شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٤٨
فضولى برخاست و گفت: اى خواجه چه فرق است ميان ملحدان و اين جماعت، خواجه گرم و بلند گفت: اى برادر فرق در دوگانگى باشد، و اينجا يگانگى است و در يگانگى فرق نباشد.
و از لطايف او آنكه چون آن ناصبى معاصر او در فصلى از كتاب نوشته كه رافضى به مشابهت ملحدان حى على خير العمل گويد و در شهرهاى ايشان نه شرع را حرمت باشد و نه دين را رونق.
در جواب گفته كه در فصول گذشته بيان نموديم كه خيرالعمل در زمان مصطفى زده اند و مذهب زيديه اين است، و ملاحده چون در اصول با خواجه ناصبى مشاركت كرده اند باكى نبود اگر در مسئله فرعى به شيعه مشابهت كردند باكى نباشد كه ملحد ملحد باشد به هر شعارى كه باشد. اما آنچه گفته است كه در شهرهاى شيعه شريعت را رونقى نباشد راست مى گويد، در قم خداى را بر عرش ننشانند، و در قاشان رسول سينه را نشكافند، و در آوه مصطفى را مشرك زاده نخوانند، و بدر مصلحگاه رى تا پيغمبر نيايد معرفت خداى واجب نباشد، و در استرآباد براى خر خداگاه ننهند، و در سبزوار زنا و لواطه، به اراده و قضاى خدا نگويند، همه جاى اثبات عدل و توحيد كنند و بر عصمت رسل و ائمه دليل آرند، و به اركان شريعت معترف باشند و به رأى و قياس و استحسان نگويند، حاكم خداى را دانند، شارع مصطفى را؛ اگر با اين همه حجت اسلام را رونقى نباشد گو مباش بلكه رونق دين و شريعت اين است، و خلاف اين بدعت و تهمت و كين است.
و خصومت خواجه نه با آن و اين است با اميرالمؤمنين است «ولا يحبه الاّ مؤمن نقى ولا يبغضه الاّ منافق شقى» نه سخن رافضيان قم و ورامين بلكه كلام خير المرسلين است الحمد للّه ربّ العالمين.
و در موضعى ديگر كه آن ناصبى ذكر نموده كه شيعه گويند حضرت رسول ابوبكر