدمه فرمود: «ای معمر! ریان کجاست؟ آیا دوست دارد بر ما داخل شود
تا از پیراهنهایم او را بپوشانم و از دراهم خود به او مبلغی ببخشم؟».
گفتم: سبحانالله! به خدا سوگند ریان درست همین درخواست را از شما دارد.
حضرت فرمود: ای مغمر! مؤمن موفق است (و به خواستهی خود میرسد) به او بگو بیاید.
معمر
میگوید: به او گفتم داخل شود و ریان داخل شد و به حضرت سلام کرد امام
دستور داد تا پیراهنی از پیراهنهایش را برای او آوردند، همین که خارج شد
گفتم: امام به تو چه داد که دیدم مبلغ سی درهم در دست او است. [٣] . این
قضیه نشانه حسن اعتقاد و ایمان درست ریان است و بر جلالت او گواهی میدهد.
پی نوشت ها:
(١) رجال نجاشی.
(٢) رجال طوسی.
(٣) رجال کشی.
منبع: زندگانی امام علی الهادی؛ باقر شریف قریشی؛ مترجم: سید حسن اسلامی؛ دفتر انتشارات اسلامی.