دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٢٨ - گفتار سوم مشروعيت بحث از رجال
ملاحظه مىشود كه آيه شريف، به تحقيق درباره خبر فاسق دعوت مىكند و معلوم است كه اين دعوت، اجابت نمىگردد، مگر به شناختو تشخيص مُخبر فاسق از مُخبر عادل، و واضح است كه فاسق از عادل تميز داده نمىشود، مگر به تجسّس و تفحّص در احوال مخبران و نقل احوال آنان (ما لا يتمّ به الواجب، فهو واجب).
٢. اولويت مقام از جرح پيامبر صلى الله عليه و آله در برخى اغراض شرعى.
بخارى و مسلم (٢٠٤ يا ٢٠٦- ٢٦١ ق) از عايشه، چنين روايت كردهاند:
استأذن رجل على رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فقال: «ائذنوا له، بئس أخو العشيرة أو ابن العشيرة. فلمّا دخل ألَان له الكلام». قلت: يا رسول اللَّه! قلتَ الذى قلت ثم ألنت له الكلام؟ قال: «أى عائشة! إنّ شرّ الناس من تركه الناس- أو ودعه الناس- إتّقاء فحشه».[١]
شخصى براى ورود به حضور پيامبر خدا اجازه خواست. ايشان فرمود: «به او اجازه بدهيد بيايد. بَد برادرى است در ميان خانوادهاش». هنگامى كه آن مرد وارد شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به نرمى با وى سخن گفت. [عايشه مىگويد:] به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم: اى رسول خدا! اوّل چنين گفتى و بعد با نرمى با وى سخن گفتى؟ فرمود: «آرى عايشه! به درستىكه بدترينِ مردم، كسى است كه مردم، او را به واسطه ترس از ناسزاگويىاش ترك كنند».
و در حديثى ديگر آمده است هنگامى كه فاطمه بنت قيس، به واسطه خواستگارى معاويه بن ابى سفيان وابو جهم از وى، از پيامبر اكرم در مورد آن دو سؤال كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: فصل اوّل: كلّيات
[١]. صحيح البخارى، ج ٥، ص ٢٢٥٠( كتاب الأدب، باب ما يجوز من اغتياب اهل الفساد و الريب ح ٧٥٠٧)؛ شرح صحيح مسلم، ج ١٥- ١٦، ص ٣٨٠- ٣٨١( كتاب البرّ و الصلة و الآداب، باب مداراة من يتقى فحشه).