دانشنامه امام هادی علیه السلام
(١)
دانشنامه امام هادی علیه السلام
١ ص
(٢)
مشخصات کتاب
٢ ص
(٣)
آ
٣ ص
(٤)
آسانگیری در آنچه خدا آسان گرفته
٤ ص
(٥)
آگاهی از اسرار
٥ ص
(٦)
آگاهی از درون اشخاص
٦ ص
(٧)
آشنائی به زبانها و تعلیم به دیگران
٧ ص
(٨)
آموزش در کنار بستر شهادت
٨ ص
(٩)
آفتاب پاییزی جانشینی
٩ ص
(١٠)
آسمان، تیره از ابر فتنه
١٠ ص
(١١)
آسمان زندگی ابری است
١١ ص
(١٢)
آن عصر پاییزی
١٢ ص
(١٣)
آسمان، باژگونه دریاچه
١٣ ص
(١٤)
آدم بیشخصیت
١٤ ص
(١٥)
آثار گوشتخواری
١٥ ص
(١٦)
آنچه بر آن سجده میشود
١٦ ص
(١٧)
آب
١٧ ص
(١٨)
آگاهی ابوهاشم به زبان های مختلف
١٨ ص
(١٩)
آشکار کردن قصرها و حوریان بهشتی
١٩ ص
(٢٠)
آگاه کردن محمد بن فرج را از مرگش
٢٠ ص
(٢١)
آشنا کردن ابوهاشم جعفری با 73 زبان
٢١ ص
(٢٢)
آگاهی از پنهان درون خاک
٢٢ ص
(٢٣)
آگاهی امام هادی از امور غیبی
٢٣ ص
(٢٤)
آگاهی امام هادی از شهادت پدر
٢٤ ص
(٢٥)
آگاهی امام هادی از حوادث آینده
٢٥ ص
(٢٦)
آگاهی از آمدن باران
٢٦ ص
(٢٧)
آگاهی از زبانهای گوناگون
٢٧ ص
(٢٨)
آستانه سامرا
٢٨ ص
(٢٩)
آستانه سید محمد
٢٩ ص
(٣٠)
آستانه ابراهیم اشتر نخعی
٣٠ ص
(٣١)
آستانه شیخ جمیل
٣١ ص
(٣٢)
آستانه ابو هاشم جعفری
٣٢ ص
(٣٣)
ا
٣٣ ص
(٣٤)
اسامی شروع شده با «ذ» و «ر»
٣٤ ص
(٣٥)
اسامی شروع شده با «ز»«س»«ش»
٣٥ ص
(٣٦)
اسامی شروع شده با «ص»
٣٦ ص
(٣٧)
اسامی شروع شده با «ط»«ظ»«ع»
٣٧ ص
(٣٨)
اسامی شروع شده با «غ»«ف»
٣٨ ص
(٣٩)
اسامی شروع شده با «ق»
٣٩ ص
(٤٠)
اسامی شروع شده با «ک»
٤٠ ص
(٤١)
اسامی شروع شده با «ل»«م»
٤١ ص
(٤٢)
اسامی شروع شده با «ن»
٤٢ ص
(٤٣)
اسامی شروع شده با «هـ»«ی»
٤٣ ص
(٤٤)
ابراهیم بن ادریس
٤٤ ص
(٤٥)
ابراهیم بن داود الیعقوبی
٤٥ ص
(٤٦)
ابراهیم بن عبده نیشابوری
٤٦ ص
(٤٧)
ابراهیم بن عقبه
٤٧ ص
(٤٨)
ابراهیم بن مهزیار
٤٨ ص
(٤٩)
احکم بن یسار
٤٩ ص
(٥٠)
احمد بن اسحاق قمی
٥٠ ص
(٥١)
احمد بن حاتم بن ماهویه
٥١ ص
(٥٢)
اسماعیل بن علی بن الحکم
٥٢ ص
(٥٣)
ایوب بن نوح بن دراج النخعی ابوالحسین
٥٣ ص
(٥٤)
ابراهیم بن اسحاق
٥٤ ص
(٥٥)
ابراهیم بن ابیبکر
٥٥ ص
(٥٦)
ابراهیم بن ادریس
٥٦ ص
(٥٧)
ابراهیم بن اسحاق
٥٧ ص
(٥٨)
ابراهیم بن داوود یعقوبی
٥٨ ص
(٥٩)
ابراهیم بن شیبه
٥٩ ص
(٦٠)
ابراهیم بن عبده نیشابوری
٦٠ ص
(٦١)
ابراهیم بن عقبه
٦١ ص
(٦٢)
ابراهیم بن محمد بن فارس نیشابوری
٦٢ ص
(٦٣)
ابراهیم بن محمد همدانی
٦٣ ص
(٦٤)
احترام به امام هادی
٦٤ ص
(٦٥)
ابهت و عظمت امام هادی
٦٥ ص
(٦٦)
استجابت دعای امام هادی
٦٦ ص
(٦٧)
امام هادی در سرای گدایان
٦٧ ص
(٦٨)
اقامت در سامرا
٦٨ ص
(٦٩)
الان موقع فریادرسی است
٦٩ ص
(٧٠)
از این جا نمیروم تا پذیرایی شوم
٧٠ ص
(٧١)
احترام پرندگان به امام هادی
٧١ ص
(٧٢)
اطاعت شیر وحشی و شفای جن مریض
٧٢ ص
(٧٣)
این چنین صحرا از قبرها پر میشود
٧٣ ص
(٧٤)
از گفتار و رفتار فتح قلانسی خبر داد
٧٤ ص
(٧٥)
استر ابوهاشم را راهوار نمود
٧٥ ص
(٧٦)
از مرگ جوانی جسور خبر داد
٧٦ ص
(٧٧)
الاغ مرد خراسانی را زنده نمود
٧٧ ص
(٧٨)
ابوبکر احمد بن علی الخطیب البغدادی
٧٨ ص
(٧٩)
احمد بن محمد ابنخلکان
٧٩ ص
(٨٠)
احمد بن یوسف القرمانی
٨٠ ص
(٨١)
ابن روزبهان خنجی اصفهانی
٨١ ص
(٨٢)
احمد بن حجر الهیثمی المکی
٨٢ ص
(٨٣)
ابوهاشم داود بن قاسم جعفری
٨٣ ص
(٨٤)
ابن سکیت یعقوب بن اسحاق اهوازی
٨٤ ص
(٨٥)
احمد بن اسحاق اشعری قمی
٨٥ ص
(٨٦)
ابراهیم بن مهزیار
٨٦ ص
(٨٧)
ایوب بن نوح
٨٧ ص
(٨٨)
ابوعلی حسن بن راشد
٨٨ ص
(٨٩)
اسامی شروع شده با «ب»
٨٩ ص
(٩٠)
اسامی شروع شده با «ت»«ث»«ج»
٩٠ ص
(٩١)
اسامی شروع شده با «ح»
٩١ ص
(٩٢)
اسامی شروع شده با «خ»
٩٢ ص
(٩٣)
اسامی شروع شده با «د»
٩٣ ص
(٩٤)
احترام به اهل دانش
٩٤ ص
(٩٥)
اهمیت عقیق و فیروز در نجات از درندگان
٩٥ ص
(٩٦)
استجابت بعد از سه روز
٩٦ ص
(٩٧)
از ولادت جعفر خوشحال نمیشود
٩٧ ص
(٩٨)
اسطوره حقیقت
٩٨ ص
(٩٩)
اطاعت خیرخواه
٩٩ ص
(١٠٠)
اوصاف پروردگار
١٠٠ ص
(١٠١)
اثر بخش خداست، نه روزگار
١٠١ ص
(١٠٢)
اسیر زبان
١٠٢ ص
(١٠٣)
او را با عقول نتوان شناخت
١٠٣ ص
(١٠٤)
اسم اعظم خدا
١٠٤ ص
(١٠٥)
اشتیاق ساقه نخل به پیامبر
١٠٥ ص
(١٠٦)
احتجاج پیامبر با مشرکان بوسیله قرآن
١٠٦ ص
(١٠٧)
اندیشه امام هادی بر شعر ابن ابیحفصه
١٠٧ ص
(١٠٨)
امام هادی و نرگس و مژده او
١٠٨ ص
(١٠٩)
انتظار فرج
١٠٩ ص
(١١٠)
ایمان ابوطالب
١١٠ ص
(١١١)
ابوعلی بن راشد
١١١ ص
(١١٢)
ابوعمرو عثمان بن سعید عمری
١١٢ ص
(١١٣)
ابوهاشم جعفری
١١٣ ص
(١١٤)
احمد بن حماد
١١٤ ص
(١١٥)
ایوب بن نوح
١١٥ ص
(١١٦)
اکرام فقیه
١١٦ ص
(١١٧)
اذکار امام علی پس از وضو
١١٧ ص
(١١٨)
اوقات نماز
١١٨ ص
(١١٩)
اجاره
١١٩ ص
(١٢٠)
اندرزهای امام
١٢٠ ص
(١٢١)
امکان رؤیت خدای بزرگ
١٢١ ص
(١٢٢)
اعمال و کردار
١٢٢ ص
(١٢٣)
اخبار غیبی
١٢٣ ص
(١٢٤)
ب
١٢٤ ص
(١٢٥)
بی اختیار پیاده شدن از اسب
١٢٥ ص
(١٢٦)
بیرون آوردن خرما و انگور و موز از ستون
١٢٦ ص
(١٢٧)
بیان کردن سؤال محمد بن شرف را پیش از پرسیدن
١٢٧ ص
(١٢٨)
بشر بن سلیمان از نسل ابوایوب انصاری
١٢٨ ص
(١٢٩)
بشر بن بشار نیشابوری
١٢٩ ص
(١٣٠)
بیرون آوردن نقره خالص از زمین
١٣٠ ص
(١٣١)
بیرون آوردن میوه از ستون
١٣١ ص
(١٣٢)
بالا رفتن امام هادی به آسمان
١٣٢ ص
(١٣٣)
برطرف شدن بیماری با نهیب امام هادی
١٣٣ ص
(١٣٤)
بلد سید محمد
١٣٤ ص
(١٣٥)
بابی انتم وامی واهلی ومالی واسرتی
١٣٥ ص
(١٣٦)
به معنی روح و جان
١٣٦ ص
(١٣٧)
به معنی مرکز عواطف
١٣٧ ص
(١٣٨)
بابی انتم وامی ونفسی واهلی ومالی
١٣٨ ص
(١٣٩)
بکم فتح الله وبکم یختم
١٣٩ ص
(١٤٠)
بابی انتم وامی ونفسی واهلی ومالی
١٤٠ ص
(١٤١)
بزم شراب در هم ریخت
١٤١ ص
(١٤٢)
به روزگار بد مگو
١٤٢ ص
(١٤٣)
بابی انتم وامی ونفسی
١٤٣ ص
(١٤٤)
بابی انتم وامی ونفسی
١٤٤ ص
(١٤٥)
بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا
١٤٥ ص
(١٤٦)
بخشش و کرم حضرت هادی
١٤٦ ص
(١٤٧)
بخشندگی امام هادی
١٤٧ ص
(١٤٨)
بهره مندی از نعمتهای الهی
١٤٨ ص
(١٤٩)
بخشش
١٤٩ ص
(١٥٠)
بردباری
١٥٠ ص
(١٥١)
بلند شدن بزرگان به احترام امام هادی
١٥١ ص
(١٥٢)
بالا رفتن پرده با قدوم مبارک امام هادی
١٥٢ ص
(١٥٣)
بادهای سرد شمالی
١٥٣ ص
(١٥٤)
بازیچه دست آزمندان
١٥٤ ص
(١٥٥)
باران و کویر
١٥٥ ص
(١٥٦)
بهتر از نیکی و زیباتر از زیبایی
١٥٦ ص
(١٥٧)
برداشت نیکو از نعمت ها
١٥٧ ص
(١٥٨)
بیطاقتی در مصیبت
١٥٨ ص
(١٥٩)
بطیخ
١٥٩ ص
(١٦٠)
بادنجان
١٦٠ ص
(١٦١)
بدگمانی
١٦١ ص
(١٦٢)
بردباری
١٦٢ ص
(١٦٣)
بهتر از خوب و بدتر از بد
١٦٣ ص
(١٦٤)
بر حذر بودن از مخالفت اوامر الهی
١٦٤ ص
(١٦٥)
بر حذر داشتن از احساس امنیت از مکر الهی
١٦٥ ص
(١٦٦)
بر حذر داشتن از خودپسندی
١٦٦ ص
(١٦٧)
بر حذر داشتن از جدل کردن
١٦٧ ص
(١٦٨)
بر حذر داشتن از حسد
١٦٨ ص
(١٦٩)
بر حذر داشتن از خشم
١٦٩ ص
(١٧٠)
بر حذر داشتن از سرزنش کردن
١٧٠ ص
(١٧١)
بر حذر داشتن از بخل و طمع
١٧١ ص
(١٧٢)
بر حذر داشتن از سستی کردن
١٧٢ ص
(١٧٣)
بر حذر داشتن از چاپلوسی
١٧٣ ص
(١٧٤)
بر حذر داشتن از بیتابی در مصیبت
١٧٤ ص
(١٧٥)
بی نیازی و فقر
١٧٥ ص
(١٧٦)
بیابان قبرستان شد
١٧٦ ص
(١٧٧)
بردن شخصی با طی الارض به بغداد
١٧٧ ص
(١٧٨)
پ
١٧٨ ص
(١٧٩)
پرهیز از بد گفتن به روزگار
١٧٩ ص
(١٨٠)
پیدایش دو درخت بزرگ
١٨٠ ص
(١٨١)
پیش گوئی از مرگ فرمانده گارد
١٨١ ص
(١٨٢)
پوشش و پیش بینی باران
١٨٢ ص
(١٨٣)
پیامبران و منصب امامت
١٨٣ ص
(١٨٤)
پیدایش آب و نجات همراهان
١٨٤ ص
(١٨٥)
پیش بینی مهم در آزادی از زندان
١٨٥ ص
(١٨٦)
پنج حکایت آموزنده از امام هادی
١٨٦ ص
(١٨٧)
پرهیز از تملق
١٨٧ ص
(١٨٨)
پاسخ امام هادی به پرسش یحیی بن اکثم
١٨٨ ص
(١٨٩)
پیروی از گفتار امامان
١٨٩ ص
(١٩٠)
پاسخ به پرسش شیعیان
١٩٠ ص
(١٩١)
پرداخت مال به فرزند دختر
١٩١ ص
(١٩٢)
پرهیز از زیان به مؤمن
١٩٢ ص
(١٩٣)
پاسخ امام هادی به پرسش یحیی بن اکثم
١٩٣ ص
(١٩٤)
پیدا شدن دزد پول
١٩٤ ص
(١٩٥)
پر شدن ملائکه مسلح مابین آسمان و زمین
