دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٠٧ - گفتار سوم توثيق عام صحابيان
يدريك؟ لعلّ اللَّه اطّلع على أهل بدر، فقال اعملوا ماشئتم فقد غفرت لكم؛
[او در جنگ بدر حضور داشته است] و تو چه مىدانى؟ شايد خداوند، بر اهل بدر مطلّع شده و گفته است: «هر چه مىخواهيد، انجام بدهيد. همانا شما را آمرزيدهام».
بخصوص آن كه صحابيان در توبه خود- نسبت به آنچه كه احياناً از آنان واقع مىشده- مخلص بودهاند. علاوه بر اين، حدهايى كه بر برخى از آنها از جمله وليد بن عقبه جارى شده، كفّاره آنان است؛ بلكه در خصوص وليد گفته شده كه برخى از اهل كوفه، بر وى تعصّب و ستيزه جُستند و به همين جهت، عليه وى به غير حق، شهادت دادند.[١]
سخاوى سپس به ترك اين گونه مباحث- كه نتيجهاش همانا احتمال وقوع اعمال خلاف عدالت از صحابيان است- نصيحت مىكند.[٢] ب) قول ديگرى كه در مقابل جمهور محدّثان نقل گرديده، آن است كه صحابيان تا هنگام وقوع فتنهها (قضيه قتل عثمان و جنگهاى واقع شده در زمان حضرت على عليه السلام) همگى عادل بودهاند؛ امّا بعد از وقوع فتنهها مىبايد در مورد عدالتشان بحث شود[٣]. از قائل و يا قائلان به اين قول، نامى برده نشده است و در كتب «مصطلح الحديث»، تنها به نقل اين قول اكتفا گرديده است.
ج) برخى قائل به ردّ جميع كسانى شدهاند كه در فتنهها داخل گرديدهاند؛ زيرا در هر فتنهاى، يك طرف بدون تعيين فاسق بوده و به واسطه همين عدم تعيّن، حكم به ردّ دو طرف مىگردد. غزّالى اين قول را به قدريه متقدّم نسبت داده است[٤]. برخى از قائلان به اين قول ردّ شهادت و روايتِ داخلان در فتنهها را مقيّد به اجتماع آنها
[١]. فتح المغيث، السخاوى، ج ٣، ص ٩٤- ٩٥.
[٢]. همان جا.
[٣]. همان، ج ٣، ص ٩٥؛ تدريب الراوى، ج ٢، ص ١٢٥.
[٤]. المستصفى، ص ١٣٠.