شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٥٤
و از لطايف او آنكه در موضعى كه ناصبى مذكور در كتاب خود افترا نموده و گفته كه به نزديك رافضى خروس كه بانگ گويد هم بايد كه معصوم و دور از خطا باشد. در جواب گفته بلى چنين است و چنين گير بدان دليل اگر خروسى باشد كه بى وقت بانگ كند پيره زن در خانه گويد كه اين شوم را ببايد كشتن، و از اينجا ظاهر شود كه پيره زن عارف تر باشد از ناصبى كه او گويد خروسى خطا كند و بى وقت بانگ كند گويد ببايد كشتن، و ناصبى نداند كه شخصى كه عالم و معصوم نباشد به امامتش قبول نبايد كردن.
و از لطايف او آن كه در موضعى كه ناصبى مذكور گفته كه عجب است كه صحابه پاك كه مجاوران حضرت نبوت بودند حق را نديدند، اما ابوجعفر طوسى و ابوجعفر بن بابويه و علم الهدى و مفيد و باقى علماى شيعه كه بعد از پانصد سال آمدند بديدند؟! جواب داده كه من انكار نمى كنم كه صحابه حق را نديدند، اما اين رد بر خواجه ناصبى كه گويد عبدالمطلب و عبداللّه و ابوطالب و آمنه با نور مصطفى و مجاورت آن، آن را نديده اند و آن معجزات قبول نكردند و با آن همه قرب و قرابت به دوزخ روند، ليكن ريسمان فروش و شانه تراش و حلاج كه بعد از پانصد سال آمده اند ناجى اند و همه بهشت روند، اگر آن عجب است اين عجب تر است، تا خواجه ديگر بار داند كه رستگارى به پيشه و شهر تعلق ندارد و قياس كند كه علم الهدى و ابوجعفر و مفيد و امثال ايشان از علماى شيعه با علماى نواصب مقابل هستند يا نه، و چون بهترند مجامله نكند كه معصيت هرچند كمتر بهتر. [١]