دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٨ - رابطه علم رجال و علم تاريخ
قسمت مهمّى از موضوع علم رجال (يعنى مشاهيرِ راويان)، جزئى از موضوع علم تاريخ به شمار مىآيد؛ زيرا موضوع علم تاريخ، فراتر از موضوع علم رجال (يعنى راويان احاديث) است و شامل مطالبى درباره انبيا، پادشاهان، حكما و شعرا و نيز حوادث بزرگ و وقايع مهم است.
در غرض و فايده، اين دو علم با يكديگر كاملًا متفاوتاند؛ زيرا غرض از علم تاريخ- چنان كه پيشتر گفته شد-، آگاهى بر احوال گذشته و گذشتگان و فايده آن، عبرت گرفتن است، در حالى كه غرض از علم رجال، تعيين راويان ضعيف وثقه است و فايده آن، تمييز حديث صحيح از غير صحيح؛ اگرچه تمييز مذكور، به لحاظ نسبت بين موضوع بين دو علم، به صورت نفعى از پيش لحاظ نشده، از فراگيرى علم تاريخ نيز تا حدّى به دست مىآيد؛ زيرا به هر حال، در علم تاريخ نيز از احوال تاريخىِ بسيارى از راويان احاديث (يعنى مشاهير راويان حديث)، سخن گفته مىشود.
از آنچه كه در بيان رابطه علم رجال با علم تاريخ گفته شد، اين نكته نيز روشن مىشود كه چرا از علم رجال به علم «تاريخ الرواة»، «تاريخ المحدثين» و «تاريخ رجال الحديث» نيز تعبير گرديده است و حتى در فصل چهارم- كه إن شاء اللَّه به ذكر مصادر علم رجال خواهيم پرداخت-، ملاحظه خواهد شد كه بسيارى از تأليفات رجالى با عنوان تاريخاند؛ مانند: تاريخ بخارى، تاريخ يحيى بن معين و تاريخ ابن أبى خيثمه.[١]
[١]. براى اطّلاع بيشتر در زمينه رابطه علم رجال با تاريخ، ر. ك: شدّ الرحال إلى علم الرجال، ص ١٠؛ بحوث فى تاريخ السنة المشرّفة، ص ٢٠٦- ٢١٠. البته متأسفانه، مؤلّف كتاب شدّ الرحال به هنگام فرق نهادن بين علم رجال و علم تاريخ گفتهاست كه در علم رجال، از حال راويانى بحث مىشود كه حوادث و اخبار را نقل كردهاند و اين، اشتباه بزرگى است؛ زيرا در علم رجال، فقط در احوال راويان احاديث، بحث مىشود.