دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٦٣ - روايت اهل بدعت
بودن، بينايى، اشتهار به شنيدن حديث، معروف بودن نَسَب و ...، لازم ندانستهاند.[١] در مقابل، از ابوحنيفه (٨٠- ١٥٠ ق)[٢] نقل شده كه مرد بودن، از شرايط راوى است، جز در خصوص عايشه و امّ سلمه[٣]. نيز وى فقيه بودن راوى را در صورت مخالفت روايت راوى با قياس، شرط دانسته است[٤]. قول نادرى نيز وجود دارد كه تعدّد را در روايت، مانند شهادت، لازم دانستهاند.[٥]
شرايط دريافت كننده حديث
براى دريافت و حمل حديث، تنها شرط لازم آن است كه فرد، مميّز و ضابط باشد. بنا بر اين، روايت مسلمانى كه در حال كفر، حديث را دريافت نموده، صحيح شمرده شده و پذيرفته مىشود. نيز به طريق اولى، روايت مسلمان عادلى كه به هنگام دريافت حديث فاسق بوده، و نيز روايت بالغى كه به هنگام دريافت حديث، بچّه مميز بوده است.[٦]
روايت اهل بدعت
پيش از اين در بحث شرايط راوى گفته شد كه از شرايط راوى به هنگام نقل حديث، مسلمان بودن و عدالت است و در تفسير عدالت نيز گفته شد كه آن را به
[١]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣١٧- ٣١٨.
[٢]. براى آگاهى از شرح حال وى، ر. ك: فصل ششم، ص ٢٢٥.
[٣]. همان، ج ١، ص ٣١٧( به نقل از ماوردى در الحاوى).
[٤]
[٥] ٤ و. همان جا.
[٦]. ر. ك: الكفاية فى علم الرواية، ص ٥٤ و ٧٦؛ مقدمة ابن الصلاح، ص ٩٦- ٩٧؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ٢، ص ٦- ١٠؛ تدريب الراوى، ج ٢، ص ٣- ٤.
پيشتر در بحث« شرايط نقل كننده روايت»، گفته شد كه روايت بچّه مميّزى كه بالغ نشده نيز به عقيده برخى، پذيرفته است.