شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٠٦
بشناختم لاجرم بقدر امانيّتت [١] پايه مكانت نهاديم... و نكوگفت امام زمخشرى:
۰ امتحنوا فكان مؤتمنا ثمّ استشاروه بعد ما امتحنوا ۰
۰ ثمّ دعوه لذاك مؤتمنا للملك و المستشار مؤتمن ۰ انتهى باختصار .
و باز در تفسير آيه «الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ» در سوره يس گويد:
عبداللّه عباس گفت: آن دو درخت است كه در او آتش باشد يكى را مرخ گويند و يكى را عفار چون كسى را آتش بايد دو شاخ از اين دو درخت ببرد چنان كه آب ازو مى چكد و بر هم سايد از ميان آن آتش بيرون آيد. و گفتند «مرخ» نر باشد و «عفار» ماده و هر دو را زَنْد و زَنْده گويند و شيخ ما [٢] ابوالقاسم محمود بن عمر الزمخشرى دو بيت گفت:
۰ وإنّى أرى مثل الفاضلينإذا التقيا الزّند والزّنده ۰
۰ فهذا يفيد بما عندهو هذا يفيد بما عنده [٣] ۰ انتهى باختصار .