١٩٥ ص
(١٩٦)
پرواز به آسمان پرواز
١٩٦ ص
(١٩٧)
پاداش زیارت امام رضا
١٩٧ ص
(١٩٨)
پاداش زیارت امامان
١٩٨ ص
(١٩٩)
پوشیده ماندن از دشمنان
١٩٩ ص
(٢٠٠)
پایتخت هشت خلیفه
٢٠٠ ص
(٢٠١)
پارسایی و زهد
٢٠١ ص
(٢٠٢)
پارسایی امام هادی
٢٠٢ ص
(٢٠٣)
پناه بردن به خدا از شر شیطان
٢٠٣ ص
(٢٠٤)
ت
٢٠٤ ص
(٢٠٥)
تأیید کتاب یونس بن عبدالرحمن
٢٠٥ ص
(٢٠٦)
تطهیر با آب سرد
٢٠٦ ص
(٢٠٧)
تقیه در غسل میت و گذاشتن جریده
٢٠٧ ص
(٢٠٨)
تعقیب نماز
٢٠٨ ص
(٢٠٩)
تصرف در خمس
٢٠٩ ص
(٢١٠)
تقیه
٢١٠ ص
(٢١١)
توبه نصوح
٢١١ ص
(٢١٢)
توحید و نفی تشبیه
٢١٢ ص
(٢١٣)
توحید
٢١٣ ص
(٢١٤)
ترغیب به آخرت
٢١٤ ص
(٢١٥)
توبه نصوح
٢١٥ ص
(٢١٦)
ترغیب به نماز شب و روزه روز
٢١٦ ص
(٢١٧)
ترغیب به عمل
٢١٧ ص
(٢١٨)
تکلم به زبان ترکی
٢١٨ ص
(٢١٩)
تواضع و محبت شیران درنده
٢١٩ ص
(٢٢٠)
تبدیل ریگها به طلاهای خالص
٢٢٠ ص
(٢٢١)
تصویر و شیر درنده
٢٢١ ص
(٢٢٢)
تأویل لا حول و لا قوة الا بالله
٢٢٢ ص
(٢٢٣)
تسبیح امام هادی
٢٢٣ ص
(٢٢٤)
تربت امامان یکی است
٢٢٤ ص
(٢٢٥)
توحید خدای بزرگ
٢٢٥ ص
(٢٢٦)
تسبیح خدای سبحان
٢٢٦ ص
(٢٢٧)
تمجید خدا قبل از ذکر دعا
٢٢٧ ص
(٢٢٨)
تعویذ برای درد سر
٢٢٨ ص
(٢٢٩)
تعویذ برای بیماری امصبیان
٢٢٩ ص
(٢٣٠)
تاویل و تفسیر قرآن
٢٣٠ ص
(٢٣١)
تقسیم کننده بهشت و دوزخ بودن
٢٣١ ص
(٢٣٢)
تصریح بر امامت حضرت هادی
٢٣٢ ص
(٢٣٣)
توبه نصوح
٢٣٣ ص
(٢٣٤)
تبلیغ دین و زنده کردن پنجاه غلام
٢٣٤ ص
(٢٣٥)
تقسیم گوسفند و طی الارض
٢٣٥ ص
(٢٣٦)
تعیین و خریداری همسر در بغداد
٢٣٦ ص
(٢٣٧)
تصرف و اظهار مافوق بشر
٢٣٧ ص
(٢٣٨)
تواضع، نشانه عظمت و حقانیت
٢٣٨ ص
(٢٣٩)
توکل بر خداوند و نجات از مرگ
٢٣٩ ص
(٢٤٠)
تسلیم ودیعههای امامت به وصی خود
٢٤٠ ص
(٢٤١)
تجدید نظر
٢٤١ ص
(٢٤٢)
تپش بال فرشته
٢٤٢ ص
(٢٤٣)
تب تند نیرنگ
٢٤٣ ص
(٢٤٤)
تقیه
٢٤٤ ص
(٢٤٥)
توقع بیجا
٢٤٥ ص
(٢٤٦)
تأثیر صله رحم در ازدیاد عمر
٢٤٦ ص
(٢٤٧)
تصمیم قاطع
٢٤٧ ص
(٢٤٨)
تباهی فقر
٢٤٨ ص
(٢٤٩)
توحید و بی همتایی
٢٤٩ ص
(٢٥٠)
تأیید عقاید حضرت عبدالعظیم حسنی
٢٥٠ ص
(٢٥١)
تراشیدن موی سر آدم
٢٥١ ص
(٢٥٢)
تفسیر آیه «ام تریدون ان تسئلوا رسولکم»
٢٥٢ ص
(٢٥٣)
تفسیر آیه «یسئلونک عن الخمر و المیسر»
٢٥٣ ص
(٢٥٤)
تفسیر آیه مباهله
٢٥٤ ص
(٢٥٥)
تفسیر آیه«لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة»
٢٥٥ ص
(٢٥٦)
تفسیر آیه شریفه«و الارض جمیعا قبضته یوم القیامة»
٢٥٦ ص
(٢٥٧)
تفسیر احقاف در آیه شریفه
٢٥٧ ص
(٢٥٨)
تفسیر آیه «لیغفرلک الله ما تقدم»
٢٥٨ ص
(٢٥٩)
تفسیر آیه «یوم یعض الظالم علی یدیه»
٢٥٩ ص
(٢٦٠)
تفسیر آیه «بل هم أضل»
٢٦٠ ص
(٢٦١)
تفسیر آیه «تبت یدا أبیلهب»
٢٦١ ص
(٢٦٢)
تصریح امام هادی بر امامت فرزندش
٢٦٢ ص
(٢٦٣)
توثیق امام به گروهی از اصحاب
٢٦٣ ص
(٢٦٤)
ث
٢٦٤ ص
(٢٦٥)
ثابت قدم و صاحب نظر در علم
٢٦٥ ص
(٢٦٦)
ثواب زیارت امام حسین
٢٦٦ ص
(٢٦٧)
ج
٢٦٧ ص
(٢٦٨)
جزای خیانت احسان
٢٦٨ ص
(٢٦٩)
جام های شراب پیروزی
٢٦٩ ص
(٢٧٠)
جرعه های نیایش
٢٧٠ ص
(٢٧١)
جبران نقص
٢٧١ ص
(٢٧٢)
جایگاه اجابت دعا
٢٧٢ ص
(٢٧٣)
جایگاه حسن ظن و سوء ظن
٢٧٣ ص
(٢٧٤)
جدال در قرآن
٢٧٤ ص
(٢٧٥)
جود امام هادی
٢٧٥ ص
(٢٧٦)
جبر و تفویض و اثبات عدل
٢٧٦ ص
(٢٧٧)
جاهل اسیر زبانش است
٢٧٧ ص
(٢٧٨)
جسارت متوکل به امام هادی
٢٧٨ ص
(٢٧٩)
جوان تبریزی در حرم عسکریین
٢٧٩ ص
(٢٨٠)
جزای مسخره گر
٢٨٠ ص
(٢٨١)
جواب دادن به سؤالات نامههای باز نشده
٢٨١ ص
(٢٨٢)
جواب دادن به سوال پیش از پرسیدن آن
٢٨٢ ص
(٢٨٣)
جریان یونس انگشترساز
٢٨٣ ص
(٢٨٤)
جعفر بن احمد
٢٨٤ ص
(٢٨٥)
جعفر بن ابراهیم بن نوح
٢٨٥ ص
(٢٨٦)
جعفر بن عبدالله
٢٨٦ ص
(٢٨٧)
جعفر بن محمد
٢٨٧ ص
(٢٨٨)
جعفر بن محمد بن یونس
٢٨٨ ص
(٢٨٩)
جعفر کذاب
٢٨٩ ص
(٢٩٠)
جان، قلب و باطن
٢٩٠ ص
(٢٩١)
جانشینی خداوند
٢٩١ ص
(٢٩٢)
چ
٢٩٢ ص
(٢٩٣)
چشم ها پنجره های ملکوت
٢٩٣ ص
(٢٩٤)
چندین معجزه در یک جریان
٢٩٤ ص
(٢٩٥)
چند معجزه در یک داستان
٢٩٥ ص
(٢٩٦)
ح
٢٩٦ ص
(٢٩٧)
حکمتی از عیسی
٢٩٧ ص
(٢٩٨)
حج
٢٩٨ ص
(٢٩٩)
حرمت همکاری با ستمگران
٢٩٩ ص
(٣٠٠)
حدود
٣٠٠ ص
(٣٠١)
حقیقت توحید
٣٠١ ص
(٣٠٢)
حسن بن علی
٣٠٢ ص
(٣٠٣)
حسن بن علی الوشاء
٣٠٣ ص
(٣٠٤)
حسن بن علی بن ابی عثمان
٣٠٤ ص
(٣٠٥)
حسن بن محمد قمی
٣٠٥ ص
(٣٠٦)
حسن بن محمد بن حی
٣٠٦ ص
(٣٠٧)
حسن بن محمد مداینی
٣٠٧ ص
(٣٠٨)
حسین بن اسد نهدی
٣٠٨ ص
(٣٠٩)
حسین بن اسد بصری
٣٠٩ ص
(٣١٠)
حسین بن اشکیب
٣١٠ ص
(٣١١)
حسین بن عبیدالله قمی
٣١١ ص
(٣١٢)
حسین بن مالک قمی
٣١٢ ص
(٣١٣)
حسین بن محمد مداینی
٣١٣ ص
(٣١٤)
حفص مروزی
٣١٤ ص
(٣١٥)
حمدان بن سلیمان
٣١٥ ص
(٣١٦)
حمزه، غلام علی
٣١٦ ص
(٣١٧)
حسین به سعید اهوازی
٣١٧ ص
(٣١٨)
حسین بن سعید
٣١٨ ص
(٣١٩)
حسین
٣١٩ ص
(٣٢٠)
حرز امام هادی
٣٢٠ ص
(٣٢١)
حدیث تل المخالی
٣٢١ ص
(٣٢٢)
حماسه دجیل
٣٢٢ ص
(٣٢٣)
حضرت حکیمه، دختر جواد الائمه
٣٢٣ ص
(٣٢٤)
حضرت نرگس، مادر مهدی
٣٢٤ ص
(٣٢٥)
حوادث گذشته و آینده
٣٢٥ ص
(٣٢٦)
حتی اعلنتم دعوته وبینتم فرائضه واقَمتم حدوده ونشرتم شرائع احکامه وسننتم سنته
٣٢٦ ص
(٣٢٧)
حتی من علینا بکم
٣٢٧ ص
(٣٢٨)
حیث لا یلحقه لاحق ولا یفوقه فائق ولا یسبقه سابق ولا یطمع فی ادراکه طامع
٣٢٨ ص
(٣٢٩)
حتی لا یبقی ملک مقَرب
٣٢٩ ص
(٣٣٠)
حتی یحیی الله تعالی دینه بکم
٣٣٠ ص
(٣٣١)
حضرت موسی با خدا
٣٣١ ص
(٣٣٢)
حسد و خودخواهی
٣٣٢ ص
(٣٣٣)
حکمت ناپذیری دل فاسد
٣٣٣ ص
(٣٣٤)
حدیث امامان
٣٣٤ ص
(٣٣٥)
حسن بن محمد بن بابا و فارس بن حاتم
٣٣٥ ص
(٣٣٦)
حد بلوغ
٣٣٦ ص
(٣٣٧)
حمل زکات به شهر دیگر
٣٣٧ ص
(٣٣٨)
حج صروره
٣٣٨ ص
(٣٣٩)
حق شفعه
٣٣٩ ص
(٣٤٠)
حکم خنثی
٣٤٠ ص
(٣٤١)
حد زناکار غیر مسلمان
٣٤١ ص
(٣٤٢)
حکم بیماری که در حین درمان مرد
٣٤٢ ص
(٣٤٣)
حجامت روز چهارشنبه
٣٤٣ ص
(٣٤٤)
حدوث و قدم قرآن
٣٤٤ ص
(٣٤٥)
حسادت
٣٤٥ ص
(٣٤٦)
حاج جواد صباغ و معجزه عسکریین
٣٤٦ ص
(٣٤٧)
حل مشکل همسایه
٣٤٧ ص
(٣٤٨)
حافظ حسین کربلائی تبریزی
٣٤٨ ص
(٣٤٩)
حضرت عبدالعظیم حسنی
٣٤٩ ص
(٣٥٠)
حسین بن سعید بن حماد اهوازی
٣٥٠ ص
(٣٥١)
حسن بن علی ناصر
٣٥١ ص
(٣٥٢)
حسن بن راشد
٣٥٢ ص
(٣٥٣)
حسن بن مسعود
٣٥٣ ص
(٣٥٤)
حسین بن سعید بن حماد اهوازی
٣٥٤ ص
(٣٥٥)
حاتم بن فرج
٣٥٥ ص
(٣٥٦)
حسن بن جعفر
٣٥٦ ص
(٣٥٧)
حسن بن حسن علوی
٣٥٧ ص
(٣٥٨)
حسن بن حسین علوی
٣٥٨ ص
(٣٥٩)
حسن بن خرزاذ
٣٥٩ ص
(٣٦٠)
حسن بن راشد
٣٦٠ ص
(٣٦١)
حسن بن ظریف
٣٦١ ص
(٣٦٢)
خ
٣٦٢ ص
(٣٦٣)
خلقکم الله انوارا
٣٦٣ ص
(٣٦٤)
خمس
٣٦٤ ص
(٣٦٥)
خدا دیدنی نیست
٣٦٥ ص
(٣٦٦)
خبر از کشته شدن متوکل در آینده
٣٦٦ ص
(٣٦٧)
خبر از ما علی بن یقطین اهوازی
٣٦٧ ص
(٣٦٨)
خبر از گرفتاری محمد بن عبدالله قمی
٣٦٨ ص
(٣٦٩)
خبر از شیعه شدن پسر
٣٦٩ ص
(٣٧٠)
خبر غیبی هدایتگر
٣٧٠ ص
(٣٧١)
خبر از مرگ متوکل
٣٧١ ص
(٣٧٢)
خبر دادن از غیب و کشف خیانت
٣٧٢ ص
(٣٧٣)
خبر از آنچه در ذهن شاهویه بن عبدالله بود
٣٧٣ ص
(٣٧٤)
خلق طلا برای داود بن قاسم جعفری
٣٧٤ ص
(٣٧٥)
خبر از غیبت حضرت حجة بن الحسن
٣٧٥ ص
(٣٧٦)
خبر از سوختن دکان محمد بن فضل
٣٧٦ ص
(٣٧٧)
خبر از پسر بودن مولود در رحم
٣٧٧ ص
(٣٧٨)
خبر از دختر بودن مولود در رحم
٣٧٨ ص
(٣٧٩)
خبر از عزل قاضی در آینده
٣٧٩ ص
(٣٨٠)
خبر از ذلیل شدن دشمن محمد بن ریان
٣٨٠ ص
(٣٨١)
خبر دادن از غیب
٣٨١ ص
(٣٨٢)
خیرالدین الزرکلی
٣٨٢ ص
(٣٨٣)
خیران خادم قراطیسی
٣٨٣ ص
(٣٨٤)
خلیل بن هاشم فارسی
٣٨٤ ص
(٣٨٥)
خیران بن اسحاق زاکانی
٣٨٥ ص
(٣٨٦)
خیران خادم
٣٨٦ ص
(٣٨٧)
خیران خادم
٣٨٧ ص
(٣٨٨)
خبر دادن از بهبود بیماری
٣٨٨ ص
(٣٨٩)
خبر دادن از غیب و اسرار دل مردم
٣٨٩ ص
(٣٩٠)
خبر دادن امام هادی از خلافت متوکل
٣٩٠ ص
(٣٩١)
خبر دادن امام هادی از مرگ دیگران
٣٩١ ص
(٣٩٢)
خبر دادن امام هادی از قتل متوکل
٣٩٢ ص
(٣٩٣)
خبر از فرزنده شیعی فرد مسیحی
٣٩٣ ص
(٣٩٤)
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
٣٩٤ ص
(٣٩٥)
خطیب بزرگ بلد
٣٩٥ ص
(٣٩٦)
خبر از دگرگونی رؤسای حکومت
