شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣١٨
عبدالرحمن بن احمد، كه نبايد حداكثر سال ۵۰۰ ق را درك كرده باشد، نيز بوده است (منتجب الدين، ۱۰۸؛ نيز نك: شعرانى، ۱ / ۶ ـ ۷). از ديگر مشايخ وى بايد از شيخ مفيد عبدالجبار بن عبداللّه بن على مقرى رازى (ابن شهرآشوب، همان جا)، عمادالدين ابومحمد حسن بن محمد قاضى استرآبادى (صاحب معالم، ۴۷) و ابوالحسن على بن الناصر بن الرضا(رافعى، ۲ / ۲۹۳) نام برد. همچنين، اينكه ابوالفتوح در جايى از كتاب خود (۹ / ۲۹۱) زمخشرى را «شيخ ما» مى خواند، به نظر قزوينى (ص ۶۳۳) گوياى آن است كه رازى محضر وى را دريافته بوده است.
چنان پيداست كه ابوالفتوح بيشتر به وعظ و خطاله مى پرداخته و بدان تعلق خاطر داشته است (نك: منتجب الدين، ۴۵) چندان كه اين دلبستگى تأثير آشكارى بر سبك تفسيرى او نهاده است. (نك: ادامه مقاله). بنا به گزارشى كه ابوالفتوح خود در روح الأحباب آورده و از طريق افندى (۲ / ۱۶۱) به دست ما رسيده است مجالس وعظ او، آن گاه كه جوان بوده در خان علاّن رى ـ احتمالاً منسوب به علاّن كلينى ـ قبولى عظيم نزد مردمان داشته است؛ چنان كه برخى به وى رشك مى بردند و به دليل سعايت حاسدان نزد والى شهر، مدتى از وعظ محروم گرديد.
ابوالفتوح در برخى از علوم متداول زمان خود استاد بود و تفسير او بيانگر تبحر وى در نحو، قرائات، حديث، فقه، اصول فقه، و تاريخ است. منتجب الدين از وى با تعبير «الامام السعيد ترجمان كلام اللّه تعالى» ياد كرده (ص ۸) و گفته كه او عالم، واعظ و مفسرى دَيّن بوده است (ص ۴۵). كيذرى نيز او را با عنوان «الشيخ الامام» خوانده است (۳ / ۱۲۳۳). همچنين بر روى نسخه اى از كتاب تفسيرش او را چنين خوانده اند:«الشيخ الاجل الاوحد الامام العالم الرئيس جمال الملة و الدين قطب الاسلام و المسلمين شرف الائمة فخر العلماء مفتى الطائفة سلطان المفسرين ترجمان كلام اللّه المبين». (نك: ياحقى، مقدمه ۱/۶۰).