دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٠٦ - گفتار سوم توثيق عام صحابيان
باديهنشين با رسول اكرم ذكر شده است.[١] در مقابل جمهور محدّثان كه مدّعىِ عدالت جميع صحابياناند، اقوال ديگرى نيز از علما ابراز گرديده كه عبارتاند از:
الف) برخى از علماى دانش اصول (همچون آمدى و ابن حاجب) قولى را حكايت كردهاند مبنى بر اين كه صحابيان، مطلقاً- چه داخلِ در فتنهها شده باشند و چه داخل نشده باشند- بحث در عدالت و يا عدم عدالت آنان، امرى لازم است و مانند ديگراناند[٢] و سخاوى گفته است كه اين قول، مقتضاى كلام ابن قطان شافعى است كه گفته است:
وحشى، حمزه رحمه الله را كشت، در حالى كه وى با رسول خدا مصاحبت داشت، و وليد، شراب نوشيد [در حالى كه وى نيز مصاحبت داشته است]. در پاسخ مىگوييم كسى كه خلاف عدالت از وى ظاهر شده، نام صحابى بر او اطلاق نمىگردد و وليد، صحابى نبوده است. همانا اصحاب رسول اكرم، كسانى بودهاند كه بهروش ايشان عمل مىكردهاند.[٣]
سخاوى بعد از نقل كلام مزبور، اظهار تعجّب كرده و در جواب آن گفته است:
به اتّفاق همه اهل علم، همه صحابيان و از جمله دو نفر مزبور، از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله بودهاند و قتل حمزه رحمه الله به دست وحشى، قبل از اسلام آوردن وحشى واقع شده است؛ و اما وليد و ديگرانى كه ابن قطان به آنها اشاره كرده است، همانا پيامبر صلى الله عليه و آله از لعن برخى از آنان نهى كرده است و فرموده
: «لا تلعنه، فواللَّه ما علمتُ إلّاانّه يحب اللَّه و رسوله؛
لعن نكن او را. به خدا قسم! من جز آن كه او خدا و رسولش را دوست مىدارد، از او نمىشناسم» و نيز پيامبر صلى الله عليه و آله عمر را از كشتن حاطب با اين كلام شريف باز داشت كه
: «وما
[١]. الإصابة فى تمييز الصحابة، ج ١، ص ١١- ١٢.
[٢]. فتح المغيث، السخاوى، ج ٣، ص ٩٤.
[٣]. همان، ص ٩٤.