٣٩٦ ص
(٣٩٧)
خداوند بهترین یار و نگهبان
٣٩٧ ص
(٣٩٨)
خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایام
٣٩٨ ص
(٣٩٩)
خریداری گوسفند برای عید قربان
٣٩٩ ص
(٤٠٠)
خوابهایی فراتر از رؤیا
٤٠٠ ص
(٤٠١)
خورشید در سیه چال
٤٠١ ص
(٤٠٢)
خدا ترسی
٤٠٢ ص
(٤٠٣)
خشم به زیردستان
٤٠٣ ص
(٤٠٤)
خشم و کینه توزی
٤٠٤ ص
(٤٠٥)
خودخواهان مغضوب
٤٠٥ ص
(٤٠٦)
خداوند نه جسم است و نه صورت
٤٠٦ ص
(٤٠٧)
خدا دیده نمیشود
٤٠٧ ص
(٤٠٨)
خوش آهنگی امامان در خواندن قرآن
٤٠٨ ص
(٤٠٩)
خبر دادن از نوزاد
٤٠٩ ص
(٤١٠)
خون مشکوک
٤١٠ ص
(٤١١)
خون پشه و کک
٤١١ ص
(٤١٢)
خمس بعد از مؤونه
٤١٢ ص
(٤١٣)
خطبه نکاح
٤١٣ ص
(٤١٤)
خبر از مرگ واثق خلیفه عباسی
٤١٤ ص
(٤١٥)
خبر از ضمیر و دعای مستجاب
٤١٥ ص
(٤١٦)
خبر از مردن واثق و کشته شدن ابن زیات
٤١٦ ص
(٤١٧)
خبر دادن از گرفتاری و نجات محمد بن فرج
٤١٧ ص
(٤١٨)
خبر دادن از شهادت پدرشان امام جواد
٤١٨ ص
(٤١٩)
خبر از احمد بن محمد بن عبدالله
٤١٩ ص
(٤٢٠)
خبر دادن از کشته شدن متوکل
٤٢٠ ص
(٤٢١)
خبر دادن از مردن سرداری پیش از مرگش
٤٢١ ص
(٤٢٢)
خبر دادن از نام مردی ترک که کسی از آن آگاه نبود
٤٢٢ ص
(٤٢٣)
خبر دادن از نیت و اراده یک شخص
٤٢٣ ص
(٤٢٤)
خبر دادن از حاجت ابوهاشم پیش از اظهار
٤٢٤ ص
(٤٢٥)
خبر دادن از جسم مدفون در زیرزمین
٤٢٥ ص
(٤٢٦)
د
٤٢٦ ص
(٤٢٧)
دعای امام هادی در قنوت
٤٢٧ ص
(٤٢٨)
دعای در حال قنوت
٤٢٨ ص
(٤٢٩)
دعای تعقیب نمازها
٤٢٩ ص
(٤٣٠)
دعای هنگام صبح
٤٣٠ ص
(٤٣١)
دعای در سجده شکر
٤٣١ ص
(٤٣٢)
دعای امام هادی در مورد نکاح
٤٣٢ ص
(٤٣٣)
دعای انجام حاجت ها
٤٣٣ ص
(٤٣٤)
درخواست حوائج
٤٣٤ ص
(٤٣٥)
دعای امام هادی در درخواست حوائج
٤٣٥ ص
(٤٣٦)
دفع کید ستمگر
٤٣٦ ص
(٤٣٧)
دور ماندن از امور ترسناک
٤٣٧ ص
(٤٣٨)
دور ماندن از مشکلات
٤٣٨ ص
(٤٣٩)
دعای شب اول ماه رجب
٤٣٩ ص
(٤٤٠)
دعای امام در شب اول ماه رجب
٤٤٠ ص
(٤٤١)
دعای هنگام زیارت امیرالمؤمنین
٤٤١ ص
(٤٤٢)
دعای هنگام وداع امیرالمؤمنین
٤٤٢ ص
(٤٤٣)
دعای زیارت امام حسین
٤٤٣ ص
(٤٤٤)
دعای زیارت امام کاظم و جواد
٤٤٤ ص
(٤٤٥)
دعای امام هادی در زیارت جامعه
٤٤٥ ص
(٤٤٦)
دعای امام هادی در زیارت جامعه
٤٤٦ ص
(٤٤٧)
دعای زیارت جامعه
٤٤٧ ص
(٤٤٨)
در ساحل دجیل
٤٤٨ ص
(٤٤٩)
دین اسلام
٤٤٩ ص
(٤٥٠)
دارا بودن هر آنچه خدا به پیامبران گذشته عطا نموده
٤٥٠ ص
(٤٥١)
در زمره شهدا جای داشتن
٤٥١ ص
(٤٥٢)
درهای الهی بودن ایشان
٤٥٢ ص
(٤٥٣)
دعای حضرت هادی بعد از نماز عصر
٤٥٣ ص
(٤٥٤)
دعای حضرت هادی پس از نماز صبح
٤٥٤ ص
(٤٥٥)
دین پسندیده
٤٥٥ ص
(٤٥٦)
دعای امام هادی در وقت گرفتاریها
٤٥٦ ص
(٤٥٧)
درمان بوی بد دهان و یبوست
٤٥٧ ص
(٤٥٨)
دو نیم شدن نگین انگشتر
٤٥٨ ص
(٤٥٩)
در راه سامرا
٤٥٩ ص
(٤٦٠)
در راه زیارت
٤٦٠ ص
(٤٦١)
دستگیری از ابو هاشم
٤٦١ ص
(٤٦٢)
دانا شدن به هفتاد و سه زبان
٤٦٢ ص
(٤٦٣)
درآوردن سکه های نقره از زمین
٤٦٣ ص
(٤٦٤)
دانستن سؤال اشخاص پیش از اظهار
٤٦٤ ص
(٤٦٥)
در انبان خالی دینار خلق کرد
٤٦٥ ص
(٤٦٦)
دانستن همه زبان ها
٤٦٦ ص
(٤٦٧)
داود بن قاسم ابوهاشم جعفری
٤٦٧ ص
(٤٦٨)
داوود بن ابیزید
٤٦٨ ص
(٤٦٩)
داوود بن قاسم جعفری
٤٦٩ ص
(٤٧٠)
داوود بن ساخنه صرمی
٤٧٠ ص
(٤٧١)
درباره فرزندان امام هادی
٤٧١ ص
(٤٧٢)
دینار درآوردن از کیسه خالی
٤٧٢ ص
(٤٧٣)
دوا رسانی امام هادی به بیمار
٤٧٣ ص
(٤٧٤)
دعای صبح، هنگام نگرانیها
٤٧٤ ص
(٤٧٥)
دعای قنوت امام هادی
٤٧٥ ص
(٤٧٦)
دعای امام هادی (ع) در قنوت
٤٧٦ ص
(٤٧٧)
دعای طلب حاجت و امور مهمه
٤٧٧ ص
(٤٧٨)
دعای عصر امام هادی
٤٧٨ ص
(٤٧٩)
دعا در حرم سیدالشهدا
٤٧٩ ص
(٤٨٠)
دعای پس از نماز وتر
٤٨٠ ص
(٤٨١)
دعای امام هادی برای بیماران
٤٨١ ص
(٤٨٢)
دعا برای درد شکم
٤٨٢ ص
(٤٨٣)
دعای طلب فرزند
٤٨٣ ص
(٤٨٤)
دعای امام هادی برای سری بن سلامه
٤٨٤ ص
(٤٨٥)
دعای پوشش امام هادی از دشمنان
٤٨٥ ص
(٤٨٦)
دعای روز چهاردهم و پانزدهم ماه
٤٨٦ ص
(٤٨٧)
دلجویی و نوازش از دوستان
٤٨٧ ص
(٤٨٨)
دانش
٤٨٨ ص
(٤٨٩)
دریافت اموال در موقع مناسب
٤٨٩ ص
(٤٩٠)
درمان مریض و مسلمان شدن پزشک نصرانی
٤٩٠ ص
(٤٩١)
دعای امام هادی در حق اصفهانی
٤٩١ ص
(٤٩٢)
دست بالای دست بسیار است
٤٩٢ ص
(٤٩٣)
دور کردن چاپلوس از مدیحه سرایی
٤٩٣ ص
(٤٩٤)
دروگر باد
٤٩٤ ص
(٤٩٥)
دختری با گونه های شرمگین
٤٩٥ ص
(٤٩٦)
در بیابان حیرت
٤٩٦ ص
(٤٩٧)
دنیا جایگاه آزمایش
٤٩٧ ص
(٤٩٨)
دنیا جایگاه سود و زیان
٤٩٨ ص
(٤٩٩)
درک لذت در قلت
٤٩٩ ص
(٥٠٠)
درباره جبر و تفویض
٥٠٠ ص
(٥٠١)
داستان مرغ بریان
٥٠١ ص
(٥٠٢)
داستان ابر سفید
٥٠٢ ص
(٥٠٣)
داستان دو درخت
٥٠٣ ص
(٥٠٤)
در سرای گدایان
٥٠٤ ص
(٥٠٥)
درندگان، به ائمه زیان نمیرسانند
٥٠٥ ص
(٥٠٦)
دعای امام بر اسب ابوهاشم جعفری
٥٠٦ ص
(٥٠٧)
دشوار بودن کسب حلال
٥٠٧ ص
(٥٠٨)
دختر محمد بن ابراهیم بن محمد
٥٠٨ ص
(٥٠٩)
دفن مرده
٥٠٩ ص
(٥١٠)
دعا در قنوت
٥١٠ ص
(٥١١)
در کوچ کردن پیش از زوال
٥١١ ص
(٥١٢)
دفن در حرم
٥١٢ ص
(٥١٣)
در برده برداری
٥١٣ ص
(٥١٤)
درمان زخم پا
٥١٤ ص
(٥١٥)
درمان مار و عقرب گزیدگی
٥١٥ ص
(٥١٦)
دعای دردسر
٥١٦ ص
(٥١٧)
ذ
٥١٧ ص
(٥١٨)
ذلیل شدن شیرها و درندگان وحشی
٥١٨ ص
(٥١٩)
ذات و شخص
٥١٩ ص
(٥٢٠)
ذکرکم فی الذاکرین
٥٢٠ ص
(٥٢١)
ر
٥٢١ ص
(٥٢٢)
روزه زنی که بچه شیر میدهد
٥٢٢ ص
(٥٢٣)
ریگ بیابان یا طلای سرخ
٥٢٣ ص
(٥٢٤)
رخساره تابناک بشکوه
٥٢٤ ص
(٥٢٥)
رنج ها بر شانه های آفتاب
٥٢٥ ص
(٥٢٦)
راه پرستش
٥٢٦ ص
(٥٢٧)
روزها، کنایه از امامان است
٥٢٧ ص
(٥٢٨)
رسیدن هدایا به وسیله شتر بیراهنما
٥٢٨ ص
(٥٢٩)
روزه مسافر
٥٢٩ ص
(٥٣٠)
روزه های مستحبی سال
٥٣٠ ص
(٥٣١)
روزه به جای قربانی
٥٣١ ص
(٥٣٢)
رابطه دلها
٥٣٢ ص
(٥٣٣)
رسوائی توطئه گران
٥٣٣ ص
(٥٣٤)
رها کردن شتر در بیابان
٥٣٤ ص
(٥٣٥)
رساندن اسحاق از سامرا به بغداد با طی الارض
٥٣٥ ص
(٥٣٦)
رجاء بن یحیی بن سامان
٥٣٦ ص
(٥٣٧)
ریان بن صلت
٥٣٧ ص
(٥٣٨)
راز و نیاز با خدا
٥٣٨ ص
(٥٣٩)
رسالت قلم در حوزه سامرا
٥٣٩ ص
(٥٤٠)
روح
٥٤٠ ص
(٥٤١)
رفت و آمد ملائکه، به خانه آنها
٥٤١ ص
(٥٤٢)
ربنا امنا بما انزلت واتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین
٥٤٢ ص
(٥٤٣)
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب
٥٤٣ ص
(٥٤٤)
راهنمایی گمراهان
٥٤٤ ص
(٥٤٥)
راهنمایی گمراهان
٥٤٥ ص
(٥٤٦)
روایات امام هادی از پیامبر
٥٤٦ ص
(٥٤٧)
روایات امام هادی از امیرالمؤمنین
٥٤٧ ص
(٥٤٨)
روایت امام هادی از امام باقر
٥٤٨ ص
(٥٤٩)
روایات امام هادی از امام صادق
٥٤٩ ص
(٥٥٠)
روایت امام هادی از امام کاظم
٥٥٠ ص
(٥٥١)
روایت امام هادی از امام رضا
٥٥١ ص
(٥٥٢)
روزه با دیدن ماه واجب میشود
٥٥٢ ص
(٥٥٣)
ز
٥٥٣ ص
(٥٥٤)
زرین تره کوبر خوان
٥٥٤ ص
(٥٥٥)
زورق و نرگس آرزوها
٥٥٥ ص
(٥٥٦)
زیر گام های حوادث
٥٥٦ ص
(٥٥٧)
زلال زمزمه دوست
٥٥٧ ص
(٥٥٨)
زکات فطره
٥٥٨ ص
(٥٥٩)
زینب کذابه
٥٥٩ ص
(٥٦٠)
زنده شدن عکس شیر وحشی و دریدن ساحر
٥٦٠ ص
(٥٦١)
زنده کردن غلامان کشته شده
٥٦١ ص
(٥٦٢)
زنان حضرت هادی
٥٦٢ ص
(٥٦٣)
زنده کردن الاغ
٥٦٣ ص
(٥٦٤)
زیارت امام هادی از امیرمؤمنان
٥٦٤ ص
(٥٦٥)
زیارت امام حسین
٥٦٥ ص
(٥٦٦)
زیارت امام کاظم و امام جواد
٥٦٦ ص
(٥٦٧)
زیارت جامعه کبیره
٥٦٧ ص
(٥٦٨)
زیارت وداع (پس از جامعه کبیره)
٥٦٨ ص
(٥٦٩)
زیارت جامعه دیگر
٥٦٩ ص
(٥٧٠)
زیارت عبدالعظیم حسنی
٥٧٠ ص
(٥٧١)
زیارت امام حسین در روز عاشورا
٥٧١ ص
(٥٧٢)
زیارت امیرالمؤمنین در روز عید غدیر
٥٧٢ ص
(٥٧٣)
زندهدارندگان دانش
٥٧٣ ص
(٥٧٤)
زائر لکم لائذ عائذ بقبورکم
٥٧٤ ص
(٥٧٥)
زیارت جامعه کبیره، گنجینهای پربها
٥٧٥ ص
(٥٧٦)
زیارت غدیر
٥٧٦ ص
(٥٧٧)
زیارات امام هادی برای ائمه
٥٧٧ ص
(٥٧٨)
زکات فطره
٥٧٨ ص
(٥٧٩)
س
٥٧٩ ص
(٥٨٠)
سپاهیان امام هادی
٥٨٠ ص
(٥٨١)
سرزمین های رحمت و نقمت
٥٨١ ص
(٥٨٢)
سامرا در یک نگاه
٥٨٢ ص
(٥٨٣)
سامرا و خلفای بنی عباس
٥٨٣ ص
(٥٨٤)
سامرا در دوران معتصم
٥٨٤ ص
(٥٨٥)
سامرا در روزگار واثق
