شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٣٨
است. و در ترجمه شيخ ابوبكر مزبور مى نويسد، او پدر شيخ عبدالرحمن است و در ترجمه عبدالرحمان مى نويسد، وى عموى شيخ ابوالفتوح رازى است. بنابراين شيخ ابوبكر احمد، جد نزديك شيخ ابوالفتوح است و بدين مناسبت نمى توان على بن محمد بن احمد را، جد نزديك او دانست. و چگونه چنين نباشد و حال آن كه منتجب الدين، در ذيل نام شيخ ابوبكر احمد ياد شده مى نويسد: خبر داد مرا شيخ ابوالفتوح رازى، از پدرش، از جدش ابوبكر و اين سند دلالت بر آن دارد كه شيخ ابوبكر احمد، پدر جد شيخ ابوالفتوح بود. و با اين توجه، نسبت ابوالفتوح چنين است: ابوالفتوح، حسين بن على بن محمد بن احمد بن حسين بن احمد خزاعى نيشابورى رازى. و در گفتار قاضى نوراللّه ، كه يادآورى خواهد شد، اشاره اى بدين نسب دارد.
به دنبال اختلاف در نسب او گويد: در بعضى از كتابها، از جمله مناقب ابن شهرآشوب، چنين آمده است: ابوالفتوح احمد بن على رازى: ممكن است اين شخص غير از شيخ ابوالفتوح رازى ـ مترجم ما ـ بوده باشد، هر چند در اتحاد كنيه و نسبت و روزگار مساوى اند، در عين حال عدم اتحاد فيمابينشان به صحت نزديك تر است. پس از اين در ذيل ذكر شيخ عدل محسن بن حسين بن احمد نيشابورى خزاعى خواهد آمد كه وى عموى شيخ مفيد عبدالرحمن نيشابورى است. بنابراين شيخ محسن عموى عموى شيخ ابوالفتوح مترجم حاضر ما مى باشد.
شيخ ابوالفتوح، در شرح شهاب الأخبار به مناسبت شرح اين حديث كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده «لا يزال هذا الدين يؤيد بالرجل الفاجر» پيوسته اين دين بوسيله مرد بدكارى همراهى مى شود و مؤلفة القلوب را شاهد براى فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آلهآورده است، چنين مى نويسد:
نظير اين پيشامد، براى من اتفاق افتاد. در روزگار جوانى، در خان (كاروانسراى) معروف به خان علان، مجلسى سرا پا مى كردم؛ و گروهى به