شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٠٨
آراء و فرهنگهاى برتر، خود گرفتار شكنندگى شدند و هر چه زمان پيش مى تافت، شاخه به شاخه تر مى شدند.
راستى را چنين است كه پايه گذاران و مدعيان سنت، خود بدعتگذار بوده اند! مگر نه پيامبر به هنگامه بيمارى و چند روز پيش از مرگ «صحيفه اى و دواتى» خواست تا به روايت ابن عباس وصيت كند؛ اما فاروق اعظم كه هميشه مخالف خوان بود، به مخالفت با وصيت پرداخت و پراكند كه پيامبر هذيان مى گويد. از اين روى «كتاب خداوند ما را بس است». هياهو شد و بر بستر بيمار سر و صدا بالا گرفت؛ آن گونه كه بيمار ناله سر داد: «مرا رها كنيد، مرا رها كنيد...». [١]
عمر در حكومتش اين بدعت را گذارد كه در اذان حى على خير العمل زدوده شود و به جاى آن الصلوة خير من النوم گفته شود، نيز به مخالفت با متعه برخاست و آن را نهى كرد.
در قرآن سوره نساء آيه ۲۴ به مسلمانان سفارش شده كه پس از كام گيرى، بر شماست كه كارمزد آنان را بپردازيد: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» .
شايد عمر مى انديشيد كه اين زمان با هنگامه نزول آيه متفاوت شده و جامعه اى كه در آن زمان فقر زده بود، اينك به دليل فتوحات و سرازير شدن مال و زن و دختر نامسلمان به مدينه و ديگر شهرهاى مسلمان، ديگر ضرورت كاربرى متعه از بين رفته است! از اين رو، امير المؤمنين (!) چنين حكم مى نمايد: مُتعَتانِ كانَتا عَلى عَهْدِ رسول اللّه و اَنا اَنهى عَليهما و اُعاقِبُ عليهِما: مُتْعَةُ الحج و مُتعةُ النساءِ. كوتاه و بران! خليفه تازيانه به دست فرمان مى دهد كه متعه در هر دو كاربرى آن نكوهيده است و مسلمانان را از انجام آن نهى مى كند.