٥٨٥ ص
(٥٨٦)
سامرا در روزگار متوکل
٥٨٦ ص
(٥٨٧)
سایه سید بر بلندای بلد
٥٨٧ ص
(٥٨٨)
سمانه مادر امام هادی
٥٨٨ ص
(٥٨٩)
سوسن، مادر امام عسکری
٥٨٩ ص
(٥٩٠)
سامرا پیش از میرزای مجدد
٥٩٠ ص
(٥٩١)
سند زیارت جامعه کبیره
٥٩١ ص
(٥٩٢)
سعد من والاکم
٥٩٢ ص
(٥٩٣)
سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم
٥٩٣ ص
(٥٩٤)
سرور اوصیای پیامبران بودن
٥٩٤ ص
(٥٩٥)
سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا
٥٩٥ ص
(٥٩٦)
سخنانی از نور
٥٩٦ ص
(٥٩٧)
سجده بر شیشه
٥٩٧ ص
(٥٩٨)
ساده زیستی
٥٩٨ ص
(٥٩٩)
سخنوری
٥٩٩ ص
(٦٠٠)
سخت کوشی
٦٠٠ ص
(٦٠١)
سردار خاکسار
٦٠١ ص
(٦٠٢)
سپیده شب یلدا
٦٠٢ ص
(٦٠٣)
ستمکار بردبار
٦٠٣ ص
(٦٠٤)
سخن موسی با خدای سبحان
٦٠٤ ص
(٦٠٥)
سلام کردن کوه ها و سنگها
٦٠٥ ص
(٦٠٦)
سخن گفتن پاچه مسموم گوسفند با پیامبر
٦٠٦ ص
(٦٠٧)
سخن امام هادی درباره مادرش
٦٠٧ ص
(٦٠٨)
سعایت عبدالله بن محمد از امام، نزد متوکل
٦٠٨ ص
(٦٠٩)
سخن امام هادی با برادرش موسی (مبرقع)
٦٠٩ ص
(٦١٠)
سخن امام هادی با عمر بن فرج
٦١٠ ص
(٦١١)
سامرا
٦١١ ص
(٦١٢)
سخن امام هادی، پیرامون امام مهدی
٦١٢ ص
(٦١٣)
سنگسار شده عصر امام مهدی
٦١٣ ص
(٦١٤)
سجده و نماز نزد قبر امامان
٦١٤ ص
(٦١٥)
سجده شکر
٦١٥ ص
(٦١٦)
سکونت در مکه
٦١٦ ص
(٦١٧)
سخن آن حضرت در مورد کسی که جانش برایش اعتبار ندارد
٦١٧ ص
(٦١٨)
سحر ساحر باطل شد
٦١٨ ص
(٦١٩)
سبط ابن الجوزی حنفی
٦١٩ ص
(٦٢٠)
سعید الصغیر الحاجب
٦٢٠ ص
(٦٢١)
سری بن سلامه اصفهانی
٦٢١ ص
(٦٢٢)
سلیمان بن حفصویه
٦٢٢ ص
(٦٢٣)
سلیمان بن داوود مروزی
٦٢٣ ص
(٦٢٤)
سندی بن محمد
٦٢٤ ص
(٦٢٥)
سهل بن زیاد
٦٢٥ ص
(٦٢٦)
سهل بن یعقوب بن اسحاق
٦٢٦ ص
(٦٢٧)
سید محمد
٦٢٧ ص
(٦٢٨)
ش
٦٢٨ ص
(٦٢٩)
شوم دانستن روزها
٦٢٩ ص
(٦٣٠)
شکرانه نعمتهای فراموش شده
٦٣٠ ص
(٦٣١)
شکوه و هیبت
٦٣١ ص
(٦٣٢)
شفای خلیفه با دعای امام هادی
٦٣٢ ص
(٦٣٣)
شانس در شکستگی نگین انگشتر
٦٣٣ ص
(٦٣٤)
شعله های سرکش آزادگی
٦٣٤ ص
(٦٣٥)
شب و شمع و طوفان
٦٣٥ ص
(٦٣٦)
شکوه افسانه یا افسانه ی شکوه؟
٦٣٦ ص
(٦٣٧)
شب های بی مهتاب زخمی
٦٣٧ ص
(٦٣٨)
شکر و شاکر
٦٣٨ ص
(٦٣٩)
شوخی بیهوده
٦٣٩ ص
(٦٤٠)
شهادت درخت به پیامبری امام هادی
٦٤٠ ص
(٦٤١)
شهر قم
٦٤١ ص
(٦٤٢)
شیاف روزه دار
٦٤٢ ص
(٦٤٣)
شانه با عاج
٦٤٣ ص
(٦٤٤)
شکر نعمتهای الهی
٦٤٤ ص
(٦٤٥)
شب وصال
٦٤٥ ص
(٦٤٦)
شما میهمان ما هستید
٦٤٦ ص
(٦٤٧)
شمشیرهای برهنه غیبی
٦٤٧ ص
(٦٤٨)
شترانی که اموال را بر آنها حمل و آنها را رها کردند
٦٤٨ ص
(٦٤٩)
شیخ مؤمن بن حسن مؤمن شبلنجی
٦٤٩ ص
(٦٥٠)
شاهویه بن عبدالله
٦٥٠ ص
(٦٥١)
شاهویة بن عبدالله
٦٥١ ص
(٦٥٢)
شیعه شدن مرد اصفهانی
٦٥٢ ص
(٦٥٣)
شفای نابینا و جذامی
٦٥٣ ص
(٦٥٤)
شعبده باز هندی
٦٥٤ ص
(٦٥٥)
شیرمرد دجیل
٦٥٥ ص
(٦٥٦)
شعر و شاعران در حوزه سامرا
٦٥٦ ص
(٦٥٧)
شعرای سامرا
٦٥٧ ص
(٦٥٨)
شکوه معنوی امام هادی
٦٥٨ ص
(٦٥٩)
شرحهای زیارت جامعه
٦٥٩ ص
(٦٦٠)
ص
٦٦٠ ص
(٦٦١)
صوفیان مسلمان نما
٦٦١ ص
(٦٦٢)
صلوات ابراهیم بر محمد و آل او
٦٦٢ ص
(٦٦٣)
صدا و لحن نیکو
٦٦٣ ص
(٦٦٤)
صد نگهبان شمشیر به دست
٦٦٤ ص
(٦٦٥)
صلاحالدین خلیل بن ایبک الصفدی
٦٦٥ ص
(٦٦٦)
صافی خادم امام هادی
٦٦٦ ص
(٦٦٧)
صالح ابومقاتل دیلمی
٦٦٧ ص
(٦٦٨)
صقر بن دلف
٦٦٨ ص
(٦٦٩)
صالح بن سلمه رازی
٦٦٩ ص
(٦٧٠)
صالح بن عیسی بن عمر بن بزیع
٦٧٠ ص
(٦٧١)
صالح بن محمد همدانی
٦٧١ ص
(٦٧٢)
صلی الله علیه وآله ورحمة الله وبرکاته
٦٧٢ ص
(٦٧٣)
ط
٦٧٣ ص
(٦٧٤)
طلعت نور بین مکه و مدینه
٦٧٤ ص
(٦٧٥)
طوفان اشک و آشوب
٦٧٥ ص
(٦٧٦)
طواف نساء
٦٧٦ ص
(٦٧٧)
طلاق همسر
٦٧٧ ص
(٦٧٨)
طلاق همسری که حیض خود را پنهان میکند
٦٧٨ ص
(٦٧٩)
طلحة بن عبدالله بن ابیعون غسانی
٦٧٩ ص
(٦٨٠)
طلا شدن ماسه
٦٨٠ ص
(٦٨١)
طی الأرض امام با اسحاق
٦٨١ ص
(٦٨٢)
طابت وطهرت بعضها من بعض
٦٨٢ ص
(٦٨٣)
طاطا کل شریف لشرفکم
٦٨٣ ص
(٦٨٤)
ظ
٦٨٤ ص
(٦٨٥)
ظهور مقدرات
٦٨٥ ص
(٦٨٦)
ظهور کرامت ضریح مطهر عسکریین
٦٨٦ ص
(٦٨٧)
ظاهر شدن چشمه آب و درخت از غیب
٦٨٧ ص
(٦٨٨)
ظاهر شدن جسمانی امام هادی به صور مختلف
٦٨٨ ص
(٦٨٩)
ظرف (گرانبهای) دانش خداوند
٦٨٩ ص
(٦٩٠)
ع
٦٩٠ ص
(٦٩١)
علی بن عبدالغفار
٦٩١ ص
(٦٩٢)
علی بن عبدالله
٦٩٢ ص
(٦٩٣)
علی بن عبدالله بن جعفر حمیری
٦٩٣ ص
(٦٩٤)
علی بن عبدالله زبیری
٦٩٤ ص
(٦٩٥)
علی بن عبیدالله
٦٩٥ ص
(٦٩٦)
علی بن عمرو عطار قزوینی
٦٩٦ ص
(٦٩٧)
علی بن محمد بن زیاد صیمری
٦٩٧ ص
(٦٩٨)
علی بن محمد بن شجاع نیشابوری
٦٩٨ ص
(٦٩٩)
علی بن محمد بن شیره کاشانی
٦٩٩ ص
(٧٠٠)
علی بن محمد منقری
٧٠٠ ص
(٧٠١)
علی بن محمد نوفلی
٧٠١ ص
(٧٠٢)
علی بن مهزیار اهوازی دورقی
٧٠٢ ص
(٧٠٣)
علی بن یحیی دهقان
٧٠٣ ص
(٧٠٤)
عیسی بن احمد
٧٠٤ ص
(٧٠٥)
عبدالعظیم حسنی
٧٠٥ ص
(٧٠٦)
علی بن جعفر
٧٠٦ ص
(٧٠٧)
عداوت با آل عدالت
٧٠٧ ص
(٧٠٨)
عمارت جدید
٧٠٨ ص
(٧٠٩)
علل هجرت میرزا به سامرا
٧٠٩ ص
(٧١٠)
عالمترین مردم
٧١٠ ص
(٧١١)
علم پیامبران
٧١١ ص
(٧١٢)
علم کتاب
٧١٢ ص
(٧١٣)
عصمکم الله من الزلل
٧١٣ ص
(٧١٤)
عبادت و بندگی خداوند
٧١٤ ص
(٧١٥)
عارف بحقکم
٧١٥ ص
(٧١٦)
عامل بامرکم
٧١٦ ص
(٧١٧)
علم داشتن بر اسم اعظم الهی
٧١٧ ص
(٧١٨)
عصمت امامان
٧١٨ ص
(٧١٩)
علم امامان
٧١٩ ص
(٧٢٠)
عبادت امام هادی
٧٢٠ ص
(٧٢١)
عثمان بن سعید عمری
٧٢١ ص
(٧٢٢)
علی بن احمد الصیمری
٧٢٢ ص
(٧٢٣)
علی بن جعفر الهمانی
٧٢٣ ص
(٧٢٤)
علی بن الحسن بن علی بن فضال
٧٢٤ ص
(٧٢٥)
علی بن زیاد صیمری
٧٢٥ ص
(٧٢٦)
علی بن عبدالغفار
٧٢٦ ص
(٧٢٧)
علی بن عمرو العطار
٧٢٧ ص
(٧٢٨)
علی بن عمر النوفلی
٧٢٨ ص
(٧٢٩)
علی بن محمد النوفلی
٧٢٩ ص
(٧٣٠)
علی بن مهزیار الاهوازی
٧٣٠ ص
(٧٣١)
عیسی بن احمد بن عیسی
٧٣١ ص
(٧٣٢)
عبدوس عطار کوفی
٧٣٢ ص
(٧٣٣)
عبدالرحمن بن محمد بن طیفور متطبب
٧٣٣ ص
(٧٣٤)
عبدالصمد قمی
٧٣٤ ص
(٧٣٥)
عبدالعظیم حسنی
٧٣٥ ص
(٧٣٦)
عثمان بن سعید عمری
٧٣٦ ص
(٧٣٧)
عروة بن یحیی
٧٣٧ ص
(٧٣٨)
علی بن ابراهیم همدانی
٧٣٨ ص
(٧٣٩)
علی بن ابراهیم
٧٣٩ ص
(٧٤٠)
علی بن ابیقره
٧٤٠ ص
(٧٤١)
علی بن بلال بغدادی
٧٤١ ص
(٧٤٢)
علی بن جعفر همانی
٧٤٢ ص
(٧٤٣)
علی بن حسن
٧٤٣ ص
(٧٤٤)
علی بن حسن بن فضال
٧٤٤ ص
(٧٤٥)
علی بن حسین بن عبد ربه
٧٤٥ ص
(٧٤٦)
علی بن حسین همدانی
٧٤٦ ص
(٧٤٧)
علی بن رمیس بغدادی
٧٤٧ ص
(٧٤٨)
علی بن ریان بن صلت اشعری قمی
٧٤٨ ص
(٧٤٩)
علی بن زیاد صیمری
٧٤٩ ص
(٧٥٠)
علی بن شیره
٧٥٠ ص
(٧٥١)
عبادت و بندگی
٧٥١ ص
(٧٥٢)
عزت نفس و توکل امام هادی به خدا
٧٥٢ ص
(٧٥٣)
عبادت
٧٥٣ ص
(٧٥٤)
عطر گلها، بوی خون
٧٥٤ ص
(٧٥٥)
عاق والدین
٧٥٥ ص
(٧٥٦)
علم خدا به اشیا، پیش از آفرینش
٧٥٦ ص
(٧٥٧)
عقیق زرد و فیروزه
٧٥٧ ص
(٧٥٨)
علم امام به امور غیبی
٧٥٨ ص
(٧٥٩)
علی بن جعفر
٧٥٩ ص
(٧٦٠)
علی بن جعفر و فارس بن حاتم
٧٦٠ ص
(٧٦١)
علی بن الحسین بن عبدالله
٧٦١ ص
(٧٦٢)
علی بن مهزیار
٧٦٢ ص
(٧٦٣)
عمر آل فرج
٧٦٣ ص
(٧٦٤)
عباس بن عبدالمطلب
٧٦٤ ص
(٧٦٥)
عمره تمتع
٧٦٥ ص
(٧٦٦)
عمل به وصایای یهودی
٧٦٦ ص
(٧٦٧)
عسل
٧٦٧ ص
(٧٦٨)
علم الله تعالی
٧٦٨ ص
(٧٦٩)
علت ناخوش داشتن مرگ
٧٦٩ ص
(٧٧٠)
عدم میل به دنیا
٧٧٠ ص
(٧٧١)
عبدالله بن اسعد الیافعی الیمنی
٧٧١ ص
(٧٧٢)
علی بن محمد ابن الصباغ مالکی
٧٧٢ ص
(٧٧٣)
عبد الحی بن العماد الحنبلی
٧٧٣ ص
(٧٧٤)
علی بن مهزیار اهوازی
٧٧٤ ص
(٧٧٥)
علی بن جعفر همینیاوی (همانی)
٧٧٥ ص
(٧٧٦)
عثمان بن سعید (نایب اول از نواب اربعه)
٧٧٦ ص
(٧٧٧)
عبدالرحمان بن محمد بن طیفور المتطیب
٧٧٧ ص
(٧٧٨)
عبدالعظیم
٧٧٨ ص
(٧٧٩)
عبدالله بن محمد اصفهانی
٧٧٩ ص
(٧٨٠)
عبدالله بن محمد بن عبدالله بن یاسین
٧٨٠ ص
(٧٨١)
غ
٧٨١ ص
(٧٨٢)
غوطه ور در شط آرامش
٧٨٢ ص
(٧٨٣)
ف
٧٨٣ ص
(٧٨٤)
فجعلکم بعرشه محدقین
٧٨٤ ص
(٧٨٥)
فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکَر فیها اسمه
٧٨٥ ص
(٧٨٦)
فکنا عنده مسلمین بفضلکم
٧٨٦ ص
(٧٨٧)
فبلغ الله بکم اشرف محل المکَرمین واعلی منازل المقَربین وارفع درجات المرسلین
