شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٤٢
بودند و به اين بهانه به عادت پدران خود قبر آن سنى صوفى را زيارت مى كردند. پس، از اين بيان معلوم مى شود كه قبر شيخ ابوالفتوح همان است كه در مزار حضرت عبدالعظيم است. انتهى.
اول عبارت، كه از ابن حمزه نقل شده، هم از حديقة الشيعه است و از چند جهت در صحّت آن ترديد داريم:
يكى آن كه ابونعيم اصفهانى را، ابن خلكان در وفيات الأعيان نام برده و نسب او را تا نخستين كس از اجداد او كه اسلام آورد، ذكر كرده است. و او مهران نام داشت و در ميان اجداد او يوسف نام يافت نمى شود و شيخ يوسف، كه جد شيخ ابو نعيم است، در نقل مزبور صحيح نيست.
ديگر آن كه ابونعيم در سال ۴۰۳ در گذشت و فرزندش البته در مائه پنجم وفات يافته، ممكن نيست ابوالفتوح عجلى، كه در آخر مائه ششم در سال ۶۰۰ از دنيا رفت، شاگردى او كرده باشد.
ديگر اين كه ابن حمزه وفات شيخ ابوالفتوح را در رى دريافت. پس به نيّت حج متوجه مكه شد و به اصفهان بازگشت و در اصفهان ديد مردم به زيارت قبر ابوالفتوح عجلى مى روند؛ يعنى مدتى پس از وفات ابوالفتوح عجلى به اصفهان رسيده، وفات ابوالفتوح عجلى را درنيافت. پس حج ابن حمزه متأخر از سال ۶۰۰ بود و آن وقت اگر زنده بود، از هفتاد سال متجاوز داشت؛ زيرا هنگام وفات ابوالفتوح رازى در حدود سال ۵۵۰ اقلاً بيست ساله بود، با آن كه از عبارت وى كه گويد: «پس به نيت حج متوجه مكه شدم، چنان به ذهن مى رسد كه حج رفتن او اندكى پس از وفات ابوالفتوح رازى بود در حدود سنه ۵۵۰ و اين تناقضات را با تكلّف مى توان توجيه كرد.
ديگر آن كه نمى دانيم ابن حمزه كيست؟ به قول صاحب روضات، وى نصير الدين ابوطالب عبداللّه بن حمزة بن عبداللّه طوسى است شاگرد شيخ ابوالفتوح و كتابى از او