دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٤٧ - ب) تعارض جرح و تعديل از يك عالم رجالى
مىگرديد، عالم رجالى مزبور، وى را در شمارِ متوسّطان ذكر مىكرد.
از نمونههاى روشن جرح و تعديلى كه در كلامى متّصل نقل گرديده و معناى نسبيت جرح و تعديل را به وضوح در آن مىتوان يافت، آن است كه عثمان دارمى مىگويد كه از ابن معين، در مورد نقل و روايت علاء بن عبد الرحمان از پدرش پرسيدم كه حديث آن دو چگونه است؟ ابن معين در پاسخ گفت: «اشكالى ندارد» و من گفتم، آيا علاء بن عبد الرحمان نزد تو عزيزتر است يا سعيد مقبرى؟ ابن معين گفت: «سعيد، اوثق است وعلاء، ضعيف است». بنا بر اين، واضح است كه مراد ابن معين از إطلاق «ضعيف» بر علاء، ضعف مطلق وى نيست؛ زيرا پيش از اين در مورد وى گفته است: «لا بأس به»؛ بلكه مراد وى آن بوده كه علاء نسبت به سعيد مقبرى، ضعيف بوده است.
احتمال دومى كه در مسئله وجود دارد، تغيير اجتهاد عالم رجالى است؛ يعنى آن هنگامى كه عالم رجالىاى به تعديل راوىاى اقدام مىكند، رأى وى بر عدالت آن راوى بوده است و زمانى كه به جرح وى اقدام كرده است، رأى وى به مجروح بودن و ضعف آن راوى تعلّق گرفته است.
خلاصه كلام سخاوى و نتيجهاى كه از آن مىتوان گرفت- چنان كه خود سخاوى به آن اشاره كرده است- چنين است كه به واسطه همين دو احتمال اساسى نمىتوانيم در اين مسئله، ضابطهاى كلّى قرار بدهيم؛ بلكه در هر مورد خاصى مىبايد جداگانه به بحث و بررسى بپردازيم تا اگر از قراين و شواهد چنين به دست آمد كه تعارض جرح و تعديل نسبى بوده و تعارضشان حقيقى نيست، حمل بر نسبيت جرح و تعديل شود نه تغيير اجتهاد، چنان كه در عمل نيز اكثر جرح و تعديلهاى متعارض از يك عالم رجالى، بر همين نسبيت جرح و تعديل حمل گرديده است و اگر علم پيدا كرديم كه جرح و تعديل متعارض، از باب تغيير اجتهاد عالم رجالى و رأى وى است، به رأى اخير (متأخّر) وى (اعم از آن كه جرح باشد