٧٨٧ ص
(٧٨٨)
فمعکم معکم لامع غیرکم
٧٨٨ ص
(٧٨٩)
فثبتنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم ومحبتکم ودینکم
٧٨٩ ص
(٧٩٠)
فما احلی اسمائکم
٧٩٠ ص
(٧٩١)
فبحق من ائتمنکم علی سره
٧٩١ ص
(٧٩٢)
فانی لکم مطیع
٧٩٢ ص
(٧٩٣)
فبحقهم الذی اوجبت لهم علیک
٧٩٣ ص
(٧٩٤)
فضیلت پیامبر و علی
٧٩٤ ص
(٧٩٥)
فضیلت دانشمندان در زمان غیبت
٧٩٥ ص
(٧٩٦)
فضیلت صبر و پایداری
٧٩٦ ص
(٧٩٧)
فقه امام هادی
٧٩٧ ص
(٧٩٨)
فراهم شدن آب برای نماز
٧٩٨ ص
(٧٩٩)
فرستادن دارو برای بیمار
٧٩٩ ص
(٨٠٠)
فصل رویاهای سبز
٨٠٠ ص
(٨٠١)
فراز و فرود درفش
٨٠١ ص
(٨٠٢)
فروتنی
٨٠٢ ص
(٨٠٣)
فرق ایمان و اسلام
٨٠٣ ص
(٨٠٤)
فضیلت خواندن سوره قدر
٨٠٤ ص
(٨٠٥)
فضیلت قرائت سوره (هل أتی)
٨٠٥ ص
(٨٠٦)
فضیلت علمای شیعه
٨٠٦ ص
(٨٠٧)
فضیلت ماه مبارک
٨٠٧ ص
(٨٠٨)
فروش وقف
٨٠٨ ص
(٨٠٩)
فراموشی وصیت
٨٠٩ ص
(٨١٠)
فضیلت علما و دانشمندان
٨١٠ ص
(٨١١)
فضیلت تقوی
٨١١ ص
(٨١٢)
فضیلت بردباری
٨١٢ ص
(٨١٣)
فضیلت زمین کربلا
٨١٣ ص
(٨١٤)
فضیلت دوراندیشی
٨١٤ ص
(٨١٥)
فضیلت قبول سرزنش
٨١٥ ص
(٨١٦)
فضیلت حکمت
٨١٦ ص
(٨١٧)
فوز دیدار
٨١٧ ص
(٨١٨)
فروتنی درندگان
٨١٨ ص
(٨١٩)
فتح بن یزید گرگانی
٨١٩ ص
(٨٢٠)
فضل بن شاذان نیشابوری
٨٢٠ ص
(٨٢١)
فضل بن کثیر بغدادی
٨٢١ ص
(٨٢٢)
فضل بن مبارک
٨٢٢ ص
(٨٢٣)
فضل بن شاذان نیشابوری
٨٢٣ ص
(٨٢٤)
فضیلت صلوات هنگام بوسیدن گل
٨٢٤ ص
(٨٢٥)
فتوای بزرگی از سامرا صادر شد
٨٢٥ ص
(٨٢٦)
فعظمتم جلاله واکبرتم شانه ومجدتم کَرمه
٨٢٦ ص
(٨٢٧)
فالراغب عنکم مارق والازم لکم لاحق والمقَصر فی حقکم زاهق
٨٢٧ ص
(٨٢٨)
ق
٨٢٨ ص
(٨٢٩)
قایقی غمگین میان ابرها
٨٢٩ ص
(٨٣٠)
قرآن، در هر زمانی، نو است
٨٣٠ ص
(٨٣١)
قاسم یقطینی و علی بن حسکه
٨٣١ ص
(٨٣٢)
قرائت سوره در نماز
٨٣٢ ص
(٨٣٣)
قطع کننده نماز
٨٣٣ ص
(٨٣٤)
قضای نماز و روزه بیهوش
٨٣٤ ص
(٨٣٥)
قربانی
٨٣٥ ص
(٨٣٦)
قوت یافتن مرکب ابوهاشم
٨٣٦ ص
(٨٣٧)
قدرت ملکوتی امام هادی
٨٣٧ ص
(٨٣٨)
قوی شدن شگفت انگیز حیوان
٨٣٨ ص
(٨٣٩)
قاسم شعرانی یقطینی
٨٣٩ ص
(٨٤٠)
قاسم صیقل
٨٤٠ ص
(٨٤١)
قادسیه و کوشک خاقانی
٨٤١ ص
(٨٤٢)
قضاء
٨٤٢ ص
(٨٤٣)
ک
٨٤٣ ص
(٨٤٤)
کشاورزی امام هادی
٨٤٤ ص
(٨٤٥)
کودکی در روزگار تلخ یأس
٨٤٥ ص
(٨٤٦)
کلاغ دسیسه، کویر خلیفه
٨٤٦ ص
(٨٤٧)
کوبش طبل های دیوانه
٨٤٧ ص
(٨٤٨)
کردار بندگان خدا
٨٤٨ ص
(٨٤٩)
کراهت خوابیدن پس از نماز شب
٨٤٩ ص
(٨٥٠)
کفاره روزه
٨٥٠ ص
(٨٥١)
کراهت طلاق از راه طلب مهریه
٨٥١ ص
(٨٥٢)
کفاره نذر
٨٥٢ ص
(٨٥٣)
کسب حلال
٨٥٣ ص
(٨٥٤)
کسی که از خود خشنود است
٨٥٤ ص
(٨٥٥)
کسی که عقیدهاش را برای تو گردانده است
٨٥٥ ص
(٨٥٦)
کسی که به قصد انجام کاری حرکت کند
٨٥٦ ص
(٨٥٧)
کله پوسیده آدمی در زیر خاک
٨٥٧ ص
(٨٥٨)
کار حضرت مسیح را انجام میداد
٨٥٨ ص
(٨٥٩)
کافور خادم
٨٥٩ ص
(٨٦٠)
کرامت امام هادی برای داود
٨٦٠ ص
(٨٦١)
کرامت امام هادی نزد متوکل
٨٦١ ص
(٨٦٢)
کتیبه آستانه
٨٦٢ ص
(٨٦٣)
کوی کنشت ها و کاخها
٨٦٣ ص
(٨٦٤)
کتاب تاریخ سامرا
٨٦٤ ص
(٨٦٥)
کتاب های پیامبران
٨٦٥ ص
(٨٦٦)
کَما شهد الله لنفسه وشهدت له ملائکته واولوا العلم من خلقه
٨٦٦ ص
(٨٦٧)
کلامکم نور
٨٦٧ ص
(٨٦٨)
کیف اصف حسن ثنائکم
٨٦٨ ص
(٨٦٩)
کار کردن
٨٦٩ ص
(٨٧٠)
کمیابی پول حلال
٨٧٠ ص
(٨٧١)
کفاره روزه معین
٨٧١ ص
(٨٧٢)
کفر غلات
٨٧٢ ص
(٨٧٣)
گ
٨٧٣ ص
(٨٧٤)
گذشت و بخشش
٨٧٤ ص
(٨٧٥)
گرگ های عطشان قدرت
٨٧٥ ص
(٨٧٦)
گرداب آشوب و آتش
٨٧٦ ص
(٨٧٧)
گاومیش
٨٧٧ ص
(٨٧٨)
گوشت خشک شده
٨٧٨ ص
(٨٧٩)
گمان بد و گمان نیک
٨٧٩ ص
(٨٨٠)
گنجینه داران دانش خداوند
٨٨٠ ص
(٨٨١)
ل
٨٨١ ص
(٨٨٢)
لشکر خدا
٨٨٢ ص
(٨٨٣)
لبخند زمانه
٨٨٣ ص
(٨٨٤)
لحظه ها رویش اشک و اندوه
٨٨٤ ص
(٨٨٥)
لباس نمازگزار
٨٨٥ ص
(٨٨٦)
لشگر ملائکه
٨٨٦ ص
(٨٨٧)
لیست اسامی شروع شده با«الف»
٨٨٧ ص
(٨٨٨)
لا اله الا هو العزیز الحکیم
٨٨٨ ص
(٨٨٩)
لما استوهبتم ذنوبی
٨٨٩ ص
(٨٩٠)
م
٨٩٠ ص
(٨٩١)
محمد بن قاسم بن حمزة بن موسی
٨٩١ ص
(٨٩٢)
محمد بن مروان جلاب
٨٩٢ ص
(٨٩٣)
محمد بن مروان خطاب
٨٩٣ ص
(٨٩٤)
محمد بن موسی بن فرات
٨٩٤ ص
(٨٩٥)
محمد بن موسی الربعی
٨٩٥ ص
(٨٩٦)
محمد بن یحیی بن دریاب
٨٩٦ ص
(٨٩٧)
مصقلة بن اسحاق قمی اشعری
٨٩٧ ص
(٨٩٨)
معاویة بن حکیم
٨٩٨ ص
(٨٩٩)
منصور بن عباس رازی
٨٩٩ ص
(٩٠٠)
موسی بن داوود یعقوبی
٩٠٠ ص
(٩٠١)
موسی بن عمر بن بزیع
٩٠١ ص
(٩٠٢)
موسی بن عمر حضین
٩٠٢ ص
(٩٠٣)
موسی بن مرشد وراق نیشابوری
٩٠٣ ص
(٩٠٤)
معجزه عجیب طی الارض
٩٠٤ ص
(٩٠٥)
مناجات با خدا
٩٠٥ ص
(٩٠٦)
مرقد حسین بن علی الهادی
٩٠٦ ص
(٩٠٧)
مسجد بزرگ سامرا
٩٠٧ ص
(٩٠٨)
مناره ی ملویه
٩٠٨ ص
(٩٠٩)
مسجد بزرگ ابودلف
٩٠٩ ص
(٩١٠)
مورخ سامرا
٩١٠ ص
(٩١١)
من والاکم فقَد والی الله ومن عاداکم فقد عاد الله و من احبکم فقَد احب الله ومن ابغضکم فقَد ابغض الله
٩١١ ص
(٩١٢)
محبت به خداوند
٩١٢ ص
(٩١٣)
من اتبعکم فالجنة ماویه ومن خالفکم فالنار مثویه
٩١٣ ص
(٩١٤)
مستبصر بشانکم وبضلالة من خالفکم
٩١٤ ص
(٩١٥)
موال لکم ولاولیائکم مبغض لاعدائکم ومعاد لهم
٩١٥ ص
(٩١٦)
محقق لما حققتم مبطل لما ابطلتم
٩١٦ ص
(٩١٧)
مطیع لکم
٩١٧ ص
(٩١٨)
مقر بفضلکم
٩١٨ ص
(٩١٩)
محتمل لعلمکم
٩١٩ ص
(٩٢٠)
محتجب بذمتکم
٩٢٠ ص
(٩٢١)
محمد بن احمد بن عبیدالله
٩٢١ ص
(٩٢٢)
محمد بن سلیمان بن زرقان
٩٢٢ ص
(٩٢٣)
محمد بن ابیطیفور متطبب
٩٢٣ ص
(٩٢٤)
محمد بن احمد بن ابراهیم
٩٢٤ ص
(٩٢٥)
محمد بن احمد محمودی
٩٢٥ ص
(٩٢٦)
محمد بن احمد بن عبیدالله بن منصور
٩٢٦ ص
(٩٢٧)
محمد بن احمد بن مطهر
٩٢٧ ص
(٩٢٨)
محمد بن احمد بن مهران
٩٢٨ ص
(٩٢٩)
محمد بن اسماعیل صیمری قمی
٩٢٩ ص
(٩٣٠)
محمد بن جزک جمال
٩٣٠ ص
(٩٣١)
محمد بن حسن بن شمون بصری
٩٣١ ص
(٩٣٢)
محمد بن حسن بن ابیالخطاب
٩٣٢ ص
(٩٣٣)
محمد بن حمزه قمی
٩٣٣ ص
(٩٣٤)
محمد بن حصین فهری
٩٣٤ ص
(٩٣٥)
محمد بن حصین
٩٣٥ ص
(٩٣٦)
محمد بن خالد رازی
٩٣٦ ص
(٩٣٧)
محمد بن رجا خیاط
٩٣٧ ص
(٩٣٨)
محمد بن ریان بن صلت
٩٣٨ ص
(٩٣٩)
محمد بن سعید بن کلثوم مروزی
٩٣٩ ص
(٩٤٠)
محمد بن سلیمان جلاب
٩٤٠ ص
(٩٤١)
محمد بن صیفی کوفی
٩٤١ ص
(٩٤٢)
محمد بن عبدالجبار
٩٤٢ ص
(٩٤٣)
محمد بن عبدالرحمن همدانی نوفلی
٩٤٣ ص
(٩٤٤)
محمد بن عبدالله بن مهران کرخی
٩٤٤ ص
(٩٤٥)
محمد بن عبیدالله
٩٤٥ ص
(٩٤٦)
محمد بن علی بن عیسی اشعری قمی
٩٤٦ ص
(٩٤٧)
محمد بن علی بن مهزیار
٩٤٧ ص
(٩٤٨)
محمد بن عیسی بن عبید یقطینی
٩٤٨ ص
(٩٤٩)
محمد بن فرج رخجی
٩٤٩ ص
(٩٥٠)
محمد بن فضل بغدادی
٩٥٠ ص
(٩٥١)
مهربانی
٩٥١ ص
(٩٥٢)
مرگ خلیفه ظالم بعد از سه روز
٩٥٢ ص
(٩٥٣)
مرو راهی که بر پا سنگت آید
٩٥٣ ص
(٩٥٤)
مقام امام حسین
٩٥٤ ص
(٩٥٥)
مسلمان شدن قیصر روم از پاسخ امام هادی
٩٥٥ ص
(٩٥٦)
مشعل های خاموش
٩٥٦ ص
(٩٥٧)
موج های خونین شورش
٩٥٧ ص
(٩٥٨)
میان ماه من
٩٥٨ ص
(٩٥٩)
معجزه پیامبر در توطئه گودال و سم
٩٥٩ ص
(٩٦٠)
محمد و علی، پدران این امت
٩٦٠ ص
(٩٦١)
معجزه امام علی از زبان امام هادی
٩٦١ ص
(٩٦٢)
محمد بن ریان
٩٦٢ ص
(٩٦٣)
محمد بن فرج
٩٦٣ ص
(٩٦٤)
مضمضه و استنشاق در وضو
٩٦٤ ص
(٩٦٥)
مسح دو پا
٩٦٥ ص
(٩٦٦)
مکان نمازگزار
٩٦٦ ص
(٩٦٧)
مکروه بودن سفر در پیش از ظهر جمعه
٩٦٧ ص
(٩٦٨)
مصرف زکات
٩٦٨ ص
(٩٦٩)
محرمات احرام
٩٦٩ ص
(٩٧٠)
مهریه
٩٧٠ ص
(٩٧١)
محارم رضاعی
٩٧١ ص
(٩٧٢)
مال پیدا شده
٩٧٢ ص
(٩٧٣)
مال حرام
٩٧٣ ص
(٩٧٤)
مرکب
٩٧٤ ص
(٩٧٥)
مذمت بعضی از صفات
٩٧٥ ص
(٩٧٦)
مذمت حرص
٩٧٦ ص
(٩٧٧)
ملاحظه غربت
٩٧٧ ص
(٩٧٨)
مأمورین غیبی
٩٧٨ ص
(٩٧٩)
محمد بن ابراهیم بن محمد الهمدانی
٩٧٩ ص
(٩٨٠)
محمد بن احمد بن حماد المحمودی
٩٨٠ ص
(٩٨١)
ن
٩٨١ ص
(٩٨٢)
نضر بن محمد همدانی
٩٨٢ ص
(٩٨٣)
نجات علی بن جعفر از زندان
٩٨٣ ص
(٩٨٤)
نجات یکی از شیعیان
٩٨٤ ص
(٩٨٥)
نمایان شدن آب در بیابان
٩٨٥ ص
(٩٨٦)
نذر نصرانی برای امام هادی
٩٨٦ ص
(٩٨٧)
نفرین مظلوم بر ظالم
٩٨٧ ص
(٩٨٨)
نام های سامرا
٩٨٨ ص
(٩٨٩)
نمونهای از سیاست امام هادی
٩٨٩ ص
(٩٩٠)
نیاز به امامت
٩٩٠ ص
(٩٩١)
