دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٦٥ - روايت اهل بدعت
است[١] و حتى برخى همچون نووى بر آن ادّعاى اتّفاق كردهاند[٢]؛ ليكن ادّعاى اتّفاق- چنان كه سيوطى از برخى نقل كرده است-، نمىتواند درست باشد؛ زيرا اقوال ديگرى نيز در مورد بحث وجود دارد[٣] كه هم اينك به نقل آنها خواهيم پرداخت.
٢. قبول كردن روايت از آنان، مطلقاً. از قائلان به اين قول، نامى برده نشده است و تنها با لفظ «قيل» و «قال جماعة من أهل النقل»، به برخى از اهل علم نسبت داده شده است.[٤] ٣. قبول روايت از آنان، در صورتى كه براى پيشبرد مذهب خود، دروغ را حلال نشمرند و عدم قبول در غير اين صورت. اين قول، مورد تأييد برخى، همچون صاحب المحصول قرار گرفته است.[٥] ابن حجر، در مورد قبول روايت از اين دسته از بدعتگذاران و محدود نمودن مصاديق آن، بحثى تحقيقى بيان كرده است:
تحقيق آن است كه روايت هر كسى را كه به واسطه بدعتى تكفير شود، نمىتوان رد كرد؛ زيرا هر فرقهاى مخالفان خود را بدعتگذار مىداند و گاهى مبالغه مىكند و مخالف خود را تكفير مىكند. بنا بر اين، اگر بنا شود به طور اطلاق، ردّ هر بدعتگذارى را كه به واسطه بدعتش تكفير شده، بپذيريم، لازمه آن، تكفير تمام طوايف اسلام است. بنا بر اين، درست آن است كه روايت كسى كه امرى متواتر از شرع را كه از ضروريات دين بودن آن مسلّم است، انكار كرده و يا بر عكس آن بشود، يعنى امرى را كه مسلّماً داخل دين اسلام نيست، جزء دين بداند، رد شود؛ امّا كسانى كه چنين صفتى را ندارند و
[١]. شرح النخبة، ص ١٠٠.
[٢]. تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٦.
[٣]. همان جا.
[٤]. الكفاية فى علم الرواية، ص ١٢١؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٦.
[٥]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٦٤؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٦.