دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١١٩ - گفتار دوم شرايط عالمان جرح و تعديل
توصيف راوى به عدالت و يا توصيف وى به فسق مىگردد.
حافظ بدر بن جماعه (٦٣٩- ٧٣٣ ق)[١]، در مورد لزوم اتّصاف علماى جرح و تعديل به اين صفت گفته است:
من لا يكون عالماً بالأسباب لايقبل منه جرح ولا تعديل لا بالإطلاق ولا بالتقييد.[٢]
كسى كه به اسباب جرح و تعديل عالم نباشد، جرح و تعديل، نه به نحو اطلاق (يعنى بدون ذكر سبب) و نه به نحو تقييد (يعنى با ذكر سبب)، از وى پذيرفته نمىگردد.
از نمونههاى بارز جرح به واسطه فعلى كه انجام دادن آن، موجب سقوط عدالت نمىگردد، آن است كه به شعبة بن حجاج گفته شد: «براى چه حديث فلانى را رها كردى؟» و او در پاسخ گفت:
رأيته يركض على بِرذون فتركت حديثه![٣]
او را ديدم كه با پايش به قاطر مىزد تا حركت كند. براى همين، نقل حديث از وى را رها كردم!
و البته واضح است كه مانند چنين فعلى، موجب سقوط عدالت راوى و ردّ روايت وى نمىشود.
از نمونههاى بارز تعديل به واسطه فعلى كه موجب عدالت و كاشفِ آن نيست،
[١]. بدر الدين محمّد بن ابراهيم بن سعد اللَّه بن جماعه حموى، شافعى مذهب، قاضى القضات ديار مصر، صاحب كتاب معروف المنهل الروى فى الحديث النبوى، فقيه و محدّثى با منزلت بوده است( ر. ك: حسن المحاضرة، ج ١، ص ٤٢٥).
[٢]. الرفع والتكميل، ص ١٧. تاج سُبكى نيز پيش از او، بر اين مطلب، تصريح كرده است. ابن حجر نيز در شرح النخبة( ص ١٣٥) گفته است:« تقبل التزكية من عارف بأسبابها لامن غير عارف لئلّا يزكّى بمجرّد ما ظهر له ابتداء من غير ممارسة واختبار».
[٣]. الكفاية فى علم الرواية، ص ١١١.