نص بر امامت امام هادی
٩٩١ ص
(٩٩٢)
نظافت
٩٩٢ ص
(٩٩٣)
نماز در لباس کرک و پشم
٩٩٣ ص
(٩٩٤)
نماز در لباسی از موی انسان
٩٩٤ ص
(٩٩٥)
نماز در بیابان
٩٩٥ ص
(٩٩٦)
نماز شخص بیهوش، قضا ندارد
٩٩٦ ص
(٩٩٧)
نماز قصر در سفر مکه
٩٩٧ ص
(٩٩٨)
ناآگاهی از حقیقت مرگ
٩٩٨ ص
(٩٩٩)
نان در سفره و بلعیدن جادوگر
٩٩٩ ص
(١٠٠٠)
نمایش لشکر امام در مقابل خلیفه
١٠٠٠ ص
(١٠٠١)
نقشه عجیب
١٠٠١ ص
(١٠٠٢)
نذر مادر متوکل برای امام هادی
١٠٠٢ ص
(١٠٠٣)
نصیحت قاطع امام هادی به متوکل
١٠٠٣ ص
(١٠٠٤)
نمونهای از مهمان نوازی و کرم امام هادی
١٠٠٤ ص
(١٠٠٥)
نهی شدید امام هادی از همنشینی با گمراهان
١٠٠٥ ص
(١٠٠٦)
نرمی آواز جوی
١٠٠٦ ص
(١٠٠٧)
نتیج بی اعتنایی به مکر خدا
١٠٠٧ ص
(١٠٠٨)
نتیجه عاق والدین
١٠٠٨ ص
(١٠٠٩)
نتیجه جدال
١٠٠٩ ص
(١٠١٠)
نوح پیامبر، و فرزندانش
١٠١٠ ص
(١٠١١)
ناگواری مرگ
١٠١١ ص
(١٠١٢)
نامیدن فاطمه، به (زهرا)
١٠١٢ ص
(١٠١٣)
نفرین امام بر مردی که سوگند دروغ خورد
١٠١٣ ص
(١٠١٤)
نگین موسی بن بغا
١٠١٤ ص
(١٠١٥)
ناصبی کیست؟
١٠١٥ ص
(١٠١٦)
نماز مسافر
١٠١٦ ص
(١٠١٧)
نماز جماعت در کشتی
١٠١٧ ص
(١٠١٨)
نماز در کجاوه
١٠١٨ ص
(١٠١٩)
نماز جعفر طیار
١٠١٩ ص
(١٠٢٠)
نشانه آغاز ماه رمضان
١٠٢٠ ص
(١٠٢١)
نذر
١٠٢١ ص
(١٠٢٢)
نماز شب
١٠٢٢ ص
(١٠٢٣)
نجات پیدا کردن از مرگ
١٠٢٣ ص
(١٠٢٤)
نفرین امام هادی بر متوکل ملعون
١٠٢٤ ص
(١٠٢٥)
نفرین امام هادی بر شخص جسارتکننده
١٠٢٥ ص
(١٠٢٦)
نیروهای مسلح امام هادی
١٠٢٦ ص
(١٠٢٧)
نتیجه ی جسارت به امام
١٠٢٧ ص
(١٠٢٨)
نصر بن حازم قمی
١٠٢٨ ص
(١٠٢٩)
و
١٠٢٩ ص
(١٠٣٠)
و برهانه
١٠٣٠ ص
(١٠٣١)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٣١ ص
(١٠٣٢)
واشهد ان محمدا عبده المنتجب ورسوله المرتضی
١٠٣٢ ص
(١٠٣٣)
واشهد انکم الائمة الراشدون
١٠٣٣ ص
(١٠٣٤)
وارتضاکم لغیبه
١٠٣٤ ص
(١٠٣٥)
واختارکم لسره
١٠٣٥ ص
(١٠٣٦)
واجتباکم بقدرته
١٠٣٦ ص
(١٠٣٧)
واعزکم بهداه
١٠٣٧ ص
(١٠٣٨)
وخصکم ببرهانه
١٠٣٨ ص
(١٠٣٩)
وانتجبکم لنوره
١٠٣٩ ص
(١٠٤٠)
وایدکم بروحه
١٠٤٠ ص
(١٠٤١)
ورضیکم خلفاء فی ارضه
١٠٤١ ص
(١٠٤٢)
وحججا علی بریته
١٠٤٢ ص
(١٠٤٣)
وانصارا لدینه
١٠٤٣ ص
(١٠٤٤)
و حفظة لسره
١٠٤٤ ص
(١٠٤٥)
ومستودعا لحکمته
١٠٤٥ ص
(١٠٤٦)
وتراجمة لوحیه
١٠٤٦ ص
(١٠٤٧)
وارکانا لتوحیده
١٠٤٧ ص
(١٠٤٨)
وشهداء علی خلقه
١٠٤٨ ص
(١٠٤٩)
واعلاما لعباده
١٠٤٩ ص
(١٠٥٠)
ومنارا فی بلاده
١٠٥٠ ص
(١٠٥١)
وادلاء علی صراطه
١٠٥١ ص
(١٠٥٢)
وامنکم من الفتن
١٠٥٢ ص
(١٠٥٣)
وطهرکم من الدنس
١٠٥٣ ص
(١٠٥٤)
واذهب عنکم الرجس
١٠٥٤ ص
(١٠٥٥)
وطهرکم تطهیرا
١٠٥٥ ص
(١٠٥٦)
وادمتم ذکره ووکدتم میثاقه واحکَمتم عقد طاعته
١٠٥٦ ص
(١٠٥٧)
ونصحتم له فی السر والعلانیة ودعوتم الی سبیله بالحکمة والموعظة الحسنة
١٠٥٧ ص
(١٠٥٨)
وبذلتم انفسکم فی مرضاته
١٠٥٨ ص
(١٠٥٩)
وصبرتم علی ما اصابکم فی جنبه
١٠٥٩ ص
(١٠٦٠)
وسائلی که خداوند برای پیامبران فرستاد
١٠٦٠ ص
(١٠٦١)
والمثل الاعلی
١٠٦١ ص
(١٠٦٢)
والدعوة الحسنی
١٠٦٢ ص
(١٠٦٣)
وحجج الله علی اهل الدنیا والاخرة والاولی
١٠٦٣ ص
(١٠٦٤)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٦٤ ص
(١٠٦٥)
ومساکن برکَة الله
١٠٦٥ ص
(١٠٦٦)
ومعادن حکمة الله
١٠٦٦ ص
(١٠٦٧)
وحفظة سر الله
١٠٦٧ ص
(١٠٦٨)
وحملة کتاب الله
١٠٦٨ ص
(١٠٦٩)
واوصیاء نبی الله
١٠٦٩ ص
(١٠٧٠)
وذریة رسول الله
١٠٧٠ ص
(١٠٧١)
والادلاء علی مرضات الله
١٠٧١ ص
(١٠٧٢)
والمستقرین فی امر الله
١٠٧٢ ص
(١٠٧٣)
والتامین فی محبة الله
١٠٧٣ ص
(١٠٧٤)
والمخلصین فی توحید الله
١٠٧٤ ص
(١٠٧٥)
والمظهرین لامر الله ونهیه
١٠٧٥ ص
(١٠٧٦)
وعباده المکرمین الذین لا یسبقونه بالقَول وهم بامره یعملون
١٠٧٦ ص
(١٠٧٧)
ورحمة الله وبرکاته
١٠٧٧ ص
(١٠٧٨)
والقادة الهداة
١٠٧٨ ص
(١٠٧٩)
والسادة الولاة
١٠٧٩ ص
(١٠٨٠)
والذادة الحماة
١٠٨٠ ص
(١٠٨١)
واهل الذکر
١٠٨١ ص
(١٠٨٢)
واولی الامر
١٠٨٢ ص
(١٠٨٣)
وبقیة الله
١٠٨٣ ص
(١٠٨٤)
و خیرته
١٠٨٤ ص
(١٠٨٥)
و حزبه
١٠٨٥ ص
(١٠٨٦)
وعیبة علمه
١٠٨٦ ص
(١٠٨٧)
و حجته
١٠٨٧ ص
(١٠٨٨)
و صراطه
١٠٨٨ ص
(١٠٨٩)
و نوره
١٠٨٩ ص
(١٠٩٠)
وساطت غیر مستقیم در رفع مشکل
١٠٩٠ ص
(١٠٩١)
ویژگی های پیامبران
١٠٩١ ص
(١٠٩٢)
وضو پس از غسل جمعه
١٠٩٢ ص
(١٠٩٣)
وقت قضای نوافل
١٠٩٣ ص
(١٠٩٤)
وقف یا صدقه
١٠٩٤ ص
(١٠٩٥)
وصیت
١٠٩٥ ص
(١٠٩٦)
وزیدن باد و بلند کردن پرده
١٠٩٦ ص
(١٠٩٧)
وموضع الرسالة
١٠٩٧ ص
(١٠٩٨)
ومختلف الملائکة
١٠٩٨ ص
(١٠٩٩)
ومهبط الوحی
١٠٩٩ ص
(١١٠٠)
ومعدن الرحمة
١١٠٠ ص
(١١٠١)
وخزان العلم
١١٠١ ص
(١١٠٢)
ومنتهی الحلم
١١٠٢ ص
(١١٠٣)
واصول الکَرم
١١٠٣ ص
(١١٠٤)
وقادة الامم
١١٠٤ ص
(١١٠٥)
و اولیاء النعم
١١٠٥ ص
(١١٠٦)
وعناصر الابرار
١١٠٦ ص
(١١٠٧)
ودعائم الاخیار
١١٠٧ ص
(١١٠٨)
وساسة العباد
١١٠٨ ص
(١١٠٩)
وارکان البلاد
١١٠٩ ص
(١١١٠)
وابواب الایمان
١١١٠ ص
(١١١١)
وامناء الرحمن
١١١١ ص
(١١١٢)
وسلالة النبیین
١١١٢ ص
(١١١٣)
وصفوة المرسلین
١١١٣ ص
(١١١٤)
وعترة خیرة رب العالمین
١١١٤ ص
(١١١٥)
ورحمة الله وبرکاته
١١١٥ ص
(١١١٦)
ومصابیح الدجی
١١١٦ ص
(١١١٧)
واعلام التقی
١١١٧ ص
(١١١٨)
وذوی النهی واولی الحجی
١١١٨ ص
(١١١٩)
وکَهف الوری
١١١٩ ص
(١١٢٠)
ه
١١٢٠ ص
(١١٢١)
هدایت شخص منحرف و مریض
١١٢١ ص
(١١٢٢)
هیچ زمینی خالی از قبر نیست
١١٢٢ ص
(١١٢٣)
هدایت گمراه با سخنی کوتاه
١١٢٣ ص
(١١٢٤)
هدایت یافتگان به دست امام هادی
١١٢٤ ص
(١١٢٥)
همنام گلهای بهاری
١١٢٥ ص
(١١٢٦)
همراهان دنیا و آخرت
١١٢٦ ص
(١١٢٧)
هیچ جا از خدای سبحان خالی نیست
١١٢٧ ص
(١١٢٨)
هجوم شبانه مأموران متوکل به خانه امام
١١٢٨ ص
(١١٢٩)
هلاکت دشمن
١١٢٩ ص
(١١٣٠)
هلاکت شعبده باز
١١٣٠ ص
(١١٣١)
هیبت و عظمت امام هادی
١١٣١ ص
(١١٣٢)
هارون بن الفضل
١١٣٢ ص
(١١٣٣)
همه زبان ها
١١٣٣ ص
(١١٣٤)
همراهی روح (فرشته الهی) با ایشان
١١٣٤ ص
(١١٣٥)
ی
١١٣٥ ص
(١١٣٦)
یگانگی خدا
١١٣٦ ص
(١١٣٧)
یافتن جوابهای غیبی از زیر جانماز
١١٣٧ ص
(١١٣٨)
یاسر خادم الامام الرضا
١١٣٨ ص
(١١٣٩)
یحیی بن عبدالرحمان بن خاقان
١١٣٩ ص
(١١٤٠)
یعقوب بن اسحاق السکیت
١١٤٠ ص
(١١٤١)
یحیی بن ابیبکیر رازی ضریر
١١٤١ ص
(١١٤٢)
یحیی بن محمد
١١٤٢ ص
(١١٤٣)
یعقوب بن اسحاق
١١٤٣ ص
(١١٤٤)
یعقوب بجلی
١١٤٤ ص
(١١٤٥)
یعقوب بن منقوش
١١٤٥ ص
(١١٤٦)
یعقوب بن یزید
١١٤٦ ص
(١١٤٧)
یکی از دعاهای امام هادی
١١٤٧ ص
(١١٤٨)
یک کهکشان، در یک نگاه
١١٤٨ ص
(١١٤٩)
یا اهل بیت النبوة
١١٤٩ ص
(١١٥٠)
یا ولی الله ان بینی وبین الله عزوجل ذنوبا لا یاتی علیها الا رضاکم
١١٥٠ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص

دانشنامه امام هادی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٨ - امام هادی و نرگس و مژده او

امام هادی و نرگس و مژده او

صدوق رحمه الله با سند خود از ابوالحسین محمد بن بهرشیبانی نقل می‌کند که گفت: در سال دویست و هشتاد و شش هجری قمری وارد کربلا شدم، و قبر غریب رسول خدا علیه‌السلام [امام حسین علیه‌السلام] را زیارت کردم، سپس به مدینه السلام [بغداد]، رو آوردم، و در [نیمه روز،] وقتی که شراره‌های گرما شعله‌ور بود، و بادهای سوزان می‌وزید، به قبرستان قریش رفتم، در آنجا چون به مرقد امام کاظم علیه‌السلام رسیدم، و نسیم تربت غرق در رحمت، و پوشیده در باغ‌های مغفرت را بوییدم، خود را بر آن افکندم در حالی که اشک‌هایم سرازیر، و [فغان و] آههای بلندم پی‌درپی بود، اشک‌ها مانع از دیدم شده بودند، چون اشکم بند آمد، و فغانم فرونشست، چشمم را باز کردم، ناگاه پیرمردی را دیدم که کمرش خمیده، و شانه‌هایش کمانی، و پیشانی و کف دستانش پینه بسته بود، و نزد قبر، به همراه خود می‌گفت: فرزند برادرم! عمویت با این علوم غیبی [، و اسرار] سربسته، و معارف گرانقدر که این دو سرور عطایش کرده‌اند، و همانندش را جز سلمان ندارد، به شرافتی بزرگ دست یافته است، اینک عموی تو در حال تمام کردن روزگار، و پایان عمر خود است، و از اهل ولایت، کسی را نمیابد تا راز خود را به او گوید.
