شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢١٤
دو ويژگى بايسته هر كاوشگر و دانشور اين زمينه ها، به خوبى آراسته بود: نخست، اتكاى به فرهنگ پربار ايرانى و اسلامى و كند و كاو پيگير، دلسوزانه و عاشقانه در اين فرهنگ، و دوم آشنايى با شيوه پژوهشهاى علمى اروپاييان و تفكر و سنت نقادى غربيان و كاربست آنها در فرهنگ شناسى و پژوهشهاى ادبى و تاريخى. البته در اين راستا بايد يادآور شد كه قزوينى هماره در اين زمينه در ارزيابى دستاوردها و يافته هاى اروپاييان با نگاهى نقادانه و ژرف كاوانه مى نگريست و چنانچه براى نمونه در سخنان و يادداشتهايش مى يابيم، از برخى پيش داوريها و نگرشهاى غربيان درباره فرهنگ شرق و به ويژه ايران، به جد انتقاد مى كند. بر اين بنياد علامه قزوينى با در آميختن انديشه و منش حكمى و راز ورزانه و عارفانه فرهنگ ايران اسلامى با انديشه و تفكر سنجشگرانه و انتقادى و پرسشگر غرب، به فرهنگمردى بس والا مرتبه در تاريخ فرهنگ ايران زمين بدل شد. او به درستى ذوق ايرانى و ذهن غربى را در خود جمع داشت.
جستارى كه در پى مى آيد، نوشتارى است از شادروان عباس اقبال آشتيانى يكى ديگر از فرزانگان اين ديار كه خاطره اى بس جانگداز و تلخ را از فرجامين روزهاى استاد دانشور بازگو مى كند. با خواندن اين نوشتار در مى يابيم كه علامه قزوينى چونان ديگر فرهنگ پژوهان، در تنگدستى ولى وارستگى روزگار مى گذرانيد، اما با وجود همه اين رنجها، گدازشها، و كژتابيهاى زمانه يك آن از انديشه پژوهش، تحقيق، آموزش و فراگيرى دست فرو نمى نهاد. مرحوم اقبال در اين نوشتار كوتاه از ترسيم چهره راستين اين دانشور نامى، به خوبى بر آمده و خواننده را به اين نكته پراهميت، آگاه مى سازد كه «روزى خواهد رسيد كه مردم ايران، مرحوم قزوينى را در نهضت و تجددى كه شروع شده و دير يا زود جلوه و شكوه محسوسى خواهد يافت، از بزرگ ترين پيشقدمان بلكه قائد اعظم آن را بشناسد و بيش از آنچه امروز ما از مرگ او