دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٦٣ - مبحث دوم مراتب جرح
از بدترين، آغاز كرده و به ضعيفترين مرتبه، پايان داده است؛ امّا وى در ترتيب مراتب، به جاى كلمه «ثم»، از كلمات «المرتبة الأولى، والمرتبة الثانية و ...» استفاده نموده و رتبه برخى از الفاظى را كه ذهبى ذكر كرده، تغيير داده است. وى رتبه سه لفظ «متروك» و «ذاهب الحديث» و «فيه نظر» را كه ذهبى در مرتبه سوم از منظر خود قرار داده است، در مرتبه دوم ذكر كرده، و رتبه سه لفظ «واهٍ بمرّة» و «ليس بشىء» و «ضعيف جداً» را كه ذهبى در مرتبه چهارم از منظر خود قرار داده، در مرتبه سوم ذكر كرده است. بقيه اختلافات وى با ذهبى در ذكر الفاظى است كه وى به هر مرتبه، افزوده است.[١] حكم مراتب جرح
حكم اهل چهار مرتبه اوّل از مراتب جرح، عدم احتجاج به روايات آنان است و حتى در باب «شواهد و متابعات» نيز براى تقويت روايات اهل مرتبه پنجم و ششم از مراتب تعديل، و نيز مرتبه پنجم و ششم از مراتب جرح، قابل استفاده نيستند.
و حكم اهل دو مرتبه اخير از مراتب جرح، نوشتن روايات آنان براى استشهاد و اعتبار است؛ يعنى روايات اهل دو مرتبه اخير، اگرچه به تنهايى ضعيف و غيرقابل احتجاجاند؛ ليكن روايات اين عدّه، قابل تقويت به درجه احاديث «حَسَن لغيره» است و اين، در صورتى است كه روايات آنان، بهسبب نقل همان روايات، از طريق اهل مراتب تعديل و يا حدّاقل، راويان همشأن خودشان تقويت گردد.
به عبارت ديگر، ضعف روايات اهل دو مرتبه اخير از مراتب جرح، تا حدّى قابل جبران است و اگر چنين شود، روايات آنان، به عنوان «حَسَن لغيره» مورد پذيرش قرار مىگيرد؛ و اگر هم تقويت مزبور صورت نگيرد، چنين رواياتى در باب فضايل اعمال- كه احاديث ضعيف نيز پذيرفته مىشوند-
[١]. ر. ك: فتح المغيث، العراقى، ص ١٨٢- ١٨٣.