شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٠٤
سرآغاز اختلافات
تا پيامبر بود اختلافات كم بود و نهفته. در هنگامه هاى هر اختلاف، به دليل حضور پيامبر و دستورهاى او، اگر كه اختلاف زايل نمى شد و مدعيان خواستهايشان برآورده نمى گشت، ناگزير و به ظاهر سكوت مى كردند و داورى و تفسير پيامبر را مى پذيرفتند. پذيرفتنى است كه اختلاف بود و خواستهاى مختلف؛ اما اين پيامبر بود كه حرف آخر را مى زد؛ همان گونه كه در رخداد صلح حديبيه و جنگ حنين روى داد: [١]
در سال ششم مهى، پيامبر، حدود ۱۶۰۰ نفر همراه و هفتاد نفر شتر به قصد زيارت كعبه به روز دوشنبه اول ماه ذيقعده از مدينه راهى مكه شدند. هدف پيامبر از اين حركت به دست آوردن فرصتى براى گفت و گو و پيمان گذارى صلح بود كه بتواند در پناه آن، نيروهاى مسلمان را در سايه آرامش به دست آمده، تجهز كند. از اين رو، سلاح برنگرفتند؛ تنها شمشير نهان در غلاف برون شدند. عمر بن خطاب هشدار داد كه با وجود واهمه از ابوسفيان، آيا برنداشتن سلاحهاى جنگى صحيح است؟ پيامبر تأكيد كرد كه براى عمره مى رود و دوست ندارد كه سلاح بردارد. [٢] به حديبيه رسيدند. بار ديگر با پيامبر بيعت كردند و پيمان وفادارى بستند. عثمان به نمايندگى از سوى مسلمانان براى گفت و گو با مكيان رفت و با درنگ برگشت. پيام آورده بودند كه قريش نيز مايل نيست حرمت ماههاى حرام را در هم مى شكند؛ اما امسال نيز اجازه ورود مسلمانان را به مكه نمى دهند. سرانجام بين پيامبر و نماينده مكيان سهيل بن