من با خود گفتم: ای نفس! در طلب علم، پیوسته در معرض رنج و مشقتی، و در این راه، شتران و اسب‌ها را از پا درمی‌آوری، حال از این پیرمرد، سخنی به گوشت خورد که بر دانشی بزرگ، و میراثی عظیم دلالت دارد. پس گفتم: جناب شیخ! آن دو سرور [که گفتی] چه کسانی‌اند؟
گفت: آن دو ستاره پنهان [، و آرمیده] در خاک سامرا.
عرض کردم: من به دوستی، و شرافت مقام امامت و وراثت ایشان سوگند یاد می‌کنم که خواستار دانش، و جویای آثار ایشانم، و موکدا خود را فدا می‌کنم تا اسرار ایشان را حفظ کنم.
گفت: اگر راست می‌گویی، آثار همراه خود را که از ناقلان اخبار ایشان داری بیاور. چون [آوردم، و] نوشته‌ها را بررسی، و روایات را با دقت رسیدگی کرد، گفت: راست گفتی، من بشر بن سلیمان نخاس، از نوادگان ابوایوب انصاری، و یکی از موالیان امام هادی علیه‌السلام، و امام حسن عسگری علیه‌السلام هستم که در جوارشان زندگی می‌کنم.
عرض کردم: برادر دینی خود را منت گذار، و برخی از آثار ایشان را که مشاهده کرده‌ای بیان فرما.
گفت: مولای ما امام هادی علیه‌السلام، [مرا] در معامله بردها [زیر نظر گرفت، تا] فقیهم کرد، جز با اجازه او خرید و فروش نمی‌کردم، و بدینسان از موارد شبهه‌ناک پرهیز کردم تا معرفتم کامل شد. و فرق میان حلال و حرام را خوب پی بردم.
شبی در منزل خود در سامرا بودم، پاسی از شب گذشته بود که کسی در زد، با شتاب رفتم [و در را باز کردم]، دیدم کافور خادم و فرستاده مولایمان امام هادی علیه‌السلام است که مرا نزد حضرت علیه‌السلام، می‌طلبد، جامه خود را پوشیدم، و به خدمت حضرت علیه‌السلام رسیدم، دیدم با فرزند خود ابومحمد [امام حسن عسکری علیه‌السلام]، و خواهرش حکیمه، از پشت پرده سخن می‌گوید، چون نشستم فرمود: بشر! تو از نوادگان انصاری، و [محبت و] ولایت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله، پیوسته در میان شما از گذشتگان به آیندگان رسیده است، پس شما مورد وثوق ما خاندان پیامبرید، و من تو را روسفید، و مفتخر می‌کنم به فضیلتی که به سبب آن بر شیعیان بلند همت اهل ولایت، سبقت گیری [آری تو را مفتخر می‌کنم] به رازی که تو را از آن آگاه کرده، و برای خرید کنیزی می‌فرستم.
پس نامه‌ای با خط و زبان رومی، نوشت، و بر آن مهر زد، و کیسه زردی را که دویست و بیست دینار داشت، بیرون آورد، و فرمود: این را بگیر، و به بغداد برو، و در بامداد فلان روز کنار پل فرات حاضر شو، چون کشتی‌های اسیران را به ساحل رسید، و کنیزان نمایان شدند، خریدارانی را به نمایندگی از امرای بنی العباس، و نیز چند نفری از جوانان عرب را می‌بینی که گرد ایشان جمع می‌شوند، تو در تمام روز، از دور، مراقب برده فروشی به نام عمر بن یزید نخاس باش، تا این که برای مشتریان خود کنیزی را بیاورد که فلان و فلان صفت را دارد، دو لباس ابریشمی کلفت دربر دارد، و از این که حجاب خود را برگیرد، و بگذارد مشتریان، او را لمس، و بینندگان جستجوگر، چهره در نقابش را بنگرند، امتناع می‌ورزد، از این رو نخاس او را می‌زند، و او با فریاد جمله‌ای را به زبان رومی می‌گوید که معنایش این است: ای وای حجابم! در این هنگام یکی از مشتریان می‌گوید: من او را سیصد دینار می‌خرم، که عفافش بر رغبت من افزود، آن کنیز به زبان عربی می‌گوید: اگر در شمایل سلیمان پیامبر، و بر همچون تخت پادشاهی او تکیه زده باشی هیچ میلی به تو پیدا نخواهم کرد، پول خود را بیهوده تباه مکن.
نخاس می‌گوید: پس چاره چیست؟ تو که باید به فروش روی؟
کنیز می‌گوید: چه شتابی داری؟ بایستی خریداری پیدا شود که دل من به او آرام، و از امانت و دینداریش مطمئن گردم.
در این هنگام تو برخیز و نزد عمر بن یزید نخاس برو و به او بگو: با من نامه یکی از بزرگان است که آن را به خط و زبان رومی نوشته، و در آن از بزرگواری و وفاداری و شرافت و سخاوتمندی خود یاد کرده است، این نامه را به کنیز بده تا در اخلاق صاحب خود بنگرد، اگر مایل شد، و رضا داد، من وکیلم که او را از تو خریداری کنم.
بشر می‌گوید: من مأموریت خود را انجام دادم، و همه آنچه آقایم امام هادی علیه‌السلام فرموده بود واقع شد، و کنیز چون به نامه نگریست، بسیار گریست، و به عمر بن یزید نخاس گفت: مرا به صاحب این نامه بفروش، و سوگندهای عظیم یاد کرد که اگر نفروشد، خود را خواهد کشت، من نیز در قیمت او چانه زدم تا نخاس به همان اندازه که سرورم در آن کیسه طلایی همراهم کرده بود راضی شد، او پول را گرفت، و من کنیز را، کنیز، خندان و شادمان، با من به حجره‌ای که در بغداد گرفته بودم آمد، تا به آنجا رسیدیم نامه امام علیه‌السلام را بیرون آورد، و می‌بوسید، و بر گونه و دیدگان خود می‌نهاد، و بر بدن خود می‌مالید، با تعجب گفتم: نامه‌ای را می‌بوسی که صاحبش را نمی‌شناسی؟!
گفت: ای ناتوان ناآگاه به مقام اولاد پیامبران! گوش بسپار، و دل خالی دار تا برایت این راز بسیار شگفت آور را بگویم! من ملیکه دختر یشوعا فرزند قیصر، پادشاه روم، و مادرم از نواده‌های حواریون یعنی شمعون وصی حضرت عیسی است، جدم قیصر خواست تا مرا که در این سیزده سالگی بودم، به همسری فرزند برادرش درآورد، در قصر [مجلل] خود سیصد تن از نوادگان حواریون، و کشیشان و رهبانان، هفتصدتن از صاحب منصبان، و چهار هزار تن از فرماندهان ارتش، و سرداران و بزرگان لشکر، و سران عشایر را جمع کرد، و از تالار کاخش تختی را به صحن قصر آورد که به انواع جواهرات آراسته، و بر چهل پله استوار بود.
پس چون برادرزاده قیصر بالا رفت و بر تخت نشست، و صلیب‌ها را در اطرافش چیدند، و اسقف‌ها طبق عادت ایستادند، و انجیل‌ها را گشودند، صلیب‌ها سرنگون گشته، به زمین پیوستند، و پایه‌ها فرو ریخته، تخت بر زمین افتاد، و برادرزاده او بیهوش شد، رنگ از چهره اسقف‌ها پرید، و لرزه بر اندامشان افتاد، بزرگ ایشان به جدم گفت: پادشاها! ما را معاف دار از برخورد با این حوادث شومی که بر زوال دین مسیحی، و آئین پادشاهی دلالت دارم، جدم جدا آن را به فال بد گرفت، و به اسقف‌ها گفت: این پایه‌ها را برپا کنید، و صلیب‌ها را برافرازید، و برادر این بدبخت، بخت برگشته را بیاورید، تا این دختر را به همسری او درآورم، تا نحوست او با خوشبختی این برطرف گردد. چون وضع را به حال پیشین برگرداندند، به برادر دوم نیز همان رفت که به برادر اول. مردم پراکنده شدند، و جدم قیصر، غمگین به قصر داخل شد، و پرده‌ها را بیاویخت.
من در آن شب در خواب دیدم که مسیح و شمعون و گروهی از حواریون در کاخ جدم جمع شده بودند، و در جای تخت جدم منبری [از نور] نهاده بودند که در بلندی با آسمان، رقابت داشت، پس محمد صلی الله علیه و آله، با بانویی جوان، و چند نفر از فرزندانش وارد شدند، و عیسی مسیح به احترام ایشان برخاست، و محمد صلی الله علیه و آله را در آغوش گرفت، پس محمد صلی الله علیه و آله گفت: ای روح الله! من آمده‌ام تا از ملیکه دختر وصی تو شمعون برای این فرزندم خواستگاری کنم، و با دست اشاره به ابومحمد [امام حسن عسکری علیه‌السلام]، صاحب این نامه کرد، مسیح علیه‌السلام به شمعون نگریست، و گفت: شرافت به تو روی آورده است، خویشی با رسول خدا صلی الله علیه و آله را بپذیر، شمعون گفت: پذیرفتم، پس برفراز منبر رفت، و محمد صلی الله علیه و آله در حالی که مسیح، و فرزندان محمد صلی الله علیه و آله، و حواریون شاهد بودند، خطبه عقد را جاری کرد.
من چون بیدار شدم نگران بودم که آن را برای پدر و جدم نقل کنم، زیرا می‌ترسیدم مرا بکشند، پس این راز را در دل خود پنهان داشتم، و برای کسی نگفتم، اما در سینه‌ام محبت ابومحمد [، و در قلبم عشق او] آنچنان افتاد که از خوردن و آشامیدن باز ماندم، افسرده و لاغر، و سخت بیمار شدم، از شهرهای روم هیچ پزشکی نماند مگر آن که برای مداوای من آوردند [، و سودی نداد]، جدم چون ناامید شد، [روزی به من] گفت: نور دیده‌ام! آیا هیچ آرزویی در دنیا داری تا برایت برآورم؟
گفتم: پدربزرگ جان! به روی خود همه درهای فرج را بسته می‌بینم، ای کاش شکنجه را از اسیران مسلمان و زندانی خود بر می‌داشتی، و بندها و زنجیرها را از ایشان می‌گشودی، و به ایشان نیکی می‌کردی، و آزادشان می‌ساختی، به این امید که مسیح علیه‌السلام و مادرش مریم، عافیت و شفایم بخشند.
چون جدم چنان کرد، به سختی از خود، صحت نشان دادم، و کمی غذا خوردم، جدم خوشحال شد، و به احترام و تجلیل اسیران پرداخت.
پس از چهار شب [یا طبق نسخه دیگر: پس از چهارده شب]، باز در خواب دیدم: گویا سرور بانوان عالم [فاطمه زهرا علیهاالسلام]، همراه مریم دخت عمران، و هزار نفر از کنیزان بهشتی به دیدنم آمده‌اند، مریم به من گفت: این سرور بانوان عالم، مادر ابومحمد همسر تو است، من دست به دامن او آویختم، می‌گریستم و از فراق ابومحمد شکوه می‌کردم.
فاطمه علیهاالسلام فرمود: تا تو در شرک، و بر دین [تحریف شده] نصارا هستی، فرزندم ابومحمد به دیدار تو نخواهد آمد، و این خواهرم مریم است که از دین تو بیزاری می‌جوید، پس چنانچه به خوشنودی خدای سبحان، و خوشنودی مسیح علیه‌السلام و مریم از خود، و به دیدار ابومحمد مشتاقی، بگو: اشهد ان لا الله الا الله، و اشهد ان ابی، محمدا رسول الله.
چون این دو کلمه طیبه را بر زبان راندم، فاطمه زهرا علیهاالسلام مرا به سینه خود چسبانید ، و آرامم کرد، و فرمود: اینک منتظر دیدار ابومحمد باش، که من او را می‌فرستم.
بیدار شدم در حالی که [غرق در لذت این رویا بودم، و] می‌گفتم: آه چه به دیدار ابومحمد مشتاقم! و چون شب دیگر شد، ابومحمد به خوابم آمد، و من [که نگران هجران پس از وصال او بودم] به او گفتم! ای محبوب من! پس از آن که دلم را اسیر محبت خود کردی، با فراق خود جفایم می‌کنی؟! فرمود: تأخیر من تنها برای شرک تو بود، حال که اسلام آورده‌ای، هر شب به دیدارت می‌آیم، تا خدای سبحان در عالم بیداری، ما را به هم برساند، و از آن شب تاکنون، هیچ شبی دیدار خود را از من دریغ نداشته است. بشر می‌گوید: به او گفتم: چگونه در اسیران واقع شدی؟ گفت: شبی [در رؤیا]، ابومحمد به من فرمود: جدت [قیصر]، در فلان روز لشکری به جنگ مسلمانان خواهد فرستاد، و خود نیز از پی ایشان خواهد رفت، تو خود را به صورت ناشناس در شمایل کنیزان خدمتکار او درآور، و از فلان راه به ایشان ملحق شو. من نیز چنان کردم، جلوداران سپاه اسلام [، به ما برخوردند]، و ما را اسیر کردند، و سرانجام این شد که می‌بینی، و تا این لحظه کسی جز تو نمی‌داند که من دختر پادشاه رومم، و پیرمردی که من در سهم غنائم او واقع شدم نامم را پرسید، من شناسایی ندادم، و گفتم: نرجس. گفت! نام کنیزان؟!
بشر می‌گوید: گفتم: عجیب است! تو رومی هستی، و زبانت عربی؟!
گفت: جدم از بسیاری علاقه که به من، و تربیتم داشت، به زن مترجم خود اشاره کرد تا با من رفت و آمد کند، او هر صبح و شام نزد من می‌آمد، و به من عربی می‌آموخت، تا خوب یاد گرفتم.
بشر می‌گوید: چون او را به سامرا نزد مولایمان امام هادی علیه‌السلام آوردم، به او فرمود: خدای سبحان، عزت اسلام، و ذلت نصرانیت، و شرافت خاندان محمد صلی الله علیه و آله را چگونه برایت جلوه داد؟ گفت: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله! چه بگویم درباره چیزی که تو بهتر از من می‌دانی؟ حضرت علیه‌السلام فرمود: می‌خواهم تو را اکرام [، و به تو هدیه‌ای] دهم، آیا ده هزار درهم را بیشتر دوست داری، یا بشارت شرافت ابدی را؟
گفت: بشارت را. فرمود: تو را به فرزندی بشارت می‌دهم که شرق و غرب عالم را صاحب، و زمین را پر از عدل و داد می‌کند بعد از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.
گفت: از چه کسی؟ فرمود: از کسی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در فلان تاریخ میلادی، تو را برای او خواستگاری کرد. گفت: از مسیح و وصیش؟ فرمود: پس مسیح و وصیش تو را به همسری که درآوردند؟ گفت: فرزند شما ابومحمد. فرمود: آیا او را می‌شناسی؟ گفت: از آنشب که به دست سرور بانوان عالم، اسلام آوردم، آیا شده که شبی او را نبینم؟
امام هادی علیه‌السلام فرمود: کافور! خواهرم حکیمه را فراخوان. چون حکیمه خاتون آمد، فرمود: این همان کنیز است حکیمه خاتون او را در آغوش گرفت، و بسیار نوازش کرد، امام علیه‌السلام فرمود: ای دختر رسول خدا! او را به خانه خود ببر، واجبات و آداب را به او بیاموز، که او همسر فرزندم ابومحمد، و مادر قائم آل محمد صلی الله علیه و آله است.
