دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٦ - مبحث سوم علم رجال از پيدايش تا كمال
طبقه اوّل حديث شناسان و نقّادان و نيز اوّلين كسانى كه به جرح و تعديل پرداختهاند، قرار داده است[١]. البته مراد حاكم از جرح، مسلّماً تخطئه است نه معناى مصطلح آن؛ زيرا آن هنگام، عهد صحابيان بوده و وى نيز مانند ساير اهل سنّت اعتقاد داشته كه صحابيان، همگى عادل بودهاند و جرح آنان معنا ندارد.
از صحابيان، به غير از افراد مذكور، عبد اللَّه بن عباس، عبد اللَّه بن سلّام، عبادة بن صامت، انَس بن مالك و عايشه نيز از ناقدان رجال بودهاند[٢] و به تخطئه برخى از راويان، اقدام كردهاند؛ ليكن در عهد اصحاب، بحث از احوال رجال، امرى رايج و شايع نبوده است و احياناً به صورت جزئى واقع شده است.
سپس چنان كه پيشتر گفته شد، در سال چهلم هجرى حركت وضع و جعل احاديث آغاز گرديد. از اين رو، عدهاى از تابعيان، در احوال رجال سخن گفتند و به بحث از رجال اسناد روايات و جرح و تعديل عدّهاى از رجال پرداختند.
مشهورترين اين عدّه، شعبى، محمّد بن سيرين، سعيد بن مسيّب و سعيد بن جبيرند؛ امّا در آن زمان نيز هنوز علم رجال، شكل چندانى نيافته بود، زيرا هنوز عهد صحابيان تمام نشده بود و اكثر تابعيان نيز ثقه و مورد اعتماد بودهاند، جز عده معدودى چون: حارث اعوَر و مختار ثقفى[٣]. اين شيوه، كم و بيش تا پايان نيمه اوّل قرن دوم هجرى- كه اواخر عصر تابعيان است- پا برجا بود.
با شروع نيمه دوم قرن دوم هجرى، حركت وضع و جعلِ احاديث، شدّت گرفت و راويان ضعيف، بسيار شدند. به همين جهت، عده قابل توجّهى از ائمه
[١]. معرفة علوم الحديث، ص ٥٢.
[٢]. أربع رسائل فى علوم الحديث( المتكلّمون فى الرجال)، ص ٩٤- ٩٥؛ الإعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ، ص ٣٣٨.
[٣]. ر. ك: أربع رسائل فى علوم الحديث( ذكر من يعتمد قوله فى الجرح و التعديل)، ص ١٧٢- ١٧٤؛ أربع رسائل فى علوم الحديث( المتكلّمون فى الرجال)، ص ٩٥- ٩٦؛ الإعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ، ص ٣٣٨- ٣٣٩.