شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣١٢
احتمال مى دهد كه خالد در تشخيص اشتباه كرده كه قتل عمد محسوب نشده و موجب قصاص نمى شود!
خليفه اول مى دانست كه مالك بن نويره هم مسلمان بود و هم در ميان اسراء بود. خليفه از خالد نپرسيد كه به چه دليل فرمان كشتن اسيران را داده! او بهترين راه را برگزيد، با دادن خون بهاى مالك به برادرش مُتمم، سنت و شريعت را ناديده گرفت. خالد، كه تيغ عدالت را كند يافت، بار ديگر در جنگ يمامه، در كنار خون شهداء با دختر مَجاعَه عروسى كرد.
در حكومت عمر نيز خالد بى باك بود و آزاد! او به حمام مى شد و «از پى نوره تن خويش را با جوشانده زعفران آميخته به شراب مالش» مى داد!
خالد در پاسخ عمر، كه او را از اين كار منع مى داشت مى نكوهيد، پاسخى فقهى داد: «ما شراب را كشتيم كه وسيله شست و شو شد و ديگر شراب نبود»! [١] و وقتى فرماندهى بزرگ و سنتگرا چنين كند، ديگران چرا نكنند؟ اين گونه بود كه مغيرة بن شعبه نيز از خطر قصاص جست! و... حكومتگران نخستين اهل سنت، بدعت را در همه جنبه ها و شكلها به كار بستند. حتى در كشتار مخالفين! با ابتكار و ابداع اينان بود كه محمد بن ابوبكر فرزند خليفه نخست و نماينده و والى برگزيده على بن ابى طالب در مصر به دست نيروهاى عمرو عاص از پاى در آمد، آنها پيكرش را در شكم دراز گوشى نهادند و آنها را به آتش كشيدند! [٢]