دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢٨ - هجوم شبانه مأموران متوکل به خانه امام
هجوم شبانه مأموران متوکل به خانه امام
مسعودی میگوید:
از امام هادی علیهالسلام نزد متوکل سخن چینی
کردند، و گفتند: در خانه، سلاح و نامهها، و چیزهای دیگری از شیعیان خود
دارد، متوکل گروهی از ترکان و دیگران را، شبانه به خانه امام علیهالسلام
اعزام کرد، آنان به خانه ریختند، و دیدند امام علیهالسلام، تنها در اتاق
دربسته، با جامهای از مو، بر روی زمینی که فرشش ریگ و سنگریزه است نشسته، و
عبای پشمین به سر کشیده، و روی دل به درگاه پروردگار آورده، و با آهنگ
خوش، آیات تبشیر و انذار قرآن را میخواند، او را با همان حال، دستگیر، و
در دل شب، نزد متوکل بردند، امام علیهالسلام جلوی او ایستاد، متوکل جامی
در دست داشت و شراب مینوشید، چون امام علیهالسلام را دید، تعظیمش کرد، و
در کنار خود نشاند، - در منزل امام علیهالسلام چیزی پیدا نکرده بودند، و
بهانهای نجسته بودند، - متوکل، جام را به امام علیهالسلام تعارف کرد،
امام علیهالسلام فرمود: ای امیر! گوشت و خون من هرگز با شراب نیامیخته
است، از من بگذر، او از تعارف خود دست کشید، و گفت: شعری که خوش داشته باشم
برایم بخوان، امام علیهالسلام فرمود: من با اشعار، سروکار کمی دارم. گفت:
چارهای نداری، باید بخوانی. پس حضرت علیهالسلام، این اشعار را خواند:
شب
را بر روی قلههای کوهها بسر آوردند، در حالی که مردان نیرومند از ایشان
نگهبانی میکردند، پس قلهها آنان را سودی نداد، و پس از آن همه عزت، از
پناهگاههای خود فرود آمدند، و به گودال قبرها سپرده شدند، ای چه بد جایی
فرود آمدند. هاتفی پس از دفنشان صدا زد: خاندان [و یا طبق نسخه دیگر:
دستبندها]، و تاجها، و زیورهای [دنیای] شما چه شد؟! آن چهرههایی که از
نعمتهای دنیا برخوردار، و در پردهها، و روپوش سرخ فام زیبای هودجها
مستور بودند کجا رفتند؟! از جانب ایشان، قبر - که غمگین [و افسرده] شان
ساخته بود - با بیان روشن گفت: اینک بر آن چهرهها، کرمها با هم میستیزند
[و میلولند]، زمان درازی خوردند و نوشیدند، اینک خود، خورده میشوند، و
زمان درازی در خانههایی که حفظشان میکرد گذراندند، و اینک از خانه و
خانواده جدا گشته، [به جهان دیگر] منتقل شدند، و زمان درازی سرمایه و
گنجینه اندوختند، و اینک آنها را برای دشمنان جا گذاشتند، و [از دنیا] کوچ
کردند. [سرانجام،] خانههای ایشان خرابه ویرانه شد، و ساکنانش به گورها
رفتند.
راوی میگوید: همه حاضران بر امام هادی علیهالسلام ترسیدند، و
پنداشتند که خشم متوکل او را میکشد، [ولی] سوگند به خدا متوکل زمانی دراز
گریست تا محاسن او از اشک چشمش تر شد، و حاضران نیز گریستند، و دستور داد،
تا بساط شراب را برچینند، سپس گفت: اباالحسن! آیا بدهی داری؟ امام
علیهالسلام فرمود: آری، چهارصد هزار دینار، دستور داد تا آن را به امام
علیهالسلام بپردازند، و همان وقت، او را با احترام به خانه خود برگرداند.
قال المسعودی:
قد
کان سعی بأبی الحسن علی بن محمد علیهماالسلام الی المتوکل، و قیل له: ان
فی منزله سلاحا و کتبا و غیرها من شیعته، فوجه الیه لیلا من الأتراک و
غیرهم من هجم علیه فی منزله علی غفلة ممن فی داره، فوجدوه فی بیت وحده مغلق
علیه، و علیه مدرعة من شعر، و لا بساط فی البیت لا الرمل و الحصی، و علی
رأسه ملحفة من الصوف، متوجها الی ربه، یترنم بآیات من القرآن فی الوعد و
الوعید، فأخذوا علی ما وجدوا علیه، و حمل الی المتوکل فی جوف اللیل، فمثل
بین یدیه، و المتوکل یشرب و فی یده کأس، فلما رآه أعظمه و أجلسه الی جنبه، و
لم یکن فی منزله شیء مما قیل فیه، و لا حالة یتعلل علیه بها، فناوله
المتوکل الکأس الذی فی یده.
فقال: یا أمیرالمؤمنین! ما خامر لحمی و دمی
قط، فأعفنی منه، فأعفاه و قال أنشدنی [شعرا أستحسنه، فقال: انی لقلیل
الروایة للأشعار، فقال: لابد أن تنشدنی]، فأنشده:
باتوا علی قلل الأجبال تحرسهم
غلب الرجال فما أغنتهم القلل
و استنزلوا بعد عز من معاقلهم
فاودعوا حفرا، یا بئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا
أین الأسرة و التیجان و الحلل؟
أین الوجوه التی کانت منعمة
من دونها تضرب الأستار و الکلل
فأفصح القبر عنهم حین ساءلهم
تلک الوجوه علیها الدود یقتتل
قد طالما أکلوا دهرا و ما شربوا
فأصبحوا بعد طول الأکل قد أکلوا
و طالما عمروا دورا لتحصنهم
ففارقوا الدور و الأهلین و انتقلوا
و طالما کنزوا الأموال و ادخروا
فخلفوها علی الأعداء و ارتحلوا
أضحت مناز لهم قفرا معطلة
و ساکنوها الی الأجداث قد رحلوا
قال:
فأشفق کل من حضر علی علی، و ظن أن بادرة تبدر منه الیه، قال: والله! لقد
بکی المتوکل بکاء طویلا حتی بلت دموعه لحیته، وبکی من حضره، ثم أمر برفع
الشراب، ثم قال له: یا أباالحسن! أعلیک دین؟
قال: نعم، أربعة آلاف دینار، فأمر بدفعها الیه، ورده الی منزله من ساعته مکرما [١] .
پی نوشت ها:
[١] مروج الذهب ٤: ٩٣، بحارالأنوار ٥٠: ٢١١، مسند الامام الهادی: ٥١ ح ٢٩.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.