شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٤٤
مدقّق نسبت داد كه اصلاً آذربايجانى بود و در نجف اشرف پرورش يافت و ما هرگز احتمال نمى دهيم محقق اردبيلى تأليف ديگرى را انتحال كند و چون با آن علم و تقوا و شهرت و قبول عامّه و جاه و عزت داشت، حاجت نبود كتابى ضعيف را به خويش نسبت دهد. و عجيب تر آن كه گويد:
مرا گذر به اصفهان افتاد، ديدم كه مردم آن بلده شيخ ابوالفتوح عجلى شافعى را شيخ ابوالفتوح رازى نام كرده بودند و به اين بهانه به عادت پدران خويش قبر آن سنى صوفى را زيارت مى كردند؛ اگر چه از مردم آن ديار امثال اين كردار دور نيست؛ زيرا ايشان پنجاه ماه زياده از ديگران نسبت به حضرت شاه ولايت ناشايست و ناسزا گفته اند و در اين زمان كه مذهب شيعه به قدر قوّتى گرفته، ايشان همچنان مانند پدران چندان محبّتى به شاه مردان ندارند. انتهى.
اين اعتراض غير وارد بر اهل اصفهان البته از مثل ملا احمد اردبيلى صاحب آيات الأحكام و شرح إرشاد سخت بعيد است. مردى به آن درجه فضل و علم مى داند كه اگر مردم شهرى اشتباه كنند و قبر سنى را قبر شيعى بدانند، دليل بر سوء سريرت آنان نيست و اشتباه قبر، چنان كه گفتم، براى قاضى نوراللّه ششترى نيز رخ داد و هيچ كس توهم سوء سريرت درباره او نكند. ملا احمد اردبيلى معاصر شاه عباس بزرگ است كه اصفهان پايتخت او بود، چگونه مردم اصفهان در عهد او محبّتى به شاه مردان نداشتند؟ و اين بنده محرّر اين سطور، در سفرى كه به زيارت آستانه حضرت على بن موسى الرضا (عليه آلاف التحية والثناء) مشرّف شدم، چند روز در شهر دامغان بودم و مشاهده كردم مردم آن جا قبرى را به نام بكير بن اعين برادر زاده ابن اعين از اصحاب حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهماالسلام زيارت مى كردند. در مجلسى از علماء و صلحاى آن جا گفتم: بكير بن اعين هرگز به دامغان نيامد و در بلاد عرب از دنيا رفت و ابن بكير دامغانى يكى از علماى تفسير اهل سنّت است و آن را به شباهت