قال الصدوق:
حدثنا محمد بن علی بن حاتم النوفلی، قال: حدثنا أبوالعباس أحمد بن عیسی الوشاء البغدادی، قال: حدثنا أحمد بن طاهر القمی، قال: حدثنا أبوالحسین محمد بن بحر الشیبانی، قال:
وردت کربلاء سنة ست و ثمانین و مائتین، قال: وزرت قبر غریب رسول الله صلی الله علیه و آله، ثم انکفأت الی مدینة السلام متوجها الی مقابر قریش فی وقت قد تضرمت الهواجر، و توقدت السمائم، فلما وصلت منها الی مشهد الکاظم علیه‌السلام، و استنشقت نسیم تربته المغمورة من الرحمة المحفوفة بحدائق الغفران، أکببت علیها بعبرات متقاطرة، و زفرات متتابعة، و قد حجت الدمع طرفی عن النظر، فلما رقأت العبرة، و انقطع النحیب، فتحت بصری فاذا أنا بشیخ قد انحنی صلبه و تقوس منکباه، وثفنت جبهته و راحتاه، و هو یقول لآخر معه عند القبر:
یا ابن أخی! لقد نال عمک شرفا بما حمله السیدان من غوامض الغیوب و شرائف العلوم التی لم یحمل مثلها الا سلمان، و قد أشرف عمک علی استکمال المدة و انقضاء العمر، و لیس یجد فی أهل الولایة رجلا یفضی الیه بسره، قلت: یا نفس! لا یزال العناء و المشقة ینالان منک باتعابی الخف و الحافر فی طلب العلم، و قد قرع سمعی من هذا الشیخ لفظ یدل علی علم جسیم، و أثر عظیم، فقلت: أیها الشیخ! و من السیدان؟
قال: النجمان المغیبان فی الثری بسر من رأی، فقلت: انی أقسم بالموالاة و شرف محل هذین السیدین من الامامة و الوراثة انی خاطب علمهما، و طالب آثارهما، و باذل من نفسی ألایمان المؤکدة علی حفظ أسرارهما.
قال: ان کنت صادقا فیما تقول، فاحضر ما صحبک من الآثار عن نقلة أخبارهم، فلما فتش الکتب و تصفح الروایات منها، قال: صدقت، أنا بشر بن سلیمان النخاس، من ولد أبی‌أیوب الأنصاری، أحد موالی أبی‌الحسن و أبی‌محمد علیهماالسلام، و جارهما بسر من رأی، قلت: فأکرم أخاک ببعض ما شاهدت من آثارهما. قال: کان مولانا أبوالحسن علی بن محمد العسکری علیهماالسلام فقهنی فی أمر الرقیق فکنت لا أبتاع و لا أبیع لا باذنه، فاجتنبت بذلک موارد الشبهات حتی کملت معرفتی فیه، فأحسنت الفرق فیما بین الحلال و الحرام فبینما أنا ذات لیلة فی منزلی بسر من رأی و قد مضی هوی من اللیل اذ قرع الباب قارع، فعدوت مسرعا فاذا أنا بکافور الخادم رسول مولانا أبی‌الحسن علی بن محمد علیهماالسلام یدعونی الیه، فلبست ثیابی و دخلت علیه، فرأیته یحدث ابنه أبامحمد و أخته حکیمة من وراء الستر، فلما جلست قال: یا بشر! انک من ولد الأنصار، و هذه الولایة لم تزل فیکم یرثها خلف عن سلف، فأنتم ثقاتنا أهل البیت، و انی مزکیک و مشرفک بفضیلة تسبق بها شأو [١] الشیعة فی الموالاة بها، بسر أطلعک علیه، و أنفذک فی ابتیاع أمة. فکتب کتابا ملصقا بخط رومی و لغة رومیة، و طبع علیه بخاتمه، و أخرج شستقة [٢] صفراء فیها مائتان و عشرون دینارا، فقال: خذها و توجه بها الی بغداد، واحضر معبر الفرات ضحوة [٣] کذا، فاذا وصلت الی جانبک زوارق السبایا، و برزن الجواری منها، فستحدق بهم طوائف المبتاعین من وکلاء قواد بنی العباس، و شراذم من فتیان العراق، فاذا رأیت ذلک فأشرف من البعد علی المسمی عمر بن یزید النخاس عامة نهارک، الی أن یبرز للمبتاعین جاریة صفتها کذا و کذا، لابسة حریرتین صفیقتین، تمتنع من السفور و لمس المعترض و الانقیاد لمن یحاول لمسها، و یشغل نظره بتأمل مکاشفها من وراء الستر الرقیق، فیضربها النخاس فتصرخ صرخة رومیة، فاعلم أنها تقول: وا هتک ستراه، فیقول بعض المبتاعین: علی بثلاثمائة دینار، فقد زادنی العفاف فیها رغبة، فتقول بالعربیة: لو برزت فی زی سلیمان و علی مثل سریر ملکه ما بدت لی فیک رغبة، فأشفق علی مالک.
فیقول النخاس: فما الحیلة و لابد من بیعک؟ فتقول الجاریة: و ما العجلة، و لابد من اختیار مبتاع یسکن قلبی الیه، و الی أمانته و دیانته، فعند ذلک قم الی عمر بن یزید النخاس و قل له: ان معی کتابا ملصقا لبعض الأشراف، کلبه بلغة رومیة و خط رومی، و وصف فیه کرمه و وفاؤه و نبله و سخاؤه، فناولها لتتأمل منه أخلاق صاحبه، فان مالت الیه و رضیته فأنا وکیله فی ابتیاعها منک.
قال بشر بن سلیمان النخاس: فامتثلت جمیع ما حده لی مولای أبوالحسن علیه‌السلام فی أمر الجاریة، فلما نظرت فی الکتاب بکت بکاء شدیدا، و قالت لعمر بن یزید النخاس: بعنی من صاحب هذا الکتاب و حلفت بالمحرجة المغلظة: انه متی امتنع من بیعها منه قتلت نفسها، فما زلت أشاحه فی ثمنها حتی استقر الأمر فیه علی مقدار ما کان أصحبنیه مولای علیه‌السلام من الدنانیر فی الشستقة الصفراء، فاستوفاه منی و تسلمت منه الجاریة ضاحکة مستبشرة، و انصرفت بها الی حجرتی التی کنت آوی الیها ببغداد، فما أخذها القرار حتی أخرجت کتاب مولاها علیه‌السلام من جیبها و هی تلثمه و تضعه علی خدها، و تطبقه علی جفنها، و تمسحه علی بدنها، فقلت تعجبا منها: أتلثمین کتابا، و لا تعرفین صاحبه؟
قالت: أیها العاجز الضعیف المعرفة! بمحل أولاد الأنبیاء، أعرنی سمعک، و فرغ لی قلبک أنا ملیکة بنت یشوعا بن قیصر ملک الروم، و أمی من ولد الحواریین تنسب الی وصی المسیح شمعون، أنبئک العجب العجیب: ان جدی قیصر أراد أن یزوجنی من ابن أخیه، و أنا من بنات ثلاثة عشرة سنة، فجمع فی قصره من نسل الحواریین و من القسیسین و الرهبان ثلاثمائة رجل، و من ذوی الأخطار سبعمائة رجل، و جمع من أمراء الأجناد، و قواد العساکر، و نقباء الجیوش، و ملوک العشائر أربعة آلاف، و أبرز من بهو ملکه عرشا مسوغا من أصناف الجواهر الی صحن القصر، فرفعه فوق أربعین مرقاة.
فلما صعد ابن أخیه و أحدقت به الصلبان، و قامت الأساقفة عکفا و نشرت أسفار الانجیل، تسافلت الصلبان من الأعالی فلصقت بالأرض، و تقوضت الأعمدة فانهارت الی القرار، وخر الصاعد من العرش مغشیا علیه، فتغیرت ألوان الأساقفة، و ارتعدت فرائصهم، فقال کبیرهم لجدی:
أیها الملک! أعفنا من ملاقاة هذه النحوس الدالة علی زوال هذا الدین المسیحی و المذهب الملکانی، فتطیر جدی من ذلک تطیرا شدیدا، و قال للأساقفة: أقیموا هذه الأعمدة، و ارفعوا الصلبان: و أحضروا أخا هذا المدبر العاثر المنکوس جده لأزوج منه هذه الصبیة، فیدفع نحوسه عنکم بسعوده. فلما فعلوا ذلک حدث علی الثانی ما حدث علی الأول، و تفرق الناس، و قام جدی قیصر مغتما و دخل قصره و أرخیت الستور، فأریت فی تلک اللیلة کان المسیح و الشمعون و عدة من الحواریین قد اجتمعوا فی قصر جدی، و نصبوا فیه منبرا یباری السماء علوا و ارتفاعا فی الموضع الذی کان جدی نصب فیه عرشه، فدخل علیهم محمد صلی الله علیه و آله مع فتیة وعدة من بنیه، فیقوم الیه المسیح فیعتنقه فیقول:
یا روح الله! انی جئتک خاطبا من وصیک شمعون فتاته ملیکة لابنی هذا، و أومأ بیده الی أبی‌محمد [ابن] [٤] صاحب هذا الکتاب، فنظر المسیح الی شمعون فقال له: قد أتاک الشرف فصل رحمک برحم رسول الله صلی الله علیه و آله.
قال: قد فعلت، فصعد ذلک المنبر و خطب محمد صلی الله علیه و آله و زوجنی و شهد المسیح علیه‌السلام و شهد بنو محمد صلی الله علیه و آله و الحواریون.
فلما استیقظت من نومی أشفقت أن أقص هذه الرؤیا علی أبی وجدی مخافة القتل، فکنت أسرها فی نفسی و لا أبدیها لهم، و ضرب صدری بمحبة أبی‌محمد حتی امتنعت من الطعام و الشراب وضعفت نفسی و دق شخصی و مرضت مرضا شدیدا، فما بقی من مدائن الروم طبیب، الا أحضره جدی و سأله عن دوائی، فلما برح به الیأس قال: یا قرة عینی! فهل تخطر ببالک شهوة، فأزودکها فی هذه الدنیا؟
فقلت: یا جدی! أری أبواب الفرج علی مغلقة، فلو کشفت العذاب عمن فی سجنک من أساری المسلمین، و فککت عنهم الأغلال، و تصدقت علیهم و مننتهم بالخلاص، لرجوت أن یهب المسیح و أمه لی عافیة و شفاء. فلما فعل ذلک جدی تجلدت فی اظهار الصحة فی بدنی، و تناولت یسیرا من الطعام، فسر بذلک جدی و أقبل علی اکرام الأساری [و] اعزازهم، فرأیت أیضا بعد أربع لیال کأن سیدة النساء قد زارتنی، و معها مریم بنت عمران و ألف وصیفة من وصائف الجنان، فتقول لی مریم: هذه سیدة النساء أم زوجک أبی‌محمد، فأتعلق بها و أبکی و أشکو الیها امتناع أبی‌محمد من زیارتی.
فقالت لی سیدة النساء علیه‌السلام: ان ابنی أبامحمد لا یزورک و أنت مشرکة بالله و علی مذهب النصاری، و هذه أختی مریم تبرأ الی الله تعالی من دینک، فان ملت الی رضا الله عزوجل، و رضا المسیح و مریم عنک، و زیارة أبی‌محمد ایاک، فتقولی: أشهد أن لا اله الا الله، و أشهد أن أبی‌محمدا رسول الله.
فلما تکلمت بهذه الکلمة ضمتنی سیدة النساء الی صدرها، فطیبت لی نفسی و قالت: الآن توقعی زیارة أبی‌محمد ایاک، فانی منفذه الیک.
فانتبهت و أنا أقول: و اشوقاه الی لقاء أبی‌محمد، فلما کانت اللیلة القابلة جاءنی أبومحمد علیه‌السلام فی منامی فرأیته کأنی أقول له: جفوتنی یا حبیبی! بعد أن شغلت قلبی بجوامع حبک. قال: ما کان تأخیری عنک الا لشرکک، و اذ قد أسلمت فانی زائرک فی کل لیلة الی أن یجمع الله شملنا فی العیان، فما قطع عنی زیارته بعد ذلک الی هذه الغایة.
قال بشر: فقلت لها: و کیف وقعت فی الأسر؟ فقالت: أخبرنی أبومحمد لیلة من الیالی أن جدک سیسرب جیوشا الی قتال المسلمین یوم کذا، ثم یتبعهم، فعلیک باللحاق بهم، متنکرة فی زی الخدم مع عدة من الوصائف من طریق کذا. ففعلت فوقعت علینا طلائع المسلمین، حتی کان من أمری ما رأیت و ما شاهدت، و ما شعر أحد بی بأنی ابنة ملک الروم الی هذه الغایة سواک، و ذلک باطلاعی ایاک علیه، و قد سألنی الشیخ الذی وقعت الیه فی سهم الغنیمة عن اسمی فأنکرته و قلت: نرجس، فقال: اسم الجواری؟ فقلت: العجب انک رومیة و لسانک عربی؟ قالت: بلغ من ولوع جدی و حمله ایای علی تعلم الآداب أن أوعز الی امرأة ترجمان له فی الاختلاف الی، فکانت تقصدنی صباحا و مساء و تفیدنی العربیة حتی استمر علیها لسانی و استقام.
قال بشر: فلما انکفأت بها الی سر من رأی دخلت علی مولانا أبی‌الحسن العسکری علیه‌السلام، فقال لها: کیف أراک الله عز الاسلام، و ذل النصرانیة، و شرف أهل بیت محمد صلی الله علیه و آله؟ قالت: کیف أصف لک یا ابن رسول الله! ما أنت أعلم به منی؟
قال: فانی أرید أن أکرمک، فأیما أحب الیک عشرة آلاف درهم، أم بشری لک فیها شرف الأبد؟
قالت: بل البشری. قال علیه‌السلام: فأبشری بولد یملک الدنیا شرقا و غربا، و یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا، قالت: ممن؟
قال علیه‌السلام: ممن خطبک رسول الله صلی الله علیه و آله له من لیلة کذا، من شهر کذا، من سنة کذا بالرومیة، قالت: من المسیح و وصیه؟ قال: فممن زوجک المسیح و وصیه، قالت: من ابنک أبی محمد؟ قال: فهل تعرفینه؟ قالت: و هل خلوت لیلة من زیارته ایای منذ اللیلة التی أسلمت فیها علی ید سیدة النساء أمه؟
فقال أبوالحسن علیه‌السلام: یا کافور! ادع لی أختی حکیمة، فلما دخلت علیه، قال علیه‌السلام لها: ها هیه، فاعتنقتها طویلا و سرت بها کثیرا، فقال لها مولانا: یا بنت رسول الله! أخرجیها الی منزلک، و علمیها الفرائض و السنن، فانها زوجة أبی‌محمد، و أم القائم علیه‌السلام [٥] .


پی نوشت ها:
(١) یقال: فلان بعید الشأو، أی عالی الهمة. المنجد: ٣٧٠، (شأی).
(٢)
فی الغیبة و البحار: الشقة، و هی ما شق من ثوب او نحوه. المصدر: ٣٩٦، (شق). و علی أی تقدیر أی تقدیر فالمراد: الصرة التی یجعل فیها الدنانیر و الدراهم.
[٣] الضحو و الضحوة: ارتفاع النهار.المصدر: ٤٤٧ (ضحا).
[٤] الزیادة من کتاب الغیبة، و هو الصحیح.
[٥] اکمال الدین: ٤١٧ ح ١، الغیبة للطوسی: ٢٠٨ ح ١٧٨، بحارالأنوار ٥١: ٦ ح ١٢ و ١٣.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ١٣٨٤.