شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٤٦
شراب بنشيند. چون حكايت منع مرا شنيد، كار خويش را رها كرد و بر نشست و والى را بياگاهانيد كه مردم رشك بر من برده و بر من دروغ بسته اند و از نزد والى بازگشت و بر درِ سراى من آمد و مرا بيرون برد و بر منبر نشانيد و خود تا پايان مجلس بنشست. پس با مردم گفتم: اين است مصداق آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند دين را به دست مرد فاجر تقويت مى دهد. انتهى.
و البته شيخ ابوالفتوح اين سخن را در همان مجلس و در حضور آن مرد نگفت؛ چن بر خلاف آداب معاشرت و دستور نهى از منكر است مرد غير معاند را در حضور جماعت به گناه سرزنش كردن؛ بلكه پس از آن مجلس، وقت مناسب يافت براى بيان اعجاز كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله قصه را نقل كرد و نام صاحب قصه را نگفت و خداى تعالى بسيار باشد كه به دست فاجران و كافران رنجى از مسلمانان دور كند و دشمنى را بردارد و آن گاه كه مأيوس از چاره باشند و از ظلم ستمكاران به ستوه آيند، گروهى فاجر فرستد كه بتازند و ستمگر را آواره سازند و به بحر محيط اندازند «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللّهِ» . [١]
۰ ربما تكره النفوسمن الأمر له فرجة كحل العقال ۰
مرحوم ميرزا محمد خان قزوينى در خاتمة الطبع چاپ اول اين تفسير، در ترجمه حال مؤلف و تفسير او فصلى مشبع آورده است.
و چون منقولات او از كتبى است كه در دست ما نيز هست و ما از اصل آن كتب نقل كرديم، احتياج به تكرار آن نيست، مگر بعضى نكات و فوايد استنباطى ايشان كه مورد نظر بود در اين جا ذكر مى كنيم:
در ذيل صفحه ۶۱۹ گويد:
روايت شيخ ابوالفتوح، مؤلف كتاب، از مفيد نيشابورى ابومحمد