شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣١٠
يورش مى بردند، اما مهاجمان در برابر اين پرسش كه مستند و مكتوب شما چيست؟ آسيب پذير بودند؛ زيرا نه هيچ كتابى و نه حتى قرآنى مكتوب براى عرضه نداشتند. تنها استناد آنها قاريان و حافظان قرآن بودند كه با گسترش سرزمين ها و وجود گويشهاى و زبانهاى مختلف، هر گونه تحريف و يا تصحيفى در آن طبيعى بود؛ و سه ديگر قارى، كتاب نبود كه هر جاى آن قابل ديدن باشد و بتوان مستند بدان استدلال كرد. قارى جان داشت و مى توانست به ميل و صلاحديد خود قرائت كند. اين بى سپرى اعراب موجب شد كه سنتيها ـ بر خلاف سنت و مبتنى بر بدعت ـ نوشتن قرآن را در دستور كار قرار بدهند. عثمان سه مكى و يك مدنى را برگزيد: سعيد بن عاص، عبداللّه بن زبير و عبدالرحمن بن حارث، هر سه از وابستگان اشرافيت مكه و از همه بدتر از خويشان خليفه بودند؛ زيد بن حارث نيز جوان بود. آن قدر جوان كه ابن مسعود در مخالفت با قرآن عثمان و كتابت زيد بن حارث چنين پرخاش كرد: «وقتى كه من ايمان آوردم او هنوز در پشت پدرش بود». اما حكومتگران جز اين نمى خواهند، همه بايد مطيع باشند. اختلافات در بين قراء بسيار شده و بيم آن مى رود كه با مرگ نسل اول قراء، قرآن مخدوش شود، بخصوص كه بصره و كوفه دو مدعى بزرگ سر بر داشته اند، و آن هم با پشتوانه فرهنگ ميانرودان و آشنا با تمدن و كتاب.
پيروزى بر كشورهاى بزرگ آسان به دست آمد، اما اعراب به دليل نبود تجربه پيشين كشوردارى، و پايين بودن سطح عمومى فرهنگ و تمدن، بخصوص در برابر دو تمدن درخشان ايران و روم، به مشكلات بسيارى گرفتار شدند. عربى كه با خزانه بيگانه است و به هنگام، فتح فرش بهارستان را تكه تكه مى كند و تازه در حكومت عمر است كه ياد مى گيرد همانند حكومت هاى ايرانى خزانه پديد آورد و آن را بيت المال نام بگذارد؛ اعرابى كه به هنگام فتح ايران و روم، كتاب نداشتند و خطشان، خطى ابتدايى و بدون نشانه هاى نقطه گذارى و اعراب بود، به هنگام حكومت بر