دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٤ - پيش گفتار
و ضوابط حديث و رجال در مذاهب مختلف، مىتواند راهگشاى ايشان در شناختى دقيقتر و عميقتر از حديث و رجال حديث باشد.
اين امر، آن گاه روشنتر مىشود كه به اين نكته توجّه نماييم كه براى مثال، بسيارى از راويان اهل سنّت، در منابع شيعى نيز روايت دارند. همچنين اهل سنّت، روايات بسيارى را از راويان شيعى مذهب در منابع خود نقل كردهاند. اين رابطه در بين مذاهب فرعى ديگر نيز وجود دارد.
آشنايى دانش پژوهان هر مذهب با رجال و قواعد رجالى مشترك بين آنها و ديگر مذاهب، و تعيين موارد اختلاف، قدمى مثبت و مهم در راه دستيابى به نتيجه متقَن در اين موارد است.
همچنين آشنايى محدّثان مذاهب مختلف با مبانى و شيوه يكديگر در استفاده از منابع حديثى و رجالى، خود، امرى مهم و قابل توجّه است. بسا احتجاجات و استدلالها كه به جهت عدم آشنايى با مبانى حديثى و رجالى يكديگر صورت گرفته و با كمترين بررسى، خطا بودن و بطلان آنها مشخّص خواهد شد. نمونههاى اين گونه مطالب بسيارند. از جمله، گاه ديده مىشود كه اهل سنّت به وجود روايتى در «كتب اربعه» حديثى شيعه تمسّك جسته و به آن احتجاج كردهاند، با اين تصوّر كه كتب اربعه نيز نزد شيعيان همچون كتب ستّه نزد ايشان، صحيح شمرده مىشوند، غافل از آن كه شيعه هرگز چنين اعتقادى درباره احاديث كتب اربعه ندارد. حتّى عالمان اخبارى مسلك شيعى نيز كه احاديث اين كتابها را «صحيح» و «قطعىّ الصدور» شمردهاند، در عمل و در مقام فتوا همه روايات را قابل استناد و تمسّك نمىدانند.
نيز برخى نويسندگان شيعه در نقد و ردّ نظريه «عدالت صحابه» به فتنههاى عصر خلافت عثمان و امام على عليه السلام- كه موجب نزاعها و جنگهايى بين صحابيان شد- تمسّك كردهاند، در حالى كه عالمانِ رجالى اهل سنّت، در توجيه اين گونه